2 491
Subscribers
+124 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
2 491
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیست و ششم
✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع
💎(۵) ان اثبات الشیء لاینفی ما عداه
🔸بخشی از تعارضات ظاهری، با توجه به این قاعده اهل منطق برطرف میشود. توضیح اینکه ممکن است یکی از وجوه مسئلهای در کتابی یا موعظهای نقل شده باشد؛ اما بیان یک وجه آن، این را نمیرساند که وجوه دیگری در میان نیست. ممکن است در موعظهای دیگر یا رساله و کتابی دیگر، وجوه دیگر آن را بیان فرموده باشند. در اینباره به مثالهایی در مسئله غیبت امام زمان عجل الله فرجه اشاره میکنیم.
🔹معنی غیبت امام زمان صلوات الله علیه این است که امام برای غائبشدن، این جسم ظاهری عنصری را کنار میگذارند و جسم هورقلیایی دارند و هرگاه اراده کنند این جسم ظاهری را نیز میگیرند و دیده میشوند ولی شناخته نمیشوند. همانگونه که اجداد طاهرینش علیهمالسلام گاهی از نظرها غائب میشدند و با جسم هورقلیایی بودند. مثل زمانی که ملعونی خواست شکمبه گوسفند بر رسول خدا صلی الله علیه و آله بریزد، جلو آمد و حضرت غائب شدند و حضرت را ندید. نه اینکه حضرت از دنیا رفته باشند؛ زنده بودند اما بدن لطیف شده بود. همین حالت برای امام زمان صلوات الله علیه نیز هست.
🔸مرحوم آقای شریف طباطبائی در مواضع متعدد، به بخش دوم این معنی (دیدهشدن و شناختهنشدن) اشاره کردهاند و در مواضع دیگری بخش اول معنی را بیان کردهاند. اشاره این بزرگوار در مواضع متعدد به بخش اول معنی، مُسوّغی است برای ما که بگوییم: اثبات شیء نفی ما عدا نمیکند؛ یعنی اثبات بخش اول این معنی، بخش دوم آن را نفی نمیکند و آنجایی هم که در معنی غیبت به بخش دوم اشاره کردهاند، صحت بخش اول معنی را نفی نمیکند.
🔹برای نمونه در فرمایشی غیبت امام را به غیبت حضرت یوسف مثال میزنند(دیدهشدن و شناختهنشدن) و در بخشی به غیبت امام سجاد علیهالسلام از خضر مثال زدهاند (خلع جسم ظاهرِ ظاهر و دیدهنشدن به طور کامل.) در مواعظ ماه رمضان ١٣١٠ق به هر دو این غیبتها مثال زدهاند.
🔸بخش معتنابهی از فرمایشهای بزرگان دین اعلی الله مقامهم درباره غیبت امام زمان به خفاء عنوان با فرمایشهایی که در زمینه خفاء شخص مطرح فرمودهاند، از باب «اثبات شیء نفی ما عدا نمیکند» جمع میشود.
💎(۶) خطای ناقِلان و راویان
🔸بخشی از تعارضات، ریشه در خطای ناقلان و راویان دارد. برای مثال اشخاصی که مواعظ بزرگان دین اعلی الله مقامهم را یادداشت میکردهاند، ممکن است در نگارش بعضی اصطلاح ها، تطبیقها و نکتهها سهو کرده و جابهجا نگاشته باشند و تعارضی را با فرمایشهای دیگر به وجود آوردهاند.
همین مسئله در دروس بزرگان نیز وجود دارد و تعارضهایی است که با تأمل میتوان به سهو کاتب پی برد.
🔹در بعضی موارد این اشتباه کاتبان و ناقلان، کار را پیچیده و سخت کرده است. به طوری که هنگام نشر مواعظ یزد به ناچار، توضیحاتی در ابتدای کتاب ضمیمه کردیم و چون مناسب با این موضوع است، آن متن را نقل میکنیم:
🔸«مجموعه حاضر مواعظ شریفه آقای مرحوم کرمانی است که در سال ١٢۶١ هـ ق در یزد فرمایش فرمودهاند.
