en
Feedback
باورهای قدیم و اندیشه های نو

باورهای قدیم و اندیشه های نو

Open in Telegram

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه - زمر ۱۸ محمد صالحی m.salehy@gmail.com @m_salehy

Show more
4 010
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1130 days
Posts Archive
#فریاد_عیسی(ع) بر سر #عالمان_دینی_ریاکار عیسی ابن مریم (ع) می فرماید : " ای #علمای_دین که بر مسند موسی نشسته اید :! شما خود را به مردم ، #پارسا نشان می دهید ، اما در باطن ، مملو از #ریاکاری و شرارتید . وای برشما ای #علمای ریاکار دین ! شما برای پیامبران ، #مقبره می سازید . ای #ماران ! چگونه از #مجازات جهنم خواهید گریخت ؟ انجیل متی ، فصل 23 ، آیه های 2 و 28 و 29 و 33 #سال_نو_میلادی بر همگان مبارکباد محمد صالحی https://telegram.me/beshnofekrkon

در کلام زیبای عیسی (ع) تولد حضرت عیسی ع و سال نو میلادی مبارک❤️🌴🌷 تعالیم و پیامهای پیامبران ، برای تزکیه انسانهاست . آنجا که حضرت حق می فرمایند : هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم اياته و يزکيهم . 1 " او کسى است که در ميان جمعيت درس نخوانده ، رسولى از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مى‏خواند و آنها را تزکيه مى‏کند ." و همه از یک مبدا ، و آن هم خداوند حکیم ، صادر شده ، بنابر این هر پیامبری ، کتاب قبلی را تصدیق می کند . آنجا که خداوند می فرماید : و انزلنا اليک الکتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الکتاب و مهيمنا عليه 2 " و اين کتاب [= قرآن‏] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالى که کتب پيشين را تصديق مى‏کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛" ذیلا در این ایام مبارک ، به گوشه ای از پیامهای اخلاقی عیسی(ع) ، نظر بیفکنیم : 1- اگر تنها ، آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند ، چه پاداشی خواهید داشت ؟ که مردمان پست نیز چنین کنند . 3 2- و اگر تنها برادران خود را درود گوئید ، چه برتری بر کافران دارید ؟ زیرا اینان نیز چنین کنند .4 3- هنگام دعا ، عباراتی توخالی تکرار نکنید ، آنگونه که بت پرستان می کنند ، زیرا آنان می پندارند به سبب زیاده گفتن ، دعایشان مستجاب می شود . 5 4- اگر خطاهای مردم را نبخشید ، پدر شما ( خداوند ) نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید . 6 5- بر زمین ، گنج میندوزید ، جایی که بید و زنگ ، زیان می رساند ، و دزدان نقب می زنند و سرقت می کنند . 7 6- بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید ، آنجا که بید و زنگ زیان نمی رساند و دزدان چاله نمی کنند و سرقت نمی کنند . 8 7- زیرا هرجا ، گنج توست ، دل تو نیز آنجا خواهد بود . 9 8- پس به شما می گویم ، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید، یا چه بنوشید ، و نه نگران بدن خود ، که چه بپوشید . آیا زندگی ، از خوراک ، و بدن ، از پوشاک مهمتر نیست ؟ 