2 491
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+330 days
Posts Archive
2 491
▪️...یا رَبّ مُحمّد إنتَقِم لِابْنَةِ مُحمّد.
▪️فضائل ذاتی و شئونات اصلی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در این فرمایش خدای متعال مجتمع است: إنّها لَإحدَی الکُبَر، نَذیراً لِلبَشَر.
@AghayedNet
2 491
زندگی نامه و فهرستی از آثار مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی در کتاب المفصّل في تراجم الأعلام، با اشاره به واقعه همدان (1315ق) و بررسی اجمالی و نقدِ نظریه لزوم وحدت ناطقِ شیعی
@AghayedNet
2 491
گزارش کتاب المفصل في تراجم الأعلام، از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی
@AghayedNet
2 491
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(12)
🔶ادامه پاسخ:
🔸بعد از اين توضيحی كه درباره «امكان راجح» و «امكان جايز» داده شد می پردازيم به اين مطلب كه منتقد به شيخيه نسبت داده است كه:
«شيخيه می گويند: ولی اعظم نه ممكن است و نه واجب، مرتبه ای است بين امكان و وجوب».
و معلوم شد كه بين وجوب و امكان مرتبه ای نيست بلكه برای امكان دو مرتبه است «امكان راجح» و «امكان جايز» و «امكان راجح» همان مشيّت الهيّه است و خود ائمه فرموده اند: نحن اوعية مشية اللّه يا نحن وَكْرُ ارادة اللّه. پس به اعتبار آنكه ولی اعظم الهی ظرف مشيت الهی و لانه اراده او است و در تأويل، ماتشاءون الا ان يشاء اللّه در وصف ايشان تفسير شده است و همچنين جهات ديگر ولايتی كه خدای متعال برای ايشان قرار داده است مرتبه وساطت كليّه بين حق متعال و ساير موجودات برای ايشان ثابت است و بايد به آن اقرار و اعتراف نمود.
🔸و اما آنچه را در پاسخ به گمان گفته است:
«پاسخ آنكه: ما مرتبه ای بين امكان و وجوب را تعقل نمی كنيم، همه مردم ممكنند...»
در جواب بايد به او گفته می شد:
تو چرا نرفتی در كتب خود شيخيه تفحّص كنی تا ببينی آنها چه گفته اند و مرادشان چه بوده است. تا شخص تواضع نكند و نزد عالم نرود و از او و يا از كتاب او علم را به دست نياورد البته نمی تواند تعقل صحيح و درك درست داشته باشد.
و برای هر فردی از افراد شيعه چه عالم و چه جاهل بديهی است كه نبايد خاندان رسالت را با مردم ديگر مقايسه كرد و همين كه ديديم آن بزرگواران در اين تعين بشريت ظاهر شده اند آنها را در همه امور با ساير مردم مقايسه كنيم و از اين جهت خودشان فرموده اند: نحن لانقاس بالناس.
جاهلا اين نور عليّينی است
نه همين جسمی كه تو می بينی است
🔸اما آنچه را كه در آخر اين قسمت از مطلبش نوشته است كه:
«و غايت سير آنها (مردم) فناء و اندكاك در ذات واجب الوجود است.»
جوابش آن است كه اين همان مطلب و ادّعاء پوچ و بی اساس تصوف الحادی است و زندقه بودن آن ضروری و بديهی شرايع آسمانی و الهی است و در اين مباحث كاملاً بطلان آن روشن شده است.
@AghayedNet
2 491
می گویم دعاخواندنِ کم با وجود توجه و حضور قلب، بهتر است از آنکه دعا بسیار بخوانی با وجود عدم حضور قلب و بی توجهی. پس باید همت تو در توجه داشتن باشد.
@AghayedNet
2 491
إجازة المرحوم الحاج سیدکاظم الرشتي لجناب المیرزا حسین بن آقا عبدالله بن المیرزا حسین الحسیني
@AghayedNet
2 491
✔️پاسخِ نقدی مغرضانه به مرحوم شیخ احمد اَحسائی(11)
🔶ادامه پاسخ:
🔸و همين «عدم خاص» است كه زراره و هشام درباره «شیء» بودنِ آن نزاع داشتند و زراره می گفت: «النفی ليس بشیء» ولی هشام می گفت: «النفی شیء.» و نزاع آنها را شخصی خدمت حضرت صادق علیه السلام مطرح كرد حضرت دستور فرمود به او كه تو به قول هشام قائل باش. يعنی اين «عدم ــ نفی» را شیء و موجود بدان، و از اين رو بر آن «وجود علمی» هم اطلاق كرده اند و اين آيه شريفه به همين جهت اشاره دارد: هل اتی علی الانسان حين من الدهر لم يكن شيئاً مذكوراً. كه امام صادق علیه السلام در تفسير اين آيه مباركه فرموده: و كان مذكوراً في العلم و لم يكن شيئاً مكوّناً.
🔸و مراد از اين «علم» همان علم حادث امكانی حق متعال است نه علم ذاتی او كه در جاهای خودش بيان شده است زيرا اين علم به مذكوريت مصنوعات در مشيت الهی تعلق گرفته و ذات خدای متعال و علم ذاتی او كه عين ذات او است به هيچ مرتبه از مراتب خلق تعلق نمی گيرد.
