شعر کـوک ☘
Open in Telegram
دعوتید به شعر و موسیقی خوب ...🍁☘ کانال شعرکوک هیچ گروهی در تلگرام ندارد و گروه های با اسم و عکس مشابه ما مربوط به ما نیستند 🙂 حرفی،سخنی،نقد یا پیشنهادی دارین بفرستین برام 👇 https://telegram.me/BChatBot?start=sc-1980-ItjzAUk ☘🕊🌱
Show more691
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+330 days
Posts Archive
691
حرف سیگار شد اینو بگم دقیقا سه سال قبل با همسرم (اون موقع همسرم نبود🥲)رفته بودیم کوه دارآباد بعد بهش گفتم احسان تو چرا انقد کم سیگار میکشی
برگشت چند ثانیه نگاهم کرد
یه لحظه فکر کردم ناامید شده ازم
گفت بخدا تو دیوونه ای مریم 😅
691
یکی نوشته مگه سیگاری هستی ؟
من سیگاری نیستم ولی سیگاری ها رو دوست دارم 😂
شایدهم باشم دقیق نمیدونم 😂😂
691
برگهایم ۴ نفر غیر خودم سین زدن ۳ نفر اومدن ناشناس 😂
چه طوره از این به بعد همین تایم بیام حرف بزنیم ؟ 🚬
691
Repost from Revayatdel
آنها که ما را گریاندهاند
آیا توانستند
با همان کیفیتِ نخستین بخندند؟
#رویا_شاهحسینزاده
@Revayatdel
691
.
چو حسرت از دل تنگم برون نخواهی رفت
اگر چو روشنی از چشمهای من رفتی...
#امیری_فیروزکوهی
📚 @sherkook
691
.
دیدی که از برِ ما، دامنکشیده رفتند؟
آنان که میکشیدند یک روز نازِ ما را...
#محمد_قهرمان
📚 @sherkook
691
.
آگوست رفت و سپتامبر از راه رسید.
فصل درو تمام شد و بااینکه تابستان هنوز پابرجا بود،چهرهاش تغییر رنگ میداد.
میناها باجوهر ارغوانی نامه وداع مینوشتند و برفراز تپهها و درهها غبار آبیرنگی در فضا معلق بود،
گویا مادر طبیعت بر محراب جنگل عبادت میکرد.سیبها روی شاخههای خمیده،سرخ میشدند،
جیرجیرکها شب و روز میخواندند،سنجابها میان صنوبرها اسرار از پرده بیرون افتاده را زمزمه میکردند.
غروب به زردی و غلظت طلای گداخته بود،مدرسه باز شده بود و ما ساکنین کوچک مزرعهی تپهای،روزهای خوشمان را با کارهای ساده و بازیهای همیشگی به شبهای سرشار از آرامش وصل میکردیم
و زیر سقفی که چشم به راه ستارهای پاییزی بود به خوابی راحت و بیدغدغه فرو میرفتیم...
#مونتگمری
"قصه های جزیره"
📚 @sherkook
691
میگذرند...
زودتر از آنکه فکر کنی میگذرند
عشقها
اضطرابها
هیجانها
باد و بارانهای یک تابستانند...
#رسول_یونان
📚 @sherkook
691
.
زندگی کلاهبرداری درخشانیست که تنها سادهلوحان آن را باور میکنند،
که ممکن است فرداهای بهتری هم باشد.
تا آنجا که به من مربوط است… من این زندگی را با همان رضایت خاطری ترک میکنم که یک اتاق پر از دود را...
#عباس_کیارستمی
📚 @sherkook
691
.
بر یاد ما پیاله بنوشید همدمان
امّا نه آنقَدَر که فراموشی آورد...
از دیوان #سلیم_طهرانی
📚 @sherkook
691
Repost from Revayatdel
🌱
اردیبهشت را باید لباس نو پوشید
پیراهنی گلدار از جنس بهار
از جنس شکوفههای گیلاس، با طعم توتفرنگی و عطر یاس.
اردیبهشت را باید یاری برگزید از جنس برگهای سروِ ماندگار
اردیبهشت را باید بیدغدغه سر کرد
دوشی از شعف گرفت و به میزبانی بوسه و چای بهارنارنجی دوستانه رفت
اردیبهشت را باید خوشرو بود و پرخنده
اردیبهشت را باید عاشقی کرد...
همین و تمام!
#شیما_سبحانی
@Revayatdel
691
در هر حال رشد همین است: از دست دادن گذشته و به دست آوردن اکنون.
جدا شدن از یک سری موقعیت ها و افراد در گذشته و وارد شدن به موقعیت های جدیدتر و آشنایی های جدیدتر.
هر زمان که با دست دادن ها و فاصله ها مواجه شویم،قطعا تنهایی را حس خواهیم کرد.
ما به دنیا آمده ایم که رشد کنیم ،پس رو به رو شدن با تنهایی و به رسمیت شناختن فاصله ها، جزیی از مسئولیت های ماست...
#پونه_مقیمی
📚 @sherkook
691
.
عشق چون کهنه شود محو نگردد به فراق
نخل از جا نرود ریشه چو در گل برود ...
#محتشم_کاشانی
📚 @sherkook
691
پیکر ساقی سراپا گویی از گل ساختند
دست گل ، پا گل ، بدن گل ، چهره گل ، رخسار گل ...
#غنی_کشمیری
📚 @sherkook