10 9- پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبار ذخیره می کنند و پدر آسمانی ( خداوند ) به آنها ، روزی می دهد . آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید ؟ 11 10- کیست از شما ، که بتواند با نگرانی ، ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ 12 11- پس نگران فردا نباشید ، زیرا فردا ، نگرانی خود را خواهد داشت . مشکلات امروز ، برای امروز کافیست . 13 12- داوری نکنید ، تا بر شما داوری نشود . 14 13- زیرا به همانگونه که بر دیگران ، داوری کنید ، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید ، برای شما وزن خواهد شد . 15 14- چرا پرکاهی را در چشم برادرت می بینی ، اما از کنده ای که در چشم خود داری غافلی ؟ 16 15- بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . 17 16- با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . این است خلاصه تورات و نوشته های پیامبران . 18 17- فقط با عبور از در تنگ ، می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و همه کسانی که به آن راه می روند ، براحتی می توانند داخل شوند . 19 18- اما دری که به زندگی جاودان باز شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . 20 زیرنویسها : 1- قرآن – سوره جمعه آیه 2 2- قران – سوره مائده آیه 48 3- انجیل متی فصل5 آیه 46 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 32 4- انجیل متی فصل5 آیه 47 – لوقا فصل 6 آیه 33 5- انجیل متی فصل6 آیه 7 6- انجیل متی فصل6 آیه 15 7- انجیل متی فصل6 آیه 19 8- انجیل متی فصل6 آیه 20 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 33 9- انجیل متی فصل6 آیه 21 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 34 10- انجیل متی فصل6 آیه 25 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 22 11- انجیل متی فصل6 آیه 26 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 24 12- انجیل متی فصل6 آیه 27 13- انجیل متی فصل6 آیه 34 14- انجیل متی فصل7 آیه 1 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 37 15- انجیل متی فصل7 آیه 2 16- انجیل متی فصل7 آیه 3 17- انجیل متی فصل7 آیه 7 – انجیل مرقس فصل 11 آیه 24 18- انجیل متی فصل7 آیه 12 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 31 19- انجیل متی فصل7 آیه 13 – انجیل لوقا فصل 13 آیه 24 20- انجیل متی فصل7 آیه 14 تحقیق : محمد صالحی – 8/ 10/ 90 مصادف با دهه ولادت عیسی (ع) و نو شدن سال میلادی https://t.me/beshnofekrkon http://mahsan.parsiblog.com

🌹🍀وقتی کشیشی به قدرت برسد، مسیح به صلیب دوم میخ می‌شود - ولتر در تاریخ اندیشه، معدود کسانی هستند که همچون " #ولتر"، خنده را به تیغی برنده بدل کردند و قلم را به شمشیری کهنه‌ناشونده. او نه ‏کشیش بود، نه پادشاه، نه فرمانده؛ اما با زبان خود، سلسله‌مراتب دینی را لرزاند، معابد تزویر را درید، و هیبت کلیسای کاتولیک را ‏در انبوهی از سطرهای گزنده به سخره گرفت. اگر " #روسو" با سوزِ دل و خلوصِ وجدان با کلیسا درافتاد، " #ولتر" با خنده‌ای هوشیار، با ‏نیشخندی تلخ، و با جملاتی که تا امروز همچون پتک فرود می‌آیند بر بنای جهل‎.