نیلواژ 🎈
Open in Telegram
قول میدهم؛ از نوع شاعرانه اش. مینویسم تا هرکجا کهشعورِ واژه مرا یاری کند! «کوچکِ بیـــــــکران» کانال موزیکم: @vculmusic کاری چیزی بود: @vcullll
Show more481
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
481
اگر خواستید کیفیت یک عقیده را بسنجید نگاه کنید که پیروان آن عقیده چه خدمتی به جامعه بشری ارائه کرده اند.
481
اگه خودتو يه لحظه مى ذاشتی جاى مادرى كه يكى يكى كيسه هارو باز مى كنه ببينه بچش كدومه،
به خودت اجازه نمى دادى بگى
«بسه ديگه چقد چيزاى
غمناك ميذاريد.»
481
صدای ترقه میاد، اما توی گوش من تداعی کننده ی صدای گلولهست؛
واقعا چطور ممکنه وقتی هزاران دل برای همیشه عزادارن ،مقابلشون ایستاد و با شعف شادی کرد..؟
481
در این روزهایی که فضا برای نفس کشیدن کمه
و زندگی کردن شبیه تقلا شده،
یادمون باشه که ما
باید دووم بیاریم
تا بتونیم
صبحِ روزهای روشنتر
رو ببینیم…
کوچکترین کاری که میتونم این روزها
برای آرومتر شدن و نه بهتر شدن حالتون انجام بدم،
پیشنهاد کردن یوگاست
تا بلکه نفس کمی راحتتر جریان پیدا کنه
و جسم از تنشها کمی رها بشه…
اگه حس میکنی به این فضا نیاز داری،
کلاسهای یوگای من برقراره.
میتونی باهام از طریق آیدی زیر در ارتباط باشی.
@vcullll
این ، کوچک ترین کاریه که من در توانم هست تا برای هموطنانم انجام بدم و ازش دریغ نمیکنم🖤
چون در نهایت
ما باید کنار هم بمونیم،
حتی فقط با نفس کشیدن .
وصال
481
در این روزهایی که فضا برای نفس کشیدن کمه
و زندگی کردن شبیه تقلا شده،
یادمون باشه که ما
باید دووم بیاریم
تا بتونیم
صبحِ روزهای روشنتر
رو ببینیم…
کوچکترین کاری که میتونم این روزها
برای آرومتر شدن و نه بهتر شدن حالتون انجام بدم،
پیشنهاد کردن یوگاست
تا بلکه نفس کمی راحتتر جریان پیدا کنه
و جسم از تنشها کمی رها بشه…
اگه حس میکنی به این فضا نیاز داری،
کلاسهای یوگای من برقراره.
میتونی باهام از طریق آیدی زیر در ارتباط باشی.
@vecul_
این ، کوچک ترین کاریه که من در توانم هست تا برای هموطنانم انجام بدم و ازش دریغ نمیکنم🖤
چون در نهایت
ما باید کنار هم بمونیم،
حتی فقط با نفس کشیدن .
وصال
481
اى خاك
با عزيزانى كه به آغوشت سپرده ايم مهربان باش كه در اين وطن، نامهربانى بسيار ديده اند...
481
می گویند زیاد فحش می دهی!
یعنی چه؟
برای آنها که زندگی ام را به گند کشیدند؛ شعر بنویسم؟!
چارلز بوکوفسکی
481
نه مرگ انقدر تلخ است،
نه زندگى انقدر شيرين،
كه انسان براى اين دو
«شرفش» را بدهد.
فريدون فرخزاد
481
به آيندگان بگوييد روزى كه ماشه را كشيدند
ما در مزرعه ى آرزوهاى برباد رفته ،ميان خوشه هاى سوخته ى جوانى
داشتيم رويا مى كاشتيم..
ما همگى حيف بوديم.
