en
Feedback
جـَـوّاٰل

جـَـوّاٰل

Open in Telegram

جَوّالٌ بِشَکِّهِ تشنگی می‌فروشم، خریداری؟ وحشی و سرکش را، جَوّال گویند، با آرامش وارد شوید. مسلح به فارسیِ سخت https://t.me/IncogNoteBot?start=8b06fm7d05

Show more
447
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+330 days
Posts Archive
آناتومی یک تحریف: «ابن‌لَبون»؛ نماد هوشیاری استراتژیک، نه انزواطلبی سیاسی یکی از بزرگ‌ترین جفاهایی که در حق تراث غنی و پویای فقه سیاسی شیعه روا داشته شده، تقلیل‌گرایی و برداشت‌های سطحی از حکمت‌های علوی است. در این میان، خوانش انفعالی از فرمایش مشهور امیرالمؤمنین (ع) که می‌فرمایند: «كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ» (در فتنه چون شتر دوساله باش، نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی که دوشیده شود)، نمونه‌ای بارز از این کژفهمی است. جریان‌های محافظه‌کار، این کلام را به مثابه مانیفست «بی‌طرفی»، «عزلت‌گزینی» و «سیاست‌زدایی» تفسیر کرده‌اند؛ حال آنکه در یک تحلیل عمیق گفتمانی، «ابن‌لبون» نه نماد انفعال، که عالی‌ترین استعاره برای «هوشیاری استراتژیک»، «استقلال رأی» و «باج ندادن به شبکه‌های فریب» است. نفی انفعال؛ کنش‌گری مؤمن در هندسه قدرت شتر دوساله بودن، به معنای کناره‌گیری از میدان نبرد حق و باطل نیست؛ بلکه به معنای مسدود کردن مسیرهای سوءاستفاده است. مؤمنِ تراز مکتب علوی، هرگز بازیچه دست جریان‌های قدرت‌طلب و سناریوهای رسانه‌ای نمی‌شود. او در بزنگاه‌ها، با هوشمندی کامل، منابع، اعتبار و آبروی خود را از دسترس غارتگران سیاسی خارج می‌کند (نه پشتی برای سواری، نه پستانی برای دوشیدن). با این حال، این انسداد راه بر فتنه‌گران، هرگز با بی‌طرفی در برابر «حق» هم‌معنا نیست. مؤمن همواره طرفدار و پاسدار حق است. در دورانی که به دلیل غیبت معصوم، با تکثر روایت‌ها و نسبیت در ادعاها مواجهیم، ایستادن در رکاب حقیقتی که تجلی ولایت و عدالت است، همان تجلیِ کمالِ ابن‌لبون بودن است. چرا که در اینجا، انسانِ مؤمن سرمایه خود را به رایگان در خدمت مطامع دنیوی دیگران قرار نمی‌دهد، بلکه با اتصال به حق مطلق (همچون پیوستن به جبهه علی بن ابی‌طالب ع)، خود را سرشار از سعادت و نفع حقیقی در دو جهان می‌سازد. آناتومی باطل ترکیبی در عصر پساحقیقت (Post-truth) چرا مؤمن در زمان فتنه باید از همیشه بصیرتر، عمیق‌تر و «کَیِّس‌تر» (زیرک‌تر) باشد؟ پاسخ در کالبدشکافی مفهوم «فتنه» نهفته است. فطرت الهی انسان، ذاتاً باطلِ مطلق و عریان را پس می‌زند. هیچ نظام استکباری نمی‌تواند با شعار «من آمده‌ام تا شما را غارت کنم» بر قلب‌ها و مغزها مسلط شود. امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۵۰ نهج‌البلاغه، مکانیزم این فریب را به دقیق‌ترین شکل کالبدشکافی کرده‌اند: «يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ» (مشتی از حق و مشتی از باطل گرفته شده و در هم آمیخته می‌شوند). این همان چیزی است که امروز در جامعه‌شناسی سیاسی مدرن تحت عنوان دوران «پساحقیقت» و «جنگ شناختی» می‌شناسیم. اهل باطل همواره زهر خود را در زرورقی از مفاهیم زیبا و حقانی می‌پیچند تا افکار عمومی را ببلعند. از صفین تا غزه؛ تکرار تاریخ در جنگِ روایت‌ها این الگوی تقابل، محدود به تاریخ نیست. دیروز در آوردگاه صفین، باطلِ اموی وقتی خود را در آستانه فروپاشی دید، قرآن‌ها را بر نیزه کرد تا با استفاده از یک نمادِ حق، مقاومت جبهه حق را بشکند. فریب خوردن در برابر نیزه‌های مکر، خروج از مقام «ابن‌لبون» و دادنِ سواری به لشکر معاویه بود. در مقابل، منطق علوی تا آنجا روی حق حساس است که برای ظلمی به وسعت درآوردن خلخال از پای یک زن یهودی در سایه حکومت اسلامی، آرزوی مرگ از روی غصه را روا می‌داند. امروز نیز ماشین جنگ رسانه‌ای نظام سلطه، دقیقاً با همان الگوی «قرآن‌های بر نیزه» عمل می‌کند. استعمار نوین، اهداف سلطه‌جویانه و استثماری خود را در پوشش درخشان کلان‌روایت‌هایی چون «آزادی» و «حقوق بشر» پنهان می‌کند. آن‌ها مخالفت خود با یک نظام مستقل را نه به دلیل ایستادگی آن در برابر استثمار، بلکه به بهانه فقدان آزادی‌های مدنی پمپاژ می‌کنند. در همین ماشین ترور شناختی است که نیروی حق‌طلبی که در برابر برده‌داری مدرن و غصب سرزمین‌ها سینه سپر کرده، «تروریست» نامیده می‌شود، اما رژیم‌های کودک‌کش و حامیانشان، مدافعان جهان آزاد لقب می‌گیرند! فرجام سخن کوتاه سخن آنکه؛ مؤمن در هیچ کجای تاریخ بی‌طرف نبوده و نیست. او همواره و در همه حال یک «طرفدار» است، اما تنها و تنها طرفدار «حق». راهبرد «شتر دوساله بودن» در هنگامه طوفانِ فتنه‌ها، نه دعوت به انزوای بزدلانه، که فرمانِ آماده‌باش برای ارتقای هوش سیاسی، تعمیق بصیرت و نفیِ قطعیِ سواری دادن به امپراتوری‌های دروغ و تزویر است.

یکی از خواسته‌های استکبار به طور کلّی ــ از جمله در رأسِ استکبار، دولت آمریکا ــ از مسئولان همه‌ی کشورها، از جمله از مسئولان جمهوری اسلامی این است که وقتی راجع به مسائل گوناگون کشور فکر میکنند، طرّاحی میکنند، نقشه‌کشی میکنند، یک نگاهی هم به منافع آمریکا داشته باشند، ملاحظه‌ی آمریکا را هم بکنند؛ این درخواست آنها است. ما که خب مستقیم ارتباطی نداریم [امّا] از طُرق مختلف این را به مسئولان ما تفهیم میکنند. در این سالهای متمادی ما نمونه‌های متعدّدش را دیدیم که بیایند واسطه بشوند در فلان قضیّه‌ی اقتصادی، فلان قضیّه‌ی فرهنگی، فلان مسئله‌ی سیاست خارجی، که شما  که میخواهید این کار را بکنید، این را تغییر بدهید، به این نحوه عمل کنید که آمریکا هم یک سودی ببرد؛ این یکی از خواسته‌های آمریکا است! من عرض میکنم این تهدیدِ مردم‌سالاری است؛ اگر مسئولان کشور ما در هر دوره‌‌ای به این توقّع بیجای آمریکایی‌ها گوش فرابدهند، مردم‌سالاری کشور و جمهوریّت کشور را تهدید کرده‌اند. چرا؟ برای خاطر اینکه مردم به ما رأی دادند، ما را سر کار آوردند، برای اینکه برای منافع آنها کار بکنیم؛ نه‌اینکه منافع آمریکا را مورد نظر قرار بدهیم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۹ بیانات در دیدار مردم قم

من بی‌طرفی رو نمی‌فهمم، یعنی چی که فلان کس بی‌طرف هست؟! چطور می‌شه که برای روزنامه‌نگار، مورخ یا دانشمند بی‌طرف ارزش قائل می‌شید؟! چگونه بی‌طرفی ارزشمند تلقی می‌شه؟! آیا حضرت رسول در دعوت‌ش به اسلام بی‌طرف بود؟ آیا حضرت امیر در تمام طول عمر شریف‌شون بی‌طرف بودند؟ آیا امام حسن و سیدالشهدا بی‌طرف بودند؟ آیا امام خمینی بی‌طرف بود؟ شما یک نفر انسان عاقل بالغ آزاده و سلیم‌النفس رو پیدا می‌کنید که بی‌طرف بوده باشه؟! اصلا آدم عاقل بالغ آزاده‌ی سلیم‌النفسی رو می‌شناسید که به انسان بی‌طرف اعتنا و اعتماد کنه؟!

