استاد علامه محمدتقی جعفری (ره)
Open in Telegram
این کانال تنها کانال رسمی موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری (ره)، در تلگرام است و تحت نظر موسسه اداره می شود. آی دی کانال : @allameh_jafari ارتباط با مدیر کانال: @MTJafari لینک صفحه اینستاگرام : https://www.instagram.com/allameh_jafari/
Show more4 894
Subscribers
+524 hours
+427 days
+6630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+62
in 1 channels
August '26
+95
in 3 channels
Get PRO
July '26
+101
in 2 channels
Get PRO
June '26
+110
in 3 channels
Get PRO
May '26
+44
in 0 channels
Get PRO
April '26
+21
in 0 channels
Get PRO
March '26
+17
in 0 channels
Get PRO
February '26
+214
in 5 channels
Get PRO
January '26
+69
in 4 channels
Get PRO
December '25
+189
in 5 channels
Get PRO
November '25
+312
in 7 channels
Get PRO
October '25
+271
in 1 channels
Get PRO
September '25
+215
in 2 channels
Get PRO
August '25
+314
in 0 channels
Get PRO
July '25
+459
in 3 channels
Get PRO
June '25
+219
in 3 channels
Get PRO
May '25
+262
in 0 channels
Get PRO
April '25
+161
in 0 channels
Get PRO
March '25
+194
in 3 channels
Get PRO
February '25
+144
in 2 channels
Get PRO
January '25
+119
in 1 channels
Get PRO
December '24
+63
in 2 channels
Get PRO
November '24
+53
in 2 channels
Get PRO
October '24
+63
in 0 channels
Get PRO
September '24
+59
in 0 channels
Get PRO
August '24
+54
in 3 channels
Get PRO
July '24
+80
in 0 channels
Get PRO
June '24
+47
in 0 channels
Get PRO
May '24
+83
in 1 channels
Get PRO
April '24
+117
in 2 channels
Get PRO
March '24
+127
in 1 channels
Get PRO
February '24
+53
in 0 channels
Get PRO
January '24
+80
in 1 channels
Get PRO
December '23
+63
in 1 channels
Get PRO
November '23
+91
in 2 channels
Get PRO
October '23
+39
in 0 channels
Get PRO
September '23
+93
in 0 channels
Get PRO
August '23
+93
in 0 channels
Get PRO
July '23
+177
in 0 channels
Get PRO
June '23
+43
in 0 channels
Get PRO
May '23
+29
in 0 channels
Get PRO
April '23
+48
in 0 channels
Get PRO
March '23
+70
in 0 channels
Get PRO
February '23
+26
in 0 channels
Get PRO
January '23
+34
in 0 channels
Get PRO
December '22
+35
in 0 channels
Get PRO
November '22
+56
in 0 channels
Get PRO
October '22
+34
in 0 channels
Get PRO
September '22
+49
in 0 channels
Get PRO
August '22
+70
in 0 channels
Get PRO
July '22
+41
in 0 channels
Get PRO
June '22
+35
in 0 channels
Get PRO
May '22
+54
in 0 channels
Get PRO
April '22
+77
in 0 channels
Get PRO
March '22
+53
in 0 channels
Get PRO
February '22
+72
in 0 channels
Get PRO
January '22
+53
in 0 channels
Get PRO
December '21
+53
in 0 channels
Get PRO
November '21
+146
in 0 channels
Get PRO
October '21
+61
in 0 channels
Get PRO
September '21
+59
in 0 channels
Get PRO
August '21
+57
in 0 channels
Get PRO
July '21
+91
in 0 channels
Get PRO
June '21
+80
in 0 channels
Get PRO
May '21
+54
in 0 channels
Get PRO
April '21
+77
in 0 channels
Get PRO
March '21
+83
in 0 channels
Get PRO
February '21
+58
in 0 channels
Get PRO
January '21
+79
in 0 channels
Get PRO
December '20
+1 218
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | +4 | |||
| 09 September | +8 | |||
| 08 September | +4 | |||
| 07 September | +18 | |||
| 06 September | +9 | |||
| 05 September | +2 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | +7 | |||
| 02 September | +6 | |||
| 01 September | +3 |
Channel Posts
وقتی نان معنای دیگر داشت؛ توضیحی دربارۀ خاطرۀ پدر علامه جعفری دربارۀ فاجعۀ قحطی سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۷، مصادف با جنگ جهانی اول
ایشان در سخنرانی خود در سمینار علمی و فرهنگی تحت عنوان فقر و فقرزدایی که به مدت ۳ روز در تاریخ ۶ الی ۸ اسفند سال ۱۳۶۹ در سازمان بهزیستی کشور ایراد کردند و در صفحات ۳۲ الی ۵۵ کتاب مجموعه مقالات آن همایش به چاپ رسیده است، با تأسف و از قول پدرش ، از شادی احتکارگران گندم که این شعر را به زبان آذری می خواندند، یاد کرده است:
آلمیشام یوز(۱۰۰) آلتینا
چخاجاق مین (۱۰۰۰) آلتینا
هللی گوللی بوغدا
اشرفی تلی بوغدا
توضیح: واحد پول رایج آن دوره، آلتین بوده است.
و چه تآسف بار بوده است شادی انسان های خاصی از نبود غذا برای دیگری و دیگران !! و مرگ انسانی و یا انسان های دیگر از فقر، و در عین حال شادی ان سوداگران محتکر، که خریدار مقدار معینی از گندم به ۱۰۰ آلتین بوده و فروشندۀ آن به ۱۰۰۰ آلتین، یعنی ۱۰ برابر سود!!
