en
Feedback
2 489
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
🔺تصویر نسخه خطی ارشادالعوام به دست‌خط مصنف اعلی الله مقامه صفحه نخست و صفحه ۵۵۳ @AghayedNet
🔺تصویر نسخه خطی ارشادالعوام به دست‌خط مصنف اعلی الله مقامه صفحه نخست و صفحه ۵۵۳ @AghayedNet

🔺تصویر نسخه خطی ارشادالعوام به دست‌خط مصنف اعلی الله مقامه صفحه نخست و صفحه ۵۵۳ @AghayedNet
+1
🔺تصویر نسخه خطی ارشادالعوام به دست‌خط مصنف اعلی الله مقامه صفحه نخست و صفحه ۵۵۳ @AghayedNet

✔️🔻نگاهی نو به سَره‌نویسی عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه و ارتباط آن با بابیانِ زردشتی‌تبارِ دورهٔ قاجار بخش دوم در کمتر کتابی از مرحوم‌ آقای کرمانی می‌بینیم که بر سره‌نویسی تأکید فرموده باشند. اما در دو کتاب که ازقضا در ایام ادعاهای باب ملعون بوده، این روش را به‌کار گرفته‌اند تا عملاً بفرمایند که این روش بابیه برای جذب زردشتیان، امتیازِ بابیه قلمداد نمی‌شود و من هم که به‌عنوان عالمِ شیعیِ اثناعشری درمقام ردّ بابیه هستم، می‌توانم از این روش استفاده کنم و به‌دنبال جمع‌ کردن طرفدار و دعوت باطل هم نیستم! ایشان در خطبه جلد اول و جلد دوم از کتاب ارشادالعوام سره‌نویسی فرموده‌اند. شایان ذکر است که «خطبهٔ» کتاب معرِّفِ کتاب است و اهمیت به‌سزایی دارد. کتاب ارشادالعوام نیز سمبل کتاب‌های ایشان به زبان فارسی بوده و مورد توجه موافقان و مخالفان است. ازاین‌رو تأکید ایشان بر سره‌نویسی در خطبه این کتاب نمی‌تواند بدون علت باشد. تأکید ایشان بر سره‌نویسی در ارشادالعوام به خطبه کتاب محدود نمی‌شود. وقتی به نسخه اصلی و خطیِ ارشادالعوام به‌خط مصنف اعلی الله مقامه مراجعه می‌کنیم،‌ می‌بینیم خط‌خوردگی‌ها و اصلاحاتی در آن نسخه هست. بخشی‌از آن اصلاحات تبدیل کلمه عربی به واژه فارسی است! برای نمونه در جلد سوم ارشادالعوام (نسخه خطی)، ص۵۵۳، س۶، مرقوم فرموده‌اند: یعنی قسم به فجر و شب‌های ده‌گانه و به شفع / متن جایگزین‌شده: / به جُفت و به طاق. ایشان با حذف کلمه «شفع»، معادل فارسی آن (جُفت) را جایگزین فرموده‌اند. به‌هرروی با توجه به وقایع سیاسی و اجتماعیِ دورهٔ مرحوم آقای کرمانی اع، می‌توانیم در کنار ساده‌نویسی و فارسی‌نویسی این بزرگوار برای عوام (چراکه «ارشادالعوام» بوده)، یکی‌از عللِ سره‌نویسیِ این بزرگوار را مقابله عملی با این شگرد بابیه و بهائیه قلمداد کنیم. در پایان، تمام خطبه جلد اول و جلد دوم کتاب ارشادالعوام را نقل می‌کنیم. خطبه جلد اول کتاب ارشادالعوام: «ستایش خدایی را سزاست که پرورنده جهانیان است و بخشاینده و مهربان و دارای روز پایان. تو را می‌‏پرستیم و از تو یاری می‌‏جوییم. بنما به ما راه راست را راه کسانی را که انعام به ایشان کردی که نه خشم کرده شده‏‌اند و نه گمراهان. و درود بر پیغمبری باد که رخساره یزدان است و راهنمای گمراهان و بر دودمان آن که همگی پاکان‌اند و پس‌از او بزرگان و بر آنان که فروغ خدایی از چهره ایشان نمایان است و همه نیکی‌ها ایشان را شایان. و