en
Feedback
کمیتۀ شعروادب کانون فنی - کاف

کمیتۀ شعروادب کانون فنی - کاف

Open in Telegram

کانال رسمی کمیتۀ شعروادب کانون مهندسین فارغ‌التحصيل دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران

Show more
217
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
درآمدی بر زبان‌شناسی اجتماعی #گزارش_محفل #نودوششمین_محفل #ارائه_دهنده #احسان_نظری #مسئول_محفل #شیرین_ابراهیمی #مهرداد_عبادی ۷ آبان ۱۴۰۲ 🔹 نودوششمین محفل ماهانۀ کمیتۀ شعروادب، روز یکشنبه ۷ آبان ۱۴۰۲ با موضوع «درآمدی بر زبان‌شناسی اجتماعی» با ارائۀ احسان نظری (معدن ۸۴) به‌صورت حضوری (دفتر شاهین کانون) و مجازی (گوگل‌میت) برگزار شد. بخش نخست محفل با مرور حوزه‌های زبان‌شناسی و نگرش‌های مختلف به زبان آغاز شد. در ادامه، دربارۀ ارتباط زبان‌شناسی و جامعه و شاخص‌های اجتماعی در زبان‌شناسی صحبت شد. همچنین به مفاهیمی نظیر جامعۀ زبانی، چندزبانگی، برخورد زبان‌ها، زبان‌های میانجی و گوناگونی‌های زبانی پرداخته شد. 🔸 بخش دوم محفل نیز مانند گذشته، به شعرونثرخوانی آزاد حاضران اختصاص داشت. سپاس از همۀ عزیزانی که همراه ما بوده‌اند. کمیتۀ شعروادب کانون مهندسین فارغ‌التحصيل دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران @kanoonfanni_KAAF

#نودوششمین محفل ماهانۀ #کمیته_شعروادب کانون فنی بخش اول: ارائه با موضوع «درآمدی بر زبان‌شناسی اجتماعی» ارائه‌دهنده: احسان نظری بخش دوم: شعرونثرخوانی آزاد زمان: یکشنبه ۷ آبان، ساعت ۱۷:۳۰ برای کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی، با شناسهٔ زیر در ارتباط باشید. @MehrdadEbadi @kanoonfanni_KAAF

گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل #نودوپنجمین_محفل #اشعار_خانواده_فنی عشق طرحی‌ست که در قاب دلت جا نشده عنصری
گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل #نودوپنجمین_محفل #اشعار_خانواده_فنی عشق طرحی‌ست که در قاب دلت جا نشده عنصری است که در خون تو پیدا نشده در عجب مانده‌ام از کار همان محبوبی که ز مهرش به دلت قطره‌ای اهدا نشده من چه گفتم به تو جز عشق که دوری کردی یک بغل! چیست که سهم منِ شیدا نشده؟ بر سر سفره‌ چه جز نان وفا آوردم؟ حیف، دلچسبی آن بر تو هویدا نشده *ای دل ساده چرا آن که پیمبر خواندی باعث دوری تو از غم فردا نشده؟ فصل تا فصل زمستان و نبودت برف است گرچه تقویم بگوید شب یلدا نشده حال بنگر به من این سرو تبر خورده‌ی پیر که تنم له شده و قامت من تا نشده گفتم و آخر خط بار دگر می‌گویم عشق طرحی‌ست که در قاب دلت جا نشده #محمد_امان‌نژاد *دین، اگر مرا زِ غم رها نمی‌کند، چه می‌کند؟ حسین جنتی @kanoonfanni_KAAF

گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل #نودوپنجمین_محفل #اشعار_خانواده_فنی توضیح آقای مهندس فقیهی دربارهٔ شعری که
گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل #نودوپنجمین_محفل #اشعار_خانواده_فنی توضیح آقای مهندس فقیهی دربارهٔ شعری که در محفل خواندند: «البته به آنچه در محفل قرائت کردم، شاید نشود نام شعر نهاد؛ بلکه نظم اندکی بود برای سپاس از دوستانی که با زحمات فراوان هر ماهه در تدارک محفلی ادیبانه و دوستانه هستند. مضافاً بر آنکه چارچوب آن را هم سه دوست گرامی با نام شریفشان که به طرز جالبی هم‌قافیه است، شکل داده‌اند.» قبادی و عبادی و فوادی چه یارانِ جوانِ با سوادی اگر بحثی ز حکمت پیش آید چه پر معنا سخن گوید قبادی وگر حرفی ز شعر و شاعری شد چه زیبا نکته‌ها آرَد عبادی ز شعر عارفان و شاهنامه ز شاهان کیان و پیشدادی ز نثر و انتخاب متنِ زیبا به پیش آید در این وادی فوادی خوشا شیرین که شعر تر سراید که پروین آورد هر دم به یادی دگر ایران زارع که همه گاه به فکرش محفل و کار ستادی بسی یاران دیگر هم که هستند که ذهن خسته‌ام یاری ندادی امید آنکه زین پس هم بکوشند بماند سال‌ها محفل به شادی #حسین_فقیهی_مقدم @kanoonfanni_KAAF

گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل «شمارهٔ چهار» #نودوپنجمین_محفل #ارائه_دهنده #رادمان_رسولی_مهربانی #مسئول_محفل #فاطمه_مهدیه #ثنا_روضه‌ای همچنین می‌توان به مدارک موجود در زنگبار‌ تانزانیا اشاره کرد که مثال‌های متعددی از وجود زبان فارسی در این منطقه را نشان می‌دهد. علاوه‌بر حمامی که کتیبه‌هایی از زبان فارسی در آن یافت شده و گویا سلطان بوسعید، پادشاه عمانی برای همسر ایرانیش، شهرزاد شهرزادی، ساخته بوده است، مکان‌های دینی دیگری شبیه مسجد بلوچی‌ها و حسینیهٔ شیرازی‌ها وجود دارد. گمان می‌رود در دوره‌ای تعدادی از شیرازی‌ها و بلوچی‌ها برای تجارت به آن سرزمین رفت‌و‌آمد داشته‌اند و همانجا ساکن می‌شوند که هنوز هم در آن مناطق، مراسم عزاداری با اشعار فارسی خوانده می‌شود. نمونهٔ بعدی ترکیه است که آثار زبان فارسی در آن به دورهٔ سلجوقیان برمی‌گردد که زبان اصلی، زبان فارسی بوده است. زبان فارسی سپس از طریق ترکیه به بالکان، آلبانی و بوسنی‌ و هرزگوین می‌رسد. نمونهٔ آخر در شهر سارایوو پایتخت بوسنی و هرزگوین است که مربوط‌ به چای‌خانه‌ای در بازار قدیمی شهر است که رباعیات خیام در آنجا به چشم می‌آید. @kanoonfanni_KAAF

گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل «شمارهٔ سه» #نودوپنجمین_محفل #ارائه_دهنده #رادمان_رسولی_مهربانی #مسئول_محفل #فاطمه_مهدیه #ثنا_روضه‌ای نمونهٔ دیگر مربوط به قدیمی‌ترین سند فارسی موجود در ژاپن است. این دست خط را در قرن هفتم هجری (۶۱۴ ه.ق) راهبی ژاپنی در مسیر هند، به‌عنوان رهاورد از بندر کوانژو چین به معبد کوسانجی در ژاپن آورده است. امروزه به این نوشته «هاشی بون» می‌گویند. این‌ نوشته حدود یک سال و نیم پیش به ایران فرستاده می‌شود و پس از بررسی توسط پژوهشگران، ابیات زیر در آن خوانده می‌شود: جهان خرمی با کس نماند فلک روزی دهد، روزی رساند فخرالدین اسعد گرگانی (ویس و‌ رامین) جهان یادگار است و ما رفتنی به مردم نماند به‌جز مردمی فردوسی و همچنین یک رباعی: گر در اجلم مساهلت خواهد بود روشن کنم این دیده به دیدار زود این ابیات نیز نشان‌دهندهٔ نفوذ زبان فارسی در بین مردم سرزمین چین بوده است. @kanoonfanni_KAAF

گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل «شمارهٔ دو» #نودوپنجمین_محفل #ارائه_دهنده #رادمان_رسولی_مهربانی #مسئول_محفل #فاطمه_مهدیه #ثنا_روضه‌ای نمونهٔ بعدی مربوط به یک واژه‌نامهٔ سه‌زبانه (لاتینی، ترکی و فارسی) است که در شبه‌جزیرهٔ کریمه و از تجار ایتالیایی کشف شده که احتمالاً راهنمایی برای تجارت با سرزمین‌های دیگر بوده است. در حوالی قرن هفتم و هشتم، تعدادی نسخ خطی و اشعاری بر روی سنگ قبور در سوماترا، یکی از بخش‌های اندونزی، یافت شده است که نشان از ردپای زبان فارسی در آن سرزمین است. نمونه‌ای از آن به قرار زیر است: وان دم کز او مسیح همه مرده زنده کرد یک نفقه بود از نفس روح‌پرورم فرخ‌الدین عراقی سرزمین بعدی که نشانه‌های زبان فارسی در آن دیده شده، اندونزی است که علاوه‌بر حوزه عرفان، نسخه‌هایی در حوزهٔ موسیقی کشف شده که حاوی کاربرد اصطلاحات فارسی در موسیقی است. نمونهٔ بعدی، اقوام بودایی در کامبوج بوده‌اند که خودشان را به خسرو انوشیروان ساسانی نسبت می‌دادند و پس از گرایش به تشیّع، مناسک دینی را به زبان فارسی به‌جا می‌آوردند. @kanoonfanni_KAAF

گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل «شمارهٔ یک» #نودوپنجمین_محفل #ارائه_دهنده #رادمان_رسولی_مهربانی #مسئول_محفل #فاطمه_مهدیه #ثنا_روضه‌ای در این محفل شواهد و اسناد مرتبط با گسترهٔ زبان فارسی بررسی شد. این مناطق شامل ترکیه و کشورهای همسایه تا نقاط دور ازجمله آفریقای جنوبی، تانزانیا و دیگر کشورها مثل چین و بالکان است که از طریق بررسی اسناد و مدارک مکتوب یا زبان محلیان و بومیان، آداب‌ورسوم به زبان فارسی و غیره انجام شده است. در ادامه به نمونه‌هایی از این مکان‌ها اشاره شد. در تصحیح سفرنامهٔ مارکوپولو یافته‌اند که یکی از چهار زبان اصلی که با آن تجارت انجام می‌شده زبان فارسی بوده است؛ دلیلش اسامی خاص فارسی‌ای هست که مارکوپولو برای بعضی سرزمین‌ها بیان کرده است. اسناد دیگری در زمان مغول‌ها (قرن هفتم) یافت شده که نشان از وجود احکام دولتی به زبان فارسی و همچنین تجارت با زبان فارسی است. به‌طور مثال می‌توان به نامه‌ای اشاره کرد که خان مغول به پاپ به زبان فارسی نوشته و هم‌اینک در واتیکان موجود است. همچنین سکه‌هایی از پادشاهان سامانی در فنلاند و اسکاندیناوی مشاهده شده که نشان می‌دهد در آن زمان تجارت به زبان فارسی در آن سرزمین‌ها رواج داشته است. @kanoonfanni_KAAF

گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل #نودوپنجمین_محفل #ارائه_دهنده #رادمان_رسولی_مهربانی #مسئول_محفل #فاطمه_مهدی
+4
گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل #نودوپنجمین_محفل #ارائه_دهنده #رادمان_رسولی_مهربانی #مسئول_محفل #فاطمه_مهدیه #ثنا_روضه‌ای @kanoonfanni_KAAF

گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان #گزارش_محفل #نودوپنجمین_محفل #ارائه_دهنده #رادمان_رسولی_مهربانی #مسئول_محفل #فاطمه_مهدیه #ثنا_روضه‌ای ۹ مهر ۱۴۰۲ 🔹 نودوپنجمین محفل ماهانۀ کمیتۀ شعروادب، روز یکشنبه ۹ مهر ۱۴۰۲ با موضوع «گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان» با ارائۀ رادمان رسولی مهربانی به‌صورت حضوری (دفتر شاهین کانون) و مجازی (گوگل‌میت) برگزار شد. در بخش نخست محفل، به گسترهٔ زبان فارسی در نقاط مختلف جهان براساس شواهد و مدارکی از جمله نسخ خطی، نوشته‌های روی سنگ قبور و الواح باستانی پرداخته شد. 🔸 بخش دوم محفل نیز مانند گذشته، به شعرونثرخوانی آزاد حاضران اختصاص داشت. در این بخش حسین فقیهی‌مقدم (راه‌ساختمان، ۵۳)، محمد امان‌نژاد (معدن، ورودی ۱۳۹۹ دکتری) و شیرین ابراهیمی (نقشه‌برداری، ۱۴۰۱) اشعاری از سروده‌های خود را خواندند. سپاس از همۀ عزیزانی که همراه ما بوده‌اند. کمیتۀ شعروادب کانون مهندسین فارغ‌التحصيل دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران @kanoonfanni_KAAF

#نودوپنجمین محفل ماهانۀ #کمیته_شعروادب کانون فنی بخش اول: ارائه با موضوع «گسترهٔ زبان فارسی؛ از بنگال تا بالکان» ارائه‌دهنده: رادمان رسولی مهربانی بخش دوم: شعرونثرخوانی آزاد زمان: یکشنبه ۹ مهر، ساعت ۱۷:۳۰ برای کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی، با شناسهٔ زیر در ارتباط باشید. @MehrdadEbadi @kanoonfanni_KAAF

آوای خنیا در گنبد مینا در باب شباهت‌های ساختاری شعر، موسیقی و معماری ایرانی #محفل_ویژه #گزارش_محفل «شمارۀ هشت» #نودوچهارمین_محفل #ارائه_دهنده #محمدرضا_حائری #مسئول_محفل #میثاق_قبادی مفهوم سوم هسته‌های مرکزی و لایه‌های پیرامونی است. از معماری شهرها و کاخ‌ها و بناهای دورۀ مادها و هخامنشیان و ساسانیان تا باغ فین، عمارت شترگلوی شاه‌عباسی، خلوت کریم‌خانی، میدان امیر چخماق و... می‌توان تکیه بر مرکزگرایی را دید. درواقع یک کهن‌دژ یا هستۀ مرکزی وجود دارد و دور آن را لایه‌های پیرامونی فراگرفته‌اند. مشابه این ساختار در دستگاه‌های موسیقی نیز وجود دارد که بیشتر دستگاه‌ها پیرامون درآمد توسعه یافته‌اند. حال اگر معماری شهری مانند کاشان با ردیف موسیقی ایران مقایسه شود، به شباهتی جالب پی برده خواهد شد و آن وجود چند هستۀ مرکزی است که لایه‌های مختلف پیرامون آن‌ها شکل گرفته‌اند و با وجود استقلال کامل، این هسته‌ها را به هم مرتبط کرده‌اند. برای نمونه هفت دستگاه‌ موسیقی ایران دارای هستۀ مرکزی درآمد هستند که گوشه‌ها و نغمه‌ها و لایه‌های ملودیک پیرامون آن‌ها رشد کرده‌اند و هر دستگاه با پرده‌گردانی (Modulation) به دستگاه دیگر مرتبط می‌شود؛ همانند وجود فضاهای مرکزیِ بازار و مسجد و میدان در شهر کاشان که با فضاهای پیرامونی به یکدیگر متصل شده‌اند. باقی این فضا را ای فنی ظریف زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست @kanoonfanni_KAAF

