en
Feedback
به خته وه ری ( کانالی مزگەوتی حەزرەتی ئیسماعیل بانە.)

به خته وه ری ( کانالی مزگەوتی حەزرەتی ئیسماعیل بانە.)

Open in Telegram

ئامانجمان بونیادنان و پەروەردە کردنی ڕۆحەکانە.... ارتباط و سوالات @hazhir144

Show more
652
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
*این آیهٔ قرآن پیام آرامش وسکون دارد* *خُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ* سوره اعراف آیه ۱۳۳ *آنچه را به تو داده ام، بگیر و از بندگانِ سپاس گزار باش* *گاهی در مسیر زندگی، نگاه‌مان فقط به نداشته‌هاست؛ به آنچه از ما گرفته شده، به آرزوهایی که نیمه‌کاره مانده‌اند. اما صدایی آرام از عمق آسمان در گوش جانمان زمزمه می‌کند:* «خُذْ مَا آتَيْتُكَ.....» بگیر آنچه را به تو داده‌ام. *نه آنچه را که آرزو داشتی، بلکه آنچه را که برایت برگزیده‌ام.* *هر لبخندی، هر اشکی، هر فرصت و هر تأخیری، هدیه‌ای‌ست از سوی من. تو فقط بگیر، با دل راضی، با نگاهی دوست.* *و بعد ادامه می‌دهد:* *«وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ»* *شاکر باش، نه وقتی همه‌چیز مطابق میل توست، بلکه آن‌گاه که نمی‌فهمی چرا چنین شد.* *شکر، یعنی اعتماد… یعنی آرام گرفتن در تحت قانون خدایی که هیچ چیز را بی‌حکمت نمی‌دهد.* *پس بگیر آنچه را که به تو داده‌اند — حتی اگر اندک، حتی اگر متفاوت — و در میان همه‌ی ندانستن‌ها، شاکر بمان؛ زیرا همین لحظه، همین دارایی، همین زندگی، همه هدیه‌اند… از خدایی که دوستت دارد بی‌قید و شرط.* کانال تفسیر مسجد حضرت اسماعیل بانه [پیام ۶۷] @baxtaveri

*« وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ... »* *خدا میگه من طرف تو هستم!* *حالا دیگه هر کی خواست بزار بره، هر کی خواست بزار بهت پشت کنه!* *هر کی خواست تنهات بزاره؛ هرکی خواست باورت نکنه* *ولی تو بدون خدا رو داری و همین برای همه‌ی دنیا وآخرتت کافیه...* @baxtaveri

شیخ محمد غزالی (رحمه‌الله) گفته است: «در روزگار ما گروهی پدید آمده‌اند که خود را “اهل حدیث” می‌نامند: • از قرآن جز اندکی نمی‌دانند، • و سرمایه‌شان در فقه سنت، اندک و ناچیز است، • در اندیشه، شباهتی به ظاهرگرایان (ظاهریه) دارند، • و در خُلق و منش، رنگی از خوارج، • در ایشان جمود فکری است که آن را پشت ادعای “پیروی از سنت” پنهان می‌کنند، • در برابر امامان بزرگ فقه گستاخی می‌ورزند، • به خود می‌بالند، چنان‌که گویی آنانند که از جانب خدا و پیامبر سخن می‌گویند، • نسبت به دیگران بدگمان‌اند، • و لذت می‌برند از این‌که به دیگران بتازند و از آنان عیب‌جویی کنند. این افراد در این روزهای سخت فراوان شده‌اند؛ و اگر نمی‌دانستم که نادان دشمن خویشتن است، می‌گفتم: استعمار است که آنان را به حرکت درمی‌آورد، به سخن می‌آورد، و برایشان در سرزمین‌های گوناگون گروه‌هایی برپا می‌کند، زیرا در تجزیه و پاره‌پاره کردن وحدت امت اسلامی، بسیار ماهرند!» 📚 سرّ تأخّر عرب و مسلمانان — محمد غزالی، ص ۱۱۰ ترجمه. س محمودی @baxtaveri

