en
Feedback
نشر آوانوشت

نشر آوانوشت

Open in Telegram

۰۹۳۵۹۶۰۳۱۵۹ avanevesht@gmail.com صندوق پستی ۱۵۵-۱۴۸۷۵

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
384
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
شعری از کتاب “روزنامه‌ی شیشه‌ای” با صدای احمدرضا‌احمدی از نخستین مصاحبه‌ی او با رادیو ایران- ۱۳۴۶ برنامه‌ی “صدای‌شاعر”

منتشر می‌شود #شرف_و_هبوط_و_وبال #ک_تینا #آوانوشت @avaneveshtpub
منتشر می‌شود #شرف_و_هبوط_و_وبال #ک_تینا #آوانوشت @avaneveshtpub

■ کتابخانهٔ بابل صفحه‌ای است در معرفی و نقد کتاب‌های خواندنی. چند نویسنده و ویراستار این صفحه را راه انداخته‌اند تا کتابخانه‌
■ کتابخانهٔ بابل صفحه‌ای است در معرفی و نقد کتاب‌های خواندنی. چند نویسنده و ویراستار این صفحه را راه انداخته‌اند تا کتابخانه‌ای از کتاب‌های خواندنی و ارزنده را به خوانندگان معرفی کنند. کتاب‌هایی برای همهٔ خوانندگان؛ از نوجوان تا بزرگسال. کیفیت متن اصلی و متن ترجمه یکی از معیارهای معرفی و نقد کتاب در این صفحه است. اگر در روزگار گرانی کتاب، دوست ندارید کتابی بخرید که به خواندن نیارزد و نخوانده کنارش بگذارید، این صفحه مانند یک کارشناس کتاب باتجربه و قابل اعتماد به شما کمک می‌کند تا بهتر و مطمئن‌تر انتخاب کنید و از خواندن لذت بیشتری ببرید. ■ https://t.me/joinchat/AAAAAEwoDy17fop-nCCUYQ@BabelBookReview

#آفتاب_بی_غروب #ک_تینا #آوانوشت @avaneveshtpub
#آفتاب_بی_غروب #ک_تینا #آوانوشت @avaneveshtpub

تازه‌های آوانوشت #سه_لت_با_پنج_انگشت #علیرضا_فریدون_گودرزی #آوانوشت @avaneveshtpub
تازه‌های آوانوشت #سه_لت_با_پنج_انگشت #علیرضا_فریدون_گودرزی #آوانوشت @avaneveshtpub

بهار از باغ ما رفتست، ما افسانه میگوییم! پرستوها ندانستند و بر قندیل یخ مردند. «بهار از باغ ما رفتست» میخواندند پیچکها «شما بیهوده میگویید و‌ ما بیهوده میروییم» «بهار اینجاست،» ما فریاد میکردیم: «بر شاخ صنوبرها هنوز از برگهای برگ دریایی است!» میخواندند پیچکها: « چه میگویید؟ چه دریایی؟ شما دیگر نمیخوانید؛ ما دیگر نمیروییم» بهاری بودی ای یاد تو را با جان ما پیوند! بهار از باغ ما رفتست ما افسانه میگوییم... #م_آزاد #آوانوشت @avaneveshtpub

بر این دشت خاموش، در یاد دارم که مرغان سرود سفر ساز کردند هوا سخت تاریک و نامهربان شد (تو گفتی که فریادی از دشت بر آسمان شد) پس آنگاه، در یاد دارم، خزان شد. چه گلها که بر خاک عریان فروریخت! چه گلها که غمناک، بر خاک! نه از سرو دیگر نشان ماند، نه از تاک‌دیگر. نه از آسمان شکوهنده‌ی پاک... دیگر من‌ از آسمان سخت نومید نومید نومیدم - ای دوست! نامه - #م_آزاد #آوانوشت @avaneveshtpub

اینستاگرام نشر آوانوشت https://www.instagram.com/avanevesht/
اینستاگرام نشر آوانوشت https://www.instagram.com/avanevesht/

