en
Feedback
.: آویـــــــــــــــــن :.

.: آویـــــــــــــــــن :.

Open in Telegram

#محیا_زند 🌱 داستان هام: +او دستمال پارچه ای با چشمهایش میخندید شیطان، یک فرشته بود آیه حضورت ناشنآس: https://t.me/iHarfBot?start=303766950

Show more
1 868
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها…

نگاه کن که غم درون دیده‌ام چگونه قطره قطره آب میشود چگونه سایهٔ سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب میشود…

امروز از صبح یکی از شعرای فروغ قشنگم افتاده تو ذهن و دهنم، شعری که جزو اولین شعرهایی بود که باهاش با دنیای شعر آشنا شدم، حفظش کردم و اولین شعریه که عاشقش شدم و باهاش فروغ خیلی عزیزم رو شناختم. خلاصه گفتم بهونه شه برام بیام اینجا یه سلام بدم و اینارو بگن و براتون بزارمش.

‎بهم گفت: " نميگم اگه بگى دوستم ندارى و منو نميخواى ميرم سر به بيايون ميزارم و ميميرم! ‎نه! ‎واقعيت اينه هيچ آدمى از لحاظ جسمى از نبودِ كسى نميميره؛ اما خب بحث روح جداست! ‎فقط ميگم ببين اگه باشى، اگه دوستم داشته باشى صبح ها قشنگ تر شروع ميشن، شب ها راحت خوابم ميبره، كابوس نميبينم، همه چيز رويا ميشه! ‎ديگه هشت صبح ها قيل و قالِ گنجيشك هاىِ روىِ درخت حياط اعصاب خورد كن نيست! ‎اخماىِ آقاىِ مدير قشنگ ميشه برام! ‎تو زمستون ها بارون مثلِ خورشيد گرمم ميكنه، تو تابستونا گرماىِ خورشيد باد خنك ميشه رو تنم! روزنامه ها و اخبار اقتصادى جهان هم اندازه شعراىِ مولانا و شاملو عاشقانه ميشن! ‎حتى ميتونم خوردن خورشت كرفس رو هم تحمل كنم! ‎هيچ خيابون و مسافتى براىِ قدم زدن طولانى نيست! ‎هيچ كارى خسته كننده نيست! ‎هيچ موسيقى اى هجو نيست! ‎هيچ رنگى زشت نيست! ‎هيچ غذايى بدمزه نيست! ‎ببين دلربا، نميگم نباشى ميميرم ولى اگه باشى من ميتونم واقعا زندگى كنم! " ‎من ساكت مونده بودم تا نفس ام بالا بياد و بگم: ديوآنه، من مدت هاست كه شيفته انقدر صادقآنه ديوآنه بودنت شدم! #محیا_زند @aevien ☁️

خورده‌ایم، نوشیده‌ایم، با شگفتی به تماشای ستاره‌ها نشسته‌ایم، چند نفری را دوست داشته‌ایم، کمی اعتراض کرده‌ایم، کمی زندگی کرده‌ایم، کمی دیگر نیز زندگی خواهیم کرد... #رزه_آوسلندر

«ساده بگویم یحیی. زن‌ها همیشه می‌ترسند، از اینکه موی کوتاه بهشان نیاید، از اینکه خوب آرایش نکنند، از اینکه بلند بخندند، و از اینکه مردی ترکشان کند. زن‌ها همیشه می‌ترسند اما زن‌ها ترسو نیستند یحیی. با تمام این ترس‌ها، مویشان را کوتاه می‌کنند، زیبا آرایش می‌کنند، بلند می‌خندند و مردی را که دوستشان ندارد، ترک می‌کنند.»

اگر از کشته خود نام و نشان میپرسی عاشقی شیوه ما بود و جنون پیشه ما #فاضل_نظری

گر تو هم چون ما پریشان حال و تنهایی بیا؛ جمع، جمعِ مردمِ تنهاست؛ می آیی بیا. #فاضل_نظری

ولی یه مدته دلم میخواد سرجام بشینم و فرار نکنم. خیلی خسته ام.

از عادت کردن فرار میکرد؛ به فرار کردن عادت کرده بود!

‏اگر تنها شدم غم نیست، خاطرجمع باش ای دل؛ که گر با دیگران بیگانه ام، با خویش مأنوسم! #فاضل_نظری

به هم شبیه؛ به هم مبتلا؛ به هم محتاج... چنان دو نیمه‌ی سیبی که هر دو نیم به هم! #فاضل_نظری

به هم شبیه، به هم مبتلا به هم محتاج... چنان دو نیمه‌ی سیبی که هر دو نیم به هم! #فاضل_نظری

گفت : روزی باز میگردم، فراموشم مکن! گفتمش : در بی وفایی نیز کامل نیستی:) #فاضل_نظری

آتش بزن مرا که به جز شاخه های خشک؛ باقی نمانده از تن من چیز دیگری ! #فاضل_نظری

بی تو هر لحظه مرا بیمِ فرو ریختن است ...! #فاضل_نظری

صبرم، کفافِ این همه غم را نمی‌دهد... #فاضل_نظری

ای رفته کم‌ کم از دل و جان ناگهان بیا… #فاضل_نظری

چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه‌ی ما! #فاضل_نظری

چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه‌ی ما! #فاضل_نظری