دور شوند از بخشایش بیکران یزدان گمراهانی که گمراه‌‏کننده ناتوانان‌اند و دشمن نیکان و دوست دشمنان ایشان.» خطبه جلد دوم کتاب ارشادالعوام: «سپاس بی‌‏چندوچون خدایی را سزاست که از دانش و بینش بندگان بیرون است. و درود بی‏‌آغازوانجام پیغمبری را رواست که از ستایش آفرینش فزون است. و ستایش بی‌‏مرّ دودمان او را شایان است که مر آفرینش را رهنمون‌اند و نزدیکان او که از بلندی پاک از چندوچون. و دور شوند از بخشایش بی‌انجام خدا کسانی که ایشان را دشمن‌اند و پیروان ایشان را راهزن.» خداوند بر درجات مرحوم آقای کرمانی بیفزاید و چشم ایشان به خدماتشان در ردّ بابیه روشن باشد. سید محمدصادق موسوی ربیع‌‌الاول ۱۴۴۵ @AghayedNet

✔️🔻نگاهی نو به سَره‌نویسی عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه و ارتباط آن با بابیانِ زردشتی‌تبارِ دورهٔ قاجار بخش اول مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در دوره‌ای می‌زیستند که نهضت ساده‌نویسی در نثر فارسی شدت گرفته بود و اشخاصی هم‌چون عباس‌میرزا قائم‌‌مقام فراهانی به‌ ساده‌نویسی روی آورده بودند (نثری که یادآور و احیاگر نثر سده‌های چهارم و پنجم فارسی است) و ازطرفی بابیه و بعداز آن بهائیه درحال تبلیغ آموزه‌های خود بودند. اگرچه بابیان ابتدائاً به متونی مخلوط از عربی و فارسی یا فارسیِ عربی‌مآب روی آورده بودند، ولی برای خود مخاطبان بالقوه‌ای می‌دیدند و درپی جلب و جذب آنان بودند. آن مخاطبان زردشتیانِ ایران بودند. کسانی که ازطرفی از جامعه مسلمانان طرد شده بودند و ازسویی منتظر آمدن بهرام ورجاوند (منجی) بودند. بابیان و بهائیان بر اشتراکات خود با زردشتیان تأکید کردند و زمینه پیوستن آنان به بابیت و بهائیت را مهیا کردند. درباره این پرسش که چه شد زردشتیان حاضر شدند دین خود را تغییر دهند و بهائی شوند و فصلی مهم را در تاریخ ادیان در ایران رقم بزنند، بررسی‌هایی انجام شده. ازجمله مایکل فیشر در رساله دکتری خود که در سال ۱۹۷۳م در دانشگاه کالیفرنیا دفاع شده، در یکی‌از فصول، به بهائی‌ شدن زردشتیان پرداخته و با استفاده از منابع دردسترس، این تغییر دین را به‌اختصار گزارش و تحلیل کرده است. هم‌چنین دکتر سوزان استایلز منک در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «تغییر دین زردشتیان به دیانت بهائی در یزد» که در سال ۱۹۸۳ در دانشگاه آریزونا دفاع شده، در پنج فصل به این موضوع پرداخته است. منابع تحلیلی دیگری در این‌ زمینه وجود دارد که تازه‌ترین آنها، به‌زبان فارسی، مقاله «گرایش زردشتیان به بهائیت در اواخر دوره قاجار» نوشته محمدهادی نجاتی گرانی از دانشگاه ادیان و مذاهب قم است. یکی‌از شگردهای بابیان و بهائیان برای جذب زردشتیان، نوشتن نامه و مکتوبات به پارسی سره بود. این کار به‌خصوص در زمان بهاءالله و سپس عبدالبهاء پررنگ‌تر شد. این شیوه و هم‌چنین شیوه‌های جذب دیگر، سبب شد تعدادی از زردشتیان (هزار و پانصد نفر از حدود ده‌هزار زردشتی) در ابتداء به بابیت و پس‌از آن به بهائیت گرویدند. (نشستِ «وضعیت زرتشتیان در دوره قاجار با تأکید بر نقشِ مانِکْجی»،‌ دانشگاه ادیان و مذاهب قم، چهارشنبه ۱۴ آذرماه ۱۳۹۷) عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه از پیشگامانِ مبارزه با دعوت بابیه هستند. اَخبار و فعالیت‌های بابیه به‌سمع مرحوم آقای کرمانی می‌رسید و به شکل‌های مختلف پاسخ و نقد و رد می‌فرمودند. احتمال می‌دهیم خبرِ بابی‌ شدنِ بعضی زردشتیان به ایشان رسیده است. نخستین زردشتیِ بابی‌شده سهراب کاوس است. باب ملعون در شعبان ۱۲۶۰ قمری که قریب چهار ماه از اظهار بدعتش می‌گذشت، به‌همراه ملا محمدعلی قدوس و غلامش برای مناسک حج به مکه رفت و جریان‌هایی در آن سفر رخ داد که تفصیل آن، راست یا دروغ، در کتب بهائیان موجود است. وقتی باب از سفر بازگشت، شخصی به نام محمدرضا فرزند حاج رحیم، معروف به مخمل‌باف که از تجار شهر کاشان بود، به دیدن باب رفت. این تاجر پس‌از مراجعت به کاشان، بابی‌ شدنِ خود را اظهار کرد که سبب شد علماء کاشان برآشفتند و حکومت او را اذیت کرد. در این هیاهو و احوال، طبق گزارش بهائیان، سهراب کاوس که در کنج کاروان‌سرا به کسب‌وکار مشغول بود و زردشتی بود، از حجره بیرون آمد و سبب این هیاهو را پرسید. چون آگاه شد که این تاجر را اذیت می‌کنند و ازطرفی هم به دیانت و امانت او آگاهی داشت، در مقام «تحری حقیقت»! برآمد و نهایتاً در سلک مؤمنین به نقطه اعلی (حسب تعبیر بابیان) درآمد. شخصی سیّاح هم از سهراب کاوس یاد کرده و نوشته که «شخصی گبری» در زمره بابیان داخل گشت. تفصیل جریان در کتاب تنی چند از پیشگامان پارسی‌نژاد در عهد رسولی، نوشته عنایت‌خدا سفیدوش، آمده است. به‌هرروی بابی‌ شدن زردشتیان یکی‌از آسیب‌های حرکت باب ملعون بود و مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه به‌مثابه یک عالم شیعی و رد‌کننده جریان بابیه، متفطن شده بودند. این بزرگوار گاهی به‌شکل موعظه ردیه‌های خود را مطرح می‌کردند و گاهی به‌صورت نوشتن رساله‌های مستقل و گاهی درضمن رسائل. به‌نظر می‌رسد مرحوم آقای کرمانی در کنار ردیه‌های علمی، یعنی ردیه‌هایی با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین و توجه‌ دادن به ضروریات دین و مذهب و نشان‌ دادنِ ضعف‌های علمیِ بابیه، شیوه‌ای عملی هم درپیش گرفته‌اند و آن استفاده از فارسی سره در بعضی نگارش‌های خاص است. ادامه دارد... @AghayedNet

🔺کتاب تازه منتشر شده دعائم‌ الحکمة یک مجلد، مشتمل بر رساله‌های نویافته و فهرست تفصیلی رسائل مجموعه دعائم‌ الحکمة @AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده دعائم‌ الحکمة یک مجلد، مشتمل بر رساله‌های نویافته و فهرست تفصیلی رسائل مجموعه دعائم‌ الحکمة @AghayedNet