شما از كدام بهترين‌ ها هستید؟ 1:  بهترين شما كسى است كه قرآن را فرا گيرد و به ديگران بياموزد. " خيركم من تعلم القرآن وعلمه " (بخاری ، 2027 ) 2:  بهترين هاى شما ، خوش‌اخلاق‌ترين‌هايتان هستند. " خياركم أحاسنكم أخلاقا " (بخاری ، 6035 ) 3: بهترين شما كسى است كه براى همسرش بهترين باشد. " خيركم خيركم لأهله " ( ترمذى ، 3895 ) 4:  بهترين شما كسى است كه غذا می‌دهد و سلام می‌كند. " خيركم من أطعم الطعام وردَّ السلام" (صحيح الجامع ، 3318) 5:  بهترين شما كسى است كه از او اميد خير مى‌رود و آزارش به كسى نمى‌رسد. " خيركم من يُرجى خيره و يُؤمٓن شره" (ترمذى ، 2263) 6: بهترين شما كسى است كه قرض خويش را به بهترين وجه بپردازد. "خيركم أحسنكم قضاءً " (مسلم ،1601) 7: بهترين شما كسى است كه عمرش طولانى و عملش نيك باشد. " خيرالناس من طال عمره وحسن عمله" (ترمذى ، 2329) 8: بهترين مردم ، مفيدترين‌شان براى ديگران هستند. " خيرالناس أنفعهم للناس" (السلسلة الصحيحة،626) 9: بهترين مردم كسى است كه راست گفتار و پاك دل باشد. "خير الناس ذوالقلب المخموم واللسان الصادق " (صحيح الترغيب و الترهيب،2931) 10: بهترين دوست كسى است كه براى دوستانش بهترين باشد. " خير الأصحاب عند الله خيركم لصاحبه" ▫️ ( ترمذى ،   1944َ) @baxtaveri

﴿ وَاصْبِرُواْ عَلَى مَا أَصَابَكُمْ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ ﴾ سوره لقمان ۱۷ این دنیا مزرعه است، نه خانه‌ی درو. جای امتحان است، نه جای پاداش. از آزمون‌های الهی این است که بندگانش را به مصیبت‌ها گرفتار می‌سازد: مصیبت در جان، مصیبت در خانواده، مصیبت در مال، یا در اخلاق و اطرافیان. این‌ها همه میدان آزمایش‌اند؛ هرکس صبر کرد، پیروز شد. و هرکس ناشکیبایی کرد، مردود گشت. هیچ انسانی از امتحان بی‌نصیب نخواهد بود؛ حتی پیامبران. [پیام ۶۲] @baxtaveri

قصه شب ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که در سطل زباله‌اش دنبال چیزی می‌گردد گفت: خدا رو شکر فقیر نیستم. مرد فقیر اطرافش را نگاه کرد ودیوانه‌ای با رفتار جنون‌آمیز در خیابان دید و گفت: خدا رو شکر دیوانه نیستم آن دیوانه در خیابان آمبولانسی دید که بیماری را حمل می‌کرد گفت: خدا رو شکر بیمار نیستم مریضی در بیمارستان دید که جنازه‌ای را به سرد خانه می‌برند گفت: خدا رو شکر زنده‌ام فقط یک مرده نمی‌تواند از خدا تشکر کند چرا امروز از خدا تشکر نمی‌کنیم که یک روز دیگر به ما فرصت زندگی داده است؟ به دیگران هم این را می‌گویید تا بدانند خدا آنها را هم دوست دارد؟ زندگی: برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم: 1.  بیمارستان 2.  زندان 3.  قبرستان در بیمارستان می‌فهمید که هیچ چیز زیباتر از تندرستی نیست در زندان می‌بینید که آزادی گرانبهاترین دارایی شماست در قبرستان درمی‌یابید که زندگی هیچ ارزشی ندارد زمینی که امروز روی آن قدم می‌زنیم فردا سقف‌مان خواهد بود پس بیایید برای همه چیز فروتن و سپاسگزار باشیم... @baxtaveri

إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا صَلّوا عَلَيهِ وَسَلِّموا تَسليمًا [الأحزاب: ٥٦]

نمایشی بینظیر از بزرگترین وفوق سنگین ترین محموله وجابجایی آنهم در سربالایی عجیب ، 👆🏾🤔 ((اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما، نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو ، چون پرده در افتد، نه تو مانی و نه من)) واقعا اسرار خلقت زیباتر از این نمیشه .🙄

بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله مبرک علینا وعلی الامة الاسلامية جمعاء
بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله مبرک علینا وعلی الامة الاسلامية جمعاء

