en
Feedback
انجمن حکمت دینانی

انجمن حکمت دینانی

Open in Telegram
2 702
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
طاعت و عمل رسول استغراق بود در خود؛ که عمل، عمل دل است و خدمت، خدمت دل است و بندگی، بندگی دل است. و آن استغراق است در معبود خود. اما چون دانست که هر کس را به آن عمل حقیقی راه نباشد، و کم کسی را آن استغراق مسلم شود، ایشان را این پنج نماز و سی روز روزه و مناسک حج فرمود تا محروم نباشند، و از دگران ممتاز باشند و خلاص یابند، و باشد که به آن استغراق نیز بویی برند. اگر نه گرسنگی از کجا و بندگی خدا از کجا، و این ظواهر تکلیفات شرع از کجا و عبادت از کجا؟ شمس الدین محمد تبریزی

طاعت و عمل رسول استغراق بود در خود؛ که عمل، عمل دل است و خدمت، خدمت دل است و بندگی، بندگی دل است. و آن استغراق است در معبود خود. اما چون دانست که هر کس را به آن عمل حقیقی راه نباشد، و کم کسی را آن استغراق مسلم شود، ایشان را این پنج نماز و سی روز روزه و مناسک حج فرمود تا محروم نباشند، و از دگران ممتاز باشند و خلاص یابند، و باشد که به آن استغراق نیز بویی برند. اگر نه گرسنگی از کجا و بندگی خدا از کجا، و این ظواهر تکلیفات شرع از کجا و عبادت از کجا؟ شمس الدین محمد تبریزی

نبودن در اثر ندانستن معنی پیدا می‌کند. عدم جز عدم علم به وجود، چیز دیگری نیست. عدم چیزی نیست که معلوم واقع شود. هستی، مطلق است و در مقابل مطلق نمی‌تواند مطلق دیگری قرار گیرد. بخش ۱۴ کتاب تجلی معنی در فکر و سخن غلامحسین ابراهیمی دینانی

فلسفه چیزی بیش از یک تمرین فکری یا یک سنت فرهنگی است. فلسفه‌ورزی دور کردن انسان از دغدغه‌ها و پیش‌داوری‌های روزمره است. بخش ۱۳ کتاب تجلی معنی در فکر و سخن غلامحسین ابراهیمی دینانی

در منطقه ارسطویی یک چیز نمی‌تواند در حال واحد الف و غیر الف باشد ولی در جهان علم الکترون یک چیز در جایی الف است و در جای دیگر الف نیست. این سخن یک مغالطه است زیرا در منطق ارسطویی نیز یک چیز می‌تواند در جایی الف باشد و در جای دیگر الف نباشد ولی یک شئ واحد در یک زمان و در یک مکان نمی‌تواند شئ دیگر باشد. تناقض که جمع میان وجود و عدم شناخته می‌شود در همه جا و در همه حال محال و ممتنع است و بطلان آن بدیهی به شمار می‌آید. در تناقض هشت وحدت را باید در نظر گرفت. حکما در این باب به صورت نظم گفته‌اند: در تناقض هشت وحدت شرط دان/ وحدت  موضوع و محمول و مکان وحدت  شرط و اضافه  جزء و کل/ قوه  و  فعل  است  در  آخر  زمان با جمع این شرایط هشت‌گانه هرگز نمی‌تواند چیزی هم الف باشد و هم الف نباشد. کسانی که در علم الکترون کار می‌کنند معنی تناقض ارسطویی را به درستی درک نکرده‌اند و برخلاف آن سخن می‌گویند. بخش هفتم کتاب انسان با اندیشه انسان است غلامحسین ابراهیمی دینانی