دکتر هوشنگ داداش زاده فهیم، روانشناس اجتماعی
| 2 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 دو نوجوان و یک بستۀ نامعلوم
در سالهایی که قحطی بر ایران چنبره زده بود و تلفات میگرفت، یعنی سال ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ ش، روزی حاج کریم در یکی از نانواییهای شهر تبریز مشغول پختن نان بود. صف طولانی مردم مقابل نانوایی شکل گرفته بود؛ مردمی که هر کدام سهم کمی از نان را انتظار میکشیدند. در میان آن جمعیت، دو نوجوان بسیار رنجور وارد نانوایی شدند که بستهای در دست داشتند و نمیگذاشتند کسی داخل آن را ببیند.
به شاطر گفتند: «آقا، لطفاً این را در تنور بگذارید تا بپزد. ما خیلی گرسنهایم.»
حاج کریم پرسید: «داخل بسته چیست؟»
پاسخی که شنید، برایش تکاندهنده بود! گفتند: «یک تولهسگ مرده است.»
آن دو نوجوان از شدت گرسنگی میخواستند آن را در تنور بپزند. حاج کریم درخواستشان را برای پختن آن نپذیرفت، اما مقداری از سهمیۀ نان خود را به آنها داد.
سالها بعد، شاید همین تصویرها بود که اجازه نمیداد او حتی تکهای نان را بیارزش بداند.
برای کسی که قحطی ندیده، دور ریختن یک تکه نان شاید اتفاق کوچکی باشد، اما برای مردی که صفهای گرسنگان و چهرۀ نوجوانانی را دیده بود که برای زنده ماندن به چنین انتخابی رسیده بودند، نان معنای دیگری داشت.
📚 بازنویسی از کتاب: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، صص ۱۶۰-۱۵۷، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
👈🏻 خرید کتاب: علامه محمدتقی جعفری؛ سرگذشت و ایام
https://basalam.com/allamehjafari/product/45718593
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
@allameh_jafari | 500 |
| 3 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 وقتی نان، معنای دیگری داشت
علامه جعفری میگفت: پدرش حاج کریم اجازه نمیداد حتی ذرهای نان دور ریخته شود.
این فقط حساسیت یک نانوا نسبت به محصول کارش نبود. پشت این سفارش همیشگی، خاطرۀ سالهایی ایستاده بود که او با چشم خود دیده بود انسانها برای زنده ماندن، چه رنجی میکشیدند!
او به فرزندانش میگفت: «شما قحطی ندیدهاید.»
و شاید واقعاً نسلهای بعد نمیتوانستند آنچه را او دیده بود، به سادگی تصور کنند.
در سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ شمسی، ایران با قحطی بزرگی روبهرو شد؛ سالهایی که برای بسیاری از مردم، گرسنگی دیگر یک واژه نبود، بلکه واقعیتی روزانه بود. حاج کریم در آن زمان در تبریز، شاطر نانوا بود و بعدها برخی از صحنههای آن روزگار را برای فرزندش محمدتقی جعفری، روایت میکرد.
به گفتۀ او، تبریز نیز مانند بسیاری از مناطق ایران گرفتار قحطی شده بود. هر روز، خبر تازهای از مرگ و گرسنگی به گوش میرسید. مردم برای زنده ماندن به هر چیزی که میتوانستند، دست میزدند و میخوردند: برگ درختان، علفها و حتی استخوان حیوانات مرده.
کوچهها و خیابانها، شاهد انسانهایی بود که توان ادامۀ زندگی نداشتند و جنازههایشان در خیابانها و کوچهها پراکنده بود.
در همان حال، آرد و غلات به شدت سهمیهبندی شده بود و آن مقدار اندک، برای خانوادههایی که معمولاً فرزندان زیاد داشتند، کافی نبود.
اما آنچه درد را تلختر میکرد، فقط کمبود نبود، بلکه احتکار بود.
حاج کریم میدید در حالی که مردم با گرسنگی دست و پنجه نرم میکنند، گروهی از سودجویان و برخی افراد صاحب نفوذ، غلات و آرد را پنهان میکنند تا در فرصت مناسب، آن را با قیمتهای گزاف بفروشند.
او بعدها با تلخی از آن روزها یاد میکرد؛ از کسانی که جنازهها را در کوچهها میدیدند، صدای گرسنگی مردم را میشنیدند، اما همچنان انبارهای خود را بسته نگه میداشتند.
📚 بازنویسی از کتاب: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، صص ۱۶۰-۱۵۷، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
👈🏻 خرید کتاب: علامه محمدتقی جعفری؛ سرگذشت و ایام
https://basalam.com/allamehjafari/product/45718593
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
@allameh_jafari | 617 |
| 4 | 💠 جملات نهایی درباره انسان
🌱 جمله شماره ۲ : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِيٓ إِسْرَآئِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ... (٣٢) سوره مائده
👈🏻 برشی از سخنرانی قرآن و جملات نهایی درباره انسان
🎞 دسترسی به تمام سخنرانی های تصویری منتشر شده در سایت یوتیوب:
✅ ویژه مخاطبان خارج از کشور
🌐 http://www.youtube.com/ostadjafari
🎞 دسترسی به تمام سخنرانی های تصویری منتشر شده در سایت آپارات:
🌐 https://www.aparat.com/allamehjafari
#امام_علی
#علامه_جعفری
#علامه_محمدتقی_جعفری
#انسان #زندگی
@allameh_jafari | 688 |
| 5 | 🔹 پیام یکی از مخاطبان محترم کانال در مورد خاطره فوق
با سلام. به این شیوه تربیت که پدر از آن متاثر بوده است، در زبان علمی یادگیری مشاهده ای (observational learning) یا یادگیری اجتماعی(Social learning ) گفته می شود.
در مطالعه زمینه تربیتی شخصیت برجسته دیگری از جامعه ما که، به صدق و راستی و کمک به مردم اشتهار دارد، شاعر پراوازه معاصر جامعه ما، محمدحسین بهجت تبریزی با تخلص شهریار است. هم او در مجموعه وزین حیدر بابا، این زمینه تربیتی و متاثر از ان را، با این ابیات شرح می دهد!
