آموزشگاه موسیقی دلشدگان.کرج
Open in Telegram
314
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
بیوگرافی و مشخصات نوا (Nava Null)
نام کامل: نوا (Nava Null)
ماهیت: خواننده هوش مصنوعی (AI Singer)
آیدی اینستاگرام: @nava_null
وضعیت وجودی: شخصیت کاملاً مجازی (بدون وجود فیزیکی)
https://hooshews.com/mehrad-hidden-ai-singer-nava/
میرزا نصیر اصفهانی
فلک را جور بیاندازه گشتست
جهان را رسم و آیین تازه گشتست
هَزار امروز همآواز زاغ است
گل از بیرونقیها خار باغ است
نه خندان غنچه نه سرو از غم آزاد
نه گل خرم نه بلبل خاطرش شاد
غم دیرینه گر در سینه داری
چه غم گر بادهٔ دیرینه داری
دو چیز اندُه برد از خاطر تنگ
نی خوش نغمه و مرغ خوشآهنگ
فلک را عادت دیرینه این است
که با آزادگان دائم به کین است
نام ترانه: ضیافت بیخوابی
ترانهسُرا: شهیار قنبری
آهنگساز و تنظیمکننده: احمد پژمان
پُرم از خواب ندیده
باغی از شعر رسیده
سردم از آه کشیده
رازی از پرده پریده
رمه ای از خود رمیده
تشنه ی شیر سپیده
مستم از بغض رفاقت
تُردم از عطر سخاوت
تُندم از بغض ترانه
سُرخم از شوق ضیافت
رودی از موج جماعت
خنده ایی تا بی نهایت
همه ام زخم همیشه
بُرجی از سنگم و شیشه
پُرم از کاخ شکسته
تیشه ام تیشه به ریشه
موجم از اوج پرستو
داغم از چراغ جادو
پُرم از دیو و پریچه
پُرم از کمند گیسو
پُرم و چه خالی از تو
پُر و خالی هر دو هر دو
همه ایی بی همه ی تو
پُر شو از این همه پر شو
زیر این آوار آواز
رو به این تالار بی ساز
پای این درگاه بی در
بسته ی من باش و دلباز
تشنه ایی آبی ترین باش
خسته از خواب زمین باش
تازه شو از حس بودن
نازنین تو این چنین باش
Repost from آموزشگاه موسیقی دلشدگان.کرج
سرود ای وطن
به امید آزادی و آبادی ایران
ساخته ی استاد علینقی وزیری
خواننده: هانیه للهی
تمبک: مهران قهرمان زاده
عود: هانی باقری
بم تار: عرفان جهانگیر
کمانچه: شایان خلیفه
تار: هادی سپهری
آخرین اجرای استاد مصطفی علی محمدی (پیانو) به همراه استاد شایان خلیفه (ویولن)
اجرای بخشی از موسیقی فیلم فهرست شیندلر (انگلیسی: Schindler's List)
اثر جان ویلیامز
سیاوش کسرایی(1374-1305)
وطن، وطن
نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریبوار٬
که زیر آسمان دیگری غنوده ام
همیشه با تو بوده ام
همیشه با تو بوده ام
اگر که حال پرسی ام
تو نیک میشناسی ام
من از درون قصهها و غصهها برآمدم
حکایت هزار شاه با گدا
حدیث عشق ناتمام آن شبان
به دختر سیاهچشم کدخدا
ز پشت دود کشتهای سوخته
درون کومۀ سیاه
ز پیش شعلههای کورهها و کارگاه
تنم ز رنج، عطر و بو گرفته است
رخم به سیلی زمانه خو گرفته است
اگر چه در نگاه اعتنای کس نبوده ام
یکی ز چهرههای بیشمار توده ام
چه غمگنانه سالها
که بالها
زدم به روی بحر بیکنارهات
که در خروش آمدی
به جنبوجوش آمدی
به اوج رفت موجهای تو
که یاد باد اوجهای تو!
در آن میان که جز خطر نبود
مرا به تخته پارهها نظر نبود
نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان
به گودهای هول
بسی صدف گشوده ام
گهر ز کام مرگ در ربوده ام
بدان امید تا که تو
دهان و دست را رها کنی
دری ز عشق بر بهشت این زمین دلفسرده وا کنی
به بند مانده ام
شکنجه دیده ام
سپیده، هر سپیده جان سپرده ام
هزار تهمت و دروغ و ناروا شنوده ام
اگر تو پوششی پلید یافتی
ستایش من از پلید پیرهن نبود
نه جامه، جان پاک انقلاب را ستوده ام
کنون اگر که خنجری میان کتف خسته ام
اگر که ایستاده ام
و یا ز پا فتاده ام
برای تو٬ به راه تو شکسته ام
اگر میان سنگهای آسیا
چو دانههای سوده ام
ولی هنوز گندمم
غذا و قوت مردمم
همانم آن یگانهای که بوده ام
سپاه عشق در پی است
شرار و شور کارساز با وی است
دریچههای قلب باز کن
سرود شبشکاف آن ز چار سوی این جهان
کنون به گوش میرسد
من این سرود ناشنیده را
به خون خود سروده ام
نبود و بود برزگر چه باک
اگر بر آید از زمین
هر آنچ او به سالیان
فشانده یا نشانده است
وطن! وطن!