لازم به ذکر است که چند نسخه خطی از این موعظه موجود بود، و نظر به اینکه نسخه چاپی کرمان از تمام نسخ جامعتر بود علیرغم برخی اغلاط و نارساییهای انشائی آن نسخه به عنوان متن برگزیده شد، و در حدّ امکان اشکالات آن با کمکگرفتن از بعضی نسخ خطی موجود تصحیح گردید. و چون نسخه کرمان ناتمام بود و احوالات رجعت در آن ذکر نشده بود، بقیه مواعظ طبق نسخه مرحوم حاج علیاصغر آلمحمّد (مدیر) که کمغلطترین نسخ بود آورده شد.
🔹و نیز لازم به ذکر است که از قرائن چنین به دست میآید که نویسندگان در خود مجالس، مواعظ را ثبت نمیکردهاند بلکه آنچه در ذهن آنها میمانده بعد از مجالس جمعآوری مینمودهاند از این جهت چه بسا مطالبی در این مواعظ دیده شود که با فرمایشات دیگر آن بزرگوار منافات داشته باشد و نیز احیاناً اغلاطی در نسخهها دیده میشود که قهراً از خود نویسندگان است و ناچار به همان صورت تکثیر گردید.»
🔸این علت و وجه، در منابعی است که فرمایشهای شفاهی بزرگان رفع الله شأنهم در آن منابع جمعآوری شده است. دروس، مواعظ و فرمایشهای مجلسی (همچون حدیقةالاخوان) مصادیق اصلی این موضوعند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 491
🔺رساله دلاکیه، عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع.
این چاپ، از مجموعۀ عکس مؤسسۀ مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل (دکتر محمد مهدی اصفهانی) است.
@AghayedNet
2 491
🔺مدینة الحدیث
الجواهر الغوالي في شرح عوالي اللآلي
تأليف سید نعمة الله موسوی جزائری
چاپ اول، بیروت: مؤسسة ابن ابی جمهور الاحسائی لإحیاء التراث، ۱۴۳۷ق، در ۵جلد.
کتاب عوالی اللآلي در بعضی منابع مکتبی با نام غوالی اللئالی ضبط شده است.
@AghayedNet
2 491
✔️وحی کودک؛ و خبر نبوت رسول خدا و واقعه کربلا
🔻به گزارش عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع
▪️فقراتی است كه در وحی كودك است و آن كودكی بوده كه سی و چهار سال قبل از ولادت پيغمبر صلی الله علیه و آله متولد شده است و اعتبار آن مسلّمی يهود است [متنی پیشگویانه در میراث مکتوب یهودی است، مربوط به چند دهه قبل از ولادت خاتم الانبیاء که در آن از نام ایشان (محمد) و برخی حوادث دوران حیات و بعد از حیات ایشان تا آخرالزمان، خبر داده شده است. پیشگویی هایی که در خردسالی، به زبان کودکی بنی اسرائیلی به نام نحمان بن پنحاس ملقب به خاطوفا آمده اند و متن مکتوب آنها در زبان عبری با عنوان نووئت هیلد (کتاب پیشگویی های کودک یا آن طور که در منابع فارسی مشهور شده است کتاب وحی کودک) شناخته می شود.]
لهذا ايراد می شود:
▪️در وحی اول می گويد بيايند گروهی كه از جا بكنند تمام خلق را، كرده شود خرابی ها به دست پسر كنيز، دنيا را فراموش كند يا حركت دهد و دور كند، جباران را سست كند و بشكند و خار كند.
و اين فقرات ظاهر است در باره پيغمبر صلی الله علیه و آله كه پسر هاجر بود و متصف به باقی آنچه گفته بود.
و باز می گويد محمد صاحب اقتدار باشد، كل و جمله يا بهتر از همه يا تاج باشد زيرا كه به لفظ كليليا گفته و كليليا در عبری به همه اين معانی آمده.
▪️باز می گويد روشن كند چون برسد و به نشان قيامت برسد، كننده جنگ باشد و باشد از سفال گلين بيرون آمده.
و مراد از سفال گلين عرب است چنانكه در كتاب دانيال تعبير از عرب به سفال گلين آورده.