انتشار «طرح» در ۱۳۴۱ تلفیقی بود از اعتراض دادا - سوررئالیستی علیه نه تنها شعر کلاسیک فارسی بلکه حتا نیماگرایانی که وزن و قافیه را کنار گذاشته بودند و هر یک به شیوه ای متفاوت، برای به دست آوردن سبک خود، پیوسته بودند به جمع شاعران نثر اهنگین مدرن نما. این اعتراض به ظاهر طعم و رنگی داشت از کار هوشنگ ایرانی، از گروه جنبش «خروس جنگی» سال های ۳۰-۱۳۲۰، و حتا نثر آهنگین نویسانی چون محمد مقدم، تندرکیا و شین پرتو از دوره ی سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰. با این همه کتاب «طرح» در واقع از هر جنبه ای که به آن نگاه می کردی از جنس دیگری بود. مهرداد صمدی بی درنگ به ماهیت اصیل و متفاوت آن پی برد و در نقدی که بر شعر احمدرضا در جنگ «طرفه» نوشت ویژگی های آن را از زاویه های مختلف نشان داد. قبل از هر چیز شیوه تصویرگرائی آن را از ایماژیست ها جدا کرد؛ چرا که این گونه تصویرگرانی ماهیت تجسمي واقعیت گرایای سوررئالیستی عینی یا انتزاعی یا گاهی توأم عینی - انتزاعی داشت. تلفیقی از عینیت ذهنی و ذهنیت عینی. اگر آشنائی نیما با زبان فرانسه راهی را که به او نشان داده بود به شیوه ی شاعران نیمه ی دوم سده نوزدهم نزدیک می شد شعر احمدرضا احمدی به فرهنگ نیمه ی اول سده بیستم گرایش داشت. نقد و معرفي صمدی با یکی دو اشاره به کتاب «طرح» براساس «روزنامه ی شیشه ای» شکل گرفته بود و انتخاب فروغ فرخزاد از هر دو کتاب احمدی، در تدوین از نیما تا بعد، تأییدی بود بر اصالت آن که با اندیشه های او , درباره ی شعر امروز هماهنگی داشت. اگر از گرایش های عرفان نمای توهم آمیز صمدی چشم بپوشیم که هوشنگ ایرانی با سهراب سپهری هم در سال های ۱۳۳۰ ناآگاهانه، بدون : شناخت عمیق از شیوه کاربرد عصر مدرن از فرهنگهای مختلف جهان، با کژاندیشی، در تضاد با دستاوردهای پیشتازان مدرنیته، بر آن تأکید داشتند، باید به درک و دریافت درست او از شيوه تازه شعر احمدرضا توجه داشت و همین طور نقش فریدون رهنما و شگردهای سینمای «موج نو» را به آن افزود - به ویژه شگردهای تازه دوربین این سینما و بینش و زاویه دید سینماگران آن را که هماهنگ بود با دیدگاه سینماگران صاحب سبکی که از نظریه پردازان مهم مونتاژ بودند. احمدرضا ساز و کار سینمائی و شیوه های کاربرد دوربین و نظریه های مونتاژ را به تدوین و ترکیب بندي ساختمان شعر خود کشاند؛ و ساختار شعر خود را از شعر نیمایی و نیما گرایان و پیشتازان دیگر آزاد کرد - شعری که به منطق شعري همان ساختمان و ساختار و ترکیب بندی خطی عمودي شعر کلاسیک برمیگشت. فضائی بسته در چارچوبی فرم گرا براساس قالب کلاسیک نه شعر منثور دوره ی مدرن؛ رها و انفورمل... #روزنامه_شیشه_ای #احمدرضا_احمدی #آوانوشت @avaneveshtpub

به زودی منتشر میشود #سه_لت_با_پنج_انگشت #علیرضا_فریدون_گودرزی #آوانوشت @avaneveshtpub
به زودی منتشر میشود #سه_لت_با_پنج_انگشت #علیرضا_فریدون_گودرزی #آوانوشت @avaneveshtpub

#طرح #روزنامه_شیشه_ای #احمدرضا_احمدی #آوانوشت @avaneveshtpub
#طرح #روزنامه_شیشه_ای #احمدرضا_احمدی #آوانوشت @avaneveshtpub

به زودی منتشر میشود #روزنامه_شیشه_ای #احمدرضا_احمدی
به زودی منتشر میشود #روزنامه_شیشه_ای #احمدرضا_احمدی

به زودی منتشر می شود #طرح #احمدرضا_احمدی
به زودی منتشر می شود #طرح #احمدرضا_احمدی

photo content

#آفتاب_بی_غروب #ک_تینا #آوانوشت @avaneveshtpub
#آفتاب_بی_غروب #ک_تینا #آوانوشت @avaneveshtpub

دُرنا.m4a1.63 MB

دُرنا بچه‌ای چشم‌بندی زد به چشم‌های بچه‌ای دیگر گذاشتش سینه‌ی دیوار آرپی‌جی را به‌سختی بر دوش گرفت فریاد زد: اعتراف کن خائن! فریاد شنید: ده بیست سی... بیایم؟ ماشه را چکاند پرت شد چند متر به عقب برخاست از سوراخ مهیب دیوار گذشت نشست کنار اسب مرده چاقو‌چاقو تکه‌تکه از رانِ اسب کَند و خام‌خام سق زد..‌. وقتی تانک‌ها از روی شهر رد شدند خواب دید بچه‌ای با چشم‌بند مشکی نشسته روی سینه‌اش گلوش را دودستی می‌فشارد فریاد می‌زند: اعتراف کن خائن! فریاد می‌زد: اعتراف کن خائن! و هرچه ماشه‌ی آرپی‌جی را می‌چکاند لگد نمی‌زد و اسب شیهه نمی‌کشید..‌. از دستش که افتاد سلاح سبک شد رفت به آسمان قاطی درناهای مهاجر در هلالِ نازکِ ماه ناپدید شد...

شعری تازه از #مانی_پارسا

#مانی_پارسا #صور #نام_گریزوشعرهای_دیگر #آوانوشت @avaneveshtpub
#مانی_پارسا #صور #نام_گریزوشعرهای_دیگر #آوانوشت @avaneveshtpub