en
Feedback
نویسه ادبی کنتا

نویسه ادبی کنتا

Open in Telegram

کنتا مستقل است؛ بدون هرگونه وابستگی. در انتخاب، انتشار کامل یا بخشی از یک شعر، و در ویرایش شعر آزاد است.

Show more
437
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
این‌روزها خیلی چیزها یاد ما می‌دهند و زیر گوش‌مان تکرار می‌کنند یکی از آن همه این است چگونه فراموش کنیم همدیگر را #رضا_عابد ب
این‌روزها خیلی چیزها یاد ما می‌دهند و زیر گوش‌مان تکرار می‌کنند یکی از  آن همه این است چگونه فراموش کنیم همدیگر را #رضا_عابد بو گونلر چوخ شئی‌لر بیزه اویره‌دیرلر و قولاغیمیزین دیبینده تکرار ائدیرلر او اویرتدیک‌لریندن بیری بودور: بیز، بیر- بیریمیزی نئجه اونوداق ! چئویره‌ن: #اکبر_آزاد @kontamagz

شورش نعناع‌ها از کرت‌های نمناک‌ پیراهنت مرا به معامله‌ی آفتاب سوق داد تا حریق شوق دامن بلند خواهش را بسوزاند برای گلی مست که
شورش نعناع‌ها از کرت‌های نمناک‌ پیراهنت مرا به معامله‌ی آفتاب سوق داد تا حریق شوق دامن بلند خواهش را بسوزاند برای گلی مست که به نذر پرتاپ کرد‌ه‌ بودم سمت پنجره‌ی مشجع خیالت تا ساقی رازهایی مگو را به رقص آورد میان اندرونیِ نامکشوفِ چشمانت... #مهتاب_میرقاسمی @kontamagz

از باران خواهم پرسيد: راز دلتنگی، در کدام قطره، کدام اشک کدام هق هق دیرگاهی نهفته است؟ برایت خواهم نوشت شعری را که پس از تو س
از باران خواهم پرسيد: راز دلتنگی، در کدام قطره، کدام اشک کدام هق هق دیرگاهی نهفته است؟ برایت خواهم نوشت شعری را که پس از تو ساعت‌ها گریستم دلتنگی‌ها صدا ندارند که جهان این‌گونه بی‌تفاوت می‌گذرد هر لحظه منتظر بارانم تا دلتنگی‌ها را بشوید سازم را دوباره بردارم کنارگذر عمر بنشینم بی‌قراری‌ها را برایت بخوانم. #علی_جانوند @kontamagz

تِرن هوایی جنونِ بی‌واسطه‌ی ارغوانی و سکوتی/ که حواس‌پرتی گرفته است تا کنجکاوی یاس و نسترن از چشم‌های تو برود چکاوک‌ها زیرِ پ
تِرن هوایی جنونِ بی‌واسطه‌ی ارغوانی و سکوتی/ که حواس‌پرتی گرفته است تا کنجکاوی یاس و نسترن از چشم‌های تو برود چکاوک‌ها زیرِ پلک‌هایم هم‌خوابگی کرده‌اند زود باش ناگهانی‌ات را بر تنم کن تا شبنم‌ها نرفته‌اند باید به صبح برسیم... #کیومرث_یزدانی @Kontamagz

. خانه‌ بر باد رفت دورت به سر که آنی رفته بر ما در دم اوج گرفت مثل فواره‌ای در فوران معلوم می‌شود به‌زیر آمدنت فی‌الفور در رف
. خانه‌ بر باد رفت دورت به سر که آنی رفته بر ما در دم اوج گرفت مثل فواره‌ای در فوران معلوم می‌شود به‌زیر آمدنت فی‌الفور در رفتنت خاکت باد که این‌گونه گرگــــرفته چشمان را هم آوردیم #مهردادمهرجو عکس:۲۰۱۱م،کابل @kontamagz

درختی‌ام که با صدای پای تو پر از پرنده می شوم #پوران_کاوه @kontamagz
درختی‌ام که با صدای پای تو پر از پرنده می شوم #پوران_کاوه @kontamagz

morning sun warms wings shine emerald takes to the sky hunting dance begins #mehrdadmehrju @kontamagz

