en
Feedback
بسیج روان‌شناسی و علوم تربیتی

بسیج روان‌شناسی و علوم تربیتی

Open in Telegram

کانال اطلاع‌رسانی بسیج دانشجویی دانشکده روان‌شناسی و علوم‌ تربیتی دانشگاه تهران بله: ble.im/basijpsyedu آپارات: aparat.com/talie.ut اينستاگرام: instagram.com/talie_psy 🔻ارتباط با ادمین:🔻 خواهران: @M_sr84 برادران: @mhs_1102

Show more
889
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
⭕️ما با مردم ایران کاری نداریم؛ هدف ما حکومت است! تاریخ را اگر خط پیوسته‌ای از جریانِ تقابلِ حق و باطل بدانیم، 'عبرت' و در سا
+2
⭕️ما با مردم ایران کاری نداریم؛ هدف ما حکومت است! تاریخ را اگر خط پیوسته‌ای از جریانِ تقابلِ حق و باطل بدانیم، 'عبرت' و در سایه‌ی آن 'فهم حقیقت' را گرانمایه‌ترین ماحصلِ آن در مسیرِ سعادت خواهیم یافت. اکنون، در تقابل با آزمونِ نبرد با باطل، به روایت حضورِ تاریخیِ انسان می‌پردازیم... |طلیعه|

امشب، شام غریبان حسین است. شبی که دل‌ها در غم و اندوهی عمیق فرو می‌رود. شبی که خیمه‌ها به آتش کشیده می‌شوند و صدای ناله‌ٔ یتیمان در دشت کربلا طنین‌انداز می‌شود. حسین، آن سردار بزرگ، در میان خون و غم، به شهادت می‌رسد و خانواده‌اش در اسارت دشمن می‌افتند. این تصویر دردناک از تاریکی و بی‌رحمی تاریخ، یادآور فاجعه‌ای است که امروز نیز در گوشه‌ای دیگر از جهان تکرار می‌شود. کودکان و زنانی که در این جنگ تحمیلی از سوی رژیم صهیونیستی، بی‌گناه کشته شده‌اند، یادآور اهل بیت امام‌حسین (ع) هستند. و جوانانی که جانشان را کف دست گرفتند همانند علی اکبر فهمیده، شجاع، عاشق و مومن بودند و سردارانی که مانند ابوالفضل‌العباس برای حفاظت از این مرز و بوم قد علم کردند و جان خود را سپر بلای کشور و مردمش کردند. اما بگذارید بگوییم، خانواده‌هایی که در جنگ اخیر رژیم صهیونیستی عزیزانشان را از دست دادند کجا و حال و احوال حضرت زینب (س) و حضرت زین‌العابدین (ع) کجا؟! غم از دست‌ دادن را حتی اگر یکسان در نظر بگیریم (که یقینا کیفیت‌هایشان توفیرها دارد...!)، خانواده‌های ما، معراج شهدا رفتند. با احترام عزیزانشان را وداع گفتند. اما چه گذشت در کربلا؟!... خاک داغ صحرا و پیکر‌های مطهری که زیر تیغ آفتاب ماندند... احترام؟ کدام احترام؟ الله‌اکبر... اما محور و اصل این غم، از دست دادنِ عزیز است. این درد مشترک، پیوندی عمیق میان قلب‌های سوخته ایجاد می‌کند؛ پیوندی که نشان می‌دهد هر کجا که ظلمی باشد، یاد حسین زنده است و فریاد مظلومیت او هنوز در گوش‌ها طنین‌انداز است. بیایید در این شب غم‌انگیز، یاد کنیم از همه‌ٔ شهدایی که جانشان را برای حق و حقیقت فدا کردند و با خانواده‌های آنها همدرد باشیم؛ شاید یاد حسین و مظلومیت او، تسکینی باشد برای دل‌های شکسته و راهی برای ایستادگی در برابر ظلم. #حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین 🌐@basijpsyedu

