گروه تنبور نوازان مستور
Open in Telegram
3 854
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+430 days
Posts Archive
چهل روز که هیچ
چهل هزار سال هم بگذرد
این تاسیان
این داغ
این صفحه ی سیاه
از تاریخ ايران
پاک نخواهد شد
#پریشان
می خواهم هر آنچه که از کودکی به خوردم داده اند ،
روی خودشان بالا بیاورم....
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود ، آرامش مخصوصی در خودم حس میکردم...
#صادق_هدایت
این بار که از این دریای خروشان به سلامت عبور کردیم، اینبار که رگبار پایان گرفت و هوا صاف شد، همهتان را با عشق بغل میکنم.
من یک دنیا شوق و لبخند برای روزهای خوبمان کنار گذاشتهام و بغلبغل مهربانی و دلخوشی و هزار هزار بهانهی روشن برای خوشبختی در پستوی ذهنم پنهان کردهام و زمانش که رسید، برای همهمان از رهایی و شادی و عشق خواهمگفت.
چقدر مثل خانواده شدهایم اینروزها...
از کنار هرکسی که در خیابان عبور میکنم، انگار سالهاست میشناسمش. انگار باتمام این چشمها و چهرههای مهربان قراری دارم، انگار چیزی ما را به هم پیوند داده، آنقدر محکم که جدا شدنی نیستیم و فراموش نمیکنیم هرگز، که چقدر به هم نیاز داریم و نیاز داریم که حال همهمان خوب شود. انگار همه در نهایت اندوهی مشترک غوطهوریم و داریم با تمام توان و با هم به سمت نور پیش میرویم و مراقبیم که تاریکی و اندوه و خشم، ما را نبلعد و کمک میکنیم به هم که قوی بمانیم و طاقت بیاوریم و در دل تندباد روزگار نشکنیم؛ به شوقِ بهار و به شوق روزهای روشن و خوبی که در انتظار ماست...
طاقت بیاوریم، برای تمام رنجی که تا امروز کشیدیم و تاریکی و خشمی که پشت سر گذاشتیم و دلخوشیهای سادهای که نداشتیم.
طاقت بیاوریم، به حرمت تمام تلاشهای بیش از توان و زخمهای رسیده به استخوان.
طاقت بیاوریم چون آگاه نیستیم به اینکه آخرین پلهی این سیاهچاله کجاست و کجای این قصه، به رهایی و نور میرسیم...
طاقت بیاوریم و باورهایمان را از دست ندهیم...
باور هايمان تنها داریی های ما هستند...
با نهایت رنج و اندوهی که در سينه دارم
من باور دارم به لبخند شما
باور دارم به نور
به بهار به مهربانی
به پیروزی نور بر تاریکی
به ترانه هایی که برای عشق سروده ایم
حتما یک روز باهم زمزمه میکنیم.
#پریشان
افرادی که منتظر میمانند
تا اوضاع و شرایط
عالی از راه برسد،
هیچوقت کاری
را به انجام نمیرسانند!
زمان مناسب برای اقدام به کار،
همین حالاست...
هيچ كسى را ميانه ى راه
رها نكنيد!
شايد؛
مسير او نبوده
و فقط
به خاطر تو
آن را
طى كرده باشد؛
اگر در آغاز راه
دستى را رها كنى
انتخاب توست…
ولى نيمه ى راه كه باشد،
تاوان دارد...
غمی به حجم و سنگینی کوه های شاهو
در قلبم .. بر سینه ام فشار می آورد
چشمانم..🩸🩸
به زودی
طغیان میکند🩸🩸
و رود سیروان
به رنگ خیابان های ایران میشود 🩸🩸🩸
گلگون
از اشک ایران
عصر بخیر یارانِ جانی 🌇❤️
امیدوارم هر کجای این دنیا که هستید، دلتون گرم باشه و دقایقتون پر از آرامش.