چه فرقی دارد؟ کلاغی بزرگ در لجنزار پست یا کلاغ کوچک در لجنزاری فراخ چه فرقی می کند؟ دیکتاتور پیر با شاهی مانده یا دیکتاتوری ج
چه فرقی دارد؟ کلاغی بزرگ در لجنزار پست یا کلاغ کوچک در لجنزاری فراخ چه فرقی می کند؟ دیکتاتور پیر با شاهی مانده یا دیکتاتوری جوان با شاهزاده ای شاد چه فرقی دارند؟ عقابی بزرگتر روی صخره ای کوتاه با عقاب کوچکتر روی صخره ای بلند چه فرقی دارد؟ زنی گُرد در زندان با مردی دلیر در خیابان چه فرقی دارد؟ لجنزار و دربار ماشین و خیابان مامور و زندان همه در رفت و آمدند همه در آمد و رفتند #محمد_زندی @kontamagz

دکمه‌های پیراهنت قسمتی از من را در تو مخفی می‌کند ... قدری تحمل کن! در بخش بعدی این شعر می‌خوانیم: از روز‌ نخست قرار نبود با
دکمه‌های پیراهنت قسمتی از من را در تو مخفی می‌کند ... قدری تحمل کن! در بخش بعدی این شعر می‌خوانیم: از روز‌ نخست قرار نبود با فشار دکمه‌ای کسی در بند شود #رضا_عابد @kontamagz

کاش کسی دهانم را می‌بست مثلا همین زبان، روی زبانم ضربدر می‌کشید این روزها شعر، حلول عزرائیل است در کفر ممتد حروف و استعاره بو
کاش کسی دهانم را می‌بست مثلا همین زبان، روی زبانم ضربدر می‌کشید این روزها شعر، حلول عزرائیل است در کفر ممتد حروف و استعاره بوی گلاب می‌دهد و مشبه‌به در سیاهی وجه شبه به تشبیه معده‌ی کلاغی می‌رود ببین صدای تکه سنگی روی همین شعر می‌کوبد ت تق ت تق ت ت تق به قطعه‌ای سپید احضار شده‌ام با صدور سختی کار در معدن این شعر از بس این روزها زبانم کار می‌کند همیشه صدای حروف آخر گوش خراشند "دیگر تمام شد" باید تسلیتی به سایت‌های آنلاین فرستاد #صحرا_کلانتری

آتش را ما فراهم کردیم شما برافروزید #مهرداد_مهرجو
آتش را ما فراهم کردیم شما برافروزید #مهرداد_مهرجو

ما صدای "نه به جنگ" بودیم صدا تا کودکی که لی لی می‌کرد به ساعتی هم لالا صدا تا مادری که لالایی می‌خواند "ای مهسای ناز قندی اس
ما صدای "نه به جنگ" بودیم صدا تا کودکی که لی لی می‌کرد به ساعتی هم لالا صدا تا مادری که لالایی می‌خواند "ای مهسای ناز قندی اسبتو کجا می‌بندی؟ زیر درخت نرگس داغ تو نبینم هرگز" پرتاب می‌کرد برای همه کودکان "بی سن" فردا صدا تا ... زیستن‌مان پر از پس لرزه بود در سرزمين خنده و غش! که گل و بلبل و گریه را هم قاطی داشت و داغ پنهان بود پشت درفش مهسا‌ها یک به یک شدند آرمیتا و آرمیتاها شدند بیشمار نام‌ تا نامی از همه بی‌نامی سنجاق شده بر پیراهن خونی و این لج صدای دیگر بود "ویران باد همه دل‌های عاشق!" تا آشفتگی‌ تا تب و تبخال تا ادبار ... تا موشکی که با داغ و خیال و ترفند پرتاب می‌شد به نام جنگ به نام حیلت و رسوایی و تجارت فراگیر تا شعری که تلف شد "فغان ز جغد جنگ و مرغوای او ..." در سرزمين خسته #رضا_عابد

هستی جویی روان بود با ریحان‌های کنارش همیشه تر خدایا! مرا یاری ده تا معنی طراوت را به باغی که در آن گرفتارم بیاموزم #حسن_صفدر
هستی جویی روان بود با ریحان‌های کنارش همیشه تر خدایا! مرا یاری ده تا معنی طراوت را به باغی که در آن گرفتارم بیاموزم #حسن_صفدری Https://t.me/kontamagz