*ایرانِ حسین تا ابد پیروز است.* این شعارِ محرمِ امسال ملت ایران است. ملتی که محرم و عاشورا برای آنها تنها یک رویداد مذهبی و تاریخی نیست، بلکه سرچشمهٔ معنوی و هویتی است که هر نسل و نهضتی برای دست یافتن به معنای قدرت، سیاست و مقاومت، به آن رجوع می‌کنند. زخم‌های کهنه بر پیکرهٔ بشریت، از کربلا تا امروز، پیامی جاودان دارند و آن این‌ است که *هرگاه قدرتی بر محور ظلم و طغیان بنا شود، بی‌تردید با نیروی ایمان و فریاد عدالت‌خواهان، شکست خواهد خورد.* آنچه در دوازده روز جنگ تحمیلی از سوی رژیم صهیونیستی به وجود آمد چیزی جز خلق حماسه و ایستادگی ملت ایران دربرابر دشمن و تکرار همان رموز عاشورایی نبود که قرن‌ها پیش در صحرای کربلا نقش بسته بود؛ گویی ایران معاصر، پیام‌دار میراث حسینی در عصر فناوری و هیاهوی رسانه‌های جهانی شد. همانطور که امام حسین در روز عاشورا خطاب به یارانشان فرمودند: "مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز ننگ نمی‌دانم..." در کشور عزیزِما نیز امروزه دلاورمردان و شیرزنانی زندگی می کنند که مصداق بارز *هیهات منّا الذله* هستند . شاید اگر تا امروز، با نگاهی سطحی، پیوند عاشورا و مقاومت را بررسی می‌کردیم، صرفاً روزهای جنگ تحمیلی ۸ ساله را می‌یافتیم اما امروز، برای همگان به وضوح این مساله آشکار شده که *عاشورا فقط مختص به یک موقعیت مکانی نیست* بلکه هرکجا خون مظلومی به ناحق ریخته شود _ خواه غزه، یمن و سوریه باشد خواه ایران _ آنجا عاشورایِ حسین است . حضور فعال و همدلانه مردم ،نیروهای امدادی، انتظامی، ارتش، سپاه و ... منعکس کننده‌ٔ *کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا* بود. دشمن بارها کوشید با تهدید ، اراده ایرانی را متزلزل نماید، اما آموزه عاشورا راه مماشات و عقب‌نشینی را برای این ملت بست. آنگاه‌ که امام حسین(ع) در روز عاشورا حاضر نشد ارزش‌ها و اصول را به بهای حفظ جان، معامله کند؛ مردم ایران نیز ذره‌ای بر سر عزت و کیان وطن خود با هیچ قدرت متجاوز و اشغالگری معامله نکردند. ملت ایران نشان دادند که "عاشورایی زیستن" تنها یک شعار نیست بلکه *رمز اقتدار* است. و در آخر ؛ یادآوری عاشورا فقط وظیفه رسانه و سخنران نیست؛ بلکه رسالت مردم آزاده ایران در پیروی از امام حسین(ع)، این است که پرچم عزت را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در ایستادگی، وحدت، اخلاق و ... بلند نگه‌دارند و نشان دهند که *عاشورا را نه تنها شنیده‌اند، بلکه زیسته‌اند.* #حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین 🌐@basijpsyedu

