📶درسگفتارهای جامعه شناسی
"جامعهشناسی فهم جامعه با تمام واقعیت هايش است. #علیرضاهمدست جهت آگهی به این آیدی پیام بدهید @alirezahamdast 👉https://www.instagram.com/alireza_hamdast
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel 📶درسگفتارهای جامعه شناسی
Channel 📶درسگفتارهای جامعه شناسی (@kavosh_garan) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 18 591 subscribers, ranking 11 071 in the Education category and 18 343 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 18 591 subscribers.
According to the latest data from 04 November, 2025, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -163 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 0%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects N/A% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 0 views. Within the first day, a publication typically gains 0 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as نسل, فرد, نظریه, معنا, علم.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“"جامعهشناسی فهم جامعه با تمام واقعیت هايش است.
#علیرضاهمدست
جهت آگهی به این آیدی پیام بدهید
@alirezahamdast
👉https://www.instagram.com/alireza_hamdast”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 05 November, 2025), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 03 November | 0 | |||
| 02 November | +3 | |||
| 01 November | +1 |
| 2 | 🔮🔮🔮
🟣 از کانالهای علمی، فلسفی، سیاسی و هنری
دیدار کنید مجموعه ای از بهترین ها.
🟡 این لیست تبلیغاتی نیست و برای پیشرفت و آگاهی بیشتر شماست.
☑️ درخواست عضویت در تبادلات
🆔 @tabadolat_derakhshan | 61 |
| 3 | 🔮🔮🔮
🟣 از کانالهای علمی، فلسفی، سیاسی و هنری
دیدار کنید مجموعه ای از بهترین ها.
🟡 این لیست تبلیغاتی نیست و برای پیشرفت و آگاهی بیشتر شماست.
☑️ درخواست عضویت در تبادلات
🆔 @tabadolat_derakhshan | 427 |
| 4 | دولتی که پرورش روح و اعتلای نفس افراد خود را محدود میکند و یا در حداقل نگه میدارد، دولتی که افراد را کوچک میکند تا بهتر بر آنها مسلط باشد هر چند که از تسلط بر آنان نفع آنان را در نظر داشته باشد، روزی متوجه میشود که با افراد کوچک و ناتوان کارهای بزرگ نمیتوان کرد.
چنین دولتی روزی پی خواهد برد که کفایت دستگاه حکومت که به خاطر آن همه چیز را فدا کرده است برای او حاصلی ندارد زیرا نیروی حیاتی و محرکی را که برای چرخاندن این دستگاه لازم است، خود نابود کرده است.
#درباره_آزادی
#جان_استوارت_میل | 2 351 |
| 5 | ☄هژمونی: دیروز,امروز و فردا
(بازخوانی ارای گرامشی)
✍محمدامین سلیمانی
🔻 منظومهفکری گرامشی به هیچ عنوان چشم اندازی کوتاهمدت را در برابر دیدگان مخاطبان خود قرار نمیدهد, به نحوی که توامان به گسستها و پیوستهای تاریخ نظر دارد. به عنوانمثال او با اطلاع از شکست انقلاباتسوسیالیستی در اروپا پس از پیروزی انقلاب کبیر اکتبر و مشاهده سیطره فاشیسم در ایتالیا, استراتژی "جنگموضعی" را طرحریزی کرد که شکل ابزارگرایانه داشته و غایت ان گسستتاریخی موسوم به "انقلاب" است. حال انکه گرامشی با اگاهی از گسستها و پیوستهای تاریخی,تداوم و انقلاب یا به عبارتی دیگر دیالکتیک بین "انباشتهای کمی" و "جهشهای کیفی" صرفا به انقلاب به چشم یک هدف یا امرنهایی نگاه نمیکند; بلکه دغدغه شرایط پساانقلابی را نیز در سر میپروراند.
