Lunatics
Open in Telegram
رَهِ آسِمان درون است 🌠 🌱 °• •° متن، موزیک، فیلم، تیکه کتاب🕊
Show more834
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
834
زمانی که با تنهاییمان دوست شویم درمییابیم نوع ارتباط برقرار کردنمان با آدمها تغییر میکند.
وقتی از تنهاییمان فرار نمیکنیم، دیگر نیاز نداریم به آدمها پناه ببریم.
حالا رابطههایمان رنگ و بوی نیاز و خواهش ندارد.
طعم ترس از دست دادن ندارد و قرار نیست آدمها شبیه توقعها و آرزوهای ما شوند.
تکههایی از یک کل منسجم
| #پونه_مقیمی |
@lunatics
834
هر رویدادی که احساسی نامطبوع در ما ایجاد کند، هرچند ناچیز، اثری در ذهن ما بهجا خواهد گذاشت که تا وقتی باقی است ما را از اتّخاذ دیدگاهی عینی و واقعی نسبت به امور مانع میگردد و افکارمان را بیمار و آلوده میگرداند؛ دقیقاً مانند جسم کوچکی که وارد چشم میشود و دید انسان را تار میسازد.
جهان و تأملات فیلسوف
| #آرتور_شوپنهاور |
@lunatics
834
مشکل رابطههای ما از جایی آغاز میشود که مرز میان تنهایی و درهمآمیختگی را گم میکنیم.
اگر تنهایی را به عنوان بخشی از زندگی نپذیریم،
فلسفهاش را ندانیم و شیوهی کنار آمدن با آن
را نیاموزیم؛ یا برای فرار از تنهایی به تمامی به
بخشی از دیگری بدل میشویم و یا او را به سطح
ابزاری برای مقابله با تنهایی، پایین میآوریم.
بهترین شکل رابطه آن است که در عین
احساس تعلق، استقلالمان را حفظ
کنیم. و کسی میتواند چنین رابطهی عمیق و
بادوامی برقرار کند که رویارویی با تنهایی را
آموخته باشد.
روان درمانی اگزیستانسیال
| #اروین_د_یالوم |
@lunatics
834
زندگی، هدیهی عجیبی است. اول آدم بیش از اندازه قدر این هدیه را میداند. خیال میکند زندگی جاوید نصیبش شده. بعد این هدیه دلش را میزند. خیال میکند خراب است، کوتاه است.
هزار عیب رویش میگذارد، به طوری که میشود گفت حاضر است دورش بیاندازد. ولی عاقبت میفهمد که زندگی هدیه نبوده، گنج بزرگی بوده که به آدم وام دادهاند. آنوقت سعی میکند کاری کند که سزاوار آن باشد..
اسکار و بانوی صورتیپوش
| #اریک_امانوئل_اشمیت |
@لونتیک
834
مسایل اصلی ما خواه رابطهی جنسی باشد یا ثروت، دوستی، سلامت و یا شغل، اغلب در طول زندگیمان به صورت غالب باقی خواهند ماند.
گذشته ما، آنچه میگوییم و میبینیم و نوع زندگیمان را شکل میدهد.
برخی از ما نه تنها گذشته خود را حمل میکنیم، بلکه گذشتهی پدر و مادرهایمان را نیز به همراه داریم.
درد، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و تا آن را بررسی نکنیم، ایــن چرخه را هیچگاه بر هم نخواهیم زد.
ما بر مبنای اعتقادات اصلی خود که همواره به خانواده و دوران کودکی ما وابسته است، بخشهایی از وجود خود را طرد میکنیم.
نیمه تاریک وجود
| #دبی_فورد |
@lunatics
834
خیله خب! پس ما در زمینی قابل اشتعال زندگی میکنیم.
همیشه آتش هست، همیشه خانهها آتش میگیرند. و زندگیها گم میشوند.
ولی هیچکس چمدانش را نمیبندد و به چراگاه امنتر نمیرود.
فقط اشکشان را پاک میکنند و مردگانشان را دفن میکنند و بچههای بیشتر میآورند و پايشان را در زمین محکمتر میکنند.
جزء از کل
| #استیو_تولتز |
@lunatics
834
لوریا: من خیلی از رنگ بنفش خوشم میاد.
جان: چه خوب، منم رنگ آبی رو خیلی دوست دارم، بنفشو یکم کمرنگ کنی میرسی به آبی. رنگهای نزدیکی هستن تقریبا...
لوریا: آره، رنگهای نزدیکی هستن.
جان: البته نیازی به اینهمه فلسفهبافی نیست. دوسِت دارم...!
حتی اگه تو از سفید خوشت بیاد، من از مشکی!
سرود بیحوصلگی
| #عباسعلی_تنها |
@lunatics
834
حوالي سي تا چهل سالگي ؛ فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظهء حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند !
.
حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ آزمون، ترس ِ نتیجه، ترس ِ کنکور، اضطراب ِ سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهرهء تنهایی، تردیدهای ِ مستاصل کننده، نگرانی از غربت، وحشت از غریبی، غصه های ِ عصر ِ جمعه، اول ِ مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری هرگز نه ماندگار بودند نه ارزش ِ لحظه های ِ هَدَررفته اَم را داشتند.
.
حالا میفهمم یک کبد ِ سالم چندبرابر ِ لیسانسم ارزشمند است. کلیه هایم از تمامی ِ کارهایم، دیسک کمرم از متراژ ِ خانه، تراکم ِ استخوانم از غروب های ِ جمعه،روحم از تمام ِ نگرانیهایم، زمانم از همهء ناشناختههای ِ آینده های ِ نیامده اَم، شادیم از تمام ِ لحظه های ِ عبوسم، امیدم از همهء یاس هایم باارزش تر بودند.
.
حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار ِ فرزندم زنده بمانم ارزش ِ تمام ِ شغل های ِ دنیا را دارد.
یقین دارم آدم هایی که به معنی ِ تمام ِ کلمه، لحظهء بودنشان را میفهمند با غبار ِ غم و تردید و غصه و ترس و اضطراب و چه شَوَدها نیالودند.
.
در حال، ماندند و ذهن ِ شان را خالی، حِسِّ شان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های ِ درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار می کنند به معنی ِ حقیقی ِ کلمه زنده اند و زندگی می کنند و به معنی ِ واقعی ِ کلمه در آرامش میمیرند:
سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی...
نویسنده | #ناشناس |
@lunatics