‎ او فرزند قرن #روشنگری بود، اما نه روشنگری در قاب درسی و موقر. روشنگری "ولتر"، دیوانه‌وار، رادیکال، بی‌پروا، و عصیان‌گر بود. ‏او نخواست اصلاح کند؛ خواست افشا کند. دشمنی‌اش با کلیسا نه از جنس الحاد سطحی، بلکه از ژرفای نفرتی اخلاقی نسبت به ‏ریا، سرکوب و خشونت نهادینه‌شده‌ای بود که در پوشش خدا سخن می‌گفت و در عمل، از خدا می‌دزدید‎.‎ " #ولتر" گفت‎:‎ ‏«اگر خدا را نمی‌شناختیم، مجبور بودیم او را اختراع کنیم. اما وای به وقتی که این اختراع در دست کشیشان باشد‎.» او #خدا را نفی نمی‌کرد؛ اما می‌دانست که آنچه کلیسا عرضه می‌کند، خدا نیست؛ بت است. بتِ قدرت، بتِ تعصب، بتِ اطاعت ‏کورکورانه‎.‎ با همان زبان تیز، می‌نویسد‎:‎ ‏«کلیسا همواره مشتاق آزادی بیان بوده... البته برای خودش، نه برای دیگران‎.‌‏»‏ "ولتر" مرد مناظره نبود؛ مرد یورش بود. در رساله‌ها، داستان‌ها، و طنزهای پرشورش، از کاندید گرفته تا نامه‌ها از انگلستان، سیمای ‏دین رسمی را به آینه‌ی مضحکه کشید‎.‎ ‎ او باور داشت که #دین، آن‌گاه که با #دولت هم‌خو شود، تنها نتیجه‌اش سوزاندن انسان‌هاست — هم در میدان شهر، هم در ‏وجدانشان‎.‎ در دفاع از قربانیان تعصب مذهبی، بی‌نظیر بود. وقتی ژان کالاس، مردی پروتستان، به‌ناحق به جرم قتل پسرش و ارتداد محکوم شد، ‏"ولتر" سکوت نکرد. برخاست، فریاد زد، نوشت، روشنگری را به صحنه آورد و نوشت آن جمله‌ی ماندگار را‎:‎ ‏«له کنید منحوس را ‌‎! (Écrasez l'infâme!)‌‏ »‏ ‏«منحوس» برای "ولتر"، همان قدرت دینی فاسد بود؛ کلیسایی که به‌جای بخشش، مجازات می‌آورد؛ به‌جای خرد، خرافه می‌کاشت؛ و ‏به‌جای عشق، ترس می‌پراکند‎.‎ " #ولتر" می‌دانست که قدرت کلیسا تنها در شمشیر نیست، بلکه در #جهل است. پس تصمیم گرفت روشنگری کند، نه برای نخبگان، ‏بلکه برای مردم؛ برای کسانی که قربانی‌اند اما زبان ندارند‎.‎ در جهانی که فریاد نمی‌توانست بر بلندای محراب غلبه کند، ولتر فریاد زد. با طنز، با وقاحت، با زرنگی، با فلسفه، با شوخی‌هایی که ‏جدی‌تر از هزار خطابه بودند‎.‎ او #ایمان را مسخره نکرد؛ ایمانِ دست‌درازی‌شده را کوبید. می‌دانست که انسان‌ها به معنا نیاز دارند، به راز، به تسلا. اما فریاد می‌زد‎:‎ ‏«وقتی #کشیشی به #قدرت برسد، #مسیح به #صلیب دوم میخ می‌شود‎.‌‏»‏ شجاعت "ولتر"، در این بود که در دل قرن هجده، در برابر طغیان کلیسای متحد با سلطنت ایستاد، بی‌آنکه تردید کند. تبعید شد، تهدید ‏شد، آثارش سوزانده شد، اما نوشت. چون می‌دانست که زبان، تنها سلاح باقی‌مانده در دست عقل است‎.‎ او در #وصیت‌نامه‌اش نوشت‎:‎ ‏«من با همه‌ی وجود از نفرت، تعصب، خشونت، و جهل متنفرم، به‌ویژه وقتی لباس مقدس به تن می‌کنند.»‏ و این نفرت، نه از کینه، بلکه از عشق می‌آمد. عشق به انسان. به آزادی. به خرد. به زندگی‌ای که با ترس از آتش جهنم آمیخته نشده ‏باشد‎.‎ "ولتر" #خدای_خرافه را سوزاند تا شاید جایی برای #خدای_حقیقت باز شود. و اگر هنوز در جهانی زندگی می‌کنیم که می‌توان از ‏مذهب پرسید، اگر هنوز کسی جرأت می‌کند بپرسد "چرا باید اطاعت کرد؟"، این جسارت، وامدار آن مرد خندانِ گزنده است؛ ‏"ولتر"‎.‎ کلیسا خواست او را بسوزاند؛ تاریخ، اما او را به آتشی بدل کرد که هنوز می‌سوزاند — نه برای خاکستر کردن، که برای بیداری... قربان_عباسی