🔻 لذا برای گرامشی همانطور که انقلاب پایانی بر دورانمعاصر است; انقلاب میتواند یک نقطهعزیمت هم باشد. "نظریههژمونی" مصداق بارز ایندهنگری او نسبت به مسئله ساخت جامعهسوسیالیستی و پیوست پساانقلابی است. برخلاف دید کلیشهای و رایجی که از مفهوم "هژمونی" وجود دارد, هژمونی تنها مختص نظاماتطبقاتی نیست که به کمک ان طبقاتحاکم بر طبقات فرودست اعمال حاکمیت کنند تا سیمای حقیقین مناسبات استثمارگرایانه در پسپرده "عقل سلیم" پنهان شود; بلکه "هژمونی" میتواند جنبهای رهاییبخش داشته باشد که شرایط پساانقلابی ظرفتحقق ان است.
🔻از قضا همین دغدغهمندی وجهتمایز گرامشی از متفکران معاصر اوست که جایگاهی متفاوت را به او اعطا میکرده و به جرعت میتوانیم برای گرامشی نقشی خاص در انکشاف نظریهمارکسیستی و اعتلای گفتمانچپ قائل شویم. از منظر او مسئله تنها این نبود که "چگونه باید پرولتاریا به قدرت برسد?" و "گسست انقلابی را رقم بزند?"; چرا که برای گرامشی انقلاب به خودی خود هدف نیست. افزون بر انقلاب گرامشی به پساانقلاب نیز میاندیشید و بر ان بود تا بفهمد "چگونه باید پرولتاریا طی دوران گذار در قدرت ابقا شود?".
🔻درک این واقعیت برای او چندان دشوار نبود که در شرایط پساانقلابی گسستعقیدتی تمام اقشار جامعه از مناسباتاجتماعی پیشین به یکباره حاصل نمیشود. بلکه طی یک فرایند و گذارتاریخی پرولتاریا به مثابه یک طبقهانقلابی ناچار است مقبولیتعمومی را جلب کرده و خود را شایسته یک انکشافتاریخی نشان دهد. لذا پرولتاریا برای کسب رضایتعامه و احرازصلاحیت برای تسخیر قدرتسیاسی در شرایط پساانقلابی ناچار است تا هژمونی مختص به خود را خلق کند. به تعبیری "هژمونی" تنها مختص نظاماتطبقاتی استثمارگرایانه نیست که تنها در ید بورژوازی باشد; بلکه پرولتاریا در پیوندی عمیق با "روشنفکران ارگانیک" طی برهه منتهی به انقلاب از "ضد هژمونی" گذر کرده و با وقوع انقلاب به "هژمونی" نائل میشود و جنبه ایجابی نظریه خود را برجستهتر میکند. هژمونی برخواسته از "روشنفکران سنتی" تفاوت ماهوی بنیادینی با هژمونی رهاییبخش "روشنفکران ارگانیک" و طبقه موتلفهایشان دارد.
🔻 تصویری که نظریه "روشنفکران سنتی" از خویش ارائه میدهد نه تنها اشارهای به واقعیت هژمونی نمیکند; بلکه در صدد انکار وجود چنین واقعیتی برمی اید. حال انکه نظریهانقلابی منتج از ایدههای "روشنکران ارگانیک" به لطف درک تاریخ با کلیتش به شرح و پذیرش مقوله "هژمونی" نائل میشود و با اعلام "هژمونی" از "هژمونی"(به مفهوم طبقاتی کلمه) گذار میکند و لفظ "هژمونی" را معنایی نو میبخشد. ضرورت بسط اعمال "هژمونی" در پهنه تاریخ خود را در تجربهزیسته چپ در بلوکشرق و مداخلات سوسیالامپریالیستی شوروی به خوبی نشان میدهد. در اقمار بلوکشرق و پیمان ورشو استقرار خلقالساعه احزابکمونیست نه مبتنی بر احرازصلاحیت عامه ساکنین ان کشورها که تا حد زیادی از قبل مداخله نظامی ارتشسرخ ناشی میشد. چنانچه که میدانیم اگر از هر دری که "قوه قهریه" به شکلی بلافصل وارد شود "هژمونی" از در دیگر خارج میشود.
