en
Feedback
میاوق

میاوق

Open in Telegram

ارتباط با ما : @miavgh

Show more
494
Subscribers
-124 hours
+57 days
+930 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+58
in 1 channels
November '240
in 0 channels
Get PRO
October '240
in 1 channels
Get PRO
September '24
+18
in 0 channels
Get PRO
August '24
+9
in 0 channels
Get PRO
July '24
+23
in 0 channels
Get PRO
June '24
+17
in 0 channels
Get PRO
May '24
+16
in 0 channels
Get PRO
April '24
+7
in 0 channels
Get PRO
March '24
+37
in 0 channels
Get PRO
February '24
+26
in 0 channels
Get PRO
January '24
+7
in 0 channels
Get PRO
December '23
+19
in 0 channels
Get PRO
November '23
+20
in 0 channels
Get PRO
October '23
+19
in 0 channels
Get PRO
September '23
+8
in 0 channels
Get PRO
August '23
+10
in 0 channels
Get PRO
July '23
+7
in 0 channels
Get PRO
June '23
+5
in 0 channels
Get PRO
May '23
+13
in 0 channels
Get PRO
April '23
+7
in 0 channels
Get PRO
March '23
+20
in 0 channels
Get PRO
February '23
+5
in 0 channels
Get PRO
January '23
+10
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '22
+6
in 0 channels
Get PRO
October '22
+3
in 0 channels
Get PRO
September '22
+6
in 0 channels
Get PRO
August '22
+5
in 0 channels
Get PRO
July '22
+8
in 0 channels
Get PRO
June '22
+6
in 0 channels
Get PRO
May '22
+12
in 0 channels
Get PRO
April '22
+36
in 0 channels
Get PRO
March '22
+14
in 0 channels
Get PRO
February '22
+4
in 0 channels
Get PRO
January '22
+16
in 0 channels
Get PRO
December '21
+12
in 0 channels
Get PRO
November '21
+10
in 0 channels
Get PRO
October '21
+14
in 0 channels
Get PRO
September '21
+11
in 0 channels
Get PRO
August '21
+17
in 0 channels
Get PRO
July '21
+13
in 0 channels
Get PRO
June '21
+15
in 0 channels
Get PRO
May '21
+12
in 0 channels
Get PRO
April '21
+22
in 0 channels
Get PRO
March '21
+497
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
11 December0
Channel Posts

