Achcan
Open in Telegram
لطفا با #اچكان كپی كنيد. کتابِ کفشدوزکِ آبیِ مریخی (تمام شد.) سفارش تبليغات: https://t.me/+zyFa07j4iGc2N2U8
Show moreIran33 963The category is not specified
9 131
Subscribers
No data24 hours
-237 days
-9530 days
Posts Archive
9 131
صدای پایش را میشنوم که به سمت یخچال میرود. در را باز میکند و میبندد. کمی مکث میکند، بعدش به سراغ من میآید و میپرسد: «تخممرغ دارید؟» میدانم که خودش همین الان داخل یخچال را دیده و میداند که داریم. میگویم: «نمیدانم، اگر لازم داری و اگر داشتیم بردار.» دوباره میرود به سمت یخچال و خیلی طبیعی، طوری که انگار نمیدانسته میگوید: «آها، دارید، مرسی.» این مثالی کوتاه و ساده از این است که چقدر آدمها میتوانند برای مسائل کوچک و پیشِ پا افتاده از سیاست استفاده کنند و از روراست بودن اجتناب کنند؛ کَلَک، آن هم برای یک تخممرغ میتواند عمقِ فاجعه را به خوبی نشان دهد. و من هرروز این را میپرسم که آیا لازم است برای هرچیزِ ناچیزی از سیاست و دروغ و دورویی استفاده کرد؟ و بعدش مادرم به من میگوید که باید به آدمها اعتماد کنم، ولی من نمیتوانم به این موجوداتی که برای چیزی کوچک، به سمتِ کَلَک میروند اعتماد کنم. فکر کن اگر روش برای هدفی کوچک این است، راهشان برای اهدافِ بزرگشان چه خواهد بود؟! و تا به امروز معلوم نیست چندین دروغ گفتهاند و چندین کلک زدهاند که من حتی متوجهشان نشدهام! جالبترش هم اینجاست که همانطور که دنیا پیشرفت میکند و رو بهجلو میرود، اینها هم سعی میکنند تا دروغها و کلکهایشان را جدید و تازهتر کنند و یادشان میرود که باید خودشان پیشرفت کنند نه شیوهی کَلَک و دروغگوییشان!
#اچکان
9 131
در شرایط خوب دوست ماندن را هرکسی میتواند انجام دهد، حتی دشمنت! ولی در شرایط بحران و سخت، در شرایطی که شاید آرزوی مردن را داری و نمیخواهی کسی را ببینی؛ در آن روزهای تیره، اگر کسی هنوز برای نجاتت تلاش میکند دوستِ واقعیست. مابقیِ آنها، همانها که اسم خود را «دوستِ صمیمی» و یا حتی «دوستِ قدیمی» میدانند، در بازهای از زمان میآیند و میروند. در روزهای روشن، صمیمی و قدیمی هستند و در روزهای تاریک اسمی ندارند. دنبالِ روی باد به این سو و آن سو میروند و اگر روزی طوفان بیاید، به سادگی آنها را میبرد چون پای ماندن ندارند. و تو در آن روز کسی یا چیزی را از دست نمیدهی؛ جز مشتی گرد و خاک.
#اچکان
9 131
در شرایط خوب دوست ماندن را هرکسی میتواند انجام دهد، حتی دشمنت! ولی در شرایط بحران و سخت، در شرایطی که شاید آرزوی مردن را داری و نمیخواهی کسی را ببینی، در آن روزهای تیره، اگر کسی هنوز برای نجاتت تلاش میکند دوستِ واقعیست. مابقیِ آنها، همانها که اسم خود را «دوستِ صمیمی» و یا حتی «دوستِ قدیمی» میدانند، در بازهای از زمان میآیند و میروند. در روزهای روشن، صمیمی و قدیمی هستند و در روزهای تاریک اسمی ندارند. دنبالِ روی باد به این سو و آن سو میروند و در زمان توفان ناپدید میشوند. بگذار اینها را توفان ببرد، چیزی را از دست نخواهی داد.
