en
Feedback
بيتِ ماندگار

بيتِ ماندگار

Open in Telegram

تك بيت هاي ماندگار از شاعران ماندگار

Show more
Iran693 986The category is not specified
134
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
ــ « دردی اگر داریّ و همدردی نداری با چاه آن را در میان بگذار! با چاه! غم روی غم اندوختن دردی ست جانکاه! » گفتند این را پیش از این اما نگفتند، گر همرهان در چاهت افکندند و رفتند؛ آنگاه دردت را کجا فریاد کن. آه! فریدون مشیری

به سوی من چو می‌آیی تمام تن تپش و بال می‌شوم ؛ چو در تو می‌نگرم زلال می‌شوم ؛ سخن چو می‌گویی آفتاب بر می‌آید ✍️#اسماعیل_خویی
به سوی من چو می‌آیی تمام تن تپش و بال می‌شوم ؛ چو در تو می‌نگرم زلال می‌شوم ؛ سخن چو می‌گویی آفتاب بر می‌آید ✍️#اسماعیل_خویی

چه چشم‌هایی دارد! ستارگان کدامین شب شکفته‌ی شاد در آن دو برکه‌ی خاموش ته‌نشین شده‌اند؟ کدام ساحل آغوش قرار بخشد شب‌ها به موج
چه چشم‌هایی دارد! ستارگان کدامین شب شکفته‌ی شاد در آن دو برکه‌ی خاموش ته‌نشین شده‌اند؟ کدام ساحل آغوش قرار بخشد شب‌ها به موج سینه‌ی او؟ دل هوایی من در این سپیده‌ی لبخند چگونه خواهد دانست که باد شرطه کجا می‌برد سفینه‌ی او؟ #اسماعیل_خویی @beitmandegar

چه چشم‌هایی دارد! ستارگان کدامین شب شکفته‌ی شاد در آن دو برکه‌ی خاموش ته‌نشین شده‌اند؟ کدام ساحل آغوش قرار بخشد شب‌ها به موج سینه‌ی او؟ دل هوایی من در این سپیده‌ی لبخند چگونه خواهد دانست که باد شرطه کجا می‌برد سفینه‌ی او؟ #اسماعیل_خویی @beitmandegar

وقتی‌ که من بچه بودم... - شعر #اسماعیل_خویی - صدای #فرهاد_مهراد @cofsher

#اسماعیل_خویی، شاعر ایرانی و از اعضای موسس کانون نویسندگان ایران صبح روز سه‌شنبه، چهارم خرداد در ۸۳ سالگی در لندن درگذشت. او
#اسماعیل_خویی، شاعر ایرانی و از اعضای موسس کانون نویسندگان ایران صبح روز سه‌شنبه، چهارم خرداد در ۸۳ سالگی در لندن درگذشت. او متولد ۹ تیر ۱۳۱۷ در مشهد بود. اولین کتابش، "بی تاب" مجموعه‌ای از شعرهای کلاسیک، زمانی که تنها ۱۸ سال داشت در سال ۱۳۳۵ در مشهد منتشر شد. در دانش‌سرای تهران ادامه تحصیل داد و برای گرفتن دکترای فلسفه به لندن رفت. پس از بازگشت به تهران به تدریس پرداخت. او از اعضای موسس کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود. در همان دوره با داشتن گرایش‌های چپی از هواداران فداییان خلق بود. پس از دستگیری و سپس اعدام دوست نزدیکش سعید سلطانپور در سال ۱۳۶۰ مدتی مخفیانه زندگی کرد و نهایتا در سال ۱۳۶۳ به لندن رفت و دیگر به ایران بازنگشت. از او نزدیک به ۳۰ کتاب شعر منتشر شده که برخی از آنها به چند زبان ترجمه شده است. روحش شاد یادش گرامی @cofsher

سلام دوستان ظهرتون سرشار از بهترینها ❤️

‌‌‌‌‌‌‌‌﷽ می نوش می عشق که پاکست و حلالست این می نه شرابیست که در شرع حرام است #شاه_نعمت‌الله_ولی @beitmandegar

بعضی از ترانه ها را باید بوسید تنها به گمان آنکه تو زیر لب زمزمه کرده ای! 👤 زانیار برور @beitmandegar

خدای مهربانم به دل‌هایمان صفای صبح به دیدگانمان توان دیدن زیبایی‌ها و به دست‌هایمان توان و قدرت هدیه دادن عشق را عنایت فرما...الهی آمین ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﺷﮕﻔﺘﯽ‌ﻫﺎ ﺍﺯ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻰ‌ﺍﻳﺴﺘﻨﺪ.پروردگارا سپاسگزارم🙏🏻

ساربان! تند مران، ورنه، چنان می‌گریم که تو و ناقه و محمل، همه در گل برود #شاطرعباس_صبوحی 🆔 @beitmandegar 🌙

ﺷﺒﯽ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﺯﺩﻡ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﻟﺒﺶ ﺑﺨﯿﺎﻝ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺁﻥ ﺷﻮﺥ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺗﺒﺨﺎﻝ... #شاطرعباس _صبوحی 🆔 @beitmandegar

برداشت سپیده دم حجاب از طرفی بگرفت نگار من نقاب از طرفی گر نیست قیامت از چه رو گشته عیان ماه از طرفی و آفتاب از طرفی #شاطر_عباس_صبوحی @khayam_mafakheradabi

به گوشم مژده‌ای آمد که امشب یار می‌آید به بالین سرم آن سرو خوشرفتار می‌آید کبوتر وار، دل پر می‌زند در مجمر حسنش چنان تسکین دلم کان آتشین رخسار می‌آید #شاطر_عباس_صبوحی @beitmandegar

اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را شمارم مو به مو شرح غم شب‌های تارم را برای جان سپردن، کوی جانان آرزو دارم که شاید با دو سیل
اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را شمارم مو به مو شرح غم شب‌های تارم را برای جان سپردن، کوی جانان آرزو دارم که شاید با دو سیل او، برد خاک مزارم را #شاطر_عباس_صبوحی @beitmandegar

خستگی که همیشه به کوه کندن نیست خستگی گاهی همین حالیست که بعد از "هزار و یک بار" یک حرف را به یکی زدن داری! وقتی احساست را قل
خستگی که همیشه به کوه کندن نیست خستگی گاهی همین حالیست که بعد از "هزار و یک بار" یک حرف را به یکی زدن داری! وقتی احساست را قلبت را نگاهت را اصلا هست و نیستت را نادیده میگیرد... #عادل_دانتیسم ♥️ ☕️ @caafee

اندر آن روز که پرسش رود از هر چه گذشت، کاش با ما سخن از حسرت ما نیز کنند !! #غالب_دهلوی @beitmandegar
اندر آن روز که پرسش رود از هر چه گذشت، کاش با ما سخن از حسرت ما نیز کنند !! #غالب_دهلوی @beitmandegar

پنهانت کرده ام لای درز تمام خاطراتی که هر شب سروقت در قلمرو خواب هایم پرسه می زنند... #زهره_خمری @beitmandegar
پنهانت کرده ام لای درز تمام خاطراتی که هر شب سروقت در قلمرو خواب هایم پرسه می زنند... #زهره_خمری @beitmandegar

اردیبهشت هم تمام شد فصل پر باران پر از حسرت لب پنجره حالا باید با آفتابِ سوزان این خرداد صورت خود را سرخِ سرخ نگه داشت #پریناز_ارشد @beitmandegar