en
Feedback
2 496
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+730 days
Posts Archive
Shaykh Aḥmad al-Aḥsāʾī Part 2 .pdf4.25 KB

photo content

photo content

مخطوط رسالتَي تحقيق العلم و قاب قوسين تأليف الشيخ علي نقي بن أحمد بن زين الدين الأحسائي ( ت 1246 هـ ) ... نسخة بخط المؤلف ... نسخه خطیِ دو رساله از فرزند شیخ مرحوم، شیخ علی‌نقی احسائی رحمة‌ الله علیه، به خط مؤلف. 👇👇

مخطوط رسالتَي تحقيق العلم و قاب قوسين تأليف الشيخ علي نقي بن أحمد بن زين الدين الإحسائي ( ت 1246 هـ ) .../ نسخة بخط المؤلف ..
مخطوط رسالتَي تحقيق العلم و قاب قوسين تأليف الشيخ علي نقي بن أحمد بن زين الدين الإحسائي ( ت 1246 هـ ) .../ نسخة بخط المؤلف ...

علم حکمت.pdf0.63 KB

🌷فرمایشی از عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی رفع الله شأنه سؤال ــ بفرمایید که علم حکمت را از کدام کتاب تحصیل نماییم؟ از احادیث ائمه اطهار علیهم سلام المک المختار بیان تمام حکمت مشخص می‌شود؟ که شخص را به مراتب عالیه برساند؟ و لُبّ اللب را بفهماند؟ یا نه از احادیث تمام حکمت مشخص نمی‌شود بلکه احتیاج به کتُب قوم دارد؟ دانلودِ پاسخِ مفصل سید مرحوم اع👇👇

photo content

🌷3- کلمات ناموزون این عنوان هم یکی دیگر از شبهات درباره کتاب شرح القصیده است. ایراد این‌گونه مطرح شده است که در این کتاب، با نام‌های عجیب و نامأنوسی روبرو می‌شویم که نمی‌توان با دید ظاهر آنها را توجیه کرد. در جواب باید گفت نام‏هايى كه در اين كتاب در نام محله‏ها و صاحبان آنها ذكر شده، رمزهايى است كه نويسنده مى‏داند و اهل حكمت و مخاطبين آن و البته این مطلب، سخن عجیب و تازه‌ای نیست. يكى از مثال‏هاى محسوس آن، فرمول‏هاى شيمى است كه امروزه «نزد اهلش» كاربرد دارد و شخص عادى و عامى با ديدن آن شكل‏ها و ترتيب چيدن‏ها، هرگز چيزى نمى‏فهمد. نمونه‏ ديگر زبان رايانه‏اى است كه هرگز شخص از آن چيزى نمى‏فهمد چرا كه عدد يك و صفر به شكل‏هاى مختلف تكرار شده است و تنها رايانه آنها را دريافته و مطلب مورد نظر را نمايش مى‏دهد. خلاصه بايد گفت اين كتاب براى عموم نوشته نشده بلكه براى قشر خاصى است و آنها قدر اين فرمايش‏ها را می‌دانند و: «قدر زر زرگر شناسد قدر گوهرگوهرى». آنچه ذکر کردیم، مختصری بود از شبهاتی که پیرامون کتاب شریف شرح‌القصیدة مطرح شده است و پاسخ آن. و السلام علی من اتبع الهدی.

👆 اما موضوع ركاكت الفاظ اين فرمايشات، مسأله‏اى است روانى كه بستگى به حسن ظن و يا سوءظن خواننده نسبت به نويسنده و يا نويسندگان كتاب دارد همان‏گونه كه در داورى‏ها اين قضيه كاملاً مشهود است. مثلاً گوينده‏اى كه هرچند خوب سخنرانى كند و اهل تقوى و صلاح باشد، كسى كه نسبت به او سوءظن دارد حرف‏هاى او را حمل بر اغراض نفسانى و يا سوء تعبيرها و ... خواهد كرد. درچنين حالى خواننده و شنونده بايد خود را اصلاح كنند نه نويسنده و يا گوينده را. و شرح القصيده كتابى دویست هزار کلمه‌ای است و فقط در حدود سه يا چهار جمله ظاهراً کلمات رکیک وجود دارد – آن هم برای اهل ظاهر -، با آنچه ملاى رومى در مثنوى به عنوان «مثال» آورده قابل مقايسه نيست (ر.ك: مثنوى معنوى، دفتر پنجم، بيت 1333 و و و ....). مرحوم حاج محمد کریم کرمانی اع شديداً با تعبيرها و عقيده‏هاى وى برخورد مى‏كنند (الشهاب الثاقب، ص 79). نگاهى كه نسبت به وى (مولوى) و كتاب او وجود دارد، سبب مى‏شود كه الفاظ كاملاً مأنوس باشد و گرنه همان‏گونه كه فرمايش سيد کاظم رشتی و حاج محمد کریم کرمانی گواهى مى‏دهد، فرمايش‏هاى مشايخ عظام بر اين عالم و لغت ظاهر حمل نمى‏شود. ادامه دارد...🌷