✔️🔻جایزه صلح کار بشر به‌جایی رسیده که وقتی از صلح نوبل هم سخن به‌میان می‌آید، یاد سیاست می‌افتد و جایزه صلح، خودش اول جنگ است. ازاین‌ها گذشته، اصل «جایزه صلح» عنوان مهمی است. در ۲۰ مارس ۲۰۰۵ میلادی، توماس لورن فریدمن Thomas Friedman، ژورنالیست و ستون‌نویس و نویسنده مشهور آمریکایی و متخصص مباحث سیاست خارجی و خاورمیانه و مسائل زیست‌محیطی و سه‌بار برنده جایزه پولیتزر، در روزنامه نیویورک‌ تایمز مقاله‌ای نوشت و در آن پیشنهاد داد آیت الله سید علی سیستانی را باید نامزد جایزه صلحِ نوبل کرد. این پیشنهاد واکنش‌هایی به دنبال داشت و در این باره مقالاتی منتشر شد. چند مقاله از این مقالات را سلیم الجبوری در کتاب السید السیستانی؛ مرجعیة الإنسانیة و العیش المشترک نقل کرده است. از جمله نوشتارها، مقاله کاتبِ سعودی، جمال خاشقجی است که ناظر به پیشنهاد فریدمن، مقاله‌ای تنظیم کرده است با عنوان «السیستانی لجائزة خدمة الإسلام و لیس نوبل فقط»، و صباح محسن کاظم، نویسنده و روزنامه‌نگار عراقی با عنوان «السید السیستانی و جائزة نوبل للسلام» مقاله‌ای نوشته است. جایزه نوبل عموماً و جایزه صلح نوبل خصوصاً، جایزه‌ای بشری است و اگرچه در عالم شهرتی دارد، ولی متولیان آن به غشّ در انتخاب نامزدها متهمند، و علمای أعلام فراتر از این مسائلند؛ ولی اصل عنوان «صلح» و «جایزه صلح» نگارنده را بر این واداشت تا برای ملموس‌تر کردن نقش مؤثر عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رَفَعَ اللهُ شأنَه در تاریخ شیعه عموماً و تاریخ شهر کربلا خصوصاً چنین نتیجه بگیرد: اگر جایگاه رفیع و مَنیعِ این عالم ربانی و حکیم صمدانی خارج از نِطاقِ مقارنات و اندازه‌گیری‌های ناقص بشری نبود، و اگر در سال ۱۸۴۳ میلادی (سال حمله نجیب‌پاشا به کربلای معلی و حضور پررنگ سید مرحوم در رفع آن غوغا) هیئتی برای یافتن کاندیدای حقیقیِ جایزه صلح تشکیل می‌شد، بی‌شک این بزرگوار شایسته حیازت این عنوان می‌شدند. چراکه ظهور چشمگیر این مجتهد هوشمند و اعمال کیاست و فراست ستودنی ایشان در نقش بسیار پر رنگِ مصلح و میانجی‌گر، در واقعه حمله نجیب‌پاشا به کربلای معلی، انکار ناپذیر است، و اسناد متعددِ غیر قابل انکار تاریخی بر این مسئله گواهی می‌دهند. در اسناد تاریخی است: «جناب کاظم افندی در حل و فصل صلح‌آمیز قضیه مذکور همت و تلاش زیادی به خرج دادند» (گزارش يک کشتار، ص۳۲۱) «اکثریت علمای کربلا ایرانی هستند و از بین آنها مشهورترین و مفیدترینشان به حال مردم، سید کاظم افندی ... هستند که ... واسطه نصیحت به صلح و اطاعت شد.» (همان، ص۳۲۲) «مشار الیه [=نجیب‌پاشا] از سی روز قبل خبر فرستادند که خواهند جنگید، هر که می‌خواهد برود و هر که نمی‌خواهد بماند. ضمناً نصیحت‌وار دعوت به اطاعت کردند و در خلال نصیحت و پند، اتمام حجت کردند. علی‌شاه [=ظل السلطان] و سید کاظم به دفعات واسطه این نصایح شدند، لکن کارساز نیفتاد.» (همان، ص۳۹۲) مفاد و نتایج جلسات منزل سید مرحوم­ در اسناد تاریخی ثبت است و همه، اشاره به صلح‌نامه و عدم جنگ و قتال و خون‌ریزی است. خداوند درجات مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی را متعالی بگرداند و از اسلام و مسلمین به ایشان جزای خیر عنایت کند. تصویر ۱: بازسازی رایانه‌ای چهره عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه تصویر ۲: وصیت‌نامه آلفرد نوبل در ۲۵ نوامبر ۱۸۹۵ که در آن خواسته ۹۴٪ دارایی او را برای ایجاد بنیاد نوبل خرج کنند. تصویر ۳: یکی‌از اسناد تاریخی درباره نقش مثبت مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی در دفع غائله حمله نجیب‌پاشا برای آشنایی بیشتر و قضاوت آگاهانه و بی‌طرفانه، به کتاب نویافته‌هایی از زندگی عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی مراجعه بفرمایید. @AghayedNet

🔺شیعیان عراق و اظهار مسرّت از ابتداء ماه ربیع الاول شیخ حسین بن شیخ علی کربلائی، از علماء دوره صفویه، در مقدمه کتاب سرور الم
🔺شیعیان عراق و اظهار مسرّت از ابتداء ماه ربیع الاول شیخ حسین بن شیخ علی کربلائی، از علماء دوره صفویه، در مقدمه کتاب سرور المؤمنین درباره سنّت شیعیان عراق چنین گزارش داده است: «و بعد، فیقول المفتقر الی عفو الله الغنیّ، حسین بن شیخ‌علی الکربلایی که چون شیعیان کربلای معلّی و نجف اشرف و حلّه و بغداد و نواحی آن بلاد، با وجود شدّت تقیّه و خوف از اعداء دین، در میانه خود در جمیع ایّام محرّم و صفر مشغول تعزیه می‌باشند و در ابتدای ماه ربیع الاول اظهار انبساط و سرور و خوش‏حالی می‏‌نمایند... .» @AghayedNet

🔺عبارتی از فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (ظاهراً مرحوم علی‌نقی احسائی رحمه الله) درباره غزالی (به‌‌
🔺عبارتی از فرزند عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (ظاهراً مرحوم علی‌نقی احسائی رحمه الله) درباره غزالی (به‌‌علت حمایت غزالی از یزید ملعون) به‌نقل از رساله ملا محمدجعفر بن محمدباقر انصاری قراجه‌داغی تبریزی (نسخه‌ خطی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی) @AghayedNet

...اَلّلهُمَ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِسا (زیارت عاشوراء) ۱۴ ربیع الاول، روزمرگ یزید بن معاویه لعنة الله علیهما 🔺عکس قبر منسوب به
...اَلّلهُمَ الْعَنْ یَزِیدَ خَامِسا (زیارت عاشوراء) ۱۴ ربیع الاول، روزمرگ یزید بن معاویه لعنة الله علیهما 🔺عکس قبر منسوب به یزید در دمشق @AghayedNet

Repost from AghayedNet
✔️🔻سندی نویافته از موقعیت اجتماعی و دینی عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در همدان رساله مختصری است از مرحوم آقای شریف طباطبائی مشهور به الصواب البالغ و الجواب الدامغ. در این رساله، این بزرگوار به چند پرسش مربوط به اعتقادات شیعه پاسخ فرموده‌اند. نخست درباره جایگاه امامت و پس‌از آن درباره تزویج دختر مؤمن به غیرمؤمن و سوم ازدواج ام‌کلثوم دختر امیرالمؤمنین علیه‌السلام. ایشان در جمادی‌الآخره ۱۲۹۳ قمری از نگارش این رساله فراغت جسته‌اند. بحمدالله این رساله در دسترس بوده و سال‌ها قبل در الرسائل عربی مجلد چهارم چاپ شده. هم‌چنین در دوره دعائم‌الحکمة (مجموعه آثار مرحوم آقای شریف طباطبائی)، در مجلد دوم از بخش عربی منتشر شده است. به‌تازگی نگارنده به سندی جالب‌توجه درباره این رساله دست یافت. در نسخه‌ای خطی و نفیس که مجموعه‌ای از آثار