کانال اطلاع رسانی اسبفروشانیها
Open in Telegram
ارتباط با ادمين @hosseinfalahiazar كد تاييد و ثبت شامد ١-٤-٦١-٦٨٩٩٩-١-١
Show more2 048
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
✅ چهارشنبه سوری در طهران قدیم
✍🏻جعفر شهری
♦️دو روز مانده به شب چهارشنبهسوری، آبهای حوض و حوضچههای خانهها را عوض میکردند، به این صورت که قبلا زنها ظرفهای دم دستی و سپس هر چیز کثیف شستنی را مانند لباسها میشستند، آب میکشیدند و روی بند پهن میکردند و به نیت اتصال خانواده، از کنار به یکدیگر گره میزدند، سپس کمی سرکه و ذغال داخل حوض و حوضچهها میریختند و آبها را به نیت بیرون ریختن سیاهی، ترشی و چرکدلی از خانواده به جوی کوچه میریختند و آب تازه روی حبهٔ نبات یا حبهٔ قندی که هر یک از اعضای خانواده پیش از پر کردن حوض و حوضچه در آن میاندازند، میریزند.
آب، روشنایی و صفای تازه به خانه میآورد و کسی تا در رفتن «توپ سال نو» و آمدن عمو نوروز، حق دست زدن به آن را نداشت.
♦️بتههای خشک شده از بیابانهای اطراف وارد تهران و برای شب چهارشنبهسوری از چند روز قبل بتههای مورد نیاز، پشت دروازههای شهر تهران انبار میشد. این بتهها سوخت تمام نانواییها و حلواییها هم بود و اکثر پرندگان هم همین بتهها را میخوردند. بتههای اضافه بر مصرف روز از روزهای قبل در بیرون از دروازهها انبار شده و نگهبان برای حفاظتشان از حریق و مثل آن میگماردند. از بعدازظهر روز چهارشنبهسوری به شهر حمل شده سر سهراهها و چهارراهها، گذرها و کوچهها مانند تل انبار شده عرضه خریداران میگردید. اهالی تهران در دهههای ۲۰ و ۳۰ برای خرید بوته مورد نیاز شب چهارشنبهسوری یک شاهی پول میپرداختند و با آن حجمی از بته را خریداری میکردند که بتوان با آن هفت کپه آتش درست کرد. هنگام زوال آفتاب و سر رسیدن غروب وقت بته افروزی در درازی کوچهها بود. تعداد کپههای آتش باید فرد میبود. داخل حیاط یا در کوچهها هرکس سه،پنج یا هفت کپه آتش درست میکرد و اهالی خانه پشت هم قطار میشدند و از روی آتش میپریدند و با هر جهش این شعر را میخواندند. «زردی من از تو سرخی تو از من» را به زبان میآورند تا شعلهٔ بتهها فروکش کند و رو به خاموشی برود. در این میان، «بتهافروزی» شرایط خاصی داشت، نخست بتهها نباید زوج میشدند، آنها باید سه، پنج یا هفت کپه میبودند، بهترین و کاملترین آن را هفت کپه میدانستند. در هفت کپه عدد ستارگان سرنوشتساز هفت معلوم شده بود و اینکه به جز بوته، سوزاندنی دیگری جایگزین نکنند. این کپهها باید رو به قبله ردیف شده باشند.شب چهارشنبهسوری مردم تهران فقط بته خشک شده آتش میزدند و نه چیز دیگری. پریدن از روی آتش که تمام میشد وقت فالگوش ایستادن بود.
♦️بعد از غروب این روز، در پس درهای خانهها و سر پیچ کوچهها و بالای بامها و خفای گذرگاههای کم تردد، به گوش فال ایستاده، استراق سمع رهگذران میکردند و اول رهگذری که از آنها گذشته چیزی بر زبان آورده کلماتشان تفأل آینده آنها میگردید.» قاشقزنی رسم دیگر شبهای چهارشنبهسوری بود که چند ساعتی از شب گذشته آغاز میشد. زنها و دخترها چادر به سر میکردند و با پیالهای مسی و قاشقی چوبی که صدای بم لطیفی هم داشت پشت در خانهها میرفتند و روی پیاله میکوبیدند و منتظر میشدند تا صاحبخانهها چیزی در پیالههای آنها قرار دهند. این هم برای خود تفألی بود و افراد با تعبیر اشیایی که در پیالههای خود میدیدند خودشان را کامروا در نیت یا ناکام میانگاشتند.