#اچکان
9 131
Repost from Achcaan team
من همیشه فکر کردم که آرزوی مرگ داشتن بزرگترین زنگ خطره و باید سریع از شرش خلاص شد، مثل یه عفونته که اگه حواست نباشه کلِ روحت رو پر میکنه. من همیشه فکر میکردم آرزوی مرگ داشتن یعنی دیگه هیچوقت نمیتونی شاد باشی و یه چرخه از نارضایتی و درده. هر چند حقیقت خیلی از چیزی که من فکر میکردم دورتره. آرزوی مرگ داشتن خود مرگ نیست و یه فرصت دوبارهست. لبه پرتگاهه، جایی که پرت نشدی پایین ولی میدونی ممکنه پرت شی. زنگ خطری نیست که باید سریع از شرش خلاص شد، زنگ خطریه که بهت یادآوری میکنه چقدر میخوای زندگی کنی. بهت یادآوری میکنه که نمیخوای لبه پرتگاه باشی و میخوای بیشتر زنده بمونی. در نهایت وقتی موهامون سفید شد و یه گوشه نشستیم؛ زندگی و جنگ هایی که توی سرمون بردیم و باختیم رو فقط ما میدونیم و شاید همین کافیه. همین تجربهها، همین لحظهها، همین زندگی کردن و نکردنها. من مطمئن نیستم برای چی بدنیا اومدیم ولی کی میگه که برای چیز مشخصی بدنیا اومدیم؟! فکر میکنم اینکه اینجاییم فقط یه فرصته که هر کسی که میخوایم باشیم، یه فرصت که از خودمون ردی به جا بذاریم، فرصتی که خودمون رو پیدا کنیم. یه سفره که جادهش هیچوقت به مقصدِ انتهایی نمیرسه و فقط از مقصدهای لحظهای پر شده. شاید هر کسی که در لحظه هستیم تنها کسیه که فعلا نیاز داریم باشیم و شاید خودِ پر از نقصمون با آرزوی مرگ و سفر و مقصدهای لحظهایش کافیه. زندگی کردن قانون نداره؛ با اینکه زندگی خیلی بیشتر از زنده موندنه، ولی خب گاهی فقط زنده موندن هم کافیه.
#ملیکا_خدایاری
@Achcaanteam
9 131
Repost from Achcaan team
کاش میتونستم عمیقا احساساتت رو وقتی غرق تماشای فیلم مورد علاقتی، وقتی با آهنگ جدیدی که عاشقش شدی میرقصی و وقتی فقط یه لبخند کمرنگ گوشه لبت هست و بهم میگی خوشحالی که زندهایم؛ حس کنم. کاش میتونستم دنیا رو با چشمهای تو هم ببینم. من میخوام دنیام رو کاملا لمس کنی و دنیات رو عمیقا لمس کنم. اما برای الان کلمات پل بین دنیا من و تو رو شکل میدن و من مینویسم، هر چند بار که لازم باشه برات مینویسم. مینویسم تا عمیقا حس کنی و مثل همیشه خود عجیبِ رندومم رو بدون ترسیدن نشونت میدم. چون تو باعث میشی که حس کنم وقتی که خودِ واقعیمم قشنگم. و وقتی نصف شب به گوشۀ دیوار تکیه دادیم و حرف های مسخرهای زدی که با عقل جور در نمیاومدن، میزنم زیر خنده و وانمود میکنم که گوش نمیدادم؛ ولی من و تو خوب میدونیم که من همیشه گوش میدم، من به هر حرفی که تو واسه گفتن داشته باشی گوش میدم. من تو رو مثل کتاب موردعلاقهم میخونم، مثل آهنگ مورد علاقهم گوش میدم و مثل آدم مورد علاقهم بغل میکنم. چون تو آدم مورد علاقمی. و من شاید نتونم دنیای من و تو رو کاملا یکی کنم اما هیچوقت از یاد گرفتن و حس کردن دنیای تو دست نمیکشم. هیچوقت نشون دادن خودِ واقعیم رو تمام نمیکنم. چون شاید من و تو هیچوقت یکی نشیم اما من هنوز میتونم بنویسم. و من تا آخرین سفر عجیبمون و حتی در آخرین ثانیههایی که دارم هم برات مینویسم.