و تصنیفات مرحوم آقای شریف طباطبائی است، رساله الصواب البالغ... نیز نقل شده و در ابتداء رساله جمله‌ای توضیحی آمده که از لحاظ تاریخ مکتب حائز اهمیت است: «عریضه از اهل سنت و جماعت به ایشان کردند و ایشان ادام الله بقاه جواب نوشته‌اند سؤال او را.» این یادداشت کوتاه پیام‌هایی دارد. نخست نشان‌دهنده نفاست نسخه است که در زمان حیات مرحوم آقای شریف کتابت شده. مناسب است در فرصتی دیگر این مجموعه خطی را معرفی کنیم. دیگر این‌که نکته‌ای تازه درباره حیات اجتماعی و دینی این بزرگوار دارد. جامعهٔ همدانِ دورهٔ قاجار جامعه‌ای متکثر و متنوع بود و تابعان فکری مرحوم آقای شریف نیز در متن همین جامعه حضور داشتند و با افرادِ مختلفِ جامعهٔ آن دوره مراودات اجتماعی داشتند. به‌مناسبت اشاره می‌کنیم میان دیانت و معاشرت و امور دنیوی فرق است. «مدارا» به امور دنیوی مربوط است. اگرنه رسول‌الله صلی الله علیه و آله و مؤمنانِ به‌حضرت «أشدّاءُ علی الکفّار» و «رُحَماءُ بینهم» هستند. انسان دچار معاشرت و مجالست با انواع مردم می‌‏شود و اگر بخواهد معاشر باشد، باید اهل مدارا و گذشت باشد. بعضی پرسش‌هایی که بعداز جلسات درسی در محضر مرحوم آقای شریف طباطبائی مطرح شده، درباره معاشرت با یهود یا سنی‌ها است. یهودِ همدان طیف مشهوری در دوره قاجار بوده‌اند و همین سببِ پرسش‌های فقهی و اعتقادی می‌شده. بعضی اسناد تاریخی بیانگر این است که در یکی‌از مجالس مرحوم آقای شریف طباطبائی، شخصی (مشهور به ناظم‌الشریعه) حاضر شده بود که با این بزرگوار عداوت بی‌نهایت داشت! به‌تعبیر بعضی اسناد تاریخی، گاهی آخوندهای مخالف ایشان نیز در درس ایشان اعلی الله مقامه حاضر می‌شدند. به‌هر روی، نگارش هر رساله‌ای حکایتی دارد. انگیزه‌ یا انگیزه‌هایی سبب شده تا علماء دین آثار خود را بنگارند. اسناد تاریخی بعضی‌از این حکایت‌ها و انگیزه‌ها در دست است و بعضی به‌فراموشی سپرده شده. برای انگیزه نگارش رساله الصواب البالغ... سندی برون‌متنی در دست نبود. اگرچه قرینه درون‌متنی وجود داشت و آن تعبیر «خلیفه ثانی» برای عمر بن خطاب لع در متن سؤال است که بیشتر سؤال‌برانگیز بود! این سندِ نویافته قرینه‌ای برون‌متنی است و حکایتِ انگیزه نگارش یک رساله مختصر است. علاوه‌ بر این‌، نشان جایگاه اجتماعی و دینی این عالم ربانی است. این‌که اهل سنت همدان نیز به مرحوم آقای شریف توجه داشته‌اند و حتی از ایشان سؤال کرده‌اند و این بزرگوار هم رساله‌ای مختصر در پاسخ نگاشته‌اند. اعلی الله مقامه و رفَع فی دار الخُلد اَعلامه. سید محمدصادق موسوی @AghayedNet

🔺نماهایی از منزل پدری عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر طباطبائی رفع الله شأنَه در قهی اصفهان @AghayedNet
+7
🔺نماهایی از منزل پدری عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر طباطبائی رفع الله شأنَه در قهی اصفهان @AghayedNet

