en
Feedback
.: آویـــــــــــــــــن :.

.: آویـــــــــــــــــن :.

Open in Telegram

#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950

Show more
1 868
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
هنوز غصهٔ خود را به خنده پنهان کن ! بخند! گرچه تو با خنده هم غم‌انگیزی ... #فاضل_نظری

مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم؛ هزار روحم و در یک بدن نمی گنجم... #فاضل_نظری
مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم؛ هزار روحم و در یک بدن نمی گنجم... #فاضل_نظری

گفت: یه عصر رندوم از روزهایی که دیگه شبیه آدم بزرگ ها محتاط و عاقلانه زندگی میکنی و سال های خیلی زیادی از اون روزهای دیوونگیت گذشته یهو تو خیابون یکی رو میبینی که خیلی شبیهشه و فکر میکنی خودشه، قلبت میریزه و یخ میکنی نه مثل آدم عاشقی که معشوقش رو دیده، نه! آدم بزرگ که میشی دیگه اونقدر خالص نیستی و مدت هاست اون حس دوست داشتن تو وجودت قبر شده، دلت برای خودت تنگ میشه ، برای اون خودِ دیوونه خوبی که بودی. پرسیدم: آدم بزرگ بودن چجوریه؟ سر تا اون لحظه پایینش رو بالا آورد، نگاهم کرد و گفت: آدمایی که انقدر دچار جبرگرایی دنیا شدن که دیگه دوست داشتناشون رو دوست ندارن. #محیا_زند @aevien ☁️

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم؛ یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم! #فاضل_نظری

ایمان خلق و صبر مرا امتحان مکن! بی آنکه دلبری کنی از این و آن بیا... #فاضل_نظری

کوچ تا چند؟ مگر می‌شود از خویش گریخت؟ «بال» تنها غم غربت به پرستوها داد! #فاضل_نظری

من آسمان پر از ابر های دلگیرم؛ اگه تو دلخوری از من، من از خودم سیرم...! #فاضل_نظری

هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار چنین چرا دلتنگم؟ چنین چرا بیزار! تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست از این سکوت گریزان از آن صدا بیزار… #فاضل_نظری

ظاهر آراسته‌ام در هوس وصل ولی من پریشان‌تر از آنم که تو می‌پنداری #فاضل_نظری

خیلی وقته که توی آینه به یکی قول دادم که تو هر نوع ارتباطی آدم هارو به اندازه لیاقتشون دوست داشته باشم؛ به اندازه ای که به خودم آسیب نزنه؛ که خودم رو تو اولویت دوم قرار نده. به آدم تو آینه قول دادم بیشتر از همه دوسش داشته باشم:)

بد خلقم و بد عهد زبانبازم و مغرور پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟ :)

با هرکه توانسته کنار آمده دنیا با اهل هنر؟ آری ! با اهل نظر ؟ نه

دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ است سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر، نه

من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه تیرم به خطا می رود اما به هدر، نه

یا وقتی که تو اون غزل معروفش از کتاب آن‌ها میگه: یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر، بار دگر، بار دگر نه :)

به مردم چون پناه آوردم از تنهایی‌ام، دیدم که از «تنها شدن» جانکاه تر «احساس تنهایی»‌ست :))) #فاضل_نظری

به مردم چون پناه آوردم از تنهایی‌ام، دیدم که از «تنها شدن» جانکاه تر «احساس تنهایی»‌ست :))) #فاضل_نظری

یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل این‌ بار اگر اصرار کنی وای به حالت! #فاضل_نظری

ما دو سرویم، در آغوش هم افتاده به خاک؛ چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ی ما #فاضل_نظری