▪️باز می گويد محكم كند سخن را مدح و تسبيحات را و برود و ببُرد.
باز می گويد بپوشاند سختی را و بر اندازد سختی را و باطل كند بت را و مسلط شود آسمان را و بگذرد تا آخر.
و اين دليل معراج است و ساير صفات او.
باز می گويد او از سفال است بزرگ كند پسران بت پرستان را، نشان قولاقاو است همه او در شاديست تا آخر.
▪️بودن از سفال، عرب است و اما نشان قولاقاو است يعنی حدی بعد از حدی چنانكه در كتاب اشعياست و ظاهر آن است كه مراد آن است كه برای هر چيز حدی قرار دهد يا حدی پس از حدی برای او نازل شود.
باز می گويد بسيار شود شرافت و بسيار شود جبروت و گشوده شوند بستگان تا آخر.
▪️و عجب آنكه از صحرای كربلا هم خبر داده و گفته شش آرزومندان همان شش بدشواری افتند دشواری بعد از دشواری و چسپندگان به زحمت افتند.
باز می گويد به سختی افتند و به تنگي افتند و به عذاب افتند و كنده شوند و خورد شوند و باز می گويد به خنجر از قفا بريده شود بر كنار رودخانه و در صحرا مثل ممتحن و شكسته شده گرفته می شود در زفاف.
باز می گويد خيمه های رنگين كه نشيمن فرزندزاده گان است سوخته شود و آشكار شوند خويشان معروف كه به ناز پروريده شده بودند تا آخر.
▪️و شش نفر فرزندان اميرالمؤمنينند كه كشته شدند و چسپندگان اصحاب و به خنجر سر سيدالشهداء علیه السلام را از قفا بريدند و رودخانه فرات است و صحراء كربلا و گرفتهشدن در زفاف شايد اشاره به عروسی حضرت قاسم باشد كه مشهور است و خيمه های ايشان را سوختند و عترت اسير شدند بديهي و آشكار است.
و در حقيقت نطق طفل به اين امور حجتی است از خدا بر يهود و معجزه ايست از پيغمبر صلی الله علیه و آله و ديگر محل تأمل نيست و ادله از كتب يهود بسيار است و در اين مختصر گنجايش آن نيست و در كتاب «نصرةالدين» قدری تفصيل داده ام.
منبع: مرحوم آقای کرمانی اع، کتاب سلطانیه (در اثبات عقاید اسلامیه و ایمانیه)، مبحث اول (اثبات نبوت عامه و خاصه)
🔻متنی دیگر مرتبط با وحی کودک:
آشنایی با حجت الاسلام حاج محمدرضا خاخام بزرگ یهود، در لینک زیر:
https://t.me/AghayedNet/2932
@AghayedNet
2 491
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه محرم الحرام نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
2 491
🔺عاملی اصفهانی و تعامل با روايات باطنی با رويکرد به کتاب مقدمه مرآه الانوار و مشکاه الاسرار
صرفاً برای آشنایی با این مقاله ارائه شد.
@AghayedNet
2 491
✔️یادداشتی کوتاه بر نسخهای از تفسیر مرآة الأنوار و مشکاة الأسرار
🔹تفسیر مرآة الأنوار به شیوه روائی است و مقدمه ای مبسوط در علوم قرآن دارد؛ شامل سه مقاله و هر مقاله دارای چند فصل است.
مقدمه این تفسیر مستقلاً در ۱۲۹۵ق در تهران چاپ سنگی شده و سهواً به نام شیخ عبداللطیف کازرونی نسبت داده شد. سپس با تصحیح نام مؤلف (ابوالحسن عاملی) بارها تجدید چاپ شده است. این مقدمه، به عنوان مقدمه تفسیر البرهان منتشر شده است.