✔️رساله مختصری از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه 🔻درباره ازدواج دومی با دختر حضرت امیر علیه‌السلام و ازدواج عثمان با دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله 🔹بسم اللّه الرحمن الرحيم و صلی اللّه علی محمّد و آله الطاهرين. چون بعضی از برادران سؤالی فرموده بودند سؤال ايشان را مصدّر ساخته جوابی در تلو آن عرض می‌‏شود: 🔸سؤال: به شرف عرض عالی می‌رساند به اتفاق جميع فرق طائفه اماميه نكاح مؤمنه از برای غير مسلم درست نيست. چرا حضرت امير صلوات اللّه و سلامه عليه دختر خود را به عمر داده؟ استدعا دارم به احسن وجهی جواب مرقوم بفرماييد. 🔹جواب: به اتفاق جميع فرق اماميه حضرت اميرالمؤمنين عليه صلوات المصلين آنچه بكند صحيح است و مردم بايد از او تعليم بگيرند نه او از مردم. پس هرچه كرده صحيح بوده و هرچه نكرده صحيح بوده، اين است اصل جواب و حق آن كه در ظاهر تزويج مؤمنه به منافق جايز است. از اين جهت حضرت پيغمبر صلی الله علیه و آله دو دختر خود را متعاقب تزويج نمود به ثالث، مقتوله ثانيه را پس از مقتوله اولی. و حضرت امير هم صلوات اللّه عليه بعد از امتناع بسيار و پيغام ثانی به عباس عموی حضرت كه اگر اين كار را نكند دو شاهد را تعيين می‌كنم كه در ملأ عام شهادت دهند كه او دزدی كرده و دست‌های او را به شهادت دو شاهد قطع می‌كنم، چنين كاری را در ظاهر كردند. 🔸و در باطن جنيّه‏‌ای را به صورت ام‌كلثوم فرمودند و به تصرف او دادند و ام‌كلثوم را از نظر كسانی كه بايد پنهان داشت پنهان فرمودند چنان‌كه حضرت پيغمبر صلی الله علیه و آله در باطن چنين كرده بودند. حتی آنكه آن جنيه يك روزی خود را به صورت گاوی به ثانی نمود و شاخ خود را به شكم او گذارد و او را به ديوار فشار داد به طوری كه از جان خود ترسيد و فهميد كه اين صورت يكی از جانّ است و از ترسی كه از او برداشت جرأت ابراز اين امر را نكرد. 🔹و صلی الله علی محمّد و آله مظهر العجائب و مظهر الغرائب و لعنة الله علی اعدائهم بعدد حروف الكتب بين الكتائب و قد تم فی ليلة الجمعة الحادی و عشرين من شهر ذی القعدة الحرام من شهور سنة ١٢٩۶ حامداً مصلياً مستغفراً. @AghayedNet

✔️رساله مختصری از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه 🔻درباره ازدواج دومی با دختر حضرت امیر علیه‌السلام و ازدواج عثمان با دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله 🔹بسم اللّه الرحمن الرحيم و صلی اللّه علی محمّد و آله الطاهرين. چون بعضی از برادران سؤالی فرموده بودند سؤال ايشان را مصدّر ساخته جوابی در تلو آن عرض می‌‏شود: 🔸سؤال: به شرف عرض عالی می‌رساند به اتفاق جميع فرق طائفه اماميه نكاح مؤمنه از برای غير مسلم درست نيست. چرا حضرت امير صلوات اللّه و سلامه عليه دختر خود را به عمر داده؟ استدعا دارم به احسن وجهی جواب مرقوم بفرماييد. 