عصرهایی که با حضور شما قشنگتر میشن، چون شما خودِ نورید… حتی وقتی هوا ابریه.
براتون لبخند، امید و حالِ خوب میفرستم، از همین دل تا دلهاتون ✨
╭🛸 𝓢𝓪𝓯𝓲𝓻𝓪𝓷-e 𝓑𝓲𝓭𝓪𝓻𝓲 𓂀 ┗━━━❁━━━┗╯╲━━━━━━━━❀࿐ྀུ ⋘ 𝓐𝔀𝓪𝓴𝓮𝓷𝓲𝓷𝓰 𝓒𝓲𝓻𝓬𝓵𝓮 • 𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓣𝓻𝓪𝓷𝓼𝓶𝓲𝓼𝓼𝓲𝓸𝓷 ⋙ 𓂀 پل میانِ تجربهی سهبُعدی و آگاهی پنجبُعدی 𓂀 𓆩 «در نور برمیخیزیم . 𝓡𝓲𝓼𝓮 𝓲𝓷 𝓛𝓲𝓰𝓱𝓽» 𓆪 🌟به محفل نور بپیوندید 🔗 https://t.me/safiranebidari369
برای اینکه بت پرست نباشی،کافی نیست که بت ها را شکسته باشی،باید خوی بت پرستی را ترک گفته باشی. بت شکن هم بت بزرگ را شکست.. و جایش بت بسیار بزگتر ساخت
#نیچه
.
گریزی میزنم به خیال
تا فراموش کنم ضربههای سخت و کاریِ روزگار را...
گریزی میزنم تا رویاها پناه من باشند، که پناه میبرم به خیال از شر خاطرات کوبنده و واقعیتهای آزاردهنده.
پناه میبرم به خیال از شر هرآنچه که نه امکان کنترل آن را دارم و نه یارای تحملش را.
گریز میزنم به جهانی که نیست، از شر جهانی که هست، اما آنگونه که باید نیست.
گریز میزنم به سلول به سلول سیارات ناشناخته و اتم به اتم از هم گسسته میشوم در فضای بیکران آرامش.
که رها و آرام و بدون فکر، با بالهای خیالم پرواز میکنم و خودم را تا امنترین جزیره و دنجترین سرزمین میرسانم.
و پناه میگیرم زیر آسمانی که نیست،
در سرزمینی که نیست
در جهانی که نیست...
و تنفس میکنم هوای آزادی را
من حالم خوب است
من میخندم
من آرامم
خوبم و میخندم و آرامم به بالهای خیال...
#مهربان_باشیم
مهربان باشید...
چون هر کس
را که می بینی
درگیر نبردی دشوار
داغدار جاوید نامی
دلشکسته ستم ها
و چشم به راه اسیری هستند
مهربان باشید
مهربان
مهربان
مهربان
مهربان
من خدایم مهربانی است
دیگر به هیچ اسمی باور ندارم
+1
باز با گریه
تورا به آغوش
میگیرم
چون غریبی
که خودش را برساند
به وطن.
#تنبور
#وتن🩸🩸🩸
حالا که میبینم....
منم.. چون
#ناشناس #۱۱۷۸۰
هستم
هیچ کس به سراغ من نخواهد آمد
هيچکس.....
هیچکس......
از من خبر بگير!
كافى ست دلت که
برايم تنگ شد
به نقطه اى خيره شوى
و به اين فكر كنى
كه چقدر بى خبرى از من...
#ناشناس۱۱۷۸۰
🖤💔🖤💔🖤💔🖤
در زمهریرِ ظلمتی از این دست
به من بگو
برای کدامِ شما
شیون کنم!؟
در شیونِ بیپایان این روزگار
به من بگو
بر این مردمِ خسته چه رفتهاست
که هزار پیراهنِ سیاه
کهنه کردهاند و هنوز
اندوهگزارِ بیفرصت عزا از پیِ عزا...!