🔸و دليل آنكه اين «علم»، علم حادث حق است نه «علم» ذاتی كه عين ذات او است، فرمايش حضرت صادق علیه السلام است كه فرموده: و بعلمه كانت المشية كه در واقع همان مشيت است يا حيث اعلای مشيت به حسب اعتبارهای مختلف كه در جای خودش روشن شده است.
🔸در هر صورت اين «امكان» را «راجح» گفته اند از آن جهت كه در تحقق خود به شرطی و سببی و لازمی جز ذات خود و ايجاد حق تعالی كه خود آنست محتاج نبوده است و چنين وجودی عدم آن با نبودن علت و سبب عدم بر حق متعال روا نيست زيرا او دائم الفضل علی البرية است و با توجه به سعه فيض او و غناء ذاتی او، وجود چنين موجودی رجحان دارد بر عدمش پس به اين جهت آن را «راجح» گفته اند.
🔸و اما آنچه به وسيله صنع و مشيت موجود شده و می شود از مصنوعات و مخلوقات، همه «امكان جايز» می نامند زيرا وجود و عدم آنها نسبت به خود آنها يكسان است و هيچ كدام بر ديگری رجحانی ندارند و اگر اسباب و شرايط و لوازم وجود يكی از آنها پيدا شد موجود می گردد و اگر اسباب و شرايط عدم آن فراهم شد معدوم و مرتفع می شود.
🔸و نمونه اين دو نوع امكان را خداوند در افعال و آثار خود ما قرار داده است. براي ما حركتی است مطلق كه آن را «حركت ايجاديه» می گويند؛ يعنی حركت مطلق پيش از آنكه تعين پيدا كند به تعين خاصی از افعال و آثار كه اين حركت صلاحيت دارد برای هرگونه تعين از قيام و قعود و حتی حركت و سكون و اكل و شرب و نوم و يقظه و از اين قبيل احوال و آثار. ولی همين كه به حسب اسباب و شرايط و لوازم خارجيه به تعين خاصی متعين شد، حركت خاصّ می شود و از اطلاق خارج می گردد. و آنچه موجود و مكوّن می گردد تعينی از تعينات غير متناهيه ای است كه در آن حركت مطلق به طور صلوح مذكور بوده اند و هرگاه آن اسباب و شرايط و لوازم خارجيه برطرف شده خواه ناخواه آن تعين خاص هم برطرف می گردد و از عرصه تكوّن خارج می شود و در همان عرصه امكان باقی می ماند.
🔸پس تمام آثار و افعال خاصّه ما در آن فعل مطلق و در آن حركت ايجاديه ما مذكور است و همين مذكوريّت آنها را در آن حركت «امكان راجح» آنها می نامند و تعين يافتن آن حركت را به يكی از اين تعيّنات خاصه كه تكوّن يافتن آن حركت است «امكان جايز» گويند. در قرآن حق متعال فرموده: و في انفسكم افلاتبصرون. و اين است يكی از امثالی كه خدای متعال برای شناخت حقايق برای بندگان خود زده است كه می فرمايد: و تلك الامثال نضربها للناس و مايعقلها الاّ العالِمون.
🔸حال بعد از توجه به اين مثل اين نكته روشن می شود كه در برابر حركت مطلق ما هر تعينی از تعينات (آثار و افعال خاصه) ما انفعال پذير است و قابل تكوّن می باشد، و پس از روشن شدن اين نكته می گوييم در برابر «مشيت» الهيه تمام موجودات و مكوّنات منقادند و معنای فقره مباركه: و انزجر لها العمق الاكبر در دعای شريف سمات روشن می شود. در هر صورت «امكان راجح» كه مذكوريّت همه ممكنات است دفعةً موجود شده است ولی تكوّن هر ممكنی تدريجی است و بسته به پيدايش اسباب و علل و شرايط و لوازم وجود و تكون يافتن آن است.
🔸و همين مطلب است يكی از معانی «جفّ القلم بما هو كائن» كه مقصود «بما هو كائن ذكراً في الامكان الراجح». يعنی به تحقق يافتن مشيت هرچه صلاحيت دارد كه حق متعال آن را تكوّن و تحقق عينی بخشد، مذكور و موجود شد به وجود ذكری يا علمی. و البته معلوم است كه مراد از مذكوريّت موجودات در مشيت، موجوديّت تكوّنی و عينی خارجی نيست.
@AghayedNet
2 491
أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ
أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى
وَ ابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى
وَ ابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى
@AghayedNet
2 491
نسخه خطیِ کاملِ
«الباقيات الصالحات في نعت أهل بيت سيد السادات»
سروده عبدالباقي العمري الموصلي
حجم: 88Mb
https://telegram.me/joinchat/CJzxKzy5kxrkz-s0XN7X2Q
2 491
اشعار عبدالباقی افندی درباره مرحوم سید کاظم رشتی، از دیوان التریاق الفاروقی.
(مقطوعة برسم القدومیة لجناب السید کاظم الرشتی الحسینی، اصدرها الیه حین ورد من کربلاء لزیارة الائمة فی الزوراء.)
@AghayedNet
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