" منیم، اتام سفره لی بیر کیشیدی
ال، الیندن دودماق اونون ایشیدی
گوزل لرین آخره گالمشیدی
اوندان سورا...............
.............
پدر من مرد سفره بازی بود
دستگیری و کمک به مردم مشی و طریق رفتار پیوسته. او بود
( بدین خاطر) end و پایان خوب رویان بود
و.......
ملاحظه می شود رفتار عملی همراه با صدق و درستی، تا چه اندازه در تربیت انسان های مشاهده گر، تاثیر دارد.
دکتر قدیر داداشزاده، روانشناس | 838 |
| 6 | 💠 جملات نهایی درباره انسان
🌱 جمله شماره ۱ : كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ(۶) أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰٓ (٧) سوره علق
👈🏻 برشی از سخنرانی قرآن و جملات نهایی درباره انسان
#امام_علی
#علامه_جعفری
#علامه_محمدتقی_جعفری
#انسان #زندگی
@allameh_jafari | 781 |
| 7 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 پدری که راستگویی را زندگی میکرد
گاهی یک جملۀ کوتاه، تصویر روشنتری از دهها صفحه شرح و توصیف از یک انسان به دست میدهد.
علامه محمدتقی جعفری دربارۀ پدرش، حاج کریم، خاطرهای نقل میکند که شاید بتوان آن را یکی از سادهترین و در عین حال عمیقترین تصویرها از زندگی او دانست.
روزی از پدر پرسید: «آیا تاکنون دروغ گفتهاید؟»
حاج کریم لحظهای به گذشتۀ طولانی زندگیاش نگاه کرد و پاسخ داد: «از وقتی که به سن تکلیف رسیدم، به یاد ندارم دروغی گفته باشم».
راستگویی برای او فقط یک توصیۀ اخلاقی نبود، بلکه بخشی از شیوۀ زندگیاش بود. حاج کریم، پدر محمدتقی، در شهر تبریز به صداقت شهرت داشت و شاید همین ویژگی، بیش از هر سخنرانی و پند و اندرز، در فضای خانواده جریان داشت.
شغل او نانوایی بود؛ کار سخت و روزانهای که با گرمای تنور و خمیر و بوی نان گره خورده بود. اما او حتی در همین کار نیز آداب و باورهای خود را داشت. محمدتقی جعفری نقل میکند که پدرش بدون وضو دست به خمیر و نان نمیزد.
برای او، نانوایی فقط راهی برای تأمین معاش نبود. کار، بخشی از معنای زندگیاش بود.
حاج کریم میگفت: «کار، جوهر زندگی من است». او بیکاری را برای خود، چیزی شبیه مرگ میدانست.
شاید امروز که بسیاری از ما کار را تنها با درآمد، ساعت کاری یا موقعیت اجتماعی میسنجیم، این نگاه قدیمی معنای دیگری پیدا کند؛ انسانی که در کنار تنور نانوایی، کار کردن را نه یک اجبار، بلکه نشانۀ زنده بودن میدید.
در خانهای که چنین پدری حضور داشت، راستگویی فقط در کتابهای اخلاق خوانده نمیشد. کودکان او: محمدجعفر، محمدتقی، مهدی، رحیم، پوران، فاطمه و حمیده، آن را در رفتار پدر میدیدند؛ مردی که با دستهای آغشته به خمیر، روزی خانواده را فراهم میکرد و در عین حال میکوشید میان نان، کار، ایمان و صداقت فاصلهای نباشد.
شاید بزرگترین درس حاج کریم نیز همین بود: اخلاق، زمانی در زندگی فرزندان ماندگار میشود که پیش از آنکه گفته شود، زندگی شده باشد.
📚 بازنویسی از کتاب: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، ص ۱۵۸، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
👈🏻 خرید کتاب: علامه محمدتقی جعفری؛ سرگذشت و ایام
https://basalam.com/allamehjafari/product/45718593
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
@allameh_jafari | 761 |
| 8 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 «هنوز هر ماه چیزی از او پیدا میکنم»
دکتر سید عطاءالله مهاجرانی از نوجوانی با آثار علامه جعفری آشنا شد.
ماجرا از دوران دبیرستان شروع شد؛ زمانی که جستوجوی فکری تازهای در ذهنش شکل گرفته بود.
کتاب میخواند و دنبال پاسخ پرسشهایش میگشت و در میان این جستوجوها، آثار علامه جعفری برایش تبدیل به یک منبع جدی شد.
نخستین شرحی که از #مثنوی مولانا خواند، شرح علامه جعفری بود: تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی.
آنقدر پیگیر آثار جدید استاد بود که وقتی به کتابفروشیهای شهر میرفت، گاهی پیش از آنکه چیزی بپرسد، کتابفروش میگفت:
«هنوز کتاب تازهای از استاد نرسیده.»
یا: «هنوز جلد جدید شرح مثنوی چاپ نشده.»
این پیگیری سالها ادامه پیدا کرد.
مهاجرانی بعدها دربارۀ این رابطۀ علمی جمله قابل توجهی میگوید: در طول سی سال فعالیت پژوهشی، تقریباً هیچ ماهی نگذشته که از «خرمن استاد جعفری» چیزی نصیبش نشده باشد.
اما شاید مهمترین بخش حرف او، خاطرهای از دوران دانشآموزی باشد.
مهاجرانی میگوید: همیشه با خودش فکر میکرد که «چگونه میتوان چون علامه جعفری شد؟»
او در شرح مثنوی محمدتقی جعفری فقط یک کتاب نمیدید.
میگفت: در کنار «دریای اصلی» مثنوی، رودهای شیرین دیگری در عمق پژوهش علامه جعفری جریان دارد.
یعنی علامه جعفری فقط متن مثنوی جلالالدین محمد مولوی را توضیح نداده بود، بلکه از دل آن، مسیرهای تازهای برای اندیشیدن باز کرده بود.