#ملیکا_خدایاری
@Achcaanteam
9 131
Repost from Achcaan team
من فکر میکنم همهی ما به نحوی شبیه همیم و به نحوی عمیقا متفاوتیم. زندگی ما هیچوقت تکرار نمیشه و دلیلش اینه که اون جزئیات کوچیکی که هر کدوم از ما داریم فقط مال ماست. اون زخمی که از پنج سالگی و بخاطر افتادن از دوچرخه روی شونهت مونده مال توئه. اون نقصهای کوچیکی که بدنت داره، اون عادتهایی که سعی کردی به وجود بیاری و از بین ببری، هر کم و کاستی فیزیکی و روحی تو خاصن و فقط مال توئن. ما از نقصها متنفریم، ما مدام میخوایم که کامل باشیم اما در حقیقت این نقصها هستن که مارو خاص میکنن. این نقصها هستن که باعث میشن زندگی ما هیچوقت تکرار نشه. من میخوام تا وقتی که اینجا هستم خلق کنم و اثرهایی که خلق شدن رو عمیقا تحسین کنم. میخوام بنویسم و بخونم، عکس بگیرم و تماشا کنم، لمس کنم و لمس بشم و زندگی کنم. میخوام هر بار که یه باد آروم به صورتم میخوره یه لبخند مسخره بزنم و بگم:«باد رو حس میکنی؟!» من عاشق اون لحظههایی هستم که آدمها رو خوشحال میکنم، عاشق اون لحظههایی که فقط هستم و وجود دارم. انسانم و پر از نقصم و در اون لحظههایی که بدون اینکه از کسی معذرت بخوام، بدون اینکه از کسی اجازه بگیرم، دارم عمیقا زندگی میکنم.
#ملیکا_خدایاری
@Achcaanteam
9 131
Repost from Achcaan team
من فکر میکنم همهی ما به نحوی شبیه همیم و به نحوی عمیقا متفاوتیم. زندگی ما هیچوقت تکرار نمیشه و دلیلش اینه که اون جزئیات کوچیکی که هر کدوم از ما داریم فقط مال ماست. اون زخمی که از پنج سالگی و بخاطر افتادن از دوچرخه روی شونهت مونده مال توئه. اون نقصهای کوچیکی که بدنت داره، اون عادتهایی که سعی کردی به وجود بیاری و از بین ببری، هر کم و کاستی فیزیکی و روحی تو خاصن و فقط مال توئن. ما از نقصها متنفریم، ما مدام میخوایم که کامل باشیم اما در حقیقت این نقصها هستن که مارو خاص میکنن. این نقصها هستن که باعث میشن زندگی ما هیچوقت تکرار نشه. من میخوام تا وقتی که اینجا هستم خلق کنم و اثرهایی که خلق شدن رو عمیقا تحسین کنم. میخوام بنویسم و بخونم، عکس بگیرم و تماشا کنم، لمس کنم و لمس بشم و زندگی کنم. میخوام هر بار که یه باد آروم به صورتم میخوره یه لبخند مسخره بزنم و بگم:«باد رو حس میکنی؟!» من عاشق اون لحظههایی هستم که آدمها رو خوشحال میکنم، عاشق اون لحظههایی که فقط هستم و وجود دارم. انسانم و پر از نقصم و در اون لحظههایی که بدون اینکه از کسی معذرت بخوام، بدون اینکه از کسی اجازه بگیرم، دارم عمیقا زندگی میکنم.