2
@miavag
@miavag
1 011
3
زیبایی‌های طبیعت ❤️❤️❤️ @miavag
زیبایی‌های طبیعت ❤️❤️❤️ @miavag
1 069
4
زیبایی‌های طبیعت ❤️❤️❤️ @miavag
زیبایی‌های طبیعت ❤️❤️❤️ @miavag
1
5
حکایت چوب معلم امیر نصر سامانی یکی از امرای سامانی که از سال 301 تا  331  هجری قمری  سلطنت کرد در ایام کودکی معلمی داشت که نزد او درس می خواند ولی از ناحیه ی معلم کتک بسیار خورد زیرا سابقا بعضی معلمین  شاگردان خود تنبیه بدنی  می کردند امیر نصر کینه ی معلم را به دل گرفت و با خود می گفت هر گاه به مقام پادشاهی برسم انتقام خود را از او می کشم و سزای او را به او می رسانم وقتی که امیر نصر به پادشاهی رسید یک شب به یاد معلمش افتاد و در مورد چگونگی انتقام از او اندیشید تا اینکه طرحی به نظرش رسید و آن را چنین اجرا کردبه خدمتکار خود گفت برو در باغ روستا چوبی از درخت به بگیر و بیاور  خدمتکار رفت و چنان چوبی را نزد امیر نصر آورد و امیر به خدمتکار دیگرش گفت تو نیز برو آن معلم را احضار کن و به اینجا بیاور خدمتکار نزد معلم آمد و پیام جلب امیر را به او ابلاغ کردمعلم همراه او حرکت کرد تا نزد امیر نصر بیاید معلم در مسیر راه از خدمتکار پرسید علت احضار من چیست خدمتکارجریان را گفت معلم دانست امیر نصر در صدد انتقام است در مسیر راه به مغازه ی میوه فروشی رسید پولی داد و یک عدد میوه ی به خوب خرید و آن را در میان آستینش پنهان کرد هنگامی که نزد امیر نصر آمد دید در دست امیر نصر چوبی از درختبه هست و آن را بلند می کند و تکان می دهدهمین که چشم امیر نصر به معلم افتادخطاب به او گفت از این چوب چه خاطره را می نگری آیا می دانی با چنین چوبی چقدر در ایام کودکی من به من زدی در همان دم معلم دست در آستین خود کرد و آن میوه ی به را بیرون آورد و به امیر نصر نشان داد و گفت عمر پادشاه مستدام باد این میوه ی به این لطیفی و شادابی از آن چوب به دست آمده است یعنی بر اثر چوب و تربیت معلم شخصی مانند شما فردی برجسته به وجود آمده است امیر نصر از این پاسخ جالب بسیار مسرور و شادمان شد معلم را در آغوش محبت خود گرفت جایزه ی کلانی به او داد و برای او حقوق ماهیانه تعیین کرد به طوری که زندگی معلم تا آخر عمر در خوشی و شادابی گذشت         نیمکت‌های چوبی بیشتر از درختان جنگل میوه می‌دهند چون ریشه در تلاش معلم دارند به یادتان باشد مدرک تحصیلی شما و  توان در خواندن متن بالا  نتیجه زحمات معلمانتان است پس به نیکی از آنان یاد کنید @miavag
738
6
@miavag
@miavag
636
7
@miavag
@miavag
645
8
تشییع جنازه فردا صبح از مسجد روستا @miavag
تشییع جنازه فردا صبح از مسجد روستا @miavag
252
9
حسبی الله @miavag
حسبی الله @miavag
916
10
سلام و درود خدا بر محمد (ص) و خاندان پاکش @miavag
سلام و درود خدا بر محمد (ص) و خاندان پاکش @miavag
699
11
⚫️انا لله و انا اليه راجعون⚫️ با سلام خدمت اهالی میاوق خانم پریزاد دل آذر مادر گرامی آقای وحید جافر به رحمت خدا پیوست تشییع جنازه از مسجد روستا   ۱۴۰۲/۰۹/۲۶ @miavag
935
12
@miavag
@miavag
919
13
هم اکنون تشییع جنازه از مسجد روستا
117
14
تشییع جنازه از بیمارستان امام
146
15
⚫️انا لله و انا اليه راجعون⚫️ با سلام خدمت اهالی میاوق خانم جبران نادری خواهر  آقای عسگر نادری به رحمت خدا پیوست تشییع جنازه صبح روز پنجشنبه   ۱۴۰۲/۰۹/۲۲ @miavag
969
16
خانم جبران نادری خواهر  آقای عسگر نادری به رحمت خدا پیوست
1
17
هر وقت بابام می‌دید لامپ اتاق یا پنکه روشنه و من بیرون اتاقم، می‌گفت چرا اسراف؟ چرا هدر دادن انرژی؟ 🤔 آب چکه می‌کرد، می‌گفت: اسراف حرامه!😔 اتاقم که بهم ریخته بود می‌گفت: تمیز و منظم باش؛ نظم اساس دینه..🙄 حتی درزمان بیماریش نیز تذکر می‌داد مدام حرفهای تکراری وعذاب‌آور،😤 تا اینکه روز خوشی فرا رسید؛ چون می‌بایست در شرکت بزرگی برای کار، مصاحبه بدم. با خود گفتم اگر قبول شدم، این خونه کسل کننده و پُر از توبیخ رو، ترک می‌کنم.😅 صبح زود حمام کردم، بهترین لباسمو پوشیدم و خواستم برم بیرون که پدرم بِهم‌ پول‌ داد و با لبخند گفت: فرزندم!