تفکر و یادگیری متمرکز(تیم)
Open in Telegram
همیشه در خدمتم🍎 @MohammadHassanHosseini mhhosseinipencil@gmail.com
Show more626
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
#مدل_ذهنی
اگه اول صبح یه آدم عوضی رو ببینی، یه آدم عوضی رو دیدی!!
ولی اگه تمام روز به آدم های عوضی بر بخوری، پس خودت عوضی هستی.
منبع: کانال BEST SHORT FILM
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
@THINKINGandLEARNING
#تاثیر_یک_کار_کوچک
🔸مدل ذهنی میلیونها نفر، با دیدن کار کوچک یک موجود کوچک برای حفاظت از محیط زیست تحت تاثیر قرار گرفته است.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARING
#ظرف_ها
🔸در سفر امسالم به یکی از شهرها متوجه شدم میدان اصلی شهر پر از دستفروش است. پرسیدم: "قضیه چیه؟ مگر شهرداری جلوگیری نمی کند؟ " گفتند: " از ساعت دو تا چهار بعد از ظهر آزاده" به خودم گفتم این هم از دید دولت می تواند راهی برای بهبود برخی نابسامانی ها باشد. فکرم رفت پیش ظرف هایی که داشتند پر و خالی می شدند و مهمترین آن ها در نظرم مجسم شد:
"ظرف نارضایتی مردم از مشکلات اشتغال و گرانی"
و به تبع آن حلقه هایی که در ارتباط این ظرف فعال شده بودند جلوی چشمم مجسم شدند. حلقه هایی که برخی از آنها را دولت می دید و برخی را نه:
🌝حلقه های آشکار
۱. اگر چه مقطعی و ناچیز، اما درصدی از مردم در این شهر کوچک، ساعت هایی از روز می توانند درآمدی از راه دستفروشی کسب کنند. این موضوع تاحدی رضایت آنها را بالا می برد.
۲. ارزان فروشی دستفروشان، قدری افزایش قیمت مغازه دارها را تعدیل می کند.
🌚حلقه های پنهان
۱. دو ساعت رواداری و اجازه ی انحراف در میادین اصلی شهر، یعنی بالا رفتن حجم دستفروش ها در اطراف شهر و دروازه های ورودی و نیز شب ها.
۲. خارج از کنترل شدن بافت بازار و به هم ریختن اصول خرید و فروش.
و شلوغی های بی رویه و مشکلات اجتماعی دیگر مثل مخدوش شدن چهره ی شهر و ده ها حلقه ی پنهان دیگر که دولت آن ها را نمی بیند و در دراز مدت اثرشان را بر شهر می گذارند.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#تفکر_در_طول_زمان
🔸سنگین ترین مجازاتی که خدایان یونان باستان می توانـــــــستند برای "سیزیف" در نظر بگیرنــــــد این بود که او کار بیهوده ای را همیشه انجام دهد. سیزیف محکوم شده بود تا ابد تخته سنگی را از یک سراشیبی تند بالا ببرد .
مدت ها گذشت و سیزیف در تمام این مدت مشغول بالا بردن تخته سنگ از شیبی تند بود تا به بالای بلندی می رسید. تخته سنگ از آنجا سقوط می کرد و به پایین دره می افتاد. اما خدایان فراموش کرده بودند که سنگ بر اثر مرور زمان دچار فرسایش می شود.
در صدسال اول لبه های تیزی که دست های ســـیزیف را بریده و آنها را زخمی کرده بود صاف شد.
در پانصد سال بعدی پستی و بلندی های سنگ به قدری صیقلی شد که سیزیف تخته سنگ را قل می داد و بالا می برد. در هزار سال بعد تخته سنگ کوچک و کوچک تر و شیب هموار و هموارتر شد و ....
این روزها سیزیف تکه سنگ ریزی را که روزگاری صخره ای بود به همراه قرص های مسکن و کارت های اعتباری اش در کیفی می گذارد و با خود می برد. صبح سوار آسانسور می شود و به طبقه بیست و هشتم ساختمان دفترش می رود که محل مجازاتش به حساب می آید. بعد از ظهرها دوباره به پایین بر می گردد.
👤استفان لاکر
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#شعر
تقدیم به مولا:
چاه ها به هم
راه داشتند
آب ها
آه سالهای غربت ترا نگاه داشتند.
محمد حسن حسینی
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
🔘چای گفت و گو
#تفكر_كمي
#گفت_و_گو
🔸واقعا اندازه گيري بعضي چيزها سخت است. يكي همين زمان حرف زدن مان. دوستي مي گفت:« جنسي كه در سخن گفتن ارائه مي كنيم براي خودمان ممكن است ارزش داشته باشد؛ اما از كجا مي دانيم براي طرف مقابل هم به همان ميزان ارزش دارد؟ اصلا او چقدر خريدار متاع ماست؟»
شكي نيست كه ما در كارهاي روزمره مان نيازمند گفت و گو هستيم. اگر اين قدر حسگرمان قوي باشد كه بتوانيم حال طرف مقابل را درك كنيم، پس مي ماند اندازه گيري زمان گفت و گوي مان با او. در بيشتر آموزه هاي مرتبط با فنون گفت و گو، ترجيح بر اين است كه ساده، موثر و بدون حاشيه با حداقل كلمات باشد .