امشب، *شب نهم* ماه محرم است. منتسب به کاشف الکرب، حضرت قمر بنی‌هاشم... عباس بن علی به میدان زده است... پا در رکاب نهاده و یمین و یسار میدان را یکی کرده... محاصره‌ی دشمن را به طرفت العینی شکست. ترس در جان اعداء حاکم شده و کابوسشان به حقیقت پیوسته. همه خوب دانسته‌اند که صد کوه هم که به میدان بیایند توان رویارویی با عباس را ندارند...! حالا عباس، به آب رسیده... عکس ماه در آب بی‌مرام فرات منعکس شده. مشک را پی می‌کند و خستگی‌اش در می‌رود. شعف در چهره‌اش پیدا می‌شود. قرار است سربلند شود. قرار است بازهم مثل همیشه دل رقیه و علی‌اصغر را شاد کند... اما قرار کربلا، بی‌قراری است... دست می‌برد در آب. کف دست را پیاله می‌کند. خیره می‌شود... دلش نمی‌آید... حسین تشنه باشد و من؟... نه! تیر و عمود و نیزه و شمشیر شق‌القمر کرده‌اند ماه حسین را... و حالا، مشک را به دندان گرفته. نه دستی مانده و نه چشمی... در دشت نینوا، عباس (ع) با عَلَمی در دست و قلبی پر از عشق، داستانی از شجاعت و وفاداری را رقم زد. او نه تنها علمدار کربلا به حساب می‌آمد، بلکه نماد ایستادگی در برابر ظلم و دفاع از حق بود. امروزِ روز نیز، سردارانی که با الهام از حضرت ابوالفضل العباس (ع)، جان خود را در راه میهن و مردم فدا کردند، نماد شجاعت و ایثار هستند. آن‌ها همچون علمدار کربلا، با دلی پر از عشق به وطن و عزم راسخ، در میدان نبرد حاضر شدند و در برابر دشمنان ایستادند. این سرداران دلیر، با فریادهای حماسی خود، اراده ملت ایران را به تصویر کشیدند و نشان دادند که همانند کربلا، *اگر روزی هم علمدار نباشد عَلَمش تا قیامت برافراشته خواهد بود.* آن‌ها نیز با جان‌فشانی خود، عَلَم اسلام را در دست گرفتند و از آرمان‌های انقلاب دفاع کردند. هرچند امروز در میان ما نیستند، اما یاد و خاطرهٔ آن‌ها همواره در دل‌های ما زنده است و نامشان همچون ستاره‌ای در آسمانِ تاریخ می‌درخشد. بی‌تردید، راهشان پررهرو و نامشان جاودانه خواهد ماند. ما به یاد آن‌ها، با تمام وجود به پیش می‌رویم و هرگز اجازه نخواهیم داد که خون پاکشان پایمال شود. #حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین 🌐@basijpsyedu

امشب، *شب نهم* ماه محرم است. منتسب به کاشف الکرب، حضرت قمر بنی‌هاشم... عباس بن علی به میدان زده است... پا در رکاب نهاده و یمین و یسار میدان را یکی کرده... محاصره‌ی دشمن را به طرفت العینی شکست. ترس در جان اعداء حاکم شده و کابوسشان به حقیقت پیوسته. همه خوب دانسته‌اند که صد کوه هم که به میدان بیایند توان رویارویی با عباس را ندارند...! حالا عباس، به آب رسیده... عکس ماه در آب بی‌مرام فرات منعکس شده. مشک را پی می‌کند و خستگی‌اش در می‌رود. شعف در چهره‌اش پیدا می‌شود. قرار است سربلند شود. قرار است بازهم مثل همیشه دل رقیه و علی‌اصغر را شاد کند... اما قرار کربلا، بی‌قراری است... دست می‌برد در آب. کف دست را پیاله می‌کند. خیره می‌شود... دلش نمی‌آید... حسین تشنه باشد و من؟... نه! تیر و عمود و نیزه و شمشیر شق‌القمر کرده‌اند ماه حسین را... و حالا، مشک را به دندان گرفته. نه دستی مانده و نه چشمی... در دشت نینوا، عباس (ع) با عَلَمی در دست و قلبی پر از عشق، داستانی از شجاعت و وفاداری را رقم زد. او نه تنها علمدار کربلا به حساب می‌آمد، بلکه نماد ایستادگی در برابر ظلم و دفاع از حق بود. امروزِ روز نیز، سردارانی که با الهام از حضرت ابوالفضل العباس (ع)، جان خود را در راه میهن و مردم فدا کردند، نماد شجاعت و ایثار هستند. آن‌ها همچون علمدار کربلا، با دلی پر از عشق به وطن و عزم راسخ، در میدان نبرد حاضر شدند و در برابر دشمنان ایستادند. این سرداران دلیر، با فریادهای حماسی خود، اراده ملت ایران را به تصویر کشیدند و نشان دادند که همانند کربلا، *اگر روزی هم علمدار نباشد عَلَمش تا قیامت برافراشته خواهد بود.* آن‌ها نیز با جان‌فشانی خود، عَلَم اسلام را در دست گرفتند و از آرمان‌های انقلاب دفاع کردند. هرچند امروز در میان ما نیستند، اما یاد و خاطرهٔ آن‌ها همواره در دل‌های ما زنده است و نامشان همچون ستاره‌ای در آسمانِ تاریخ می‌درخشد. بی‌تردید، راهشان پررهرو و نامشان جاودانه خواهد ماند. ما به یاد آن‌ها، با تمام وجود به پیش می‌رویم و هرگز اجازه نخواهیم داد که خون پاکشان پایمال شود. #حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین 🌐@basijpsyedu