خداوندگارا! امید را از ما مگیر...

Repost from N/a
عن الإمام الصادق عليه السلام: «أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأُمُورَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ، فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا، وَجَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحًا، وَجَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْمًا، وَجَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَابًا نَاطِقًا.» خداوند ابا دارد که کارها را جز از راه اسباب و وسایلشان جاری کند.🍃 پس برای هر چیزی سببی قرار داد، و برای هر سبب، شرح و قاعده‌ای قرار داد، و برای هر شرح، دانشی قرار داد، و برای هر دانشی، دری گویا قرار داد.🌸🍃 ☘الکافی، ج ۱، ص ۱۸۳

Repost from N/a
حضورم در ۲۲بهمن امسال رو با اصطلاح تفریح تعبیر کردم اما تازه الان رزقم شد بدونم مردم حوالی قم و اصفهان باستان هم در چنین روزی
حضورم در ۲۲بهمن امسال رو با اصطلاح تفریح تعبیر کردم اما تازه الان رزقم شد بدونم مردم حوالی قم و اصفهان باستان هم در چنین روزی جشن و عیدی به اسم بادروز (و چند اسم مشابه دیگر) داشتن؛ ابوریحان بیرونی هزار سال پیش در "کتاب الاثار الباقیة عن القرون الخالیة" در قسمت ماه‌های فارس‌ها ذکر کرده.. "باد روز؛ روز دمیدن نسیمی از جانب خداوند و بیرون کردن اهریمن از ایران؛ شگفتا که هزاران سال بعد همان شهر قم خاستگاه خیزش علیه ظلم شد".. #نظام_اصطلاحات #بسترها_رفتارسازند #آموزش_پرورش_آینده

Repost from N/a
#نظام_اصطلاحات #روابط_انسانی
#نظام_اصطلاحات #روابط_انسانی

Repost from Solitude
یه کشور دیگه بیاد کشور من رو بمبارون کنه، بعد یه سری کشورهای دیگه بیان سرمایه بیارن توی کشور من و نفت کشور من رو بخرن که من توی رفاه زندگی کنم. شما هیچ‌جا توی ذهنیت ایرانی، کار و تلاش نمی‌بینی :)) فقط دلالی و مفت‌خوری و آماده‌خوری :)))

قبلا با اشاره به حکومت‌های آمریکایی و اروپایی به جمهوری اسلامی خرده می‌گرفتند که همه دنیا اشتباه می‌کنند و تنها شمایید که درست و به حق هستید؟ شاید حالا بعد از ماجراهای غزه و اسرائیل و افشاگری‌ها بیشتر و بهتر متوجه بشید که جمهوری اسلامی یگانه حکومت عادل و صالح در جهان است!

Repost from N/a
شاید قطب نمای خیلی هایمان شکسته باشد ولی اینکه تکلیفمان را لینسی گراهام ها پدوفیل ها مشخص نمیکنند سمت درست تاریخ را نشانمان میدهد خیالمان راحت است حتی اگر آخرش یک مرگ خونین باشد، نیشخند اهالی جهنمی که خسر الدنیا و الاخره شده اند نصیبمان نمیشود خیالمان راحت است که غوطه ور در یک هیچ بزرگ نبوده ایم

Repost from N/a
«كَلِمَةُ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ أَمِنَ مِنْ عَذَابِي» (کلمه لا اله الا الله قلعه من است، پس هر کس به قلعه من درآید از عذابم در امان است) 🍃🌸

نع ساده‌اش این می‌شه: ۵ درصد هزار تومن می‌شه ۵۰ تومان ولی ۵ درصد یک‌میلیون می‌شه ۵۰هزار تومان! اگر اول زنجیره ۵۰تومان یارانه بدی در آخر مصرف‌کننده ۵۰هزارتومان سود کرده ولی اگر بخوای آخر زنجیره همه‌ی ۵درصد رو یارانه بدی باید ۵۰هزارتومان هزینه بدی! اگر بخوای زرنگ‌بازی در بیاری و صرفا همون ۵۰تومن اول زنجیره رو به آخر زنجیره پرداخت کنی، ۴۹۵۰تومن مردم باید از جیب بدن!

