en
Feedback
كانال استاد مجتبي ميرزاده🎻🎼

كانال استاد مجتبي ميرزاده🎻🎼

Open in Telegram

https://telegram.me/sharisk

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
626
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
صحبتهای استاد محمد نوری در مورد هنرمندان https://t.me/mojtabamirzade

اساد بزرگ موسیقیدان برجسته سولیست درجه یک ویلن جناب مجتبی میرزاده.....
اساد بزرگ موسیقیدان برجسته سولیست درجه یک ویلن جناب مجتبی میرزاده.....

استاد مجتبی میرزاده واستاد امان ا.. تاجیک..تهران اواخردهه1340....
استاد مجتبی میرزاده واستاد امان ا.. تاجیک..تهران اواخردهه1340....

استاد مجتبی میرزاده اجرای قطه ای از آهنگ به دیدارم بیا...معین...

استاد مجتبی میرزاده واستاد سهیل ایوانی کرج دهه 1360...
استاد مجتبی میرزاده واستاد سهیل ایوانی کرج دهه 1360...

قطه ای از آهنگ زیبای به دیدارم بیا استاد ارجمند مجتبی میرزاده..

استاد مجتبی میرزاده اجرای درخواستی به دیدارم بیا معین ...

ویولون : مجتبی میرزاده پیانو : سامان احتشامی https://t.me/mojtabamirzade

آهنگ : مثل گل آلبوم : نون و دلقك /سال ١٣٨١ خواننده : محمداصفهاني ترانه سرا: علي معلم آهنگساز : فريدون شهبازيان تنظيم : محمدرضا عقيلي ويولون : مجتبي ميرزاده #مجتبي-ميرزاده https://t.me/mojtabamirzade

استاد مجتبی میرزاده آهنگساز وسولیست درجه یک ویلون...mojtaba mirzadeh
استاد مجتبی میرزاده آهنگساز وسولیست درجه یک ویلون...mojtaba mirzadeh