و بعد مهاجرانی به جملهای میرسد که میتواند پایان بسیار خوبی برای این روایت باشد: «کار بزرگ را روح بزرگ انجام میدهد، نه روح کوچک.»
شاید دلیل اینکه آثار علامه جعفری بعد از سالها هنوز برای خوانندگان تازه جذاب است، همین باشد.
او فقط اطلاعات جمع نکرد.
با هر مسئلهای که روبهرو میشد، خودش را هم تغییر میداد. برای همین، کتابهایش فقط حاصل مطالعه نبودند؛ بخشی از معماری روح خودش بودند.
و شاید این پرسش، برای هر کسی که امروز در جستوجوی یک الگوی فکری است، همچنان باقی بماند:
آیا ما فقط کتاب میخوانیم تا اطلاعات بیشتری داشته باشیم؟
یا میخوانیم تا خودمان هم به تدریج آدم دیگری شویم؟
📚 روایت دکتر سیدعطاءالله مهاجرانی، بازنویسی از کتاب: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، ص ۲۹۶، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
👈🏻 خرید کتاب: علامه محمدتقی جعفری؛ سرگذشت و ایام
https://basalam.com/allamehjafari/product/45718593
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
@allameh_jafari | 823 |
| 9 | 🔷 موجودات دروغگوی غارنشین و تکامل یافته!!
✍🏻 از خوانندگان محترم خواهشمندم اگر کتابى دربارۀ #شعر یا کتابى را دربارۀ #فلسفه و مسائل #سیاسى مورد مطالعه و تحقیق قرار دادند، این جمله را که عرض مىکنم، در حاشیه یا پاورقى یا در خاتمه کتاب با خط خوانا بنویسند که:
اینجانب (نام و مشخصات به طور کامل) که در قرن پانزدهم از هجرت پیامبر اکرم(صلواتاللهعلیه) و قرن بیستم حضرت مسیح(علیهالسلام) زندگى مىکردم و شب و روز از در و دیوار جوامع دنیا، بلندگوى متفکران فریادى جز این که «ما حیوان تکامل یافتهایم» برنمىآوردند، و هیچ کتابى درباره انسان نوشته نمىشد، مگر این که نویسنده خود را مجبور مىدید که به جاى این جمله، «ما غارنشینانى که در حال خمیازه دست و پاى خود را به کرات فضایى دراز کردهایم»، این جمله را بنویسد که: «ما موجودات تکامل یافته! و ما اشرف موجودات! تا این تاریخ، بدون دروغ در قلمرو بیان احساسات و ارتباطهاى اجتماعى (ادبى و سیاسى) نتوانستهایم زندگى کنیم. اى آیندگان! شما به فکر خود باشید و فریب خمیازههاى ما را که در غار خودپرستى و خودمحورى، دست و پا و مغز ما را تا کهکشانها بالا مىبَرَد، نخورید».
👈🏻 اگر هم در این مقوله (ادبى و سیاسى) کتابى را مطالعه نمىکنید، در دفتر یادداشت یا پاورقى وصیتنامه خود بنویسید و به نسل آینده دهید تا آنها هم دست به دست به یکدیگر منتقل کنند، باشد که در آینده براى انسان تعریف صحیحتری پیدا کنند.
📚جعفری، محمدتقی، مجموعه آثار ــ چهار شاعر، ص ۳۳۷، پاورقی، انتشارات علامه محمدتقی جعفری، چاپ اول، ۱۳۹۴
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
@allameh_jafari | 1 154 |
| 10 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 علامهای که در خانه هم درس میداد؛ اما بدون کلاس
تصویری که معمولاً از علامه جعفری میبینیم، مردی میان کتابها و بحثهای فلسفی و علمی است.
اما نوهاش، وحید صلواتی، تصویر دیگری از او به یاد دارد.
پدر بزرگی که وقتی تلفنی با یکی از اعضای خانواده صحبت میکرد، حال تکتک افراد را میپرسید.
حتی مسائل کوچک برایش مهم بود، اما توصیههایش فقط حرف نبود، عمق داشت.
به فرزندان خانواده میگفت: به بچهها قدرت تفکر، تعقل و تعمق یاد بدهید.
خوب گوش دادن را یاد بگیرند، زود قضاوت نکنند، مشورت کنند، همکاری کنند، اسیر احساسات نشوند، صبور باشند، زمان را جدی بگیرند، نظم داشته باشند و قانون را رعایت کنند.
حتی رعایت قوانین رانندگی هم برای او موضوع تربیتی بود.
اما شاید تصویر جذابتر در جای دیگری شکل میگیرد.
علامه جعفری، با آن همه کتاب و بحث فلسفی، گاهی در کارهای ساده خانه هم کنار اعضای خانواده بود: باغبانی، نظافت، خرید و حتی آبگیری سنتی لیموترش، با همان وسایل ساده.
کنار جوانترها مینشست و کار میکرد.
گاهی شعر میخواند و گاهی در همان حین، مطلبی علمی مطرح میکرد.
و اگر نوهها هم در کار کمک میکردند، برایشان هدیه یا دستمزدی در نظر میگرفت.
در ظاهر، فقط داشتند آب لیمو میگرفتند، اما پشت این کار ساده، یک درس زندگی بود: «کار کردن، مهارت پیدا کردن، همکاری و مسئولیتپذیری.»
محمدتقی جعفری حتی فرزندانش را از تجملگرایی و اسراف برحذر میداشت و تأکید میکرد که بیش از نیاز و ضرورت مصرف نکنند.
این بخش از زندگی او شاید برای نسل امروز جذاب باشد؛ چون نشان میدهد تربیت همیشه با «نصیحت» اتفاق نمیافتد.