امشب، شب هشتم ماه محرم است و منتسب به حضرت علی اکبر این اذانِ آخر اذان همیشگی نبود ،انگاری روح داشت و کلمات را ملائک از دهان موذن به تاراج می‌بردند، اصلا انگار که صوت دلربای رسول الله باشد به خواندنِ قرآن، همان قدر طنین‌انداز و استوار. حسین پسر ارشدش را فرموده بود تا اذان بگوید، که با صدای علی‌گونه‌اش به لشکر دشمن هراس بیندازد. حال، علی مقابل چشمان پدر -خرامان- قدم برمی‌دارد. و حسین جانش را می‌نگرد، جانی که تجلی غرور حسین است. نخستین کسی که با شجاعت تمام، با دلی سرشار از ایمان راسخ و مالامال از عشق به قلب میدان زد و تا نفس آخر در میدان نبرد جنگید و به عالمیان آموخت که دفاع از حریمِ حقیقت، باید که ترجیح باشد، حتی به قیمت جان. این روزها مقتدیانِ علی‌اکبر، در این مرز و بوم، به قیمت جان، در برابر رژیم ظالم صهیونیستی رشادت و دلاوری های خود را نشان می‌دهند. شهیدانی که در نبرد حق با باطل، اولین جان‌نثارانی بودند که دلاورانه و علی اکبروار در میدان حاضر شدند و با دلی پر از عشق، ارزشمندترین دارایی خود را فدا کردند.
"روضه امشب به نیابت از شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران که در این مواقع جان خود را سپر بلای مردم می‌کنند"
#حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین 🌐@basijpsyedu

امشب، شب هفتم ماه محرم است و منتسب به حضرت علی اصغر، آن کودک معصوم و نماد مظلومیت که در دشت کربلا با چشمان بی‌گناهش به پدرش نگریست و جان خود را فدای حق کرد. او نه تنها فرزند امام حسین (ع) بود، بلکه نماینده تمام کودکانی بوده و هست، که در سایهٔ ظلم و بی‌رحمی قرار دارند. در آن لحظه‌های سخت، علی اصغر با لبخند معصومانه‌اش به پدر نشان داد که عشق و وفاداری فراتر از سن و سال است. او به ما یادآوری می‌کند که حتی کوچک‌ترین افراد نیز می‌توانند بزرگ‌ترین درس‌ها را به انسان‌ها بیاموزند. امروز یاد رایان قاسمیان، آن کودک دو ماهه، در دل‌هایمان زنده است. او نیز همچون علی اصغر، بی‌گناهی را در برابر ظلم تجربه کرد و نامش یادآور دردهای عمیق انسانیت است. آن طفل معصوم به ما می‌گوید که هر کودک، هر زندگی، یک دنیای جدید از امید و عشق است. وقتی یک رژیم به مرحله‌ای از وحشی‌گری می‌رسد که جان بی‌گناهان، به ویژه کودکان، را هدف قرار می‌دهد، نشان‌دهنده‌ی سقوط اخلاقی و انسانی آن است. این نوع رفتارها نه تنها عمیق‌ترین زخم‌ها را بر پیکره‌ی جامعه می‌زنند، بلکه چهره‌ای زشت از قدرت را به نمایش می‌گذارند که به جای حفظ امنیت و آرامش، به سرکوب و خشونت متوسل می‌شود. در چنین شرایطی، سکوت و بی‌تفاوتی تنها به تشدید این بحران کمک می‌کند. ما باید صدای قربانیان باشیم و در برابر این بی‌عدالتی‌ها ایستادگی کنیم. هر انسانی حق دارد در دنیایی عاری از ترس و خشونت زندگی کند... ما باید برای عدالت و صلح تلاش کنیم تا دیگر هیچ کودکی، هیچ‌گاه قربانی ظلم نشود و صدای مظلومیتشان را در دل تاریخ فراموش نکنیم. #حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین 🌐@basijpsyedu