آوای خنیا در گنبد مینا در باب شباهت‌های ساختاری شعر، موسیقی و معماری ایرانی #محفل_ویژه #گزارش_محفل «شمارۀ هفت» #نودوچهارمین_محفل #ارائه_دهنده #محمدرضا_حائری #مسئول_محفل #میثاق_قبادی نکتۀ مهم دربارۀ الگوها، سازمان‌دهی و تدوین نظام مرجع است. در زمینۀ تدوین نظام مرجع می‌توان به ردیف موسیقی، لغت‌نامۀ دهخدا، کتاب مهم «اَلمُعْجَم فی مَعاییرِ أشعارِ العَجَم» (نوشتۀ شمس قیس رازی)، بایگانی‌های کتبی (مانند اشارۀ نظامی گنجوی به ۳۰ لحن باربد در منظومۀ خسرو و شیرین)، تاریخ شفاهی و... اشاره کرد؛ البته متاسفانه در زمینۀ معماری ایران نظام مرجع جامعی موجود نیست. نکتۀ مهم این است که الگوها با تکیه بر گذشته، اصالت، جوهر و ماهیت خود متحول و معاصر می‌شوند. هنرمند خلاق می‌تواند در گذر زمان با استفاده از اصطلاحی به نام «آراپیرا» دست به جمع‌آوری و تجمیع و اصلاح/تغییر بزند. این اصطلاح از دو واژۀ آراستن و پیراستن ساخته شده است و پیشینۀ آن به یک رباعی از عنصری برمی‌گردد که بر اساس ماجرای کوتاه‌کردن موی ایاز (به دستور محمود غزنوی) سروده شده است. کی عیب سر زلف بت از کاستن است چه جای به غم نشستن و خاستن است روز طرب و نشاط و می خواستن است که آراستن سرو ز پیراستن است به عبارت دیگر، آراپیرا اشاره به این دارد که آنچه زائد است پیراسته شود و آنچه می‌تواند به زیبایی بیافزاید اضافه گردد. اقدامی که در شعر ایران توسط شاعران مختلف استفاده شده است و مفاهیم و مضامین مشابه را به گونه‌های مختلف بیان کرده‌اند. @kanoonfanni_KAAF

آوای خنیا در گنبد مینا در باب شباهت‌های ساختاری شعر، موسیقی و معماری ایرانی #محفل_ویژه #گزارش_محفل «شمارۀ شش» #نودوچهارمین_محفل #ارائه_دهنده #محمدرضا_حائری #مسئول_محفل #میثاق_قبادی نکتۀ جالب این است که مشابه همین سازوکارِ الگویی را می‌توان در موسیقی ایران هم دید. برای نمونه دستگاه «چهارگاه» در ردیف موسیقی ایران از ۳۱ قطعه تشکیل شده و طول آن ۳۹:۲۰ است؛ اما می‌توان با آن چندهزار ساعت موسیقی ساخت زیرا یک الگو است و در دل خودش لایه‌های ملودیک با نام‌های مختلف دارد. همچنین این دستگاه‌های موسیقی در طول هزاران سال با زندگی ما پیوند خورده‌اند و دربرگیرندۀ نام شهرها، لالایی‌ها، موسیقی اقوام، عیدها و... هستند. درواقع هنرمند، این سازوکارهای الگویی در موسیقی و معماری و شعر را به خدمت گرفته و می‌تواند با استفاده از Poetic License یا اختیارهای شاعرانه و هنرمندانه دست به خلق اثری جدید بزند که جوهر اصلی آن همان الگوی ثابت است. برای نمونه الگوی معماری چهارطاقی اشاره به وجود سقف و کف دارد؛ اما بدنه و دیواره محدود و کم است. با استفاده از همین الگو آندره گدار (André Godard) مقبرۀ حافظ را ساخت یا می‌توان خانه‌های «موزۀ میراث روستایی گیلان» در پارک جنگلی سراوان را نام برد که کریستیان برومبرژه (Christian Bromberger) ایران‌شناس فرانسوی به ساختار چندفضایی آن‌ها اشاره کرده است؛ فضای پاکیزه، فضای نیمه‌عمومی، فضای پذیرایی از مهمان، فضای روزمره، فضای زمستانی، فضای تابستانی و... . @kanoonfanni_KAAF