گاهی یک کودک، بیشتر از دهها سخنرانی، از این یاد میگیرد که ببیند پدر بزرگش خودش آستین بالا میزند و کنار او کار میکند.
شاید به همین دلیل بود که توصیههای محمدتقی جعفری، و یا آقاجان به قول نوهها، در خانواده فقط «حرف» نبود.
او پیش از آنکه چیزی را به دیگران بگوید، سعی میکرد خودش به آن عمل کند.
و این شاید همان چیزی باشد که یک جمله را از «نصیحت» به «تجربه» تبدیل میکند.
📚 روایت وحید صلواتی، بازنویسی از کتاب: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، صص ۲۷۹-۲۷۸، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
👈🏻 خرید کتاب: علامه محمدتقی جعفری؛ سرگذشت و ایام
https://basalam.com/allamehjafari/product/45718593
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
@allameh_jafari | 1 184 |
| 11 | No text... | 1 236 |
| 12 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 چهارده ساله بود؛ و علامه جعفری گفت: همین حالا برویم.
سال ۱۳۴۹ بود.
دکتر سید محمد علی بوترابی نوجوان بود و در یکی از سفرهای علامه جعفری به مشهد، موضوعی را با استاد در میان گذاشت و گفت:
«یکی از دوستانم حدود چهارده سال سن دارد. بعضی کتابهای پوچگرایی را خوانده و حالا به #خودکشی فکر میکند.»
واکنش جعفری، واکنش یک سخنران نبود.
اولین سؤالش این بود: «این نوجوان الآن کجاست؟»
بوترابی گفت: «منزلش را بلدم.»
جعفری گفت: «سریع بلند شو تا به منزل او برویم.»
همین.
بدون اینکه بگوید «بعداً دربارهاش صحبت میکنیم.»، بدون اینکه مسئله را به یک توصیۀ کلی تبدیل کند.
راه افتادند.
وقتی به خانۀ نوجوان رسیدند، او از دیدن محمدتقی جعفری در خانهشان تعجب کرد.
اما برای بوترابی، این حضور یک پیام روشن داشت: جعفری وقتی دربارۀ به خطر افتادن زندگی یک نوجوان شنید، احساس کرد باید کاری انجام دهد. با نوجوان صحبت کرد، دربارۀ پوچگرایی و معنای زندگی توضیح داد.
کتابهایی را که نوجوان خوانده بود، میشناخت و دربارۀ برخی دیدگاههای نویسندگان آنها توضیح داد و اشتباهاتشان را برای او روشن کرد.
یعنی با نوجوان از موضع بالا و با چند جمله کلیشهای حرف نزد، بلکه رفت سراغ همان چیزی که ذهن نوجوان را درگیر کرده بود.
در نهایت، گفتوگوهای او تأثیر گذاشت و آن نوجوان از خطر خودکشی فاصله گرفت و به مسیر زندگی بازگشت.
شاید مهمترین بخش این خاطره، سخنان فلسفی محمدتقی جعفری نباشد.
یک سؤال سادهتر است: وقتی میفهمیم یک انسان در آستانۀ سقوط است، چقدر احساس میکنیم این مسئله به ما مربوط است؟
جعفری میتوانست بگوید: «چهارده ساله است؛ خودش باید انتخاب کند.»
میتوانست بگوید: «خانوادهاش پیگیری کنند.»
اما نپرسید: «چه کسی مسئول است؟»، بلکه پرسید: «کجاست؟» و بعد رفت تا او را از رفتن بیموقع و سقوط بازدارد.
این شاید یکی از انسانیترین تصویرهایی باشد که میتوان از علامه جعفری به نسل امروز نشان داد: «گاهی مسئولیت اخلاقی از یک سخنرانی شروع نمیشود؛ از این شروع میشود که وقتی از درد یک انسان باخبر شدی، از جای خودت بلند شوی.»
📚 روایت دکتر سیدمحمدعلی بوترابی، بازنویسی از: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، ص ۲۶۰، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
👈🏻 خرید کتاب: علامه محمدتقی جعفری؛ سرگذشت و ایام
https://basalam.com/allamehjafari/product/45718593
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
@allameh_jafari | 1 622 |
| 13 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 دانشمندی که فقط در دنیای خودش زندگی نمیکرد.
دکتر مهدی محقق، نخستین آشنایی جدی خود با علامه جعفری را در کنگرۀ هزارۀ شیخ طوسی به یاد میآورد.
اما آنچه برای او جالب بود، فقط دانش حوزوی محمدتقی نبود.
جعفری فقه و اصول را نزد عالمان بزرگ نجف آموخته بود و در فلسفه نیز صاحبنظر بود، اما ذهنش در مرزهای سنت متوقف نمیشد.
وقتی سخن میگفت، از کانت و دکارت میگفت؛ از اسپینوزا و لایبنیتز.
برای دکتر محقق، این ویژگی در میان اهل علم کمنظیر بود:
یک عالم دینی که با جدیت، اندیشههای فیلسوفان اروپایی را هم دنبال میکرد.
اما شاید عجیبتر از وسعت معلوماتش، رفتار شخصی او بود.
مهدی محقق، او را انسان بسیار آرام، متواضع و بیادعایی توصیف میکند.
و برای توضیح این تضاد زیبا، به بیتی از متنبّی اشاره میکند:
علامه است؛ مانند موج دریایی که انتهایی ندارد، در حالی که هر گرداب و موجی سرانجام فروکش میکند.
مهدی محقق دربارۀ آثار محمدتقی در شرح نهجالبلاغه، مثنوی معنوی و دیگر نوشتههایش نیز تعبیر مهمی دارد:
معلوماتی که جعفری در این آثار مطرح کرده، حقیقتاً ابتکاری است.
شاید تصویر کاملتری از محمدتقی جعفری همینجا شکل بگیرد:
دانشی بسیار گسترده، ذهنی باز و رفتاری بسیار بیادعا.