مجوز پخش نگيرددوستداران شما باید صدای سازتان را در لابه‌لاي نوارها پيدا كنند. آيا خيال نداريد كنسرت برگزار كنيد؟ يعني لابلاي همان كنسرتهايي كه پانصد نفر روي صحنه بيايند و نمايش مي‌د‌هند. گاهي هم من آرشه‌اي روي ساز بكشم؟! مي‌بينيد كه كنسرت‌گذارها همين چيزهاي سطحي را مي‌خواهند كه من اهلش نيستم.  منظورم تك‌نوازي بود! ببينيد هنوز سازمان يا تشكلي وجود ندارد كه از اين قبيل برنامه‌ها حمايت كند من چند سال پيش كنسرتي در زادگاهم يعني كرمانشاه داشتم. هنوز پس از آن‌همه سال كه گذشته است دستمزد من پرداخت نشده است. مي‌گويند كنسرت‌گذار كلاهبردار بوده است. ارشاد كرمانشاه هم پاسخگو نيست. من نمي‌دانم كه ارشاد اين وسط چه‌كاره است. چطور است كه مجوز كنسرت را آنها مي‌دهند حتي در نوع پوشش مخاطبين دخالت مي‌كنند ولي در اين‌گونه موارد پاسخگو نيستند؟  از اجراهايتان در خارج از كشور رضايت داريد؟ اجرا به آن صورت نداشته‌ام. چند بار به اتفاق حسين شريفي در سليمانيه عراق كنسرت داشتم چند كنسرت هم به اتفاق ناصر رزازي در امريكا داشتم كه متأسفانه CD آن برنامه توسط افراد سودجو به بازار آمد. هيچ مركز مرجعي هم براي پيگيري نيست. همين چيزها مرا دلسرد كرده است. كنسرت در تهران هم كه مصيبت شده است. از هفت خوان كه نه، هفتاد خوان بايد گذشت تا مجوز گرفت بعد هم كنسرت‌گذار مي‌آيد و مي‌گويد فلان خواننده هم بايد باشد تا مردم بيايند. كه اين هم كار من نيست.  ميلاد كيايي همچنين خيلي ديگر از موسيقيدانها مي‌گويند اگر ميرزاده به جاي اينكه در كرمانشاه به دنيا مي‌آمد در وين يا هر كجاي ديگر غير از ايران به دنيا مي‌آمد موتزارتي ديگر مي‌شد. من با اين نظر، هم موافق هستم و هم مخالف. موافقم به خاطر اينكه يقيناً هر كس كه به موسيقي علاقه داشته باشد و در هر كشوري كه امكانات كنسرواتوري و مدارس عالي و معلمين خبره و اهل فن باشد رشد مي‌كند و مخالفم به دليل اينكه شايد همين محروميتها و عدم دسترسي به آن امكانات باعث بروز شكوفايي موسيقي در من شد.  در پايان چه صحبتي داريد؟ براي همه آرزوي كاميابي و سعادت دارم. به جوانان دوستدار موسيقي هم مي‌گويم كه با عشق دنبال اين كار بيايند. موسيقي را جدي بگيرند. با شركت در هر كلاسي وقت خود را بيهوده تلف نكنند. صرف اينكه فلاني هنرمند معروفي است نزد او نروند. مقوله تدريس فرق مي‌كند. من هميشه به شاگردانم مي‌گويم يك گياه هيچ‌وقت زير سايه درخت ديگر رشد نمي‌كند. بايد بيرون بيايد و به آفتاب برسد. از وقت و امكانات موجود حداكثر استفاده را ببرند. راهي كه من بدون امكانات در دوران جواني پيمودم، امروز جوانان سهل‌تر مي‌توانند. اين راه به قول كوهنوردان پاكوب شده است. موفق و سربلند باشيد.  دانلود آثاری از زنده‌یاد مجتبی میرزاده  آواز در دستگاه نوا - کمانچه مجتبی میرزاده ، آواز علیرضا افتخاری (آلبوم راز گل)  قطعه ضربی شوشتری - ویولون مجتبی میرزاده  قطعه شکفتن - تنظیم مجتبی میرزاده (آلبوم راز گل)  قطعه ارکستری ۱ - کمانچه مجتبی میرزاده (آلبوم گلبانگ شجریان)  قطعه ارکستری ۲ - کمانچه مجتبی میرزاده (آلبوم گلبانگ شجریان) کانال استاد مجتبی میرزاده...