آوای خنیا در گنبد مینا در باب شباهت‌های ساختاری شعر، موسیقی و معماری ایرانی #محفل_ویژه #گزارش_محفل «شمارۀ پنج» #نودوچهارمین_محفل #ارائه_دهنده #محمدرضا_حائری #مسئول_محفل #میثاق_قبادی مهرداد بهار، نویسنده و پژوهشگر اسطوره و تاریخ ایران، معتقد بود که واژۀ آپادانا در گذر زمان به ایوان تبدیل شد و درواقع ایوان دستاورد معماری ایران برای جهان است. به عبارت دیگر، همواره این سه فضا با هم بوده‌اند و الگویی ماندگار برای معماری ایران ایجاد کرده‌اند؛ می‌توان گفت این ساختار سه‌فضایی «اتاق-ایوان-حیاط» یک کهن‌الگو (Archetype) برای معماری ماست و تا دهۀ ۱۳۴۰ نیز در بیشتر خانه‌ها و بناها دیده می‌شد. مهرداد بهار در مقدمۀ کتاب «تخت جمشید» (اثر مهرداد بهار و نصرالله کسراییان) اشاره می‌کند که هخامنشیان چادرنشین بودند. بر اساس پژوهش‌های مهندس حائری، ریشۀ این الگوی سه‌فضایی اتاق-ایوان-حیاط را می‌توان به همان چادرها نسبت دارد؛ چادرها سه قسمت داشتند که یکی برای خلوت و خواب استفاده می‌شد (معادل اتاق) و قسمت دیگر به نشستن و مشاهدۀ منظره‌ها و طبیعت اختصاص داشت (ایوان) و قسمت سوم فضای باز جلوی چادر بود (حیاط). هایدِماری کُخ (Heidemarie Koch) باستان‌شناس آلمانی نیز دربارۀ خانه‌های دورۀ مادها به همین الگوی سه‌فضایی اشاره می‌کند. برای الگوی معماری ایوان می‌توان گفت لایه فرم آن، فضایی سرپوشیده مشرف به فضای باز است. مضمون آن نیز اشاره به مجموعه‌ای متنوع از فعالیت‌های روزمره در بیشتر روزهای سال دارد و آستانۀ گذار از بیرون به درون و درون به بیرون است. حالت آن طاقی رفیع است که ما را در سایه قرار می‌دهد. ایوانچه و رواق و... نیز نمونه‌ای از الگوی ایوان هستند. @kanoonfanni_KAAF