در فلسفه اولی و علم الهی، موضوع «موجود به ماه و موجود» است. برخی از عرفا گفتنداند: هیچ موجودی در این جهان نیست مگر این که یک مشرک آن را عبادت و ستایش می‌کند. دلیل این امر آن است که انسان خود را و آن چه آن را دوست می‌دارد ستایش می‌کند و بنده آن می‌شود. بنابراین مشرک بودن فقط به این نیست که ماه و خورشید یا ستاره‌ها مورد پرستش واقع شوند. شمار اشخاص خودپرست به هیچ وجه اندک نیست و این اشخاص از کسانی که ماه و خورشید یا ستاره‌ها را می‌پرستند بدتر و خطرناک‌تر هستند. چون این اشخاص در واقع برای کسانی که اهل حقیقت‌اند مانند درندگان و چهارپایان و شیاطین هستند. «أأربابٌ متفرقون خیرٌ أم الله الواحد القهار» (یوسف - ۳۹) راه رهایی از شیاطین و دزدان، طریق معرفت و آگاهی است که «المعرفه بذر المشاهده بعد الموت و هو الحکیم»، یعنی شناخت و آگاهی در این دنیا بذری است و میوه آن پس از مرگ ظاهر و آشکار می‌شود. بخش سیزدهم کتاب جستارهای فلسفی در تفسیر معنی غلامحسین ابراهیمی دینانی

در نظر اسپینوزا خدا در همه جا و همه چیز حضور دارد. البته او می‌گوید: خدا همه چیز است. او به نوعی از وحدت وجود باور دارد ولی وحدت وجود در نظر عرفای مسلمان به معنی این است که خداوند سبحان در همه جا و همه چیز هست ولی نواقص و کمبود آن چیزها را ندارد. بخش هشتم کتاب انسان با اندیشه انسان است غلامحسین ابراهیمی دینانی

خنک آن که چشمش بخسبد و دلش نخسبد. وای بر آن که چشمش نخسبد و دلش بخسبد. شمس الدین محمد تبریزی

خلاء به عنوان حالتی از کمترین انرژی تعریف شده است که البته این سخن درست نیست و حتی کمترین انرژی نیز اگر در جایی وجود داشته باشد خلاء خوانده نمی‌شود. خلاء یعنی فضایی که از هر جهت خالی باشد که حتی فضا نیز مطرح نباشد. خلاء به این معنی محال و ممتنع است و کسی نمی‌تواند از جواز آن سخن بگوید. بخش هفتم کتاب انسان با اندیشه انسان است غلامحسین ابراهیمی دینانی

آنچه بیش از هر چیز دیگری می‌تواند در میان افراد بشر تفاهم ایجاد کند و آن‌ها را به یکدیگر نزدیک و متحد سازد، توانایی درک کلیات و معانی عام است. در کلیات و معانی عام همه اموری که تحت عنوان یک کلی یا یک معنی عام قرار گرفته‌اند با یکدیگر مشترک و همانند است و انسان می‌تواند با درک یک فرد از یک کلی همه افراد بی‌نهایت آن کلی را ادراک کند و از این طریق تفاهم میان افراد انسان نیز سهل آسان می‌شود و امکان تشکیل برهان منطقی نیز فراهم می‌گردد. اری‌جین یک حکیم مسیحی بوده است که در رد وجود کلیات کتاب نوشته است. او به این مسئله توجه نداشته است که حکم به این که کلیات وجود ندارد خود یک حکم کلی است و بدون درک معنی کلی، سخن گفتن معقول و منطقی امکان‌پذیر نیست. اگر درک معنی کلی برای انسان وجود نداشت، تشکیل برهان منطقی نیز برای او امکان‌پذیر نمی‌گشت و البته اگر منطق بر ذهن انسان حاکم نبود پیشرفت علمی و کشف جدید نیز هرگز تحقق پیدا نمی‌کرد. ذهن انسان به حسب ذات، منطقی آفریده شده و علم منطق را نیز انسان به وجود آورده است. بخش هفتم کتاب انسان با اندیشه انسان است غلامحسین ابراهیمی دینانی