#ملیکا_خدایاری
@Achcaanteam
9 131
Repost from Achcaan team
ممکن است بارها رفته باشیم اما جسممان آنجا را ترک نکرده باشد، ممکن است سالها پیش از پنجره، روحمان به جاهای دیگر رفته باشد ولی دیگران همچنان فکر کنند که ما را دارند.
#بیتا_قدوسی
@Achcaanteam
9 131
Repost from Achcaan team
زن کسی است که با وجود آن، میشود زندگی را تحمل کرد و تاب آورد. دقیقتر بخواهم بگویم معنی زن، زندگیست.
#بیتا_قدوسی
@Achcaanteam
9 131
Repost from Achcaan team
به بدنم نگاه میکنم و روی زخمهایم دست میکشم. اولش کمی اندوهگین میشوم اما به یکباره یادم میافتد که خوب است آدم چیزهای جدّیای در زندگی داشته باشد که برایشان جنگیده است.
#بیتا_قدوسی
@Achcaanteam
9 131
Repost from Achcaan team
به بدنم نگاه میکنم و روی زخمهایم دست میکشم. اولش کمی اندوهگین میشوم اما به یکباره یادم میافتد که خوب است آدم چیزهای جدّیای در زندگی داشته باشد که برایشان جنگیده باشد.
#بیتا_قدوسی
@Achcaanteam
9 131
Repost from Achcaan team
تورا خوب میشناسم. حتی اگر در دنیایی دیگر و جایی دیگر میبودیم؛ آنکه از همه مهربانتر بود، قطعا تو بودی.
#بیتا_قدوسی
@Achcaanteam
9 131
من همیشه از این حرف میزنم که «خودت باش.» همه هم میگن این یک شعاره! خب بله! این شعاره تا وقتی که به جای انجام دادن، تکرارش کنی! همه چیز شعاره اگه بدون عمل فقط حرفش رو بزنی! برای همین «خودت بودن» واست واقعی نیست چون نمیتونی بهش عمل کنی! شبیه فلانی میپوشی، شبیه این یکی حرف میزنی، شبیه اون یکی فکر میکنی؛ تا شبیه فلانی بهنظر بیای. از قیافهای که توی آینه میبینی بدت میآد و سعی میکنی با هزار لایه کرم، آرایش، تزریق و عمل پنهونش کنی؛ که باز دوباره بشی شبیه فلانی! ایراد میذاری روی خودت، نمیخوای خودت باشی چون دوستش نداری، برای همین این حرفها برات میشه شعار! فکر میکنی اگه موهات رو شبیه فلان بازیگر ببندی و لباسی که فلان فرد مشهور پوشیده رو بپوشی، دوست داشتنیتر میشی. ولی یادت میره که هرکسی دوست داشتنیتر میشه اگه یاد بگیره خودش رو بپذیره و خودش باشه، همونجوری که هست! یادت میره که هیچچیز دوست داشتنیتر از این نیست که خودت رو دوست داشته باشی! هرچی بیشتر سعی کنی شبیه بقیه بشی، منحصرفرد بودنت رو از دست میدی و میشی یکی که ازت هزارتای دیگه توی خیابون ریخته.
#اچکان
9 131
توی یه سنی آدم دیگه دنبال روابط و نگه داشتن آدمهای اضافی نیست. آدم دلش دوستی و روابط عمیق و واقعی میخواد. برای همین کمکم آدمهایی که تنها ارتباطشون باهات کامنت و ریپلای استوریه از زندگی حذف میشن. جالبیشم اینه که وقتی حذف میشن سریع میگن: «عجب بیمعرفتی هستی، ما دوستت بودیم.» و منم میگم: «والا دوستی برای من این نیست که یکی فقط عکسامو لایک کنه. شاید معنای دوست برای تو این باشه، اما برای من این نیست.»