🔹در صفحه اول از نسخهای از تفسیر مرآة الأنوار...، یادداشتی درباره این کتاب نگاشته شده است که ظاهراً از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أع است. در این یادداشت اشاره شده است مصنف این کتاب، شیخ ابوالحسن، جد شیخ محمدحسن صاحب جواهر (جواهرالکلام در فقه) است و از کتاب وی تمجید فرموده اند. آخر این یادداشت مزین به کلمه «کریم» است:
«مصنف هذا الکتاب الشیخ أبوالحسن جد الشیخ محمدحسن صاحب الجواهر فی الفقه و لله درّه اعلی الله مقامه و رفع فی الخلد أعلامه و حشره مع محمد و آله سلام الله علیهم، کریم.»
🔹بعضی از موضوعات مقدمه مفصل کتاب «مرآةالأنوار...» چنین است:
ـ در بیان آنچه دلالت می کند که قرآن بطونی دارد و آیات آن تأویلات دارد؛
ـ مفاد فقره های قرآن، منحصر به یک زمان نیست؛
ـ اشاره به روایاتی که دلالت می کند باطن قرآن و تأویل آن بالنسبه به ائمه طاهرین است علیهم السلام و ولایت ایشان و تابعان ایشان؛
ـ توضیحاتی درباره ایمان به ظاهر قرآن و باطن و تأویل و تنزیل آن و... .
yon.ir/xNJtk
@AghayedNet
2 491
📹 | ۲۴ ذوالحجه روز خاتم بخشی امیرالمؤمنین علیه السلام
🔺تأملاتی بر تصدّق حضرت در نماز
@AghayedNet
2 491
✔️ عباراتی از مرحوم شیخ عباس قمی درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع
🔻نقل از الفوائد الرضویة
مرحوم شیخ عباس قمی: ...مخفی نماند که این شیخ احمد غیر از شیخ احمد بن زین الدین احسائی بحرانی حکیم متأله فاضل عارف عالم عابد محدث ماهر شاعر صاحب شرح الزیاره و شرح حکمت عرشیه ملاصدرا و شرح تبصره و رسالههای بسیار است که در اوائل سنه ۱۲۴۳ در سفر حج وفات کرد و در ظهر بقعه مبارکه ائمه بقیع صلوات الله علیهم اجمعین به خاک رفت و من بر سر قبر او رفتهام بر لوح مزارش نوشته بود:
لزین الدین احمد نور علم
یضیء به القلوب المدلهمة
یرید الجاحدون لیطفئوه
و یأبی الله الا انیتمه
و این دو شعر را از اشعار منسوبه به حضرت سیدالشهدا علیهالسلام اقتباس کردهاند. قال علیهالسلام:
سبقت العالمین الی المعالی
بحسن خلیقة و علو همة
و لاح بحکمتی نور الهدی فی
لیال فی الضلالة مدلهمة
یرید الجاهلون لیطفئوه
و یأبی الله الا ان یتمه
... و لما مات قام بمراسم عزائه المسلمون و جلس له صاحب الاشارات و المنهاج ثلثة ایام باصبهان.
الفوائد الرضویة فی احوال علماء المذهب الجعفریة، عباس قمی، ج۱، ص۷۸تا۸۰- قم:دفتر تبلیغات، ۱۳۸۵- محقق: ناصر باقری بیدهندی.
@AghayedNet
2 491
🔰🔰گونهشناسی و تحلیلِ تعارضات ظاهری
در اقوال و مکتوباتِ مشایخ عظام اعلی الله مقامهم؛
با مراجعه به منابع دستِ اول
🔻بخش بیست و پنجم
✔️علل و وجوهِ اختلافات و تعارضات ظاهری در بیانات بزرگان دین اع
💎(٣) نقلهای متفاوت
🔸مرحوم آقای کرمانی اع در رساله جواب ملاحسن مراغی، بیان میفرمایند ممکن است به علت نقلهای مختلف درباره امور واقعیه اختلافاتی در فرمایشها دیده شود و هیچ مانعی ندارد؛ چراکه این امور از شأن عقل نیست و به نقلهای موجود اکتفاء میشود. عبارت ایشان در اینباره چنین است:
🔹«...لایمکن الاختلاف فی الامور الواقعیة ابداً الا انیکون امر منشاؤه الاخبار المحضة و لابد من استنباط من الاخبار او من آیات الکتاب فحینئذ یمکن انیقول بقول بحسب ما فهمه من الاخبار ثم یعدل عنه اذا بدا له غیره او یقول غیره بغیر قوله لما بدا له و ذلک امر واقع ممکن و قد شاهدناه منهم و لیس به بأس
🔸و ذلک فی الخصوصیات الجزئیة الواقعیة التی لیس من شأن العقل درکها و لابد فیها من النقل حینئذ یمکن الاختلاف کأنیختلفوا فی عمر فلان النبی او فلان الرجل فی فلان الزمان او سیرته او سیماه او صورته او سایر خصوصیات جزئیة لابد فیها من النقل فهذا القسم من الاختلاف یقع کثیرا فتدبر.»