صداي خواننده بستگي دارد. من نمي‌گويم موسيقي پاپ امروز خيلي بد است. نه كارهاي خوب هم هست. آقاي محمد نوري خيلي درست مي‌خواند. اما شما چند نفر را مثل او مي‌شناسيد؟  راستي در آثاري كه اغلب از آن سوي آبها مي‌آيد، گرايش به موسيقي كردي زياد به چشم مي‌خورد. بعضي وقتها از شنيدن آنها احساس بدي دارم. ملوديهاي غربي را مي‌آورند و يك شعر كردي روي آن مي‌گذارند و چند تا دختر و پسر هم با دستمال شلنگ تخته مي‌اندازند و اسمش را كردي مي‌گذارند. آثاري كه شما به آنها اشاره كرديد اصلاً قابل مقايسه با آثار مظهر خالقي و حسن زيرك نيست. آهنگ كردي يك معيارهاي مشخصي دارد. آقاي حشمت‌الله مسنن يك آهنگساز كرد بود كه در تمام آثارش رنگ و طعم و عطم كردي را مي‌توانستيد درك كنيد. البته فقط امريكا نيست. همين ايران هم هست. هستند آهنگسازاني كه گوشه‌هايي از موسيقيهاي محلي را برمي‌دارند و با تنظيمهاي نامربوط به اسم خودشان به بازار مي‌فرستند. خود شما به‌عنوان يك موسيقيدان كرد چه راهكاري را براي مقابله با اين معضل پيشنهاد مي‌كنيد؟ من خيلي دوست دارم كه ملوديهاي زيباي كردي را تنظيم كنم و چون خواننده كرد كه خيلي قوي باشد نمي‌شناسم مي‌خواهم بدون كلام كار كنم. در ضمن مگر من چند نفرم. هم بايد تدريس كنم، هم آهنگ تنظيم كنم هم ويولن بزنم، هم موسيقي فيلم بسازم، هم زن و بچه‌ام را اداره كنم و... فرهنگ‌سازي كار دولت و صدا و سيماست.  به صدا و سيما اشاره كرديد. شما از جمله هنرمندان موفق پيش از انقلاب بوديد كه پس از آن هم با اين سازمان همكاري كرديد. هنوز خاطره آهنگهاي زيباي آن سالها مثل بوي گل سوسن و ياسمن آيد، شهيد مطهري و... در خاطره ما باقي است. بله. من در زمان انقلاب حدود 200 آهنگ ساختم و تنظيم كردم. آن موقعها در شرايط خاصي كار مي‌كرديم. روزي كه به سازمان صدا و سيما رفتيم تا اولين سرود را ضبط كنيم همه شيشه‌هاي سازمان شكسته بود. همه چيز از هم پاشيده و همه بلاتكليف بودند. اين آهنگها در همان شرايط ساخته و اجرا شد.  غير از شما چه كساني بودند؟ محمدعلي گلريز، احمدعلي راغب، علي معلم،كامل علي‌پور، اسفنديار قره‌باغي، استاد يوسف زماني و...  با توجه به ممنوعيتي كه اين هنر در سالهاي آغازين انقلاب داشت، شما چگونه فعاليت مي‌كرديد؟ وقتي كه امام(ره) مي‌خواست از پاريس به تهران بيايد سازماني به نام كميته استقبال از امام خميني(ره) در تهران تشكيل شده بود. آنها به ما چند سفارش دادند اما نگفتند كه ساز باشد يا نباشد، خواننده باشد يا نباشد. ما هم با الهام از نوحه‌هاي مذهبي و با استفاده از سازهاي برنجي مثل طبل و زنجير و سنج استفاده كرديم. اما هنوز نمي‌دانستيم كه آيا اجازه استفاده از خواننده را داريم يا نه. به خاطر همين از گروه ك‍ُر استفاده كرديم.  به خاطر همين محدوديت استفاده از خواننده بود كه اغلب موسيقيها به صورت سرود و دسته‌جمعي اجرا مي‌شد؟ همين‌طور است. آقاي گلريز اولين خواننده‌اي بود كه ما از صدايش استفاده كرديم. البته اوايل جرئت نداشتيم. آهنگها را دو يا سه نفري مي‌خواندند. بعداً گلريز به‌تنهايي خواند.  اولين سرودي كه به صورت اركسترال ضبط شد كدام بود؟ سرود «اي مجاهد» با تنظيم آقاي شاهنگيان بود كه با گروه ك‍ُر اجرا شد.  يكي از سرودهاي زيبا و به ياد ماندني آن سالها «به لاله در خون خفته، شهيد دست از جان شسته» بود. اين سرود با همكاري جهانبخش پازوكي اجرا شد.  پازوكي آن موقع درتهران بود؟ بله؛ اركستر داشت. اينجا بايد تأكيد كنم كه هنرمندي مثل پازوكي در همه شاخه‌هاي موسيقي مثل پاپ، اصيل، سرود و حماسه موفق بود. اي كاش قدر هنرش را مي‌دانستند و همين جا او را به كار مي‌گرفتند.  از چه سالي دست شما براي اجراها بازتر شد؟ در زمان جنگ ما سرودهاي زيادي ساختيم. مثلاً يك سرود در زمان فتح خرمشهر ساختيم كه گلريز آن را اجرا كرد كه شما آن را با عنوان «اين پيروزي، خجسته باد اين پيروزي» مي‌شناسيد. اين سرود بسيار مورد توجه حضرت امام قرار گرفت. سرود شهيد مطهري هم همين‌طور. امام معتقد بود موسيقي بايد در خدمت اسلام باشد. ايشان پس از سرود شهيد مطهري ما را بسيار تشويق كردند.  همكاري شما با سازمان صدا و سيما تا چه سالي ادامه داشت؟ همكاري من با اين سازمان از سال 1339 شروع شد و تا همين چند سال پيش ادامه يافت.  دليل عدم همكاري شما با سازمان چيست؟ اگر در پرده باقي بماند بهتر است.  زماني كه همه هنرمندان بزرگ از سازمان رفتند شما نرفتيد. حالا كه فضا باز شد، شما رفته‌ايد. هيچ‌كس قدر زحمات ما را ندانست. همين‌طور كه گفتم زماني ما در سازمان كار كرديم كه هيچ‌كس نبود. نه دفتر دستكي، نه رئيسي نه معاوني، همه چيز انقلابي بود. ما حتي نمي‌دانستيم چه بايد بكنيم. از چه سازهايي استفاده بكنيم. خون دلها را ما خورديم، استفاده‌ها را امروزيها مي‌برند. يك جوان را گذاشته‌اند مصدر امور. كار من ميرزاده بايد از صافي او بگذرد و آخر هم