#قوام به معنای برتری نیست ، به معنای #پشتوانه است . آيه اي كه مورد توجه بسياري از شبهه گيران بر آموزه هاي قرآني واقع شده است ، آيه زير بوده كه به زعم آنها ، شخصيت زن را تحقير و در ذيل مرد و درجه دوم معرفي كرده است . الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا من اموالهم ( سوره نسا ، آيه 34 ) مردان، پشتوانه زنانند ، بخاطر ( و #مشروط به ) وجود ( #برتريهاي طبيعي ) که خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است ، و بخاطر ( و #مشروط بر ) #انفاقهايى که مردان از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند. آنچه از آيه فوق برداشت غلط شده ، افضل دانستن جنس مرد نسبت به زن بوده است ، در حاليكه خداوند در دو حالت و مشروط به دو شرط ، مرد را قوام و پشتوانه زن معرفي كرده است نه برتر . 1⃣ #تفاوتهاي_طبيعي مرد نسبت به زن مردان بدلیل شرایط فیزیکی و احیانا ویژگیهای روحی خود که امکان برخورد با سختیهای بیرونی و زندگی و دفاعی را بیشتر دارا هستند ، بطور ذاتی مورد تکیه زنان ( همسر ) قرار میگیرند . و اين يك سنت و قاعده كلي در هستي است . بطور مثال ، حتی در گروهها و اردوهاي دسته جمعي نیز معمولا چنین است . ولي اين شرط تا زماني محقق است كه مقدمات آن از قبيل شرايط فيزيكي و روحي مرد براي برخورد با سختيهاي مشترك زندگي ، نسبت به زن ، متناسبتر باشد . بنابر این اگر زنی شرایط فوق الذكر را داشت ، که امکان مدیریت سختی و .. را داشته باشد ، طببعتا شامل آیه نشده و موضوع منتفي خواهد بود . 2⃣ #نفقه_خور بودن زن قسمت دوم آیه ، اختصاص به زنان عصر نزول دارد که نفقه خور مرد بودند . و امروز در صورتی که خود زنان ، حاضر به حذف آن و مشارکت در زندگی بشوند ، عملا دیگر مصداق آیه نمیشوند . پس این بخش نيز عرضی و تابع وجود شرط مذكور است نه ذاتی و ثابت . بهر حال خداوند ، از زنان و مردانی صحبت میکند که آن شرایط فوق الذکر را دارا هستند ، نه همه زنان اعصار عالم . #تذكر : خداوند در قرآن كريم اصول ثابت و فراتاريخي مشخصي را مطرح كرده است ( مانند يكساني زن و مرد از نظر ارزش ذاتي = وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ، اسرا آيه 70 ) كه با توجه به آنكه پيام او در يك فضاي بشري با همه محدوديتهاي درك و پذيرش مردم نازل شده ، اين اصول در يك روند تدريجي و مرحله اي ، قابل حصول بوده و تبعا آياتي كه ناظر به موضوعات و احكام اجتماعي ، در دوران حكومت پيامبر در مدينه نازل شده است ، از اين فرايند تدريج و مرحله اي خارج نبوده و شخص منصف بايستي كل آيات قرآن را در يك مجموعه به هم پيوسته و در هم تنيده مورد مطالعه و بحث قرار دهد . و الا بدون توجه به اصول و روح حاكم بر قوانين و موضوعات مطرح در احكام اجتماعي قرآن ، و بر اساس يك نگاه نادرست " #احكام_محوري " ، سعي بر تثبيت و ابقاي آن احكام داشته باشيم ، قطعا قرآن را در چالشي بس بزرگ و تخريب كننده قرار خواهيم داد ، كه فردا مورد مواخذه جدي خداوند قرار خواهيم گرفت . محمد صالحي – 30/1/95 @beshnofekrkon http://mahsan.rasekhoonblog.com