حسین(ع) راضی به رزمش نبود؛ قاسم نوشته ای از پدر داشت ،سفارشی از حسن(ع) به فرزندش برای این روز بود .حسین با دیدن نامه حالتی دگرگون یافت ،نامه را بوسید و آن را به دیده کشید ،عِطری از مدینه حالا در کربلا پیچیده بود . حال دیگر مولایش به نبرد رضایت داده بود ، قاسم به میدان آمد، رجز خوان و مهیا ، گاه از میان میدان به یک نگاه عمویش جان تازه می‌گرفت . آنچه قاسم را به ورطه میدان کشیده بود دستخط پدر نبود بلکه بذری  بود که حسن در قلب پسرش کاشته بود و امروز جوانه زده بود.    قاسم بن حسن(ع) دلیرانه رجز می‌خواند و مبارز می‌طلبید، هرکس را به میدان می‌فرستاند یکی پس از دیگری مغلوب قاسم می‌شدند .نمی‌دانستند چگونه باید جلوی قاسم را بگیرند که ناگهان آن پلید (ازرق شامی) دستور سنگ باران داد . چنان بدن چون گلِ پسر امام حسن را سنگ باران کردند که دیگر رمقی برایش نماند ، صدای قاسم بلند شد " یا عما " ، انگار حسن حسینش را صدا زده بود . هنگامی که اباعبدلله سراسیمه به بالین قاسم رسید ناله سر داد "عزیزِ برادرم ؛ چقدر برای عمویت سخت است که اورا صدا بزنی و نتواند کاری برایت بکند . حال دیگر قاسم آرام گرفته بود ؛نوجوانی که هنگام سوار شدن بر اسب پایش به زین اسب نمیرسید دیگر به اندازه کافی زیر سم اسب ها قد کشیده بود ...
"روضهٔ امشب به نیابت از شهدای هسته ای"
#حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین 🌐@basijpsyedu

حسین(ع) راضی به رزمش نبود؛ قاسم نوشته ای از پدر داشت ،سفارشی از حسن(ع) به فرزندش برای این روز بود .حسین با دیدن نامه حالتی دگرگون یافت ،نامه را بوسید و آن را به دیده کشید ،عِطری از مدینه حالا در کربلا پیچیده بود . حال دیگر مولایش به نبرد رضایت داده بود ، قاسم به میدان آمد، رجز خوان و مهیا ، گاه از میان میدان به یک نگاه عمویش جان تازه می‌گرفت . آنچه قاسم را به ورطه میدان کشیده بود دستخط پدر نبود بلکه بذری  بود که حسن در قلب پسرش کاشته بود و امروز جوانه زده بود.    قاسم بن حسن(ع) دلیرانه رجز می‌خواند و مبارز می‌طلبید، هرکس را به میدان می‌فرستاند یکی پس از دیگری مغلوب قاسم می‌شدند .نمی‌دانستند چگونه باید جلوی قاسم را بگیرند که ناگهان آن پلید (ازرق شامی) دستور سنگ باران داد . چنان بدن چون گلِ پسر امام حسن را سنگ باران کردند که دیگر رمقی برایش نماند ، صدای قاسم بلند شد " یا عما " ، انگار حسن حسینش را صدا زده بود . هنگامی که اباعبدلله سراسیمه به بالین قاسم رسید ناله سر داد "عزیزِ برادرم ؛ چقدر برای عمویت سخت است که اورا صدا بزنی و نتواند کاری برایت بکند . حال دیگر قاسم آرام گرفته بود ؛نوجوانی که هنگام سوار شدن بر اسب پایش به زین اسب نمیرسید دیگر به اندازه کافی زیر سم اسب ها قد کشیده بود ...
"روضهٔ امشب به نیابت از شهدای هسته ایی"
#حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین 🌐@basijpsyedu