خلوت حقیقی برای انسان حالتی است که او فکر می‌کند و در مورد مسئله‌ای می‌اندیشد. در کنج خلوت نشستن و منزوی شدن را نمی‌توان فقط خلوت حقیقی به شمار آورد. در کنج خانه نشستن و فکر نکردن و یا به امور گوناگون و بی‌پایه و بی اساس اندیشیدن خلوت حقیقی شناخته نمی‌شود. خلوت حقیقی برای انسان همان لحظه‌ای است که به درستی می‌اندیشد و منطقی فکر می‌کند. بخش هفتم کتاب انسان با اندیشه انسان است غلامحسین ابراهیمی دینانی

صدرالمتالهین درباره خیال متصل که فقط در ذهن تحقق دارد به تفصیل سخن گفته است. او می‌گوید: برخی از اشخاص فرومایه در عالم خیال محبوس مانده‌اند و به مبدأ هستی و خالق جهان توجه ندارند و در واقع اسیر شیطان شده‌اند و نمی‌توانند از اسارت ابلیس خودشان را رها و آزاد سازند و به مبادی عالیه بیندیشند. بخش دوازدهم جستارهای فلسفی در تفسیر معنی غلامحسین ابراهیمی دینانی

فیلسوف فرانسوی ژان پل سارتر می‌گوید: مَثَل من مَثَل یک قمارباز است که قاطعانه تصمیم گرفته است که دیگر قمار نکند ولی وقتی از کنار میز قماربازان می‌گذرد فکر می‌کند که هیچ دلیلی ندارد که سر قول خود بماند و دوباره قمار نکند. او سپس می‌گوید: این همان چیزی است که اضطراب وجودی خوانده می‌شود. این مسئله در آثار عارف و شاعر بزرگ جلال‌الدین مولوی نیز مطرح شده و گفته است: خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش/ بنماندش هیچ الا هوس قمار دیگر هوس‌های انسان پایان ندارد و اگر در یکی شکست بخورد باز هم هوس دیگری برای تکرار آن پیدا می‌شود. انسان چیزی بیش از آن است که درباره خود می‌داند. او چیزی نیست که یک بار برای همیشه شکل گیرد و در آن شکل باقی بماند. انسان هر اندازه علم و آگاهی نسبت به خود پیدا کند باز هم همه‌ی خود را نمی‌داند زیرا هر لحظه حالت و اندیشه‌ای در او پیدا می‌شود که با آنچه قبل از این بوده است تفاوت دارد. بخش دوازدهم کتاب تجلی معنی در فکر و سخن غلامحسین ابراهیمی دینانی

فلسفه در تغییر دادن و تحول ایجاد کردن تنها در مواردی منشأ اثر واقع می‌شود که اشخاص آن را به درستی بفهمند و مسائل آن را ادراک کنند. تنها با خواندن و مطالعه کردن فلسفه کسی فیلسوف نمی‌شود. فلسفه از ظاهر به باطن رفتن است و از معقول اول به معقول ثانی رسیدن است و البته این کار آسان نیست. بخش‌دوازدهم کتاب‌جستارهای‌فلسفی در تفسیر معنی غلامحسین ابراهیمی دینانی

من هرگز بد نیندیشم. چه اندیشد خاطری که پاک شود از دیو و وسوسه‌ی خود؟ هرگز دیو در آن دل نیامده است، پیوسته درو فریشته بوده باشد. تا حق تعالی می‌فرماید که من این را خانه‌ی رحمت خود می‌کنم، شما کرم کنید، بیرون روید. شمس الدین محمد تبریزی

بالای قرآن هیچ نیست، بالای کلام خدا هیچ نیست. اما این قرآن که از بهر عوام گفته است جهت امر و نهی و راه نمودن، ذوق دگر دارد و آنکه با خواص می‌گوید ذوق دگر ... شمس‌الدین محمد تبریزی

