-دنـیای تاریـک مـن
Open in Telegram
9 265
Subscribers
-424 hours
-97 days
-3530 days
Posts Archive
9 265
-در سردخانه جا نیست، رو سمتِ نسترنها
پشتِ حیاط خفتند یک لایه پیرهنها
دامن کشان، سبکبار، در هجرتی شبانه
با گوشوارِ خونین میراثِ مادرانه ..
چله نشین پدرها در انتظار ماندند
نام عزیزشان را در هیچجا نخواندند
از بستگان که را داشت؟ همکارِ دردمندش؟
خویشی که پیکرش را تحویل میدهندش..
گفت آن نسیم بر موت، هر گل ز شاخه افتاد
پروانهی بنفشی.. دیدی.. مرا به یاد آر ..
#مونا_برزویی
@MyDarkWorld
9 265
-از آن گلوی مجروح،
پژواکِ سرخِ نامش
تیر خلاص حینِ تیمارِ ناتمامش
از او که کشته برگشت از آن یل پیاده
آورد دیگری را بر گردهاش نهاده
از گیسوی پریشان در چنگ دیو و ددها
از آن نگاه پرسان در پاسخ لگدها
از رستخیز این خاک در دفتر اساطیر
اسلوب بازوان آن آرش کمانگیر
از آزمون سوزان بر پیکر سیاوش
از آن حریق بازار آن دامگاه آتش
از بیرقی که برداشت، از نغمهای که سرداد
از او که نیمه جان بود در کیسههای اجساد..
چندین سهیل آنجاست؟ چندین هزار رخسار؟
تا یک به یک ببیند .. خم شد قدش از آوار ..
شاید بریده باشی!
از این بریده تر شو
بر این عفونتِ صبر،
اعجاز نیشتر شو
آگاه و عهده دارِ درد معاصر خود
رفت و صدای او ماند «… که نه به خاطر خود..»
فردا به رغم کتمان بر داغِ سینهی او
ای آینه!
تو داری
زخمی قرینهی او
این سرزمین به جز زخم
پیغامبر ندارد..
او خود به مادرش گفت «دیگر پسر ندارد..»
#مونا_برزویی
@MyDarkWorld
9 265
-میدانمت نفس نیست ای شاهدِ غروبان
این رقصِ بیسران است، این داغِ پایکوبان
یاد آر اگر رگت را با مرگ میخراشی!
تو بازماندهای تا
او را گواه باشی…
#مونا_برزویی
@MyDarkWorld
9 265
-جراحَتی سَیّارم، شکسته است دلم
مرا به حرف نگیرید... خسته است دلم
دلِ مرا نَتِکانید هیچ بارش نیست
که میلِ باختن و بُردنِ قُمارش نیست
که اعتماد ندارد که بخت یارش نیست
بغل کنید مرا ای گناههای بزرگ!
بغل کنید مرا اشتباههای بزرگ!
بغل کنید مرا گریههای بیشانه!
بغل کنید مرا اشکهای دُردانه!
بغل کنید که دنیا دَنیتَر از این است
بغل کنید که این کاکتوس، غمگین است
من از "نهایتِ شب" از هبوط آمدهام
از آستانهی صبر و سکوت آمدهام
بدونِ مُعجزه برگشتهام، غَم است دلم
مرا به حرف نگیرید... مریم است دلم!
من از میان بلایای سخت آمدهام
که دانه رفتهام امّا درخت آمدهام
اگر شناختهام سَرپناه بودن را
اگر کمی بلدم تکیهگاه بودن را
اگر گریختم از جمع، گوشهگیر شدم
اگر که بیشتر از قبل، سَر به زیر شدم
درخت آمدهام... ایستاده در غَمها
دلم پُر است، پُر از یادگارِ آدمها
هزار خاطره از زخمِ این و آن دارم
مرا به حرف نگیرید... داستان دارم...
#یاسر_قنبرلو
@MyDarkWorld
9 265
-میدانی؟ میگویند در سینهی آدم قسمتی هست که محکم به آن میکوبی، به قدر کافی میکوبی؛ قلب آدم با این کوبیدن میترکد. شبیه دروغی است که باید باور کنم واقعیت دارد.
#کریستین_اوکیف_آپتویچ | #سینا_کمال_آبادی
@MyDarkWorld
9 265
-حالم خراب است. این روزها بیشتر شاهنامه خواندهام و موسیقی شنیدهام و فیلم دیدهام. امشب، پس از چندین و چند سال، بار دیگر درخت اعدام (The Hanging Tree) را دیدم. خوشبختانه و در آخرین لحظه -همانطور که در سینما پیش میآید- گاری کوپر نجات پیدا کرد. هیچ نمانده بود که اعدامش کنند. اگر زندگی واقعی هم مثل فیلم Happy Ending داشت، آدم به هر قیمتی بود، هرچه زودتر خودش را به آخر میرساند..
#شاهرخ_مسکوب | روزها در راه
@MyDarkWorld
9 265
-برای انسانی که اصلاً هیچ وجدانی ندارد، عذاب وجدان چه معنایی دارد؟
به جای او، مردم محترمی که هنوز قدری وجدان و شرف داشتند، رنج کشیدند..