تو سبز جاودان بمان که من
پرندهای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو
به دور دست مه گرفته پر گشوده ام
به مناسبت ۱۹ بهمن سالروز درگذشت سیاوش کسرایی
🎬 🎶 تصنیف وطن
آهنگساز: سعید #فرجپوری
خواننده: #همایون_شجریان
شاعر: سیاوش #کسرایی
اجرای گروه دستان
🔸 سپاس از هنرمند گرامی سعید فرجپوری برای ارسال این فایل اجرا برای هنر موسیقی (نسخه کمحجم شده است)
@honaremusighimag
نتیجه مسابقه یلدا
برنده : یاسین ایوبی هنرجوی استاد مهران قهرمان زاده
با ۳۲۸ نفر بازدید و ۹۷ رای مثبت .
از طرف مدیریت آموزشگاه استاد هادی سپهری هدیه ی کوچکی به یاسین عزیز جهت یادبود اهدا خواهد شد .
به امید موفقیت تک تک هنرجویان پرتلاش مجموعه ی دلشدگان 🍃
ای خدا ای خدا ای خدا همه چی واسم غریب
همه چی رنگ فریبه ای امید نا امیدان
برسون هر چی نسیب ای خدا ای خدا , ای خدا
ای خدا ای خدا ای خدا همه چی واسم غریبه
همه چی رنگ فریب ای امید ناامیدان
برسون هرچی نسیبه ای خدا ای خدا ای خدا
دیگه نیست صبر و قراری آخ چه روز و روزگاری
مگه ما رو دوست نداری ای خدا کجای کاری
ای خدا ای خدا ای خدا
ای خدا قسم به عشق و به همین حاله پریشون
به وفای عاشقون و به صفای چشم گریون
دیگه طاقتم تموم دیگه فرصتی نمونده
واسه ی عشق و عبادت
ای خدا قسم به رازم که ازت نبوده پنهان
به تموم اشک چشم هام به همین شام غریبان
دیگه طاقتم تموم دیگه فرصتی نمونده
واسه ی عشق و عبادت
دیگه نیست صبرو قراری آخ چه روز و روزگاری
مگه ما رو دوست نداری ای خدا کجای کاری
ای خدا ای خدا ای خدا
روزگارمون خزون شد عشقمون فدای عشق دیگرون شد
ما که هستیمو نمردیم پس چرا عشق به دیگرون سپردیم
ما که با زمونه ساختیم بد و خوبشو شناختیم
ای خدا برنده باشیم ما که زندگی رو باختیم
ای خدا ای خدا ای خدا
زاهِدِ ظاهِرپَرَست از حالِ ما، آگاه نیست
دَر حَقِ ما، هَرچه گوید، جایِ هیچ اِکراه نیست
دَر طَریقَت هَرچه پیشِ سالک آید، خِیرِ اوست
دَر صِراطِ مستقیم، اِی دل، کسی گُمراه نیست
تا چه بازی رُخ نُماید بِیدَقی خواهیم رانْد
عَرصِهٔ شطرنجِ رِندان را مَجالِ شاه نیست
چیست این سقفِ بلندِ سادهٔ بِسیارنقش؟
زین مُعَمّا، هیچ دانا در جهان، آگاه نیست
این چه استغناست یا رَب، وین چه قادرْ حکمت است؟
کاین همه زخمِ نَهان هست و مَجالِ آه نیست
صاحِبِ دیوانِ ما گویی نمیدانَد حِساب
کاندر این طُغرا، نِشانِ حِسْبَةً لِلّٰه نیست
هر که خواهد گو بیا و هرچِه خواهد گو بِگو
کِبر و ناز و حاجِب و دَربان، بدین دَرگاه نیست
بَر دَرِ مِیخانه رَفتن، کارِ یِکرَنگان بُوَد
خودفُروشان را به کویِ مِیفُروشان، راه نیست
هرچه هست از قامَتِ ناسازِ بیاندامِ ماست
وَر نَه تَشریفِ تو، بَر بالایِ کَس، کوتاه نیست
بَندهٔ پیرِ خَراباتم که لُطفَش، دائِم است
وَر نَه لُطفِ شِیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست
«حافظ» اَر بَر صَدر نَنشینَد، زِ عالیمَشرَبیست
عاشِقِ دُردیکَش اَندَر بَندِ مال و جاه نیست