#آنتونیو_گرامشی #هژمونی #آسیبشناسی_یک_جریان | 2 192 |
| 6 | هنگامی که فرومایگان در گسترش تباهی و شر با هم متحد میشوند، اگر مردمان به یاری یکدیگر نیایند، یک به یک فرو خواهند افتاد و بیرحمانه قربانی تحقیر و شکستی رقتآور خواهند شد؛
یادمان باشد که پلیدی و شر را نه فقط باید افشاء کرد که باید شکست داد .
#ادموند_برک | 2 630 |
| 7 | هنگامی که فرومایگان در گسترش تباهی و شر با هم متحد میشوند، اگر مردمان به یاری یکدیگر نیایند، یک به یک فرو خواهند افتاد و بیرحمانه قربانی تحقیر و شکستی رقتآور خواهند شد؛
یادمان باشد که پلیدی و شر را نه فقط باید افشاء کرد که باید شکست داد .
#ادموند_برک | 1 |
| 8 | ☄مصاحبه با آصف بیات در رابطه با جنبشهای اجتماعی
🔻بخش هفتم
@kavosh_garan | 2 331 |
| 9 | ☄مصاحبه با آصف بیات در رابطه با جنبشهای اجتماعی
🔻بخش ششم
@kavosh_garan | 2 031 |
| 10 | ☄مصاحبه با آصف بیات در رابطه با جنبشهای اجتماعی
بخش پنجم | 1 793 |
| 11 | ☄مصاحبه با آصف بیات در رابطه با جنبشهای اجتماعی
بخش پنجم | 1 |
| 12 | ☄مصاحبه با آصف بیات در رابطه با جنبشهای اجتماعی
🔻بخش چهارم؛ سوال در باب استراتژی و تاکتیک از نظر هارت و نگری
@kavosh_garan | 1 720 |
| 13 | ☄مصاحبه با آصف بیات در رابطه با جنبشهای اجتماعی
🔻بخش سوم؛ سوال در باب جنبشهای اجتماعی در اینترنت
@kavosh_garan | 1 695 |
| 14 | ☄مصاحبه با آصف بیات در رابطه با جنبشهای اجتماعی
🔻بخش دوم؛ سوال در باب جنبشهای ضدنئولیبرالی در جهان.
@kavosh_garan | 1 603 |
| 15 | ☄مصاحبه با آصف بیات در رابطه با جنبشهای اجتماعی
🔻بخش یکم؛ سوال در باب اولویتبخشی در جنبشهای اجتماعی
@kavosh_garan | 1 582 |
| 16 | تئودور آدورنو می گوید: "مردم امروز سرکوب نمیشوند، سرگرم میشوند".
ورزش امروزه به عنوان نماد صنعت فرهنگی هژمونی (سلطه همراه با کسب رضایت ) خود را شکل داده است . در واقع تبدیل انسان به کالا و شی وارگی را تسهیل کرده است . | 1 928 |
| 17 | هربر مارکوزه، فیلسوف و جامعهشناس آلمانی، به عنوان یکی از چهرههای برجسته مکتب فرانکفورت و نظریهپرداز نقد اجتماعی، در آثار خود به بررسی رابطه بین خرد و انقلاب پرداخته است. او در تحلیلهای خود به ویژه در کتابهایی مانند "یکبعدی بودن انسان" و "انقلاب جنسی" به مباحثی میپردازد که به ارتباط بین عقلانیت، جامعه و تغییرات انقلابی مربوط میشود.
🔻خرد انتقادی
مارکوزه بر این باور است که خرد انتقادی باید در برابر عقلانیت یکبعدی که در جوامع صنعتی مدرن غالب است، قرار گیرد. او معتقد است که عقلانیت یکبعدی به نوعی از تفکر و عمل محدود میشود که به حفظ وضعیت موجود و نظم اجتماعی کمک میکند. این نوع عقلانیت، خلاقیت و آزادی فردی را سرکوب میکند و تنها به تولید و مصرف میپردازد.