♦️افسون کردن اسباب سفیدبختی و آب دباغخانه از دیگر آداب شب چهارشنبهسوری بود. اولین کار بعدازظهر سهشنبهٔ آخر سال (چهارشنبه سوری)این بود که سحرزدهها، سیاهبختها و بختبستهها مانند دختران و بیوهزنان در خانه مانده، روانهٔ دباغخانه میشدند تا آب آن را بهدست آورند. رسم این کار چنین بود که هر یک کوزه یا شیشهای برمیداشتند، رخت و کفش کهنهٔ میپوشیدند، در اتاقی که درش رو به جنوب باز شود، جمع میشدند و از آنجا با هم حرکت میکردند و سخنانشان تا دباغخانه همه از بریدن، دریدن، شکستن، ریشهکن کردن، پر دادن، سوزاندن، بیرون کردن و مانند آن بود تا به دباغخانه برسند. این کار برای برطرف کردن بسته شدن بخت زنان یا دختران و همچنین سحر افتادن در کار کسی انجام میشده است.
♦️بزک شب چهارشنبهسوری، از دیگر آداب این شب بود. زنها از دو سه ساعت بعد از ظهر برای پریدن از روی آتش غروب باید تمیز و با جلوه و جلا میبودند. آرایش (هفت قلم) از جمله آرایشهای همین شب بهشمار میآمد. با اعتقاد به اینکه بزک کردن در چنین شبی چهره را تا آخر سال منور و جالب میکند. براساس اطلاعات منتشرشده در این کتاب، ایرانیان قدیم اعتقاد داشتند کار دباغی شغل یکی از اولیای خدا بوده است، پس باید به آن رغبت و نشاط داشت.
✍جعفر شهری، کتاب طهران قدیم
کانال اطلاع رسانی اسبفروشانیها
@asbforoshan
سخنان استاد فاطمی نیا در رابطه با کسانیکه نمی توانند روزه بگیرند
اصل عبودیت است نه روزه گرفتن
استاد فاطمی نیا در کلامی این جمله را که بعضی از کسانی که نمیتوانند روزه بگیرند میگویند: "متاسفانه توفیق نداریم روزه بگیریم" را بسیار عوامانه و اشتباه دانستند و فرمودند این عبودیت است که اهمیت دارد ، آن کسی که خدا به او دستور داده است روزه بگیرد و روزه میگیرد و آن کسی که که روزه گرفتن برایش ضرر دارد و خدا به او دستور داده است که روزه نگیرد و نمیگیرد این دو عینا مانند یکدیگر هستند و ثواب و فضیلتشان یکسان است چون هر دو دستور خدا را اطاعت کرده اند، و این است که اهمیت دارد نه نفس روزه گرفتن.
بعد استاد داستانی نقل کردند از شخصی که بیمار بوده و روزه گرفتن برایش ضرر داشته و روزه نمیگرفته است و از این قضیه ناراحت بوده تا اینکه به بیست و سوم ماه رمضان میرسد و با خودش میگوید که دیگر بیست و سوم را روزه بگیرم، این شخص بیست و سوم را روزه میگیرد و آن روز به خدمت یکی از اولیاء میرود، آن ولی خدا وقتی متوجه میشود که این شخص که نباید روزه میگرفته ،روزه گرفته است به او میگوید:معصیت را گذاشتی برای بیست و سوم!
همچنین استاد فاطمی نیا درمورد ملاک اینکه چه کسانی نباید روزه بگیرند فرمودند فقها فرموده اند که اگر شخص احتمال عقلایی بدهد که روزه گرفتن برایش ضرر دارد نباید روزه بگیرد.
و احتمال عقلایی را هم اینطور توضیح دادند که مثلا وقتی که هوا ابری و بارانی است و احتمال میدهیم که باران بیاید، میرویم فرشی را که در حیاط پهن کرده ایم را جمع میکنیم که یکوقت خیس نشود به این میگویند احتمال عقلایی، پس اگر کسی احتمال عقلایی بدهد که روزه گرفتن برایش ضرر دارد وظیفه اش این است که روزه نگیرد، لازم هم نیست که یقین داشته باشد.