او قرار نبود فقط یک طرف ماجرا را ببیند.
نه سنت را به خاطر مدرن بودن کنار میگذاشت و نه اندیشۀ جدید را فقط به خاطر غربی بودن نادیده میگرفت.
میخواند، مقایسه میکرد، میاندیشید و بعد نظر خودش را میساخت.
برای همین، وقتی از او حرف میزنیم، شاید بهتر باشد به جای «علامهای با معلومات فراوان» بگوییم:
مردی که برای فهمیدن جهان، دیوارهای میان جهانهای فکری مختلف را کوتاه کرده بود.
📚 روایت دکتر مهدی محقق، بازنویسی از: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، صص ۲۶۰-۲۵۹، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
👈🏻 خرید کتاب: علامه محمدتقی جعفری؛ سرگذشت و ایام https://basalam.com/allamehjafari/product/45718593
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
@allameh_jafari | 1 305 |
| 14 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 طلبهای در نجف که میخواست جهان را بفهمد.
دکتر مهدی گلشنی، استاد فیزیک و از چهرههای شناختهشدۀ علمی میگوید:
نخستین بار در اواخر دوران دبیرستان با آثار علامه جعفری آشنا شده است.
کتابی که به دستش رسید، برایش عجیب بود: « ارتباط انسان ـ جهان »؛ در سه جلد.
چیزی که توجه او را جلب کرد، فقط حجم کتاب نبود، بلکه میزان مطالعهای بود که پشت آن قرار داشت.
گلشنی بعدها وقتی به منابع کتاب نگاه کرد، متوجه شد علامه جعفری برای نوشتن این سه جلد، از دهها منبع عربی و انگلیسی استفاده کرده و در آثار دیگرش نیز با آراء فلاسفه و متفکران غربی بهطور گسترده آشنا شده است.
اما یک نکته برای گلشنی عجیبتر بود.
علامه جعفری بخش مهمی از دوران تحصیل خود را در نجف گذرانده بود؛ محیطی که طبیعتاً با آزمایشگاهها و مراکز علمی تجربی امروز قابل مقایسه نبود.
با این حال، او خود را به یک حوزه محدود نکرده بود.
#فلسفه میخواند؛
#دین میخواند؛
آثار متفکران غربی را دنبال میکرد؛
و دربارۀ طبیعت و جهان نیز مطالعه میکرد.
گلشنی میگوید: علامه هیچگاه خود را در چارچوب یک مکتب فکری محصور نکرد و بسیاری از مکاتب را مطالعه و بررسی کرد.
به همین دلیل، وقتی بعدها تحولات فکری و علمی غرب را میدید، برایش جالب بود که جعفری سالها پیش، بسیاری از این مسائل را مطرح کرده بود.
گلشنی از همین زاویه میگوید: «این نشاندهندۀ آن است که ایشان چقدر از زمان خود جلوتر بودند.»
این شاید یکی از جذابترین وجوه شخصیت محمدتقی جعفری باشد.
او در یک اتاق نشسته بود، اما ذهنش در یک اتاق محصور نبود، برای فهم انسان، فقط به یک کتاب یا یک سنت فکری اکتفا نمیکرد، به سراغ فلسفه میرفت، علوم را دنبال میکرد و با اندیشههای غربی گفتوگو میکرد.
در نگاه او، علم و دین دو دشمن نبودند که یکی باید دیگری را حذف کند.
او معتقد بود: «علم بدون دین، ساختهای میانتهی است.»
و جالب اینکه دکتر گلشنی این نگاه را با نگرش اینشتین نیز مقایسه میکند.
شاید راز ماندگاری محمدتقی همین بود:
او نمیخواست فقط دربارۀ جهانِ خودش بیشتر بداند؛ میخواست جهان را بفهمد.
و برای این کار، دیوار میان رشتهها را به رسمیت نمیشناخت.
📚 روایت دکتر مهدی گلشنی، بازنویسی از: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، صص ۲۵۶-۲۵۵ ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
@allameh_jafari | 1 467 |
| 15 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 اگر شاگردت درست گفت، چه میکنی؟
روزی یکی از استادان فلسفه نزد علامه جعفری آمد.
از وضعیت روحی خودش ناراضی بود.
گفت: «هرچه آجر روی آجر میگذارم، قرار نمیگیرد؛ فرو میریزد.»
منظورش این بود که با وجود سالها درس، مطالعه و فعالیت علمی، احساس میکرد در مسیر معنوی خودش پیشرفتی ندارد.
شاید انتظار داشت جعفری برایش از مطالعۀ بیشتر، عبادت بیشتر یا ریاضت بیشتر بگوید.
اما پاسخ جعفری چیز دیگری بود: «به زیاد خواندن و زیاد گفتن و زیاد نوشتن نیست.»
بعد یک معیار ساده اما سخت مطرح کرد: «باید ملکه تسلیم در مقابل حق را در خودت به وجود بیاوری.»
و برای توضیح آن، سراغ یک موقعیت کاملاً واقعی رفت.
گفت: فرض کن روزی در کلاس مشغول تدریس هستی.
یکی از شاگردانت به حرف تو اشکال میکند.
بحث ادامه پیدا میکند و ناگهان متوجه میشوی که واقعاً اشتباه کردهای و حق با شاگرد است.
آن لحظه چه میکنی؟
آیا میپذیری؟ یا شروع میکنی به توجیه کردن حرف خودت؟
از نگاه جعفری، امتحان واقعی علم شاید همینجا باشد، نه وقتی همه تو را قبول دارند،
وقتی میفهمی اشتباه کردهای و حاضر میشوی آن را بپذیری.
این نگاه، امروز شاید از همیشه مهمتر باشد.
در روزگاری که خیلیها نه برای فهمیدن، بلکه برای اثبات خودشان بحث میکنند، پذیرفتن اشتباه گاهی دشوارتر از دانستن یک مطلب تازه است.