#اچکان
9 131
من نمیتونم با کسی که هزارتا دوست و رفیق داره اما هنوز با خودش دوست نیست، دوستِ صمیمی باشم! من دلم میخواد با کسی در ارتباط باشم که از مرحلهی خودشناسی گذشته باشه چون شناخت بقیه و شناخت دیگرون بعد از شناخت خود میآد! اون داستان که هرکار میکنی و دوستت بعد از تو انجام میده مال دوران دبیرستان و راهنمایی بود! توی سن ۲۵ سالگی اگه چیزی از دنیا نمیدونی، حداقل اینو باید بدونی که خودت کی هستی و چی میخوای!
#اچکان
9 131
توی لحظه زندگی کن اما از روی هیجان تصمیم نگیر. بعدا پشیمون میشی، از لحظه میآی بیرون و میری توی گذشته!
#اچکان
9 131
من اینو فهمیدم تو هرجوری که باشی؛ تاکید میکنم «هرجور»، باز یه عده باهات حال میکنن و یه عده نه. هر حرفی بزنی یه عده باهاش موافقن و یه عده مخالف، هر حرفی! در نتیجه تلاش برای این که مورد پسند واقع بشی خیلی بیمعنیه! و منطقیه که تو خودت باشی، حالا هرجوری که هستی! تو به بهترین خودت نزدیک شو و از چیزی که هستی راضی باش، من بهت اطمینان میدم آدمهایی هستن که وقتی ببیننت تو رو دوست خواهن داشت! توی این دنیا؛ برای هر تفاوت و هر شکل آدمی، طرفدار وجود داره؛ فراموش نکن حتی هیتلر هم کلی خواهان داشت.
#اچکان
9 131
میدونی از یهجا به بعد دیگه مهم نیست چند نفر از تو بهترن یا چند نفر دارن بهتر از تو کار میکنن. از یه جایی به بعد خودت برای خودت ثابت شدهای، همینطور برای کسایی که واست اهمیت دارن. پس با خودت میگی گور بابای بقیه و همین که یک چیزی رو از صفر شروع کردی و به سمتش قدم برمیداری برات باارزشترین چیزه! و البته مهمترین بخش هم اینه که توی این مسیر لذت میبری و هرروز سعی میکنی بهتر بشی. شاید از نگاه دیگرون کاری که انجام میدی مسخره بهنظر بیاد؛ ولی خب تو یادته این کار رو به این دلیل شروع نکردی که بقیه خوششون بیاد یا نه. و به خودت افتخار میکنی که میتونی تنهایی خوشحال باشی و دور از دیگرون از چیزهایی که داری لذت ببری. به خودت افتخار میکنی که خوشحالی و ناراحتیت به نگاه و حرف بقیه وابسته نیست و یه جورایی احساس قدرت میکنی، قدرتِ واقعی.
#اچکان
9 131
آدمها بهت نزدیک میشن، ازت تعریف میکنن، بهت کمک میکنن، خودشون رو دوست خطاب میکنن، برات کادو میخرن؛ تا تو هم یه روز این کارهارو در مقابل براشون انجام بدی! درحالیکه از روز اول مدام میگن ما این کارهارو بخاطر تو کردیم و در مقابلش چیزی نمیخوایم اما همیشهی خدا چیزی خواستن! همراه با دوستی و محبت، توقع وارد زندگیت میکنن و بعد که به توقعاتشون پاسخی داده نمیشه ازت دور میشن و برچسبِ «بیمعرفت» بهت میزنن. انگار یادشون رفته که از اول اونها در تلاش بودن که به تو نزدیک بشن و تو عملا هیچکاری برای دوستی با اونها نکرده بودی. آدمهای بِبُر بدوز؛ خودشون شروع میکنن، خودشون تموم میکنن و اون وسط هم با خودشون دعواشون میشه! جالبه.
#اچکان