بمناسبت سالروز رحلت مرحوم استاد #منتظری ، که روحی نو به اسلام رها شده در دست مدعیان دینی که لباس پیامبری پوشیده ولی جز ظلم و خود مطرح کردن نداشتند ، دمید . از مهمترین #ویژگیهای ایشان : 1️⃣بازگرداندن جایگاه عقل عرفی در استنباط احکام . 2️⃣ترجیح حکم عقل بر حکم شرع ، در جایی که حکم شرعی نتواند عقل را مجاب کند . 3️⃣ اعلام اینکه حقوق بشر از حقوق ذاتی انسانست نه دستوری خداوند . 4️⃣تصریح به اینکه هر انسان ، به آن دلیل که انسان است ( از هر رنگ و نژاد و دین ) ، دارای ارزش ذاتی است و به همین دلیل ، همه حقوق بشر بر او جاریست . 5️⃣نمایشگر مهر و محبتی بود که از وجودش ساطع می شد . 6️⃣دنیا و همه متعلقاتش را وسیله ای برای تمرین بروز عشق و محبت خدا گونه به مردم می دانست نه ابزاری برای فرعونیت و قدرتنمایی . 7️⃣ حکومت را از حقوق مردم و مشروعیت حاکم را به انتخاب مردم می دانست . 8️⃣ ورود حکومت به عرصه خصوصی زندگی مردم و الزام به رعایت احکامی مانند حجاب و .. را خلاف می دانست . 9️⃣ امر به معروف و نهی از منکر را در حوزه حکومت و جلوگیری از خودکامگی حاکمان ، می دانست نه دخالت حکومتی در زندگی مردم . 🔟و در یک کلام ، انسانی بود که در تخلق به اخلاق الهی و اتصاف به ویژگیهای محبت و عشق به مردم ، الگویی بی بدیل بود . و در گذشتن از بالاترین مقامات دنیایی ( حکومت ) ، بخاطر دفاع از حقوق مردم ، اسوه ای بیمانند بود . محمد صالحی - ۲۹/۹/۹۵ https://t.me/beshnofekrkon/1038

#کارل_آرمسترانگ نویسنده آمریکایی در مورد #محمدص می گوید. پ.ن: آرمسترانگ نویسنده کتابهای: زندگی‌نامه پیامبر اسلام ص تاریخچه‏اى از خدا اسلام: تاریخى کوتاه کتاب بودا بنیادگرایى در آیین یهود، مسیحیت و اسلام در آغاز: تفسیرى نوین از پیدایش تاریخ اورشلیم: یک شهر، سه دین خداشناسى از ابراهیم تاکنون آدمسترانگ‌ در باره «زندگینامه پیامبراسلام ص» که یک ماه پس از حادثه یازدهم‌ سپتامبر انتشار یافت می نویسد: 1⃣ غیرمنصفانه است که اقدام چند مسلمان افراطى را به آیین پیامبر اسلام نسبت دهیم و دین او را دین ترور، قتل و وحشت بنامیم. 2⃣در تورات و انجیل و در عملکرد اسرائیل یهودى و امریکاى مسیحى هم موارد بسیاری وجود دارد که می‌توان با دستاویز قراردادن آنها در برابر یهودیان و مسیحیان جبهه‌گیری کرد، اما چرا کسى از آنها براى تروریست خواندن پیروان موسى(ع) و هواداران عیسى(ع) استفاده نمى‏کند؟ آرمسترانگ مى‏گوید حمله گسترده به مقدسات ‏اسلامى، او را واداشت که براى دفاع از اسلام و روشن شدن ذهن‏ مسیحیان غربى نسبت به چهره نورانى پیامبر(ص)، زندگى واقعى پیامبر(ص) را تحریر نماید. محمد صالحی فایل کتاب:👇 https://t.me/beshnofekrkon/188