🔻 نقش انقلاب
مارکوزه انقلاب را به عنوان یک امکان برای شکستن زنجیرهای عقلانیت یکبعدی میبیند. او بر این باور است که انقلاب میتواند فضایی را برای ظهور خرد انتقادی و تفکر خلاق فراهم کند. به عبارت دیگر، انقلاب نه تنها یک تغییر سیاسی یا اجتماعی است، بلکه فرصتی برای تجدید نظر در ارزشها و ساختارهای موجود است.
🔹 آزادی و تحقق فردی
مارکوزه به اهمیت آزادی فردی و تحقق خود در فرآیند انقلاب تأکید میکند. او معتقد است که انقلاب باید به دنبال آزادی واقعی انسانها باشد، نه تنها از نظر سیاسی بلکه از نظر فرهنگی و روانشناختی. این آزادی میتواند به ظهور یک جامعهای منجر شود که در آن افراد بتوانند به طور خلاقانه و آزادانه زندگی کنند.
🔹نقد فرهنگ مصرفی
مارکوزه همچنین به نقد فرهنگ مصرفی و اثرات آن بر زندگی فردی و اجتماعی میپردازد. او بر این باور است که فرهنگ مصرفی انسانها را از تحقق واقعی خود دور میکند و آنها را به سمت یک زندگی سطحی سوق میدهد. انقلاب باید به معنای بازگشت به ارزشهای انسانی عمیقتر باشد.
به طور کلی، مارکوزه رابطه بین خرد و انقلاب را به عنوان یک فرآیند پیچیده و متقابل میبیند که در آن خرد انتقادی میتواند به عنوان نیروی محرکهای برای تغییرات انقلابی عمل کند. او بر این باور است که انقلاب باید به دنبال تحقق آزادی و خلاقیت انسانها باشد تا بتواند جامعهای عادلانهتر و انسانیتر ایجاد کند. | 2 713 |
| 18 | No text... | 2 295 |
| 19 | ☄معلمان در میانهی دو راهی کنشگران منتقد یا کارگزاران اداری
✍فرزاد صفیخانپور دبیر علوم اجتماعی
انتشار تصاویر تنبیه بدنی دانشآموزان ابتدایی یکی از روستاهای ناحیه دو سنندج در فضای مجازی موجی از انزجار همراه با نگرانی را در جامعه ایجاد کرد.
پس از فراگیر شدن خبر، معلم خاطی به سرعت ابراز ندامت و از محضر جامعه طلب بخشش نمود. مسئولین حکومتی به سرعت وارد میدان شدند، حکم تعلیق از خدمت تا زمان حکم نهایی این معلم صادر گردید، کودکان آسیب دیده به اردو، سینما و تفریحات پسا تنبیه مهمان شدند و مدرسهی نیمه کارهی روستا مشمول الطاف سریعالسیر مسئولین جهت تکمیل قرار گرفت.
بدین ترتیب مسئله به ظاهر خاتمه یافت و در نهایت این موضوع نیز همانند بسیاری از مسائل از این دست، میان اخبار جدید مدفون شد.
در علوم انسانی مفهومی با عنوان «قربانی قابل قربانی کردن» وجود دارد که رنه ژیرار انسان شناس فرانسوی در نظریهی تقلیدی خود با مطالعهی آثار و اسطورههای جوامع مختلف این مفهوم را در قالب اصطلاحی با عنوان بلاگردان «scapegoat» را مطرح نمود؛ ژیرار پس از مطالعات عمیق در زمینهی فرهنگ و اسطورههای جوامع مختلف به این نتیجه رسید که جوامع بر اثر رقابت و تقلید به سطحی از خشونت میرسند که نیازمند ایجاد شرایطی برای کاهش آن میشوند، در اوج فراگیری خشونت جامعه به دنبال فرد یا افرادی به عنوان بلاگردان میگردد تا انسجام و وحدت از دست رفته را بازیابد. در اتفاق مورد اشاره، معلم خاطی گزینهای مناسب جهت تحقق این مکانیزم بود. این در حالی است که معلم مذکور به عنوان یکی از آخرین حلقههای زنجیرهی ناکارآمدی یک سیستم و پیش از دانشآموزان آسیب دیده، قربانی سیستمی قربانی ساز است. فروکاهی مسئله به رفتاری فردی و عملی روانشناختی فاصله گرفتن از فهم عمیق موضوع و به تبع آن ناتوانی در یافتن راه حل های مؤثر برای جلوگیری از تکرار چنین وقایعی دردآور و غیرقابل دفاع است.