👆 علاوه بر اين، نویسنده كتاب شرح القصيده، خود در قسمتی از کتاب، به این مطلب تصریح دارند و بی‌انصافی است که کلام نویسنده را نادیده گرفت و بی‌انصافی کرد. ترجمه نوشتار او چنین است: «آنچه از نام خانه‌ها و صاحبان آنها ... ذكر كرديم، مثل اين حيوانات زمينى نيستند؛ بلكه مراد، صفت و صورت اين حيوانات و نباتات يا جمادات می‌باشد؛ مانند آنكه در منطقةالبروج برج‌ها را نام گذارى كرده‌اند به عقرب، خرچنگ، گوسفند، گاو، شير، خوشه گندم، كمان تيراندازى، جدى، و ماهى كه اينها هيچ كدام از اين حيوانات زمينى نيستند بلكه بر صورت و صفت اين موجودات زمينى می‌باشند بلكه آنان برحسب خودشان حيواناتى نورانى هستند ثابت و سيار كه علتند براى معلولاتشان ولی به حسب متعلقات و روابط و نسبت‌هاشان دراين عالم ظاهر شده‌اند. آيا نشنيده‏اى ملائكه غلاظ وشداد براى اهل جهنم به چه صورت‌هاى زشتى ظاهرمی‌شوند؟ و حال آنكه ایشان (ملائکه) بندگان خوب خدا هستند. آيا نشنيده‏اى خدا می‌فرمايد: عليها ملائكة غلاظ شداد لايعصون الله ماامرهم ويفعلون مايؤمرون؟. وملائكه اى كه معصومند نيستند مگر خوشبويان وپاكيزگان باآنكه ظاهرميشوند به هيكلهاى وحشتناك وصورتهاى زشت ؟ آيا نشنيده اى دوملك نكير ومنكر باآنكه دوبنده هستند سياه وازرق ميباشند وسرآن دو درآسمان هفتم وپاى ايشان درزمين هفتم ميباشد ؟و همه زمين رابه يك قدم طى ميكنند و داراى موهاى سياه وچشمهائى بمانند مشعل و صداهائى بمانند رعد غرنده ميباشند. ازخداميخواهيم امراين دورا برماآسان گرداند وآنان رامبدّل به بشير و مبشر فرمايد و ملاقات نيكو ورأفت ورحمت به اين دو عنايت فرمايد فانه سبحانه على كل شى‏ء قدير. (شرح القصيدة، چاپ جديد، ص 196). سخن صاحب کتاب شرح القصیده، حكمت است و زبانی است مخصوص اهل آن و هركسى نمى‏تواند آن را بفهمد بلكه مخاطبين اين كتاب، اشخاص معينى در همان زمان و زمان‏هاى بعد بوده‏اند و هستند. با توجه به آنچه ذكر شد، همه كس نمى‏توانند به حقيقت مطلب پى برند. 👇👇