علامه جعفری یک معیار ساده برای رشد انسان پیشنهاد میکند: ممکن است زیاد بخوانی، زیاد بدانی، زیاد سخن بگویی.
حتی دربارۀ حقیقت بسیار بنویسی.
اما سؤال این است: وقتی حقیقت بر خلاف نظر تو ظاهر شد، آیا حاضری تسلیمش شوی؟
شاید فرق «دانشمند بودن» با «حقیقتجو بودن» همینجا آشکار شود.
📚 بازنویسی از: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، ص ۲۱۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
#معنویت #حقیقت
@allameh_jafari | 1 564 |
| 16 | 🔷فریب در لباس صلح
"و اگر آن دشمنان میل به صلح داشته باشند، تو [هم] به آن میل داشته باش و به خدا توکل کن؛ اوست شنوا و دانا، و اگرچه بخواهند تو را فریب بدهند، زیرا کفایتکنندۀ تو خداست؛ همان خدایى که تو را با یارى خود و مردم باایمان تأیید کرد و میان دلهاى آنان الفت انداخت. اگر تو همۀ آنچه را که در روى زمین است، خرج مىکردى، نمىتوانستى دلهاى آنان را به هم نزدیک کنى، ولى خداوند میان دلهاى آنان الفت برقرار کرد؛ اوست عزیز و حکیم." (سورۀ انفال، آیات ۶۳ ــ ۶۱ )
✍🏻 تبصره: بعضى از اشخاص گمان کردهاند که مقصود از آیۀ مذکور این است که در صورت تمایل دشمنان به صلح، مسلمانان هم به صلح میل داشته باشند، اگرچه مسلمانان بدانند که دشمن با تظاهر به میل به صلح مىخواهد حیلهگرى راه بیندازد و به اصطلاح دست و پاى خود را جمع کند و تجدید قوا و تحصیل آگاهىهاى لازم را براى آوردن وسایل جهت از بین بردن مسلمانان انجام دهد!
باید به این اشخاص گفت: آیه نمىگوید «حتى اگر شما مسلمانان بدانید که دشمن با تظاهر به میل به صلح، حیلهبازى راه انداخته و کوشش دارد که خود را از مهلکهاى که مسلمانان براى آنان ایجاد کردهاند، نجات بدهد و سپس با قواى بیشتر و برّانتر، بر سر مسلمانان بتازد»، زیرا نامعقول بودن و ناسازگارى چنین تجویزى، با تمام منابع اسلامى و حکم عقل که مىگوید دفع ضرر محتمل واجب است، چه برسد به ضرر قطعى، روشنتر از آن است که نیازى به اثبات داشته باشد.
آیا این تجویز بر خلاف عمل مولى الموحدین امیرالمؤمنین علی (ع) نیست که در جنگهاى صفین، حیلهگرى معاویه را آشکار کرد و فرمود: «اینکه قرآنها را بر سر نیزهها بلند کردهاند، فریبى بیش نیست؟ چون اکنون اینان طعم شکست را مىچشند و دست به چنین کار به ظاهر حق بجانبى زدهاند تا شما را بفریبند. دست از جنگ و پیکار برندارید».
📚جعفری، محمدتقی، مجموعه آثار ۲۰ ــ شناخت قرآن، ص ۴۲۱، انتشارات علامه محمدتقی جعفری، چاپ اول ۱۴۰۵
👈🏻 توضیح: این کتاب به زودی منتشر و عرضه خواهد شد.
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#دشمن #صلح #فریب
@allameh_jafari | 1 483 |
| 17 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 آیا ممکن است یک جامعه مسلمان باشد، اما رفتارهایش اسلامی نباشد؟
یک سؤال ساده:
اگر وارد کشوری شوید که مردمش نماز نمیخوانند و خودشان را مسلمان نمیدانند، اما دروغ نمیگویند، به حقوق دیگران احترام میگذارند، قانون را رعایت میکنند، نظم دارند و حق کسی را پایمال نمیکنند ...
آیا میتوان گفت هیچ نشانی از ارزشهای اسلامی در آن جامعه وجود ندارد؟
علامه محمدتقی جعفری پاسخ متفاوتی به این پرسش داشت.
از نگاه او، اسلام فقط مجموعهای از نامها و عنوانها نیست.
دین، وقتی در زندگی انسان حضور پیدا میکند که در رفتار او دیده شود.
او میگفت: جامعهای که مردمش از قتل نفس، زنا، شراب، خیانت، دروغ، بهتان و پایمال کردن حقوق انسانها دوری میکنند، به همان اندازه از احکام اسلامی برخوردار است.
و حتی صریحتر:
«جامعهای که نظم، قانون و درستکاری را ضروری میداند و به آن عمل میکند، به همان اندازه از اسلام بهرهمند است.»
این نگاه، یک مقایسۀ جالب را هم پیش میکشد.
گاهی ممکن است جامعهای رسماً «اسلامی» نامیده شود، اما در زندگی روزمره، دروغ، بیقانونی، تضییع حقوق دیگران و بینظمی در آن دیده شود.
و از طرف دیگر، ممکن است در جامعهای که عنوان «اسلامی» ندارد، بخشی از همین ارزشها در رفتار مردم جدی گرفته شود.
علامه جعفری بر همین اساس نقل میکند که یکی از صاحبنظران، پس از سفر به کشورهای غربی، وقتی به کشور خود بازگشت، در پاسخ به این پرسش که «آنجا را چگونه دیدید؟» گفته بود:
اگر کسی تصور کند از یک جامعۀ صد در صد اسلامی به یک جامعۀ صد در صد غیراسلامی رفته، دچار اشتباه شده است.
چرا؟ چون از نگاه او، اسلامی بودن فقط به نام و عنوان وابسته نیست، بلکه به کیفیت رابطۀ انسانها با یکدیگر، با خودشان، با خدا و با جهان هم مربوط است.