آوای خنیا در گنبد مینا در باب شباهت‌های ساختاری شعر، موسیقی و معماری ایرانی #محفل_ویژه #گزارش_محفل «شمارۀ چهار» #نودوچهارمین_محفل #ارائه_دهنده #محمدرضا_حائری #مسئول_محفل #میثاق_قبادی مفهوم دوم سازوکار الگویی است که یا Pattern است یا Type یا Archetype. همچنین هر الگو حداقل از سه لایۀ مضمون و فرم و حالت تشکیل شده است و در تمام بخش‌های زندگی ما به‌نوعی حضور دارد. برای الگوهای معماری ایران می‌توان به مهتابی، هشتی، ایوان، چهارطاقی (چارتاقی)، حوض‌خانه، شاه‌نشین، هفت‌دری، پنج‌دری، سه‌دری، دودری و... اشاره کرد. این الگوهای معماری در شعر ایران و ضرب‌المثل‌ها نیز بسیار به کار رفته‌اند. برای نمونه: شاه‌نشین چشم من تکیه‌گه خیال توست جای دعاست شاه من بی‌تو مباد جای تو یا در ضرب‌المثل‌های کاشان برای اشاره به فردی مغرور می‌گویند «فلانی فکر می‌کند در پنج‌دری به دنیا آمده»؛ زیرا پنج‌دری بسیار اعیانی است. دستاوردهای تمدنی و پدیده‌های فرهنگی به سرزمین بسیار وابسته‌ هستند. به‌عنوان بهترین نمونۀ باقی‌مانده از معماری ایران، می‌توان به تخت جمشید و کاخ آپادانا اشاره کرد. در سراسر این معماری سه گونه فضا وجود دارد: • فضای بسته (اتاق) • فضای پوشیده (ایوان) • فضای باز (حیاط) @kanoonfanni_KAAF

آوای خنیا در گنبد مینا در باب شباهت‌های ساختاری شعر، موسیقی و معماری ایرانی #محفل_ویژه #گزارش_محفل «شمارۀ‌ سه» #نودوچهارمین_محفل #ارائه_دهنده #محمدرضا_حائری #مسئول_محفل #میثاق_قبادی سوال مهم این است که ژن مشترک موسیقی و معماری و شعر ایران چیست؟ شاید در ظاهر شباهت چندانی میان آن‌ها نباشد؛ اما می‌توان به جوهر مشترک موسیقی و معماری و شعر ایران اشاره کرد. آنچه معماری ایران را می‌سازد مفاهیمی مانند لایه‌های افزون‌شونده، سازوکار الگویی، وجود هسته‌های مرکزی همراه لایه‌های پیرامونی، بسط فضایی، بسط نوری، بسط چشم‌انداز، سیالیت و شناوری، تنوع فضایی، آزادی فضا، ساختن با مصالح جان‌بخش و... هستند؛ نه قوس، مناره، گنبد، کاشی‌های چندرنگ و... . در ادامه به سه مفهوم پرداخته می‌شود. مفهوم نخست لایه‌های افزون‌شونده است که می‌توان سفال ایران با پیشینۀ چندهزارساله را بهترین نمونه برای آن دانست. طی سده‌ها، روش‌ها و ابزارهای مختلف مانند کوره و لعاب و... به سفال‌گری افزوده شدند و لایه‌های گوناگونی را ایجاد کردند. شاید بتوان گفت تمام تمدن ما به‌صورت لایه‌لایه و در طول چندهزار سال روی هم افزوده شد؛ از قنات و قرمه‌سبزی تا موسیقی و شعر و معماری ایران. این ویژگی تمدن ما به‌خاطر کهنسالی فرهنگی است. @kanoonfanni_KAAF

آوای خنیا در گنبد مینا در باب شباهت‌های ساختاری شعر، موسیقی و معماری ایرانی #محفل_ویژه #گزارش_محفل «شمارۀ دو» #نودوچهارمین_محفل #ارائه_دهنده #محمدرضا_حائری #مسئول_محفل #میثاق_قبادی واژۀ سنتی برای توصیف گسترۀ وسیع و کهن موسیقی و معماری ایران کافی نیست؛ البته باید اشاره کرد که این تحلیل به معنای مخالفت با سنت یا موسیقی/معماری مبتنی‌بر سنت نیست؛ بلکه باید به تفاوت دو واژۀ سنت و سنتی توجه شود. زمانی که عبارت معماری سنتی به کار می‌رود معمولاً گنبد، مناره، کاشی آبی و... تداعی می‌شود درحالی‌که این‌ها گویای معماری ایران نیستند؛ بلکه تنها فرم‌هایی برای معماری هستند. همان‌گونه که واژگانی مانند رند و مطرب در گذر زمان دچار تغییر معنایی شدند، واژۀ سنتی نیز محدود به مفهومی خاص شد که مناسب توصیف چندهزار سال معماری و موسیقی ایران نیست. پنج‌دهه پژوهش و بررسی نشان می‌دهد که بهتر است از عنوان موسیقی ایران یا معماری ایران استفاده شود و برای آن‌ها زیرمجموعه‌هایی مانند موسیقی محلی، موسیقی شهری، موسیقی خراسان، موسیقی مازندران و... در نظر گرفت. @kanoonfanni_KAAF