صدا من از سرزمین غریب می‌آیم با کوله‌بار بیگانگی‌ام بر دوش و سرود خاموشی‌ام بر لب من یونس صدایم را آن‌گاه که از رودبار حادثه
صدا من از سرزمین غریب می‌آیم با کوله‌بار بیگانگی‌ام بر دوش و سرود خاموشی‌ام بر لب من یونس صدایم را آن‌گاه که از رودبار حادثه می‌گذشتم دیدم در کامی نهنگ فرو‌رفت و تمام هستی من در صدایم بود #پرتو_نادری شاعر معاصر افغانستان My Voice I come from a distant land with a foreign knapsack on my back with a silenced song on my lips As I travelled down the river of my life I saw my voice (like Jonah) swallowed by a whale And my very life lived in my voice Partaw Naderi Translated by: Sarah Maguire & Yama Yari Https://t.me/kontamagz

به تلفن سپرده‌ام که زنگ بزند به بالش سپرده‌ام که شب خواب یک ماه دیگر را ببیند به سفر سپرده‌ام که هوای تو را داشته باشد هواپیم
به تلفن سپرده‌ام که زنگ بزند به بالش سپرده‌ام که شب خواب یک ماه دیگر را ببیند به سفر سپرده‌ام که هوای تو را داشته باشد هواپیما به آینه سپرده‌ام که روبه روی تو بنشیند و نیمرخ بر صندلی کنار من تو را دید بزند به تو اما چیزی نمی‌سپارم جز لبخندی بر صورتت پس باید شبیه مجریان تلویزیون دولتی تپق بزنم عزیزم خدا را به تو می‌سپارم. #بکتاش_آبتین Https://t.me/kontamagz

"...." اینجا اتفاق‌های عجیبی می‌افتد سگ کفشهایت را می‌برد عاشق پیراهنت را می‌دزدد مردها در خواب لبخند می‌زنند بوی تنت زمین را به دنبال خود کشانده تمام حجم‌ها وسطح‌ها را پر کرده و پارچه‌ها آرزو دارند                          یک روز پرده‌ی اتاقت شوند. اینجا اتفاق‌های عجیبی می‌افتد مُرده‌ها در خواب بو می‌کشند و لبخند می‌زنند بوی تنت همه جا هست: شب‌ها که می‌خوابی صبحی که از جایت بلند نمی‌شوی روزی که در شهر قدم نمی‌زنی همه‌ی حجم‌ها و سطح‌ها را پر کرده و هر پارچه‌ای عقیده دارد                               یک روز کفن می‌شود. �                        کرم‌ها دارند از ناخن‌هایت بالا می‌روند می‌خواهند از پستانت شیر بنوشند                                       شاید شفیره شوند بوی تنت گورکن‌ها را به دندان‌های تو نزدیک‌تر می‌کند و مرا به لب‌هایت که آن‌ها را دزدیده‌ام.   مادر عقیده دارد مرده دستش از همه جا کوتاه است اما تو همچنان نوازشم می‌کنی من، همچنان لبخند می‌زنم. #غلامعلی_نعمتی Https://t.me/kontamagz

۱۴ فروردین- به‌یاد چهلمین سالِ تیربارانِ #رحیم_رحیمیان به دست رژیم اسلامیسمِ حاکم بر ایران خاک شدیم رفت اگرچه بی‌نشان اوج گرف
۱۴ فروردین- به‌یاد چهلمین سالِ تیربارانِ #رحیم_رحیمیان به دست رژیم اسلامیسمِ حاکم بر ایران خاک شدیم رفت اگرچه بی‌نشان اوج گرفت اما بال‌های روحیدن‌مان #مهرداد_مهرجو Https://t.me/kontamagz

جای نوازش بر تن شكل مرغ دریایی سفید لانه کرده است در پیچش کردن چه خوب مرغ‌های دریایی با ما شنا می‌کنند هنوز .... #نازنين_رحيم
جای نوازش بر تن شكل مرغ دریایی سفید لانه کرده است در پیچش کردن چه خوب مرغ‌های دریایی با ما شنا می‌کنند هنوز .... #نازنين_رحيمی

نامی از همه نام‌های گمشده می‌‌نشیند در ذهن و زبان به ناگهانی همه ناگهان‌ها ورق می‌زند رفتاری از همه رفتارها را تا هجا کند قدم
نامی از همه نام‌های گمشده می‌‌نشیند در ذهن و زبان به ناگهانی همه ناگهان‌ها ورق می‌زند رفتاری از همه رفتارها را تا هجا کند قدم‌ زدن بهار با شکوفه‌های درختان نام شده برای همه کشتگان در این مرز و بوم #رضا_عابد