«پاسخی به مقاله سرشار از دروغ، تهمت و افترا علیه مرحوم آیت‌الله #صالحی_نجف‌آبادی نویسنده شهید جاوید» در ۱۴ آذرماه، نوشته‌ای از مرتضی نجفی قدسی به بهانه حمله به آقای دکتر سلیمانی اردستانی در سایت روزنامه اطلاعات منتشر شده و به آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی نویسنده کتاب #شهید_جاوید حمله شده با محتوایی که مشخص است نقادی عالمانه نیست. چند نکته دراین باره: 1⃣عاشورا پژوهان خود را از مراجعه به شهید جاوید بی نیاز نمی‌دانند حتی اگر عقیده آنها با آن زاویه داشته باشد. این نشان از آن دارد که شهید جاوید بعنوان یک تحقیق عمیق و وزین در موضوع امام حسین(ع) جای خود را باز کرده است. ‌انبوهی از نامه‌ها و تقریظ و حتی نقدها از علمای جهان اسلام این مدعا را بخوبی اثبات می کند. 2⃣نویسنده، تهمت وهابیت به اندیشه‌های دانشمندی زده که تلمذ در محضر آیت‌الله العظمی بروجروی و همزمان از آیت‌الله خمینی به همراه آیت‌الله منتظری را دارد. ایشان یکی از امضاکنندگان مرجعیت امام بودند که به این جرم سه سال تبعید رژیم شاه را در نقاط دور افتاده را تحمل کرده‌اند و همواره به جرم طرفداری و تبلیغ امام خمینی تحت فشار و مزاحمت‌های ساواک بودند. او از امام خمینی اجازه دریافت سهم امام داشتند. آیا مبارزی که زندگی خود را صرف حمایت از دین حنیف، انقلاب و آرمان‌های آن کرد، متاثر از وهابیت است؟! او عمق عشق خویش به خاندان نبوت و به ویژه امام حسین(ع) را در کتاب شهید جاوید بیان کرده است. ‌‌3⃣ در مقاله چاپ شده در روزنامه اطلاعات، داستانی از قول آقای مجاهدی نقل شده که قابل تحقیق و پیگیری نمی‌باشد و هیچ استنادی برای آن وجود ندارد و کاملا ساخته شده ذهن نویسنده است! 4⃣ آقای نجفی قدسی، نوشته است ساواک به نشر کتاب شهید جاوید کمک کرده است. در حالی‌که اسناد به جا مانده از ساواک که بخشی از آن در کتاب توطئه شاه و ساواک بر علیه امام خمینی به چاپ رسیده است اثبات می‌کند که ساواک با برنامه‌ریزی و هماهنگی با مأموران خود در لباسهای مختلف حتی در لباس روحانی و مداح سعی می‌کند با تحریک مخالفان شهید جاوید که بسیاری از همفکران نویسنده مقاله بودند، به این مقصود برسد: کوبیدن‌شخصیت‌های انقلابی و لکه‌دار نمودن نهضت امام خمینی و طرفداران آن. 5⃣ پیامبر( ص) می‌فرماید: "اختلاف أمتی رحمه"  اختلاف آرا و به عنوان یک اصل پذیرفته شده در مجامع علمی است. حوزه‌ای که در آن مباحثه نباشد، مرده است. وقتی که اولین چاپ کتاب شهید جاوید منتشر شد، شهید آیت‌الله #مطهری که از دوستان قدیم آیت‌الله صالحی بودند، به ایشان فرموده بودند: شما کتاب شهید جاوید را بیست سال زود منتشر کرده‌اید و باید زمانی انتشار می‌دادید که جامعه اسلامی پخته‌تر بوده و نظرات و تحقیقات جدید را بخوبی درک و تحمل نمایند. با اینکه این دو عالم وارسته در بخشی از قیام سیدالشهدا (ع) با هم اختلاف نظر داشتند، اما محترمانه و با رعایت ادب نظرات خود را مطرح نمودند. کتاب نقدی بر حماسه حسینی آیت‌الله مطهری ،خود بر