و اینجا حرف محمدتقی جعفری از یک بحث فلسفی فراتر میرود و به زندگی روزمرۀ ما میرسد.
در صف بانک، در رانندگی، در کسب و کار، در اداره، در دانشگاه، در خانواده، در جایی که میتوانیم حق خودمان را بگیریم، اما تصمیم میگیریم حق دیگری را هم رعایت کنیم.
شاید برای نسل امروز، یکی از مهمترین پرسشهای علامه جعفری همین باشد: «اسلام را بیشتر باید در شعارها جستوجو کرد یا در رفتار آدمها؟»
📚 بازنویسی از: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، صص ۱۹۲-۱۹۱، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
#اسلام #مسلمان #مسلمانی
@allameh_jafari | 1 626 |
| 18 | No text... | 1 335 |
| 19 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 «اگر خارج از نوبت بروی، من به مکه نمیآیم!»
اوایل دهۀ ۱۳۵۰ بود.
محمدتقی جعفری قرار بود همراه پدرش کریم، به مکه برود.
در صف گذرنامه ایستاده بودند.
یک اتفاق ساده افتاد؛ اما شاید سالها بعد، همین اتفاق یکی از خاطرات ماندگار محمدتقی از پدرش شد.
مسئول کنترل مدارک، محمدتقی جعفری را شناخت.
میتوانست کارشان را خارج از نوبت انجام دهند، اما جعفری قبول نکرد.
وقتی پدر متوجه ماجرا شد، از پسرش پرسید: «آقا محمدتقی! چه کار میکنی؟ میخواهی خارج از نوبت کار ما را انجام دهند؟»
پاسخ داد: «نه پدرجان، قبول نکردم.»
پدر گفت: «آفرین. ما هم باید مثل مردم در نوبت بایستیم تا کارمان انجام شود.»
و بعد جملهای گفت که نشان میداد برای او مسئله فقط یک صف و یک نوبت نبود: «اگر مرتکب چنین کاری میشدی، یقین بدان که به مکه نمیآمدم.»
برای حاج کریم، سفر به مکه قرار نبود با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران آغاز شود.
قرار نبود عبادت از جایی شروع شود که حق یک نفر دیگر نادیده گرفته شود.
شاید اگر امروز بخواهیم این خاطره را برای نسل جدید در یک جمله خلاصه کنیم، بتوانیم بگوییم:
پدر علامه جعفری به او یاد داد که قانون، وقتی قانون است که برای خودمان هم قانون باشد.
نه اینکه وقتی نوبت ماست، قانون را محترم بدانیم و وقتی به ضررمان است، راه میانبری پیدا کنیم.
این خاطره کوچک است؛ اما یک سؤال بزرگ پشت آن پنهان شده:
اگر قرار باشد برای رسیدن به یک هدف مقدس، از حق دیگران عبور کنیم، آیا هنوز آن هدف، مقدس باقی میماند؟
📚 بازنویسی از: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، ص ۱۶۸، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
#حق #حقوق
@allameh_jafari | 1 984 |
| 20 | 🔹 نگاهی به #سرگذشت_و_ایام ...
🌱 وقتی یک سیگار، علامه جعفری را به فکر فرو برد.
اوایل سال ۱۳۶۱ بود.
یک روز تلفن خانه زنگ خورد. یکی از همسایهها پشت خط بود. سؤال سادهای داشت:
«آقا، سیگار کشیدن حلال است یا حرام؟»
علامه جعفری پاسخ داد: «مباح است. اما علت این سؤال چیست؟»
زن گفت: «پسر جوانی دارم که سیگار میکشد. هر وقت به او میگویم سیگار نکش، جواب میدهد: اگر سیگار بد بود، آقای جعفری سیگار نمیکشید!»
برای محمدتقی جعفری، این جمله با یک پاسخ فقهی تمام نشد؛
انگار ناگهان مسئلۀ دیگری پیش رویش قرار گرفته بود؛ مسئلهای دربارۀ مسئولیت انسان در برابر رفتار خودش.
خودش بعدها این لحظه را چنین توصیف کرد: «انگار که دیوار زندگی شکاف بردارد و ابدیت را نشان دهند.»
فکر کرد اگر رفتار من باعث شود یک جوان، کاری را ادامه دهد که برای او زیانآور است، آیا من در برابر این تأثیر مسئول نیستم؟
به زن گفت: «از طرف من به پسرت بگو: جعفری از امروز اقدام به ترک سیگار خواهد کرد.»
و این بار حرف فقط یک حرف نبود.
تصمیم گرفت.
ترک سیگار را آغاز کرد و چند ماه بعد، تا آبان همان سال، برای همیشه آن را کنار گذاشت.
شاید نکتۀ مهم این خاطره، خود ترک سیگار نباشد.
نکته این است که جعفری وقتی فهمید رفتار او برای دیگری تبدیل به دلیل شده است، رفتار خودش را اصلاح کرد.
او میتوانست بگوید: «من که نگفتم تو سیگار بکش»!
اما چنین نکرد.
برای او، انسان فقط مسئول حرفهایی که میزند، نبود. گاهی باید پاسخگوی پیامی هم باشد که با رفتار خود به دیگران منتقل میکند.
و شاید این پرسش برای امروز ما نیز همچنان زنده باشد:
اگر کسی از رفتار ما برای انتخاب زندگی خودش الگو بگیرد، آیا حاضریم مسئولیت آن رفتار را بپذیریم؟
📚 بازنویسی از: محمدتقی جعفری، «سرگذشت و ایام»، ص ۲۰۰، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۲
👈🏻 سایت دفتر نشر آثار علامه جعفری: allamehjafari.com
#علامه_جعفری
#علامه_محمد_تقی_جعفری
#خاطره
#سلبریتی
@allameh_jafari | 1 912 |