*پدر پیر* و *دیوار* داستان عبرت آموز؛ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پدرم دیگر پیر شده بود. هنگام راه‌ رفتن، اکثراً به دیوار تکیه می‌داد. به‌تدریج، آثار انگشتانش روی دیوارها نمایان می‌شد — آثاری که نشانه‌ای از ضعف و ناتوانی‌اش بود. همسرم از این نشانه‌ها ناراحت می‌شد. او زیاد شکایت می‌کرد که دیوارها کثیف شده‌اند. روزی پدرم سردرد شدید داشت. روغن به سرش مالید و طبق عادت به دیوار تکیه داد، که باعث شد لکه‌های روغن روی دیوار بیفتد. زنم از این کار ناراحت شد و با لحنی تند به پدرم گفت: " *لطفاً به دیوار دست نزنید!* " پدرم خاموش شد. در چشمانش اندوه عمیقی دیده می‌شد. شب گذشته بین من و همسرم مشاجره‌ای صورت گرفته بود، بخاطر همین چیزی نگفتم. یعنی، از رفتار بی‌ادبانه‌ی همسرم خجالت کشیدم، ولی چیزی نگفتم. از آن روز به بعد، پدرم دیگر به دیوار تکیه نداد. تا این‌که یک روز تعادلش را از دست داد و افتاد. استخوان رانش شکست. عمل جراحی انجام شد، اما به‌طور کامل خوب نشد و بعد از چند روز ما را گریان تنها گذاشت. احساس پشیمانی شدیدی در دلم بود. نگاه خاموش پدرم هنوز هم مرا رها نمی‌کند. نه می‌توانم او را فراموش کنم، نه خودم را ببخشم. مدتی بعد تصمیم گرفتیم خانه را رنگ کنیم. وقتی نقاش‌ها آمدند، پسرم که پدربزرگش را بسیار دوست داشت، نگذاشت دیوارهایی که نشانه‌های انگشتان پدربزرگش را داشتند رنگ شوند. نقاش‌ها آدم‌های فهمیده‌ای بودند. دور آن نشانه‌ها دایره‌های زیبایی کشیدند، طوری‌که گویی دیوارها اثر هنری زیبایی بودند. به‌تدریج، آن نشانه‌ها به نشانه‌ی خانه‌ی ما تبدیل شدند. هر که می‌آمد، حتماً از آن دیوار تعریف می‌کرد، اما هیچ‌کس نمی‌دانست که پشت آن زیبایی، یک حقیقت دردناک نهفته است. زمان گذشت، و من نیز اکنون پیر شده‌ام. روزی هنگام راه‌رفتن به دیوار تکیه دادم. همان لحظه گذشته به خاطرم آمد — برخورد همسرم با پدرم، سکوت او، و رنج او. خواستم بدون تکیه قدم بزنم. پسرم که همه چیز را می‌دید، فوراً پیش آمد و گفت: "بابا، لطفاً به دیوار تکیه بدهید، وگرنه ممکن است بیفتید!" سپس نوه ام دوان‌دوان آمد و گفت: "ددی، می‌توانید از شانه‌ی من بگیرید!" با شنیدن این حرف‌ها چشمانم پر از اشک شد. کاش… کاش من هم با پدرم همین‌گونه مهربانی کرده بودم — شاید هنوز چند روزی بیشتر با ما می‌ماند. پسرم و نوه ام مرا به آرامی تا گوشه ای رساندند. بعد نوه ام کتاب رسم خود را آورد. نشانم داد که معلمش از یکی از نقاشی‌هایش زیاد تعریف کرده — آن تصویر، تصویر همان دیواری بود که آثار انگشتان پدرم را داشت. در پایین آن تصویر، معلم نوشته بود: "چه خوب است اگر هر کودک با بزرگان خود چنین مهربانی داشته باشد!" رفتم به اتاقم، و در حالی‌که در یاد پدر مرحومم آهسته آهسته گریه می‌کردم، از خداوند طلب بخشش نمودم. --- پیام پایانی: *ما همه روزی پیر خواهیم شد* . بزرگانی که امروز در کنار ما هستند، نماد زنده‌ی زحمت‌ها، قربانی‌ها، و مهربانی‌های گذشته‌اند. *قدم‌های لرزان‌شان* تمسخر نمی‌خواهند، بلکه *تکیه‌گاه* می‌خواهند. *صدای لرزان‌شان* خاموشی نمی‌خواهد، بلکه *جواب محبت‌آمیز* می‌طلبد. به یاد داشته باشید: *محبتی* که *امروز* به *بزرگان‌تان* می‌کنید، *فردا* *فرزندان‌تان* همان *محبت* را *به شما* خواهند کرد. *اگر در خانه‌تان بزرگ‌تری دارید* ... *امروز دست‌شان را بگیرید* — *شاید فردا دیر شود* !!! @baxtaveri