😍 ۱-مُرَتب و منظم باش؛ ۲-همیشه خیرخواه دیگران‌ باش ۳-مثبت اندیش باش؛ ۴-خودت رو باور داشته باش؛ تو دلم غُرولُند کردم که در بهترین روز زندگیم هم از نصیحت دست بردار نیست و این لحظات شیرین رو زهرمارم می‌کنه!😔 با سرعت به شرکت رویایی‌ام رفتم، به در شرکت رسیدم، با تعجب دیدم هیچ نگهبان و تشریفاتی نبود، فقط چند تابلو راهنما بود! به محض ورود، دیدم آشغال زیادی در اطراف سطل زباله ریخته، یاد حرف بابام افتادم؛ آشغالا رو ریختم تو سطل زباله.. اومدم تو راهرو، دیدم دستگیره در کمی از جاش دراُومده، یاد پند پدرم افتادم که می‌گفت: خیرخواه باش؛ دستگیره رو سر جاش محکم کردم تا نیوفته! از کنار باغچه رد می‌شدم، دیدم آبِ سر ریز شده و داره میاد تو راهرو، یاد تذکر بابا افتادم که اسراف حرامه؛ لذا شیر آب رو هم بستم..‌ پله‌ها را بالا می‌رفتم، دیدم علیرغم روشنی هوا چراغ‌ها روشنه، نصیحت بابا هنوز توی گوشم زمزمه می‌شد، لذا اونا رو خاموش کردم! به بخش مرکزی رسیدم و دیدم افراد زیادی زودتر از من برای همان کار آمدن و منتظرند نوبتشون برسه چهره و لباسشون رو که دیدم، احساس خجالت کردم؛ خصوصاً اونایی که از مدرک دانشگاههای غربی‌شون تعریف می‌کردن! عجیب بود؛ هر کسی که می‌رفت تو اتاق مصاحبه، کمتر از یک دقیقه می‌امد بیرون! با خودم گفتم: اینا با این دَک و پوزشون رد شدن، مگر ممکنه من قبول بشم؟ عُمراً!! بهتره خودم محترمانه انصراف بدم تا عذرمو نخواستن! باز یاد پند پدر افتادم که مثبت اندیش باش، نشستم و منتظر نوبتم شدم🍃🌺 *اون‌روز حرفای بابام بهم انرژی می‌داد* توی این فکرا بودم که اسم‌مو صدا زدن. وارد اتاق مصاحبه‌ شدم، دیدم۳نفر نشستن و به من نگاه می‌کنند😳 یکی‌شون گفت: کِی می‌خواهی کارتو شروع کنی؟ لحظه‌ای فکر کردم، داره مسخره‌م می‌کنه یاد نصیحت آخر پدرم افتادم که خودت رو باور کن و اعتماد به نفس داشته باش! پس با اطمینان کامل بهشون جواب دادم: ِان شاءالله بعد از همین مصاحبه آماده‌ام یکی از اونا گفت: شما پذیرفته شدی!! باتعجب گفتم: هنوزکه سوالی نپرسیدید؟! گفت: چون با پرسش که نمی‌شه مهارت داوطلب رو فهمید، گزینش ما عملی بود. با دوربین مداربسته دیدیم، تنها شما بودی که تلاش کردی از درب ورود تا اینجا، نقصها رو اصلاح کنی.. در آن لحظه همه چی از ذهنم پاک شد، کار، مصاحبه، شغل و.. هیچ چیز جز صورت پدرم را ندیدم، کسی که ظاهرش سختگیر، اما درونش پر از محبت بود و آینده نگری.. عزیزانم! در ماوراء نصایح و توبیخهای‌ مادرها و پدرها، محبتی نهفته است که روزی حکمت آن را خواهید فهمید... اما شاید دیگر آنها در کنار ما نباشند: می‌گن قدیما حیاطها درب نداشت اگر درب داشت هیچوقت قفل نبود... می‌دونید چرا قدیمیا اینقدر مخلص بودند؟ چرا اينقدر شاد بودن؟ چرا اينقدر احساس تنهايی نمی‌كردند؟ چرا زندگی‌ها بركت داشت؟ چرا عمرشون طولانی بود؟... چون تو کتاب‌ها دنبال ثواب نمی‌گشتند که چی بخونند ثواب داره، دنبال عمل‌کردن بودند. فقط یک کلام می‌گفتند: خدایا به داده‌هایت شکر. نمی‌گفتند تشنه رو آب بدید ثواب داره می‌گفتند آب بدید به بچه که طاقت نداره موقعی که غذا می‌پختند، نمی‌گفتند بدیم ‌به همسایه ثواب داره، می‌گفتند بو بلند شده، همسایه میلش می‌کشه ببریم اونا هم بخورن. موقعی که یکی مریض می‌شد نمی‌گفتن این دعا رو بخونی خوب می‌شی، می‌رفتن خونه طرف ظرفاشو می‌شستن جارو می‌زدن، غذاشو می‌پختن که بچه‌هایش‌غصه نخورن اول و آخر کلامشون رحم و مهربانی بود. به بچه عیدی می‌دادند، می‌گفتن دلشون شاد می‌شه به همسایه می‌رسیدن می‌گفتن همسایه از خواهر و برادر به آدم نزدیکتره... خدایا قلب ما را جلا بده که تو کتاب‌ها دنبال ثواب نگردیم خودمان را اصلاح‌کنیم و با عمل کردن به ثواب برسیم‌ 💝 نه فقط با خواندن دعا... مهربان باشیم محبت کنیم بی‌منت...💗 *پیشنهاد میکنم این متن تاثیر گذار رو برای دوستان ، عزیزان و بچه هاتون بفرستید.* نیکوکاری همیشه پول دادن نیست. همین هم میتونه نیکوکاری باشه. شاد باشید.🙏 @miavag
1 212
18
یا الله @miavag
یا الله @miavag
992
19
@miavag
@miavag
822
20
توصیه های احد عظیم زاده تاجر آذربایجانی فرش در خصوص ثروتمند شدن @miavag
توصیه های احد عظیم زاده تاجر آذربایجانی فرش در خصوص ثروتمند شدن @miavag
777