من میرزاده وظيفه دارم كه موسيقي خوب بسازم حالا چه سنتي چه پاپ. موسيقي بايد محتوا داشته باشد. جوانان در انتخاب موسيقي بايد آزاد باشند. فكر مي‌كنيد در دنياي بحران‌زده كنوني موسيقي اصيل ايراني در بين نسل جوان مخاطبان زيادي دارد؟ نه حق با شماست. در دنياي پ‍ُرتنش امروز يافتن مخاطب براي اين نوع موسيقي كمي دشوار است. جوان امروزي نيازمند تحرك است. درحالي‌كه موسيقي اصيل ايراني نيازمند تعمق. البته شما يك مسئله را از ياد نبريد. شكل ارائه موسيقي اصيل بايد شود. آنچه كه شما امروز از صدا و سيما مي‌شنويد، تمام موسيقي اصيل ايراني نيست. چند تا ساز مثل كمانچه و تار مي‌آورند يك خواننده هم مي‌آيد و آه و ناله سر مي‌دهد. خواننده‌ها هم كه اغلب از آقاي شجريان تقليد مي‌كنند. به خاطر همين اين نوع موسيقي تكراري و غم‌انگيز شده است. بايد شكل اجراها تغيير كند.  به نظر من بيشترين مسئوليت متوجه استادان اين رشته از موسيقي است. كدام استاد؟ شما فكر مي‌كنيد كسي مثل داود پيرنيا مسئوليت موسيقي در سازمان صدا و سيما را به عهده دارد؟ وقتي كه استاد جليل شهناز را خانه‌نشين كردند وقتي كه فرهنگ شريف و ياحقي و تجويدي را دلسرد كردند شما چگونه اين حرف را مي‌زنيد. كدام مسئول رفت سراغ عبادي و منصور صارمي. چند بار شوراي شعر و ترانه سازمان آمدند دنبال معيني كرمانشاهي. مي‌دانيد كه معيني كرمانشاهي هنوز در خانه اجاره‌اي زندگي مي‌كند؟ شما چرا اين حرف را مي‌زنيد؟ مگر خود شما به من نگفتيد كه منصور صارمي تا آخر عمر در خانه پدر همسرش زندگي كرد؟ عبدالوهاب شهيدي را چرا راهي غربت كردند؟ خيال مي‌كنيد كه امريكا براي آن استاد سالخورده جذابيت دارد؟ نه به خدا. خود استاد بارها در امريكا به من گفته بود كه چقدر محيط آنجا برايش عذاب‌آور است.  همه آنها كه به امريكا رفته‌اند همين را مي‌گويند. اگر اين‌طور است اصلاً چرا رفتند؟ اگر كار يك هنرمند را از او بگيرند ديگر برايش چه چيزي باقي مي‌ماند؟ وقتي كه استادان موسيقي را در كمال بي‌احترامي از كارشان بركنار كردند ديگر شما چه توقعي داريد؟ استاد شهيدي سالها پس از انقلاب در زمين پدري‌اش زراعت مي‌كرد. بعد هم كه سنش بالا رفت و توان اين كار را نداشت رفت امريكا نزد دخترش. به نظر من آنجا برايش بهتر است. من مي‌دانم اگر او اينجا بود و پيچ راديو را باز مي‌كرد چه عذابي مي‌كشيد. در مصاحبه با خود شما خواندم كه ايشان در را به روي خودش بسته و ساز مي‌زند و