*بیا بســــوی خـــــدا که او ترا اینگونه صدا می زند:* *استَجِیبُوا لِی(دعوت مرا اجابت کنید)* *اشکُرو لِی (مرا شکر بگویید)* *دلــت را با خــداوند آشــنا كـن* *زعمق جان خدايت را صدا كن*  *دلت غفــلت زده مانند سنگ اسـت* *مِسِ دل را ز ياد او، چون طلا كن* *شكوه بندگے در خاكــساریست*  *خضوع و بندگے پيش خدا كن* *تو غرق نعـمت پروردگاری*  *بيا و حقّ نعمت را ادا كن*  *نشان حق شناسے در نماز است*  *جفا تا كے؟ بيا قــدرے وفا كن * *ركوعے،سجده‌اے،اشكے، خضوعی* *به پيش آن يكے ، قامت دو تا كن*  *به پيش او گشا دست نيازی* *به درگــاه بلـــند او دعــا كن* *به سنگ توبه‌اے بشكن دلت را* *غرور و سرگــرانے را رها کن* ــــــــــــــــــــــــ @baxtaveri

*اعــمالی که انسان را به الله تعالی نزدیک میکند:* 1. *نماز خواندن*: نماز پنج‌گانه را با خشوع و حضور قلب ادا کنید. نماز ستون دین است و شما را به الله نزدیک می‌کند. 2. *قرآن خواندن و تفکر در آن*: قرآن کلام خداوند است. تلاوت منظم آن و تفکر در معانی آن شما را به الله نزدیک‌تر می‌کند. 3. *دعا و نیایش*: از طریق دعا و نیایش با خداوند ارتباط برقرار کنید. دعاهایتان را با خلوص نیت و از صمیم قلب انجام دهید. 4. *روزه گرفتن*: روزه در ماه رمضان و روزهای دیگر فضیلت زیادی دارد و به تقویت ایمان و نزدیکی به الله کمک می‌کند. 5. *انفاق و صدقه*: کمک به نیازمندان و انجام اعمال خیر باعث رضایت الله می‌شود و به شما ثواب و نزدیکی به خداوند عطا می‌کند. 6. *پرهیز از گناه*: ترک گناهان و توبه از خطاها به شما کمک می‌کند تا دل خود را پاک کنید و به الله نزدیک‌تر شوید. 7. *استغفار*: با استغفار و توبه از گناهان، دل خود را از کدورت‌ها پاک کنید و از الله طلب بخشش کنید. 8. *ذکر و یاد خدا*: ذکر گفتن و به یاد خدا بودن در هر لحظه‌ای از روز، شما را به الله نزدیک می‌کند. اذکاری مانند "سبحان الله" "الحمدلله" لااله الاالله " الله اکبر" @baxtaveri

▫️ 🔴 شرمساری از انسان بودن... هر روز در غزه، صدها زن و کودک و مرد بی‌گناه زیر آوار بمب و محاصره جان می‌دهند... آب نیست، غذا نیست، دارو نیست... فقط مرگ هست و جهانِ ساکت. و ما؟ ما با هر سکوت، با هر بهانه‌ی عقیدتی یا سیاسی، شریک این جنایتیم. بابیش از پنجاه کشور اسلامی وقریب به دوملیاردجمعیت‌مسلمانان‌متاسفانه‌شاهد‌بزرگترین‌جنایت‌صهیونیزم‌درغزه هستیم این‌یک‌تراژدی‌وهولناکترین‌فاجعه‌تاریخی‌است غزه از گرسنگی در حال مرگ است... در غزه، هیچ صدایی بالاتر از صدای شکم‌های گرسنه نیست، و جز ناله‌ی گرسنگان در شبی بی‌ماه، چیزی به گوش نمی‌رسد. کودکی در جست‌وجوی تکه‌ای نان، و مادری که صبر را بر آتش درد می‌پزد... بی‌ آب، بی‌ آرد. غزه به بیانیه‌های محکومیت نیازی ندارد، و نه به وعده‌های توخالی. غزه به لقمه‌ای نیاز دارد که جان را نجات دهد، و دعایی صادقانه که درهای آسمان را بکوبد. گرسنگیِ غزه، فقر نیست، بلکه محاصره‌ای عمدی‌ست، و مجازاتی جمعی و علنی. نفرت بر مدعیان دروغین حقوق‌بشروسازمانهایی‌که تحت سلطه صهیونیزم‌جهانی‌است تاریخ درباره‌ ما خواهد نوشت: "وقتی انسانیت ذبح می‌شد، آن‌ها فقط تماشا کردند..."