سرخ پوست ها- همان طور كه قبلا هم در يادداشتي نوشته بودم- پيش قراولان گفت و گو در دنيا هستند. آنها شبها دور آتش جمع مي شده اند و با داستان گويي - كه امروزه به يك تكنيك شناخته شده براي انتقال دانش پنهان و شناخت مدل هاي ذهني تبديل شده- با هم گفت و گو مي كرده اند. گاهي نيز براي مفاهمه و نيز تصميم گيري درباره ي موضوع مهمي دور آتش مي نشسته اند و گفت و گو مي كرده اند. آنها سنگي به نام " سنگ گفت و گو" داشتند كه روي آتش گرم مي شده و شروع كننده گفت و گو، داغ ترين سنگ را بايد تحمل مي كرده است . او مجبور بوده زودتر سر و ته حرفهايش ( يا همان ارائه پيش فرض هايش ) را هم بياورد و سنگ داغ را به نفر بعدي كه داوطلب بوده بدهد. طبيعتا آنكه بيشتر صبر كرده و با نقطه نظرها و مدل هاي ذهني ديگران آشنا شده بوده، سنگ سردتري نصيبش مي شده است.
من شبيه اين تكنيك را براي خودم دارم. "چاي گفت و گو" . بله من با چاي گفت و گو به سراغ رييس و برخي همكارانم در اداره مي روم. در خانه هم اين چاي كاربرد دارد. وقتي كاري سرپايي با كسي دارم، اول چايم را مي ريزم و با همان ليوان به سراغش مي روم. حالا بايد حواسم باشد حرفهايم را طوري خلاصه كنم كه چايم سرد نشود. بعد از مدتي اندازه دستم مي آيد و حتي بدون چاي هم وقتي با کسی صحبت مي كنم حواسم به گذر زمان و ظرف حوصله او هست. اگر سنگ گفت و گو، چاي گفت و گو يا تكه يخي در دست داريد، يادتان باشد طرف مقابل تان هميشه حوصله حرف هاي شما را ندارد. حواستان به او و البته آنچه در دستتان دارید باشد.
به قول بزرگي "حرف زدن در بهترين شكلش نقره است و سكوت طلا" . ببخشيد خسته تان كردم. چايم مدت هاست سرد شده و من هنوز دارم مي نويسم.......
محمد حسن حسيني
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
كانال تفكر و يادگيري
@THINKINGandLEARNING
#تلنگر
ﺩﺭ ﺍﻳﺴﺘﮕﺎﻩ های ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﮊﺍﭘﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ:
"ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺭﻭی ﺑﻪ ﺳﻮی #ﻫﺪﻑ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﻴﺪ"
@pmccenter
#گفتگو
#سخن_بزرگان
#فیلم
🔸ویدئوی زیر، سخنان حکیم دینانی در باب گفتگوست. خودتان قضاوت کنید درباره نقاط اشتراک آن با آموزه های تفکر سیستمی و تئوری u که در این کانال بارها به آن ها پرداخته ایم.
محمد حسن حسینی
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
☝☝☝☝☝☝☝☝☝☝☝
🔘 بچه آهوهای زندگیمان را پیدا کنیم.
🔸به نظر شما عدد رضایت شغلی این خانم چند است؟ چقدر باید به او پاداش داد؟ پاداش؟! چه کلمه ی خنده داری! او هر لحظه در حال گرفتن پاداش است.
می گویید: "همه ی ما که نمی توانیم بچه آهو شیر بدهیم."
می گویم: " اتفاقا چرا، در زندگی پیرامون همه ی ما پر از بچه آهو ست. فقط باید پیدایشان کنیم. کافی ست به مسئولیت خودمان در برابر اجتماع توجه کنیم. بچه ها. بچه ها. بچه ها. بچه ها در مدرسه درس زندگی نمی آموزند. مهارتهای زندگی را یادشان بدهیم. مهارتهای ارتباطی، حل مسئله، گفت و گو، درک تغییرات محیط اطرافشان و....ما برای همین زنده ایم. معنای زندگی ما همین است. کاهش رنج و افزایش شادی دیگران. چه بهتر که این دیگران جوانه های جنگل سرسبز آینده باشند."