🌷2- تعبیرهای رکیک در ضمن این بیت از قصیده: هذا رواق مدینة‌العلم التی من بابها قد ضل من لا یدخل (این رواق شهر علمی است که هر که از در آن شهر وارد نشود، گمراه شده است)، تعبیرهایی دارند که با توجه به وضع ما و عالَم ما، رکیک به نظر می‌رسد. برای جواب از این شبهه، دو جواب وجود دارد: نخست آنکه کلام حکما و علما را باید بر حقیقت حمل کرد؛ نه بر اَعراض. برای تفصیل این مختصر، مثال می‌زنم به فرمایشی که درباره صفات اهل بهشت وجود دارد. مثلاً می‌فرمایند اولین چیزی را که مؤمنین می‌خورند و بعد وارد بهشت می‌شوند، جگر ماهی است (کبد حوت). آیا واقعاً جگر می‌خورند؟ آیا واقعاً ماهی در آنجا است؟ بلکه منظور از کبد حوت (جگر ماهی)، «صفتِ» آن منظور است (صفت، یعنی خاصیت، چگونگی). یا مثلاً در بهشت نهری از عسل و نهری از آب و... وجود دارد. آیا همین عسل اینجا و آب (هیدروژن و اکسیژنِ) اینجا منظور است؟ بلکه منظور، صفت اینها است که شیرینی و رفع عطش کردن و بدن را جلا دادن و ... است. حال تعابیری که مرحوم سید کاظم رشتی در کتاب شرح قصیده ذکر کرده است،‌باید حمل بر حقیقت آن کرد نه بر ظاهر آن. نویسنده کتاب ارشاد‌العوام در قسمتی از این کتاب آورده است: «نصيحتى در اين مقام به تو كنم بدانكه فهم كتاب و سنت و كلام حكما را نخواهى كرد و ربط مابين آن‏ها نتوانى داد و حلاوت علم ايشان را برنخواهى خورد و اسرار آن‏ها را درنخواهى يافت مادام كه حمل كلام ايشان را بر حقيقت‏ها نكنى و چشم از اعراض اين دنيا نپوشى و احتمال اين معنى‏هاى عرضى را ندهى زيرا كه اين عالم را آن عظم نيست كه مقصود از كلمات ايشان باشد و آن اعتبار و آن اعتنا نيست ولى نصيحتى سخت بود» (ارشاد، ج 2، ص 67).👇👇

🌷مهم‌ترین اشکال‌ها بر کتاب شرح القصیدة 1- وجود متشابهات مگر آنانی که به کتاب شریف شرح القصیدة ایراداتی وارد می‌کنند، بر این اعتقاد نیستند که «تا مشكلى مى‏رسد، تبادر به ردّ و انكار نكنيد كه مطالب عاليه را فهميدن هنر است نه ردّ و انكار»؟ (اسرار الحكم، حاجى سبزوارى - مقدمه شرح خطبة البيان، محمد بن محمود دهدار، ص 31) پس چرا درباره‏ مشايخ عظام اين اصل را رعايت نمى‏كنند؟ با اینکه برای علمای اهل سنت و بزرگان گروه‌هایی انحرافی همچون معتزله این اصل را جاری می‌کنند...؟ نخستین شبهه درباره این کتاب، «متشابه» بودن برخی عبارت‌های آن است. متأسفانه برخی حکمت استفاده سخن متشابه را نمی‌دانند چیست. استفاده از عبارت‌های متشابه (دو پهلو) دو علت دارد: اول آنکه دشمنان بهانه داشته‌ باشند و به راحتی بتوانند خورده بگیرند؛ همان‌گونه که در قرآن و فرمایش‌های معصومان – علیهم‌السلام- و علمای اَعلام عبارت‌های متشابه وجود دارد. دوم آنکه برخی معانی هست که چنان دقیق است که فقط با لفظ متشابه می‌توان بیان کرد. تفصیل این دو علت را می‌توانید در کتاب ارشادالعوام جلد دوم جلد دوم، صفحه16 بیابید. 👇👇