🔹جواب: به اتفاق جميع فرق اماميه حضرت اميرالمؤمنين عليه صلوات المصلين آنچه بكند صحيح است و مردم بايد از او تعليم بگيرند نه او از مردم. پس هرچه كرده صحيح بوده و هرچه نكرده صحيح بوده، اين است اصل جواب و حق آن كه در ظاهر تزويج مؤمنه به منافق جايز است. از اين جهت حضرت پيغمبر صلی الله علیه و آله دو دختر خود را متعاقب تزويج نمود به ثالث، مقتوله ثانيه را پس از مقتوله اولی. و حضرت امير هم صلوات اللّه عليه بعد از امتناع بسيار و پيغام ثانی به عباس عموی حضرت كه اگر اين كار را نكند دو شاهد را تعيين می‌كنم كه در ملأ عام شهادت دهند كه او دزدی كرده و دست‌های او را به شهادت دو شاهد قطع می‌كنم، چنين كاری را در ظاهر كردند. 🔸و در باطن جنيّه‏‌ای را به صورت ام‌كلثوم فرمودند و به تصرف او دادند و ام‌كلثوم را از نظر كسانی كه بايد پنهان داشت پنهان فرمودند چنان‌كه حضرت پيغمبر صلی الله علیه و آله در باطن چنين كرده بودند. حتی آنكه آن جنيه يك روزی خود را به صورت گاوی به ثانی نمود و شاخ خود را به شكم او گذارد و او را به ديوار فشار داد به طوری كه از جان خود ترسيد و فهميد كه اين صورت يكی از جانّ است و از ترسی كه از او برداشت جرأت ابراز اين امر را نكرد. 🔹و صلی اللّه علی محمّد و آله مظهر العجائب و مظهر الغرائب و لعنة الله علی اعدائهم بعدد حروف الكتب بين الكتائب و قد تم فی ليلة الجمعة الحادی و عشرين من شهر ذی القعدة الحرام من شهور سنة ١٢٩۶ حامداً مصلياً مستغفراً. @AghayedNet

✔️🔻 انسان علیینی و انسان سجینی 🔸می‌فرماید: ثم رددناه اسفل سافلین. یعنی سپس او را پست کردیم و به پایین‌ترین درکات تنزل و انحطاط برگردانیدیم که در تفسیر به‌حسب باطن و تأویل انسان سجینی مراد و مقصود است. 🔹و انسان سجینی مقابل انسان علیینی است و تمام حدود و شخصیت آن، با حدود و شخصیت انسان علیینی، مقابل و کاملاً ضد آن است. 🔸و انسان علیینی چون ماده و صورتی دارد و مظهر کلیِ ماده و صورت آن محمد و علی علیهماالسلام هستند، انسان سجینی هم ماده و صورتی دارد. یک مظهر کلی ماده و یک مظهر کلیِ صورت... . @AghayedNet

🔺روضة الانوار عباسی در اخلاق و شیوه کشورداری از آثار علامه محمدباقر سبزواری مرحوم شیخ محمدباقر سبزواری از اجداد عالم ربانی م
🔺روضة الانوار عباسی در اخلاق و شیوه کشورداری از آثار علامه محمدباقر سبزواری مرحوم شیخ محمدباقر سبزواری از اجداد عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه است. نسب مرحوم آقای شریف طباطبائی چنین است: «محمدباقر بن محمدجعفر بن محمدصادق بن عبدالقیوم بن اشرف بن محمدابراهیم بن محمدباقر محقق سبزواری.» محمدابراهیم فرزند سوم مرحوم محمدباقر سبزواری به‌ دلایلی در زمان صفویه (احتمالاً در زمان فتنه افغان که قتل و غارت و کشتار مردم اصفهان به‌خصوص اهل علم از شیعه فراگیر بود) به روستای قهی مهاجرت کرد و در قلعه آتشگاه که در منتهی‌اليه غربی روستا قرار دارد سکنی گزید. این قلعه که قدمت زيادی دارد جزء بناهای شاخص روستاست و هفت خانه است. این هفت خانه با ديواری بلند و هفت برج خشتی به ارتفاع هفت متر احاطه شده است. چندین نسل از نوادگان مرحوم محمدباقر محقق سبزواری در این قلعه زندگی کرده‌اند. ازاین‌رو به خانواده «قلعه‌ای‌ها» معروفند. بعدها فامیل‌های اشرفی، باقری و باقری محققی را برای خود انتخاب کردند. @AghayedNet