این مطلب گویاست و اینها درسی است برای همه ما. تاریخ ثابت کرده با هوچی‌گری و‌‌ دروغ‌پردازی و تهمت هرگز نمی‌توان اندیشه‌ای را نابود کرد. 6⃣ در مورد ادعای نویسنده و سوء استفاده از مرحوم علامه طباطبایی. آنچه من می‌دانم این است که ایشان در مورد علم امام، نظراتی داشتند که نویسنده شهید جاوید بسیار مؤدبانه و عالمانه مطالبی در کتاب عصای موسی آورده‌اند. چنین روشی در حوزه بسیار طبیعی ومعمول است. ولی نویسنده تعمدا این روال حوزه را نادیده می‌گیرد و برای کوبیدن شهید جاوید و مرحوم صالحی، از بزرگی مانند علامه طباطبایی به عنوان حربه استفاده می‌کند. مطالب دیگری در نقد غیر عالمانه نویسنده وجود دارد که برای اختصار، از آن صرف نظر کردم. و در پایان به عنوان فرزند آیت‌الله صالحی توصیه می‌کنم که کتاب شهید جاوید و خاطرات آیت‌الله صالحی را و دیگر آثار ایشان را بدون حب و بغض به دقت مطالعه شود و اگر نقدی وجود دارد عالمانه و بدون توهین و افترا نوشته و بیان گردد که قطعا روح مرحوم والد ما از آن شادمان خواهد بود. محسن صالحی نجف‌آبادی ۲۳ آذر ۱۴۰۴

آیا #دین گریزی_مطلقا مذموم است؟! مرحوم #احمد_قابل از شاگردان آیت الله منتظری در پاسخ می‌گوید: من پیش از بیماری و در چند سخنرانی بحث #دین_گریزی را در صحنه دنیا به عنوان یک بحث ضروری مطرح کردم. معتقدم شرایط زندگی در دنیا به گونه ای رقم خورده که باید یک #دین_گریزی به خصوص در ایران انجام می گرفت. یعنی در ایران یک دینی درست شده بود که باید گریز از آن آغاز می شد و الان هم بر همین اعتقاد هستم. اگر جوانان و مردم این مملکت تصمیم نگیرند که از این دینی که در اختیارشان گرفته گریزان شوند من به #عقل این مردم شک می کنم. یعنی هرکس عقل داشته باشد باید از این دینی که عرضه شده و عرضه می شود گریزان باشد. زمانیکه یک #دینی به شما عرضه می کنند که خط بر روی #عقلانیت می کشد غیر از #گریز از آن دین کاری نمی شود کرد. بعضی ها می گویند با آن بجنگیم. اما ما اهل جنگ نیستیم و جامعه را به خشونت دعوت نمی کنیم. حداکثر کاری که به صورت خردمندانه می توانیم انجام دهیم این است که به لحاظ منطقی با آن مبارزه کنیم. از آن گریزان باشیم و به جوانان بگوییم با این دین ارتباط برقرار نکنند. بنابراین #دین_گریزی بد نیست و در بعضی جاها به لحاظ عقلی لازم است. مدتی که از انقلاب گذشت و رفتارهای سوء همکاران و #همصنفان خودم را دیدم پیش خودم می گفتم خدایا چگونه می شود و با چه قدرتی می توانیم جامعه را از این مساله آگاه کنیم که کسانی دارند به اسم دین به دین صدمه وارد می سازند؟ اما می دیدم هیچ راهکاری نیست. اما همینطور که زمان پیش می رفت می دیدم که خود #روحانیت با دست خودش کارهایی می کند و با ادعاهای که صدمات را متوجه دیانت می کرد، صدماتی را دارد به خودش می زند. کسانیکه ادعا می کنند در اوج نشسته اند و هیچ چیز مثبتی برای عرضه کردن به جامعه ندارند و فقط صدمه وارد می سازند. متاسفانه نیرویی هم نداریم که این را به پایین بکشیم. من وقتی اینها را می دیدم زجر می کشیدم. تنها چیزی