🌷معرفی کتاب «شرح القصیدة» و پاسخ به شبهه‌هایی پیرامون این کتاب اگر سمبل کتاب‌های مکتبی را یکی از کتاب‌های شرح ‌الزیارة الجامعة الکبیرة، شرح‌ القصیدة یا ارشاد‌العوام بدانیم، بجا سخن گفته‌ایم. هر یک از این کتاب‌ها، از جانبی همچون خورشید است ظهر هنگام؛ چرا که انباشته از معارف و اعتقادات و اخلاقیات است و از جانبی مظلوم است همچون ماه در شب ظلمانی؛ چراکه ظلم‌ها بر این کتاب‌ها وارد آمده است. آنچه در این بخش به آن می‌پردازیم، بررسی کتاب «شرح القصیدة» است. این کتاب، کتابی است عربی و با متنی دشوار و مفاهیمی عالی و از این جهت ما فارسی‌زبان‌ها چندان با آن مأنوس نیسیتم. متأسفانه یکی از اشکال‌های مخالفین بر مکتب مشایخ، «وجودِ» چنین کتابی است! مرحوم سید کاظم رشتی اع را با کتاب «شرح القصیدة» می‌شناسند. کتاب «شرح‌القصیدة» برای دیگران بسیار حائز اهمیت است. چراکه این کتاب، آخرین کتابی است که ایشان نگاشته‌اند و در آخرین سال عمر خود آن را به انتها رسانده‌اند. طبق نظر محققین، آخرین اثر یک نویسنده، چکیده و نهاییِ اعتقادات و آراء آن نویسنده است و همین نکته سبب شده است در میان کتاب‌های ایشان، این کتاب مورد توجه قرار بگیرد. معرفی کتاب «شرح‌ القصیدة» تاریخ نگارش: شرح القصیدة، عصر روز چهارشنبه‌ای در ماه جُمادَی الاُولی در سال 1259 قمری به پایان رسید. انگیزه نگارش: عبدالباقی افندی موصلی قصیده‌ای سرود و در آن قصیده، از پارچه‌ای که بر قبر پیغمبر بود و به مرقد موسی بن جعفر – در کاظمین – هدیه شد، سخن گفت. «علیرضا پاشا» از مرحوم سید کاظم رشتی اع خواست این قصیده را شرح کنند. سنّ مصنف: در آن زمان که آن بزرگوار به شرح این قصیده پرداختند، چهل و هفت سال داشتند. این کتاب، شش ماه قبل از وفات ایشان به پایان رسید. تدریس: بسیار جالب است بدانیم پس از اتمام کتاب، مؤلف به تدریس آن پرداختند. ایشان در حرم موسی بن جعفر علیهما‌السلام تدریس می‌کردند. تدریس، از نیمه آخر ماه شوال 1259 قمری شروع شد و تا ذو القعده همان سال ادامه یافت. وفات ایشان، 11 ذو الحجه همان سال واقع شد. از تدریس ایشان، رساله‌ای در دست است که توسط یکی از شاگردان ایشان به نام «محمد تقی بن حسینعلی هِرَوی» جمع‌آوری شده است. این رساله فقط تدریسِ خطبه کتاب را در بر دارد. خطبه کتاب، عبارت است از جمله‌های اول که حمد خدا و ثناء پیغمبر و آل او و ذکر دوستی دوستان و دشمنی دشمنان است. خطبه کتاب شرح القصیده، یکی از سنگین‌ترین خطبه‌ها از نظر متن عربی است که ظرایف عجیبی در آن پنهان شده است. حجم کتاب: کتاب شرح القصیده، بیش از 200000 کلمه است. از ویژگی‌های مهم این کتاب، «تشیید و محکم کردن مسئله رکن رابع» است. در جای جای این کتاب، به عبارت‌هایی برخورد می‌کنیم که این مسئله گوشز‌د شده است و دلیل‌هایی برای اثبات آن بیان فرموده اند. 👇👇

نسخه‌ای خطی از کتاب گرانسنگِ «شرح القصیده» تصنیفِ عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع
نسخه‌ای خطی از کتاب گرانسنگِ «شرح القصیده» تصنیفِ عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی اع

نسخه‌ای خطی از کتاب شریف «حقایق الطب» نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع
نسخه‌ای خطی از کتاب شریف «حقایق الطب» نگاشته عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع

photo content

🌷گواهی تملکِ عالم شهیرِ شیعی، عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه، ابتدای نسخه‌ای خطی: بسم الله الرحمن الرحیم دخل في حیازتي بالبیع البتي و أنا العبد المسکین أحمد بن زین الدین الأحسائي في سنة 1213 ممهور به خاتمی با سجع «احمد زين الدين 1203» سطر بعد: گواهی تملک فرزند ایشان: ثم صار إلی نوبه علی ابن الشیخ احمد ابن زین الدین قیمته عشرون قروشا عینا(؟) 👇👇

4_490639119521677346.docx1.05 KB