حمل جنس و حمل فصل بر نوع، حمل اولی ذاتی است. به طور مثال، حمل حیوان به عنوان جنس و حمل ناطق به عنوان فصل بر انسان حمل اولی ذاتی است. اما حمل حیوان بر ناطق و حمل ناطق بر حیوان، حمل اولی ذاتی نیست بلکه حمل شایع صناعی است، زیرا مفهوم حیوان در ناطق، داخل نیست، همان‌گونه که مفهوم ناطق نیز در حیوان داخل نیست. بلکه در میان مفهوم حیوان و مفهوم ناطق نوعی نسبت تحقق دارد و آن‌ها را با یکدیگر مرتبط می‌سازد. بنابراین مفهوم حیوان و مفهوم ناطق برای نوع که انسان است ذاتی است و انسان نیز جز جنس و فصل خود چیز دیگری نیست، ولی مفهوم حیوان برای ناطق و مفهوم ناطق برای حیوان ذاتی نیست و حمل آن‌ها بر یکدیگر نیز حمل اولی ذاتی نمی‌باشد. بخش‌‌یازدهم کتاب جستارهای‌فلسفی در تفسیر معنی غلامحسین ابراهیمی دینانی

ماهیت به حکم این که لا بشرط از ذهن و خارج است می‌تواند هم در ذهن باشد و هم در خارج موجود گردد. البته باید توجه داشت که ارتباط مفاهیم با جهان خارجی به واسطه ماهیات صورت می‌پذیرد. در واقع می‌توان گفت که ماهیات در میان عالم ذهن و جهان خارجی نقش نوعی واسطه ایفا می‌کنند. انطباق مفاهیم با جهان خارجی بدون وساطت ماهیت امکان‌پذیر نیست. زیرا مفهوم از آن جهت که فقط مفهوم است فقط در ذهن است و جهان ذهن غیر از جهان خارج است. تنها چیزی که عالم ذهن را با جهان خارجی مرتبط می‌سازد ماهیت است و این خصلت در ماهیت نیز به واسطه این است که ماهیت نسبت به عالم ذهن و جهان بیرون از ذهن لا بشرط است. لا بشرط بودن ماهیت موجب می‌شود که در هر دو عالم ذهن و جهان خارجی تحقق داشته باشد و در قید هیچ یک از این دو عالم باقی نماند. بخش دهم کتاب جستارهای فلسفی در تفسیر معنی غلامحسین ابراهیمی دینانی

حقیقت وجود واجب الوجود از طریق علم حصولی و صورت‌های ادراکی به هیچ وجه امکان‌پذیر نیست. زیرا حق تبارک و تعالی دارای ماهیت نیست و آنجا که ماهیت نباشد، ادراک حصولی نیز معنی پیدا نمی‌کند. عدم آگاهی انسان به حقیقت حق تبارک و تعالی از آثار ضعف ادراک و شعور انسان است و از سوی خداوند سبحان منع و بخل نیست. زیرا رحمت او به همه چیز و همه جا احاطه دارد و گسترده است. چنانکه فرموده است: «و نحن اقرب الیه من حبل الورید» «و اذا سئلک عبادی عنی فأنی قریب»، یعنی خداوند از رگ گردن انسان به او نزدیک‌تر است و هرگاه بندگان خدا از او سئوال و تمنا داشته باشند خداوند اجابت می‌کند. بخش‌دهم کتاب جستارهای‌فلسفی در تفسیر معنی غلامحسین ابراهیمی دینانی

برخی از عرفا عقل را نور الهی دانسته‌اند و گفته‌اند: خطای عقل نیز صواب است و آنچه به مقتضای عقل صورت پذیرد درست است. بخش نهم کتاب جستارهای فلسفی در تفسیر معنی غلامحسین ابراهیمی دینانی

انجمن حکمت دینانی - Statistics & analytics of Telegram channel @ibrahimi_dinani