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#مدل_ذهني
#حکایت
1- مي گويند روزي اميركبير كه از حيف و ميل شدن سفرههاي دربار به تنگ آمده بود، به ناصرالدين شاه پيشنهاد كرد براي يک روز آنچه رعيت مي خورند ميل كند. شاه پرسيد:« مگر رعيت ما چه مي خورند؟» اميرکبير گفت: «ماست و خيار» ناصرالدين شاه سرآشپز را صدا زد و گفت:« براي ناهار فردايمان ماست و خيار درست كنيد» سر آشپز دستور تهيه مواد زير را به تداركچي براي "ماست –خيار شاهانه" داد:
• ماست پر چرب اعلا
• خيار قلمي ورامين
• گردوي مغز سفيد بانه
• پياز اعلاي همدان
• كشمش بدون هسته
• نان دو آتيشه خاشخاش
• سبزيهاي بهاري اعلا و....
ناصرالدين شاه بعد از اينكه يک شكم سير ماست و خيار خورد، به اميركبيرگفت: «رعاياي پدرسوخته چه غذاهايي مي خورند و ما بيخبريم. اگر كسي از اين همه نعمت رضايت نداشت فلكش كنيد.»
2- ماري آنتوانت - ملكه فرانسه- يک بانوي اشراف زاده، ولخرج و خوشگذران بود که از روند جامعه آگاهي چنداني نداشت. مي گويند زماني که صداي انقلاب فرانسه بلند شده بود، وي از کسي پرسيده بود: « مردم چه ميخواهند؟» آن شخص پاسخ داده بود: «گرسنهاند و نان ميخواهند. » و ملكه دوباره پرسیده بود: «اکنون که نان ندارند، چرا شيريني نميخورند؟!»
#آموزه
1- قواعد تصميم گيري با تغيير مدل هاي ذهني نو مي شوند، به شرط آنكه داده هاي جديد و درستي جمع آوري شوند. در حكايت اول، شاه اراده كرده بود براي همدلي با رعايا خودش را دقيقا جاي آنها بگذارد؛ اما در سيستم آشپزخانه ی او سرآشپزي هم وجود داشت كه مدل ذهني او نياز به نو شدن داشت. از پنجره ي نگاه سرآشپز، هر چيزي با پسوند "شاهانه" در حداقل ممكن خود از سطح نياز جامعه معمولي بالاتر بود.
2- در حكايت دوم هيچ تلاشي براي نو شدن مدل ذهني صورت نگرفت و ملكه ي فرانسه، همچنان اسير "تله ي ذهني" خود بود.
🔘 نتيجه ی هر دو حكايت، شكست در همدلي بود.
نمونه موفق نو سازي مدل ذهني در حكايت ها، ماجراي "سيذارتا"ي شاهزاده است كه از چارچوب قصر( تله ي ذهني خود) بيرون زد و داده هاي واقعي"فقر"، "پيري" و "بيماري" را لمس كرد و مدل ذهني اش، نو و روشن (بودا ) شد.
محمد حسن حسینی
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
كانال تفكر و يادگيري
@THINKINGandLEARNING
#سخن_بزرگان
🔸بیسوادان قرن 21 کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند، آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند.
الوین تافلر
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#سیستم_بسته
🔸هرگز کسی را که روزی کمکت کرده فراموش نکن.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#سخن_بزرگان
#کل_نگری
#آموزه
اينقدر اسير جزييات نباش. اگر لازم شد از موضوع فاصله بگير و كل را هم نگاه كن.
(جنگل را از لاي درختها تماشا نكن)
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
@THINKINGandLEARNING
#مدل_ذهنی
#حل_مسئله
#همذات_پنداری_در_قصه
🔸قصه ي خوب، قصه اي است كه در آن همه حق دارند. به نظرم اصلا ادبيات چنين است. استاد مرحومم "دكتر سيد حسن حسيني" مي گفت: "هنر بيهقي اين است كه توانسته تاريخ را به شكل ادبيات درآورد." در اين صورت جانبداري كنار مي رود و آنچه كه هست، تمام و كمال روي مي نمايد؛ حتي گاهي واقعي تر از دنياي واقعي.
"همذات پنداري" در قصه هاي خوب به نوعي تمرين "شفقت" يا همان "همدلي" و "هم دردي" با شخصيت هاي قصه است. در اين صورت مي بينيد كه حتي شخصيت هاي منفي هم با استاندارد هاي زندگي خود- يا به تعبير بهتر "مدل ذهني" خودشان - حق دارند.
قصه به ما و بچه هاي ما مي آموزد "مدل هاي ذهني" خود و ديگران را بشناسيم و حتي توانايي اين را داشته باشيم كه گاهي خودمان را جاي ديگري بگذاريم. البته اينكه در پايان قصه ها خير بر شر پيروز مي شود، آموزه ي مناسبي براي ماست كه خود را جاي ديگري قرار دادن به معناي تكرار و شبيه سازي كارهاي آنها در زندگي شخصي نيست.
شناخت نيروهاي بازدارنده در حل مسائل و مشكلات زندگي، قدم هاي موثري در مسير پيدا كردن راه هاي كاهش صدمات و خنثي سازي آنهاست. پس لطفا قصه بخوانيد و بچه هايتان را هم به اين كار تشويق فرمايند.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
محمد حسن حسینی
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