به نیمهٔ دههٔ اول محرم رسیده‌ایم. شب پنجم. شبی که منتسب است به یتیم امام مجتبی. به آقازاده‌ای که معنای اتم این عبارت است که "شجاعت سن و سال نمی‌شناسد!" بنا بود، عمه سفت در آغوشش او را حبس کند. سفارش عمو بود... عمو خوب می‌دانست، خون حسنی که در رگ‌های این بچه جاری‌ست، ابدا اجازه نمی‌دهد که تماشاگر این میدان خون باشد... پس خطاب به زینب صبور فرمود: احبسیه! در آغوشت حبسش کن. اما نشد. نشد و عبدالله به سوی محبوبش چنان آهویی که از دام می‌رهید، دوید. دوید و دست برد زیر شمشیر تا تمام واکنش‌های غیرارادی بدن را به سخره بگیرد... تا بگوید اصلا چه کسی گفته باید از برابر تیغ دست را کشید؟! من دست می‌نهم در برابر تیغ تا به قدر وسع خود به وظیفه‌ام عمل کنم. تا امامم را یاری کنم. حال یا عبدالله، شاهدباش که راهت هنوز هم ادامه‌دار است. البت که تو انتخاب کردی که دست به آغوش تیغ ببری و این عزیزان ما، این کودکان ما، حتی فرصت انتخاب پیدا نکردند. انتخابشان شاید آغوش امن مادر بود که همان معراجشان شد. ما نمی‌دانیم، رژیم سفاک، به کدامین گناه خونشان را مباح کرد اما اعلی درجات بهشت مبارکشان باد. ای فرزند امام مجتبی! ای معنابخش رشادت و شجاعت و ایثار. تو مجذوب عشق حسین گشتی. تو غرق شدی در دریای عشق عمویت. نه چون عمویت بود؛ نه چون سال‌ها برایت پدری کرد؛ همهٔ این‌ها بود ولی از این‌ها مهم‌تر، تو فهم‌کردی جایگاه امام را! و تحمل نکردی که زنده‌باشی و در برابر چشمانت... خداوندا به حق این آقازاده و به حق خون کودکان ما، نصرت را نسیب جبههٔ حق کن؛ که این وعدهٔ صادق توست. 🌐@basijpsyedu

از ظهر عاشورا تا امروز امشب، شب پنحم ماه محرم، منتسب است به عبدالله‌بن‌حسن(ع)، کودک خردسال عاشورا که در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز، خود را میان امام حسین(ع) و شمشیر دشمن قرار داد و به دفاع از حقیقت برخاست. این حضور فعال در اوج بحران، نشانه‌ای است از رشد روانی و معنوی یک کودک در بستری از ایمان، معنا و محبت. پدیده‌ای که در روان‌شناسی امروز از آن با عنوان «رشد پس از سانحه» (PTG) یاد می‌شود؛ جایی که فرد به‌رغم تجربه‌ی رنج، به بلوغی بالاتر در معنا، شجاعت، مسئولیت‌پذیری و اتصال به ارزش‌ها می‌رسد. در حمله‌ی اخیر رژیم صهیونیستی به خاک ایران، کودکانی در میان شهدای بی‌دفاع بودند که همانند عبدالله‌بن‌حسن(ع)، نه صرفاً در جایگاه قربانی، بلکه به‌مثابه‌ حاملان بلوغی زودرس در بستر تهدید و شهادت شناخته می‌شوند. کودکانی که برخی‌شان در کنار خانواده‌هایشان ایستادند، فریاد حقیقت سردادند و نامشان را در تاریخ مقاومت این سرزمین ثبت کردند.
این شباهت تاریخی، صرفاً سوگ نیست؛ زمینه‌ای است برای بازاندیشی در قدرت معنابخشی تربیت، نقش ارزش‌ها در رشد روانی، و ظرفیت کودکان برای ایثار و بلوغ در دل سختی‌ها
واقعه‌ی عاشورا و جنایات اخیر دشمنان، تنها میدان تقابل خیر و شر نیست؛ بلکه صحنه‌ی بروز والاترین ظرفیت‌های انسانیِ کودکانی است که در آتش بحران، نه تنها خاموش نشدند که روشن‌تر هم می‌درخشند! #حرم_ایران #ایران_کربلای_حسین ‏🌐@basijpsyedu