براي خودش زمزمه مي‌كند. گاهي هم به ندرت اگر اهل دلي پيدا شود برايش مي‌خواند. خب اين هم شد آخر و عاقبت يك استاد. حالا وقتي كه عرصه خالي از اين بزرگان شد يك سري نوآموز غير متخصص آمدند و شدند سكان‌دار موسيقي راديو و تلويزيون. صرف ياد گرفتن يك ساز مثل تار كه نشد موسيقيدان. همين آقايان هستند كه نتوانستند موسيقي اصيل را آن‌گونه كه بايد ارائه بدهند. يك موسيقي رخوت‌آور پخش مي‌كنند و مي‌گويند اين موسيقي اصيل ماست. از پاپ كه نگوييد. كپي آثار پيش از انقلاب را آوردند و گفتند اين هم پاپ ديگر چه مي‌خواهيد؟ به نظر من موسيقي پاپ هيچ‌گونه رشدي در ايران نداشته است. خوانندگان مي‌خواهند صداهاي مقبول مردم در دهه پنجاه را تقليد كنند. هيچ‌گونه ابتكار و نوآوري هم وجود ندارد. ببينيد اگر واروژان و اسفنديار منفردزاده آهنگي مي‌ساختند و ايرج جنتي و اردلان سرفراز و قنبري شعري مي‌سرود مورد قبول همگان قرار مي‌گرفت. خاطره آهنگهاي واروژان هنوز هم با ما همراه است. ساخته‌ها و تنظيمهاي او براي همه اقشار جامعه دلچسب بود. اما حالا مي‌بينيم كه موسيقي پاپ امروز فقط مورد تأييد جوان 15 و 16 ساله است. يك آدم 40 ساله سردرگم است. نه موسيقي اصيل اينها برايش دلچسب است نه پاپ. موسيقي لس‌آنجلس هم وضعيت بهتري ندارد. هنرمنداني كه آنجا هستند هم هرچه كه از اينجا با خودشان بود بردند و مصرف كردند و ته كشيدند. شنيدم كه شما با سورن مصاحبه كرده‌ايد. حتماً او به شما گفته است كه ديگر موسيقي خوب و ارزشمند پاپ در امريكا هم طرفداري ندارد. به همين خاطر كمتر او سفارش كار دارد. منفردزاده هم همين‌طور. در صورتي كه اين دو از پيشگامان موسيقي پاپ در ايران بودند. بيشترين زحمت در راه موسيقي پاپ به گردن سورن و دوست هم‌مذهبش واروژان بود. وقتي امريكا بودم سورن را ديدم. هنوز هم ذهنش جوان و پوياست. اما چه فايده. آقاي عطاءالله خرم را دست كم گرفته‌ايد؟ جهانبخش پازوكي را چطور؟ اما متأسفانه بايد بگويم كه نسل دوميها و سوميها آن‌قدر با فرهنگ ما بيگانه شده‌اند كه ديگر سورن و اسفنديار براي آنها جذابيت ندارند. خود اين عزيزان هم به خاطر شرايط سخت زندگي كه در آنجا دارند گاهي مجبور هستند كه آهنگهايي مطابق جامعه آنجا بسازند كه فرسنگها با شرايط روحي‌شان فاصله دارد.  چه معياري براي خوب بودن و بد بودن موسيقي پاپ در نظر داريد؟ بد يا خوب بودن اين نوع موسيقي به تركيب سازبندي، تنظيم، انتخاب شعرها و همچنین