🔹(در امور واقعی اختلافی ممکن نیست؛ مگر اینکه منشأ آن محض خبرها باشد و باید از اخبار یا آیات استنباط کند. در این هنگام ممکن است به حسب آنچه از روایات دریافته سخنی بگوید و پس از آنکه به دریافت دیگری رسید و بدا برایش حاصل شد، از سخن نخست عدول کند یا اینکه شخص دیگری از گفته وی عدول میکند؛ چراکه دریافت دیگری برایش حاصل شده است و این امری است که واقع شده و ممکن است و ما از بزرگان مشاهده کرده ایم و اشکالی در آن نیست.
🔸این امر در خصوصیاتِ جزئیِ واقعی رخ میدهد؛ خصوصیاتی جزئی که ادراک آن شأن عقل نیست. در این موارد به نقل مراجعه میشود و در نتیجه اختلاف رخ میدهد. مثل اینکه در عمر فلان نبی یا فلان شخص یا فلان زمان یا سیره، سیما، صورت و دیگر خصوصیات جزئی اختلاف میشود. این قسم از اختلاف، بسیار رخ میدهد؛ پس تدبر کن.)
💎(۴) تغییر کلام به علتِ ترقیات باطنی
🔸در همان رساله جواب مراغی میفرمایند: «فان الشیعی لیس بمنزلة الامام یتولد بکمال العلم من بطن امه و انما علم الشیعی تدریجی یزید و ینقص و انکان بعد ما بلغ اشده و استوی لمیتطرق فی کلماته الخطاء.»
🔹(شیعه کامل همچون امام معصوم نیست که با کمال علمی از بطن مادر متولد گردد. بلکه علم شیعه به طور تدریجی زیاد و کم میشود؛ اگرچه پس از آنکه به حد کمال رسید و معتدل گردید، در کلمات او خطایی راهبر نیست.)
🔸همچنین ترقیاتِ شخصیِ بزرگان اعلی الله مقامهم را یکی از علتها برمیشمرند:
«ان المقامات تترقی و الاحلام تتزاید فی القدسی کلما وضعت لهم علماً رفعت لهم حلماً لیس لمحبتی غایة و لانهایة یمکن انیترقی الانسان درجة بعد درجة و یری ما کان یراه فی الاول سخیفاً او دنیاً فلعله یقول بقول بحسب رتبته و مقامه فی درجة ثم اذا ترقی عنه عدل عن ذلک القول الی الطف منه من نوعه و یسمع منه الاول و لایسمع منه الآخر ثم الذی یلیه یسمع منه القول الآخر فیحسب الجاهل اختلاف قولهما.»
🔹(مقامات به تدریج ترقی میکند و افکار زیاد میگردد. در حدیث قدسی است که هرچه برای ایشان علم قرار دهم حلمشان را بالا میبرم؛ برای محبت من غایت و نهایتی نیست. برای انسان ممکن است که درجهای بعد از درجهای ترقی کند و آنچه در ابتدا میدید سخیف یا پست ببیند. ممکن است به حسب رتبه و مقامش، در درجهای سخنی بگوید و پس از ترقی از آن مقام، به سخنی لطیفتر از آن عدول کند؛ البته از نوعِ همان. شنوندهای سخن اول را شنیده و سخن دوم را نمیشنوند. دیگری سخن دوم را میشنوند (سخن اول را نمیشنود) و جاهل گمان میکند میان سخنِ این دو شنونده، اختلاف است.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