آوای خنیا در گنبد مینا در باب شباهت‌های ساختاری شعر، موسیقی و معماری ایرانی #محفل_ویژه #گزارش_محفل «شمارۀ یک» #نودوچهارمین_محفل #ارائه_دهنده #محمدرضا_حائری #مسئول_محفل #میثاق_قبادی بخش اول محفل با پرسشی بنیادین دربارۀ واژۀ کلاسیک (Classic) آغاز شد: معادل فارسی واژۀ کلاسیک چیست؟ در واژه‌نامه‌ها و فرهنگ‌نامه‌های گوناگون برابرهایی مانند درسی، کلاسی، قدیمی، کهن، دیرینه، وابسته‌به باستان و... آمده است. حتی در «فرهنگ معین» عبارت‌هایی مانند «آنچه به‌منزلۀ نمونه و سرمشق در طبقۀ خود به کار رود»یا «هر نوشته و اثر هنری که مطابق اصول و قواعد معمول قدیم باشد» یا «آنچه که معمول و رایج است و جدید نیست» استفاده شده‌اند. نکتۀ مهم این است که در ادبیات رایج، به‌جای واژۀ کلاسیک در معماری و موسیقی ایران معمولاً از صفت «سنتی» استفاده می‌شود؛ اما به‌ندرت شعر فارسی را شعر سنتی می‌نامند. کمتر پیش آمده که بگویند حافظ شاعر سنتی ماست و برای شعر ایران بیشتر همان واژۀ کلاسیک یا کهن به کار می‌رود. بسیاری این نام‌گذاری را برای معماری و موسیقی طبیعی می‌دانند؛ اما باید بررسی کرد که این صفت سنتی از کجا وارد فرهنگ ما شد و برای موسیقی و معماری به کار رفت تا مشخص شود که این صفت طبیعی و درست نیست. نخستین‌بار شرق‌شناسان غربی بودند که از صفت سنتی برای موسیقی و معماری ایران استفاده کردند. برای نمونه در مدرسۀ دارالفنون، موسیو لومر (Alfred Jean-Baptiste Lemaire) فرانسوی که رئیس موسیقی این مدرسه بود وقتی موسیقی ایران را شنید تعبیر «la musique traditionnel Iranien» را به کار برد. همچنین در سال ۱۳۴۵ خورشیدی موسی معروفی، یکی از مهم‌ترین موسیقی‌دانان ایران، برای نخستین بار موسیقی ایران را به شکل مکتوب درآورد و عنوان کتاب خود را «le système de la musique traditionnel de l'Iran Radif» گذاشت؛ یعنی صفت سنتی برای موسیقی استفاده شد. مشابه این اتفاق برای معماری ایران نیز روی داد و آندره گدار (André Godard) فرانسوی از صفت سنتی برای کار معمارانی مانند حسین لرزاده و جعفرخان معمارباشی کاشانی استفاده می‌کرد و تمایل چندانی به کار این استادان نداشت و حتی از آن‌ها برای تدریس در دانشکدۀ هنرهای زیبا دعوت نکرد. @kanoonfanni_KAAF

#تقویم نیمۀ دوم سال ۱۴۰۲ (پاییز و زمستان) #کمیته_شعروادب @kanoonfanni_KAAF
#تقویم نیمۀ دوم سال ۱۴۰۲ (پاییز و زمستان) #کمیته_شعروادب @kanoonfanni_KAAF