خودتون لفت میدید یا...

مولا علی عليه‌السلام: مَن لَم يَنشَط لِحَديثِكَ فَارفَع عَنهُ مُؤنَةَ الاِستِماعِ مِنكَ اگر کسی براى سخن تو نشاط نشان نداد، زحمت شنيدن سخنت را از او بردار. ➕️ @Yaminpour

بعنوان مثال انتظاری که حضرت خضر از حضرت موسی داشت، چنین اعتمادی بود. بعنوان مثال انتظاری که حضرت علی از شرطةالخمیس داشت چنین اعتمادی بود. و چنین اعتمادی رو باید نسبت به امام و رهبری داشت، ما نمی‌دانیم چرا، ما نمی‌دانیم چطور، ما نمی‌دانیم با چه منطقی و با چه دلیلی، ولی چون او فرموده پس گردن می‌نهیم، چون او تشخیص داده پس علی‌رغم تشخیص خودمان، او را می‌پذیریم.

اما اعتماد: دو گونه است: یک، آسودگی و خاطرجمعی ناشی از انتخاب درست. من به فلانی اعتماد دارم چون می‌دانم با داده‌های درست، درست تحلیل می‌کند و درست عمل می‌کند. آنچه او درست می‌داند دقیقا همان است که من نیز درست می‌دانم. در این حالت چون نظرات موافق داریم بنابراین اعتماد می‌کنیم. اما دو، آسودگی و خاطرجمعی ناشی از شناخت. چون فلانی را می‌شناسم و می‌دانم هوای نفس ندارد، عدالتی دارد، حق‌باور و حق‌محور است، به تحلیل و عمل او اعتماد می‌کنم ولو اینکه خودم آن را درست ندانم، این اعتماد دقیقا بعکس نوع قبل اعتماد بر مبنای اختلاف است، اصولا چون اختلاف داریم پس اعتماد می‌کنیم.

البته نمی‌دانم چرا اینقدر تند شدم، قصد نبود، ولی خب شد، پوزش

تیکه رو شما دارید می‌اندازید مخاطب این کلام و بیان چه کسانی هستند؟ ملت ایران در حال پیمودن یک مسیری بوده و هستند، عده‌ای این وسط کمی شل‌کن و سفت‌کن دارند، گاهی هستند گاهی نیستند، انتقاد و اعتراض به‌جا و بی‌جا دارند، بعضی کَمَکی قهر کرده بودند، رهبری اومد و گفت همه بیایند، اون بخشی که پای کار نبودند، اونهایی که شل‌کن و سفت‌کن داشتند، اونهایی که ناز و ادا داشتند، آمدند و به این خواسته‌ی رهبری لبیک گفتند. حالا بعد از اون رهبری دوباره آمدند و ضمن تشکر خواستار ادامه‌ی این رویکرد و حضور همیشگی شدند، بعد عده‌ای از این ماجرا هم در نقد آن کسانی که دائم در صحنه هستند، آنهایی که در مواقع هزینه دادن همیشه پای کار بودند، از این ماجرا برای نقد اینها استفاده می‌کنند! واقعا هنر می‌خواد اینطور چرخاندن حرف ولی جامعه و سوءاستفاده از آن در جهت منافع شخصی و حزبی و سیاسی!

مگه چی می‌شه باقی روزها هم رسانه و تلویزیون و اخبار همین‌گونه باشه، بدون دعوا و چرت و پرت و بدون اخبار زرد

Repost from Solitude
گفتن از مواقع استجابت دعا هنگام صف‌بندی کفر و اسلام مقابل همدیگه است. قطعا این جمعیتی که امروز زیر سایه‌ی جنگ و تهدید و تحریم بیرون اومد مصداق همین صف‌بندیه و ان‌شاالله دلیل استجابت دعا.