به نسبت تغییرات و رشد و توسعهی عرصههای مختلف اجتماعی، جوامع باید مکانیزمهایی مانند بلاگردان را تغییر دهند. نهادهای صنفی، مدنی، تخصصی و... به عنوان میانجیهای مدرن عامل اصلی تحقق این مهم هستند.
به موضوع اصلی بحث برگردیم، به نظر میرسد جامعه ایران با وجود رشد ضریب نفوذ استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی آمادگی لازم برای رویارویی با تبعات آن را ندارد.
در این اتفاق غیاب نهادها و میانجیهای تخصصی احساس میشود، معلمی که بدون مشاوره به صورت خودسرانه اقدام به عملی(تنبیه بدنی) به زعم خود تربیتی میکند، خبرنگارانی که بدون رعایت پروتکلهای خاص خبرنگاری در فضای مجازی از قبیل ممنوعیت انتشار تصاویر صورت و بدن کودکان و... تصاویر این کودکان آسیب دیده را منتشر میکنند و راوی روایتی آسیبزا و ترومانیک برای آیندهی این کودکان میشوند، مسئولینی که به صورت پوپولیستی دلجوییهای منجر به تقویت آسیب مینمایند و در نهایت کنشگرانی مجازی که با اظهار نظرهای خشونتآمیز خواهان حذف خشونت از جامعهاند! و معلم خاطی را به گودال خشونت عریان پرتاب میکنند تا جایی که نتوان برای او حقی انسانی قائل شد.
برخی از متفکران علوم اجتماعی که در زمینهی تأثیرات معلمان بر ساختار اجتماعی کار کردهاند محوری دوگانه برای کنش معلمان ترسیم کردهاند. نظامهای سیاسی-اجتماعی در کشورهای مختلف به فراخور شرایط ساختاری معلمان را به سمت یکی از دو سوی محور سوق میدهند.
1. معلم کنشگر با دیدگاه انتقادی: معلمانی که در این سمت قرار میگیرند به صورت فعال و فارغ از مسائل معیشتی جایگاهی مسئولانه در قبال دانشآموزان و نظام آموزشی برای خود قائلاند. در چنین شرایطی ممکن است تقابلهایی با حاکمیتها و یا سنتهای اجتماعی به وجود آید که متناسب با میزان رشد و توسعهی جامعه، این تقابلها منجر به حل مسائل آموزشی و تربیتی میشود.
2. معلم تکنوکرات یا معیشتی: این دسته از معلمان در شرایطی رشد میکنند که حاکمیتها و یا ساختارهای سنتی و فرهنگی جامعه با موضعگیریها و کنشهایی از رشد نهادهای صنفی منتقد جلوگیری میکنند و با سرکوب و نادیده گرفتن خواستهای معلمان، آنان را در حد کارگزارانی بوروکراتیک(اداری) تنزل میدهند.
طی چند دههی اخیر نظام تعلیم و تربیت کشور به سمت و سوی معیشتی نمایی و اداری سازی مطالبات معلمان گام برداشته و کار به جایی رسیده است که دیگر نه تنها خبری از رؤیای سفر ماهیان سیاه کوچولو به سمت دریای بیکران آگاهی نیست بلکه آنان را در تنگ اداری و معیشتی سازی سیستماتیک معلمان محبوس ساخته است.
به نظر میرسد تا زمانی که نظامی سیاسی و جامعهی مدنی به اهمیت پرورش و رشد انتقادگری در ساختار نظام آموزشی پی نبرده باشد باید گاه و بیگاه برای بازتولید انسجام اجتماعی و کاهش خشونت های ساختاری به بلاگردانهایی متوسل شویم که برآیند نهایی آن آسیب به کودکان و معلمان این سرزمین است | 3 420 |
| 20 | No text... | 1 517 |