برادران کارامازوف | #داستایفسکی
@MyDarkWorld
9 265
-تمام مردم وقتی گرسنه شدند،
خدایی را خوردند که میپرستیدند..
#آدونیس | #سعید_هلیچی
«۱ ژانویه زادروز جناب #علی_احمد_سعید_إسبر
ملقب به آدونیس شاعر و فیلسوف جهانی.»
@MyDarkWorld
9 265
🎧 مناجات | #فردوسی
📖 شاهنامه | «دیباچه 1-15»
✔️ منتشر کننده:
The Book of Kings
9 265
-نخستین ابیاتی که بسیاری از کودکان علاقهمند به شاهنامه به خوانش و حفظ آن میپردازند ابیات مربوط به دیباچه است. پانزده بیت نخست شاهنامه در ستایش خداوند است و بسیاری آن را حفظ هستند. این بار این ابیات را در قالبی جدید ارائه کردهایم.
🎞 مناجات | #فردوسی
📖 شاهنامه | «دیباچه 1-15»
✔️ منتشر کننده:
The Book of Kings
@MyDarkWorld
-چه خدای قشنگیه خدایی که فردوسی ازش میگه.. 🥲
9 265
-گذشت خوبیام از حد،
به شک دچار شدند
به احترام، کمی خم شدم، سوار شدند!
خودم به تیشهی تزیین تراششان دادم،
کجای کار غلط بود کردگار شدند؟!
عجب مدار ازین شهر، باده نوشانش،
به شرحِ حرمت مِی بر سرِ منار شدند!
دلم ز آینه بودن به تنگ آمده است
که یک به یک همه یاران من غبار شدند!
رفو کنید رفیقان من! چه روزنهها
که راه در دلِ هم یافتند و غار شدند!
حذر کنید رفیقان من! چه نجواها
که من ندیده گرفتم، سرم هوار شدند!
چه کرمها که لگدمالشان نکردی و حیف،
که تا دمار درآرند از تو مار شدند!..
#حسین_جنتی
@MyDarkWorld
9 265
-اگر انسان میخواست شبانه راهی شهری بیمانند، نامعمول و افسانهای شود، به کدام دیار سفر میکرد؟
مرگ در ونیز | #توماس_مان
ترجمهی: #حسن_نکوروح
@MyDarkWorld
9 265
-شعری به قلبم چسبیده است
که برای نوشتنش باید
قلبم را در بیاورم..
سهگانهی خاورمیانه | «جنگ عشق تنهایی»
#گروس_عبدالملکیان
@MyDarkWorld
9 265
-... و همچون آرزویی، این کلمات تسلیمآمیز را تکرار کردم:
خیلی ساده، همان چیزی که هستم، مرا زنده نگه میدارد.
در ستایش تاریکی | #خورخه_لوئیس_بورخس
ترجمهی: #مانی_صالحی_علامه
@MyDarkWorld
9 265
-«دلم زندگیای را میخواهد که در آن با تو دوست باشم.»
در جستجوی زمان از دست رفته - در سایه دوشیزگان شکوفا
#مارسل_پروست | #مهدی_سحابی -با اندکی تغییر
@MyDarkWorld
9 265
-آیا در تلاش تحسینآمیزمان برای اهمیتدادن به دیگران، فراموش کردهایم که با خودمان نیز در رابطهای اساساً اخلاقی هستیم؟
-احترام به خود کلید مقاومت در برابر سرکوب خود و سرکوب دیگران است.
مایکل چُلبی | سوگ - درآمدی فلسفی
ترجمهی: #نصراله_مرادیانی
@MyDarkWorld
9 265
-گویا وقتی گریه میکنم، پوست میاندازم و به زنی غیر از خودم تبدیل میشوم و مانند خوانندهای که نقش غمبار کتابی را تماشا میکند، به زندگیام اِشراف پیدا میکنم و دلم به حال خودم میسوزد.
#اورهان_پاموک | نام من سرخ
فارسیِ: #تهمینه_زاردشت
@MyDarkWorld
9 265
-من
سالهاست
به اینجای آسمان عزیمت کردهام
که نه درختی سبز میشود
نه زمستانی تمام..
#آبا_عابدین 🕊
📽 MehranGraphy
✔️ @MyDarkWorld
9 265
-سالِ سخت پیشِ رو است، ایامی دشوار. روزهایِ قناعت و غم حاصل از بیکاریِ فزاینده. معلوم نیست چه چیز را و چه سال و روزی را و اصلا چرا باید تحمل کرد و اینکه چرا یکباره باید آیندهای متفاوت داشت... باران میبارد بر سر درختها، یاسِ خوشهای همهجا به گل نشسته است، و این کلمات، این باران و بادِ سرد.
کاش همهچیز از جنسِ این لایتناهیِ دریا بود، از جنسِ پسربچهای که اشک میریزد.
#مارگریت_دوراس | تابستان ۸۰
برگردان: #قاسم_روبین
@MyDarkWorld 🤕
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