باید به این نکته هم توجه داشت که استفاده از برکات و معنویات این ماه فقط منحصر در روزه گرفتن و برای روزه داران نیست و اینطور نیست که کسانی که نمیتوانند روزه بگیرند از مواهب این ماه بی نصیب باشند، آنها هم میتوانند با دعا و مناجات و قرائت قرآن و نماز و توجه به خدا مخصوصا در سحرهای نورانی این ماه، از این ماه استفاده کنند.🙏☘🙏
التماس دعا
✅ آتیل، ماتیل چرشنبه
بختیم آچیل چرشنبه
آغیرلیغیم، اوغورلوغوم اودلارا
منیم له هوپولمایان یادلارا
آغیریلیغیم اود اولسون
اوددا یانان یاد اولسون
آتیل، توتول چرشنبه
❤️استاد شهریار
کانال اطلاع رسانی اسبفروشانیها
@asbforoshan
🌸ترتیل جز اول قرآن
🌸با صدای استاد عبدالباسط
🌸با عرض تبریک حلول ماه مبارک رمضان
کانال اطلاع رسانی اسبفروشانیها
@asbforoshan
اندک اندک زمستان با تمام سردی و یخبندانش به سر ميرسد و بهار پر گل از راه خواهد رسيد ولی نیّت خیر و دست بخشنده این جوان باغیرت و خوش آوازه بود که در انتهای این روزهای سرد، حتی در غربت هم مارا فراموش نکرد و همواره دلگرمی عزیزانمان بود
جا دارد در اين روزهاي عزيز كه به مهماني خدا ميرويم و ماه پرخير و بركت رمضان آغاز ميشود
از حاج سعید باقری نژاد باز هم تشكر و قدرداني كنيم
ابلفضل دایاغون اولسون جاوان
از طرف خانواده های تحت پوشش
♦️ زبان مادری خود را تقویت کنیم♦️
دمپایی. »» آیاق آلتی
کت. »» آرخالیق
زیرپیراهن. »» ترکوینگی
جلیقه. »» کؤرک
دستکش. »» الجک
کمر. »» قورشاق
کمربند. »» قاییش
النگو. »» قولباق،بیلک لیک(بیلرزیک)
گوشواره. »» سیرغا
کیف »» چانتا
برکه. »» قوبا
آویز. »» آسقی
روبرو. »» قانشار
نی »» قارغی،قامیش،قمیش
کیسه. »» توربا
هاون. »» دیبکdibək
دستههاون »»دیبک داشی
کشک. »» قورود
شاخه. »» بوداق
ملاغه. »» چومچه
پیتی. »» بارداق
صافی. »» سوزگج
سقف. »» تاوان
کف. »» تابان
لبنیات. »» آغارتی
جو. »» آرپا
برابر،مساوی»» آربا
کاکل. »» تئل،جیغا
مقاومت. »» دیره نیش/دلک(چ)
تبر. »» بالتا
تیر. »» دیرک
تیر ِ کمان »» اوخ
پرچم. »» بایراق
مشروب. »» چاخیر
حلاج. »» آتیجی
رقیق. »» دورو
غلیظ. »» قُویْ qoy
غار. »» کوهول،کاها،ماغارا
شمال. »» قوزئی
جنوب. »» گونئی
شرق. »» دوغو،گون دوغان
غرب. »» باتی،گون باتان
صخره. »» قایا
پیرزن »» قاررئ
نوزاد. »» کؤرپه_ چوجوق(چ)
بوسه. »» اؤپوش Öpüş
گونه. »» یاناق،یایاق،بنیز
رد. »» ایز/بنک(چ)
خط. »» جیزگی
خراش. »» جیزیق
زنگار. »» پاخیر
زنگ آهن»» پاس
لکنت زبان» پلتکpəltək /لوتته(چ) Löttə
کمین. »» پوسقو
حمله. »» آخین _یوروش
زندان. »» دوستاق
آواز »» چالغی
آهنگ. »» هاوا
راه راه. »» زولاقلی
چشمه. »» بولاق،پینار
محبت. »» سئوگی
خون گرم»» ایستی قانلی
نرده. »» چَپَر
گله. »» سورو
نژاد. »» سوی
رنگ. »» بویا،بویاق
درشت. »» ایْری
خوانا. »» اوخوناقلی
نارسایی»» چاتیشمازلی
کانال اطلاع رسانی اسبفروشانیها
@asbforoshan