مصاحبه با مجتبی میرزاده فروغ بهمن‎پور  مجتبي ميرزاده هنرمند صاحب سبك ويولن همچنين داراي لحن و شيوة خاص در تنظيم ملوديهاي ايراني است. چگونه به اين مرحله از هنر رسيديد؟ اين را به حساب لطف شما مي‌گذارم من كار پيچيده‌اي نمي‌‌كنم. در انتخاب ملودي براي اجراي سلوي ويلن خيلي حساسم شايد هم دقت زيادي در انتخاب نوع سازها و چيدن آن در كنار همديگر دارم. مثلاً براي يك آهنگ كه نياز به دو يا سه تا ساز دارد نمي‌آيم 60 تا نوازنده جمع كنم. از حركات نمايشي هم خوشم نمي‌آيد. به همين دليل هم هست كه تنظيمهاي من مورد توجه قرار گرفت.  چه نوع موسيقي در اوقات فراغت گوش مي‌كنيد؟ اگر اوقات فراغتي باشد كه به ندرت پيش مي‌آيد، موسيقي بدون كلام ايراني گوش مي‌كنم. ويولن آقاي ياحقي، سه‌تار استاد عبادي، تار جليل شهناز، ني استاد كسايي و خلاصه آثار بدون كلام بزرگان موسيقي ايراني هميشه براي من جذابيت داشته است.  يعني با موسيقي باكلام ارتباطي نداريد؟ چرا البته امروز كه موسيقي باكلام ارزشمندي پيدا نمي‌شود به خاطر همين هم هنوز شنونده صداي محمودي خوانساري، عبدالوهاب شهيدي، قوامي و... هستم.  شما از جمله آهنگسازان پركار اين سالها هستيد. با اين وجود اين پاسخ شما عجيب به نظر مي‌رسد! من مجبور هستم كه كار كنم، هنرمند در مملكت ما بايد تا روزي كه مي‌ميرد كار كند وگرنه چرخ زندگي‌اش نمي‌چرخد. اما اگر راستش را بخواهيد در تمام اين سالها صدايي كه بتواند در روح و جان من مثلاً جاي محمودي خوانساري را بگيرد وجود ندارد. محمودي خوانساري واقعاً عاشق بود. او هيچ‌گاه به اين فكر نكرد كه از هنرش استفاده مادي ببرد. به همين خاطر هم گوشه يك اتاق كوچك از دنيا رفت. تمام زندگي او عشق بود و بس. حالا خود شما كه با همه هنرمندان در ارتباط هستيد، كسي مثل او مي‌شناسيد. الان همه هنر به دو چيز خلاصه شده است. ثروت و شهرت. شما كدام خواننده را مي‌شناسيد كه سالهاي سال براي كارش رياضت كشيده باشد. درك مفاهيم ادبي و عرفاني ازجمله مباحث بسيار مهمي است كه خواننده بايد بداند. محمودي خوانساري غرق در سعدي بود، عبدالوهاب شهيدي هم همين‌طور. حالا خواننده مي‌آيد پيش ما يك شعر كم‌مايه و اغلب هم بي‌مايه مي‌آورد تا برايش آهنگ بسازيم. جالب اينكه خودش هم هيچ‌گونه ارتباطي با آن برقرار نكرده است. خيلي از آنها از درك ابتدايي‌ترين واژه‌هاي شعر عاجزند. به همين خاطر هم اغلب آثار توليدشده اين سالها فاقد محتوا و ارزش است.  حرفهاي شما كاملاً منطقي است. اما امروزه مي‌بينيم كه همين موسيقي بعضاً كم‌ارزش مخاطبان بي‌شماري دارد. به خاطر اين هست كه مردم خيلي سطحي شده‌اند. شما در بين دوستان و هم‌سالان خودتان چند نفر آدم مي‌شناسيد كه حداقل يك دستگاه موسيقي را بشناسد. سعدي و حافظ بخواند. خود شما يك روز در خانه استاد معيني كرمانشاهي حرف قشنگي گفتيد؛ شنيدن كلام معيني و نواب و... ساز كسايي و صداي اديب دل سوخته مي‌خواهد. درست گفتيد. كسي بايد به درجه‌اي از عرفان و معنويت رسيده تا بتواند از ني استاد كسايي حظ ببرد. البته اين را هم در نظر داشته باشيد كه ما نمي‌توانيم همه مردم را مجبور كنيم موسيقي اصيل بشنوند.

Mojtaba mirzadeh نام قطعه... مرگ ستاره....