گاهی اوقات تعجب می‌کنم که چگونه بسیاری از مردم در حال دویدن به دنبال شهرت هستند گویی که این هدف نهایی زندگی است… دیگر فرد حتی لحظات عبادت خود را هم فیلم می‌گیرد تا لایک جمع کند! شهرت به خودی خود شرافت نیست، چرا که ابلیس یکی از مشهورترین آفریدگان است… ارزش در این است که انسان به چه چیزی شهرت پیدا کرده، نه در تعداد دنبال‌کنندگانش! پس مراقب باش که خودت را در ازای نگاه‌های دیگران نفروشی دكتر عبد الكريم بكار @baxtaveri

تأثیر صحبت کردن با دیگران درباره نگرانی‌ها و اضطراب‌ها در زمان جنگ👇 ۱.کاهش بار روانی از طریق برون‌ریزی هیجانی: وقتی احساسات را به زبان می‌آوریم، مغز سیگنال «پردازش» دریافت می‌کند. در زمان ترس یا شوک، احساسات در سیستم لیمبیک مغز گیر می‌افتند؛ اما صحبت کردن آنها را وارد قشر پیش‌پیشانی می‌کند که مسئول منطق و تفسیر است. مثال: وقتی کسی درباره ترسش از صدای آژیر صحبت می‌کند، مغز این ترس را بهتر طبقه‌بندی می‌کند و از حالت مبهم و فلج‌کننده خارج می‌شود. ۲.کم‌تر شدن حس تنهایی وقتی می‌بینی دیگران هم نگرانند یا ترسیده‌اند، دیگر فکر نمی‌کنی فقط تو اینطوری هستی. این خیلی کمک می‌کند که احساس تنهایی نکنی و بدونی توی این شرایط تنها نیستی. ۳.یاد گرفتن از هم ممکن است کسی راهی پیدا کرده باشد که با ترسش کنار بیاد. وقتی با هم صحبت می‌کنیم، از تجربه هم یاد می‌گیریم. مثلاً وقتی کسی بگوید: «من وقتی آژیر رو می‌شنوم، چند نفس عمیق می‌کشم، کمک می‌کنه آروم بشم». ۴.سبک شدن دل حرف زدن، دل انسان را سبک می‌کند. همان‌طور که وقتی دلت گرفته گریه می‌کنی و بعد حس بهتری داری، گفت‌وگو هم کمک می‌کنه فشار از دلت برداشته شود. ۵.جلوگیری از آسیبهای طولانی‌مدت اگر درباره احساساتت صحبت نکنی، ممکن است بعداً تبدیل به مشکلهای بزرگ‌تری شوند (مثل افسردگی یا اضطراب شدید). اما اگه از همون اول حرف بزنی، مثل این‌است که زخمت را تمیز کنی تا عفونت نکند. ✅صحبت کردن در زمان جنگ و بحران، مثل «اکسیژن روانی» است. همان‌طور که بدن در شرایط دشوار به پناه، گرما و غذا نیاز دارد، روان انسان نیز به گوش شنوا، همدلی و روایتگری نیاز دارد تا زنده بماند. @baxtaveri

فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ انعام ١٥٧. *دین، چراغ راه زندگی‌ست*..🙋‍♀️ *دین فقط نماز و روزه نیست،* *دین یعنی صداقت در معامله،* *محبت به دیگران،* *خیر رساندن بی‌منت*، *و گذشت در وقت خشم.* دین یعنی اخوة وباهم زندگی کردن. یعنی ترحم ومهربانی *زندگی زیبا می‌شود* *وقتی با نور دین قدم بزنی،* *و هر لحظه‌ات را با یاد خدا معطر کنی...* *چرا که دین،* *راهی‌ست که به آرامش و رضایت الهی ختم می‌شود.* [پیام ۳۵] @baxtaveri

خوتبه ی جیژنی قوربان ئمرو جومعه ۱۴۰۴/۴/۱۶

خوتبه ی جیژنی قوربان ئمرو جومعه ۱۴۰۴/۴/۱۶ @baxtaveri