که به نظرم می رسید این بود که ظاهرا کار دارد از دست ما در می رود و به دست خود خدا می افتد و دیدیم که خدا تدبیر می کند. خداوند چنان #ضربه_حیثیتی به #روحانیت_مدعی (که چیزی هم برای ادعاهایش هم ندارد) می زند و آن را تقلیل جایگاه می دهد. من خوشحالم که این جایگاه از آن اوج ثریا تا جایی پایین آمده که قاعدتا باید در همین جا متوقف می شد. هنوز هم برخی از روحانیت ادعاهای نادرست دارند و باید جایگاهشان تقلیل پیدا کند تا به جایگاه درست خود برسد. تفاوت روحانیت با افراد غیر روحانی حتی در طرح مباحث دینی آنچنان بالا و والا نیست که در ایران تبلیغش را می کنند. ببینید #روحانیونی که صفحه تلویزیون را پر کرده اند و در مباحث فلسفی و مباحث عرفانی حرفی برای گفتن ندارند و اگر بخواهید درصد بگیرید بیشتر حرفهایشان #مداحی است. مساله دیگر هم این است که تحت تاثیر مسائل سیاسی می خواهند برای خودشان جایگاهی درست کنند. متاسفانه در #بحثهای_دینی خیلی از مسائل است که ما هنوز به آن نپرداخته ایم. به این علت که جراتها را گرفته اند تا کسی نتواند حرف بزند. این یکی از خیانتهایی است که در این سالها به اندیشه دینی و کشور ما شده است. آیا یک #اندیشمند دینی نباید بتواند آنگونه که می خواهد سخن بگوید. اگر یک کلمه بگوید تحت فشار قرار می گیرد و اگر نگوید تحت فشار قرار نمی گیرد اما عملا وزن آن تفکر و اندیشه را به خاطر منافع خود سبک و سنگین می کند. (بخشی از مصاحبه مرحوم احمد قابل با سایت جرس پس ازآزادی از زندان و چند ماه پیش از رحلت) @lotfi_mojtaba https://t.me/beshnofekrkon/578

#روحانیت شیعه از ترویج دو موضوع #وحشت دارد : #عقل و #قرآن ! ✍️ استاد مرتضی مطهری ۱) در جامعه ما رواج القاب مطنطن دولتی و روحانی، نشانه ای از شیوع ظاهر پرستی و روح تملق در میان ماست. پیشرفت سریعی که در یک قرن اخیر ما کرده ایم این است که بر #القاب_روحانی افزوده ایم. یعنی سیر القاب در این دو سه قرن مساوی است با ده برابر ده قرن اول اسلامی. پس کی می‌گوید که ما پیشرفت نکرده ایم؟ ۲) از وقتی که برای روحانیت #دربار درست شده(به تقلید جبابره و فراعنه و سلاطین زمان و دربار پاک که آن هم تقلیدی از جبابره است)، همیشه دیدن رؤسای روحانی تمنای ریاست را در وجود طلاب بیدار می‌کند… همین وضع ریاست مآبی این آقایان است که #اخلاق عمومی طلاب را #فاسد کرده است. ۳) وای به حال اجتماعی که … واعظ و هادی‌های حقیقی ضعیف بشوند ولی #انگل‌هایی از آخوندهای بیکاره و بی سواد، چاق و دارای بهترین زندگی‌ها بشوند. تا وقتی که رابطه مسلمان با ملاها، رابطه دست بوسی و پابوسی و پول تحویل دادن و دست به سینه ایستادن باشد، کار مسلمانی درست نمی شود. ۴) در جامعه شیعه مذهب ما به علل و جهاتی این روحیه پیدا شده که از دو چیز وحشت دارند و میل ندارند به آن دوتا نزدیک شوند و آنها را باز کنند: یکی #عقل است و دیگری #قرآن. ۵) #روحانیت شیعه فعلًا در حالی است که از این دو وحشت دارد. به همین دلیل است که معمولًا با معقول به معنای اعم یعنی با بحث و تنقیب[کندوکاو] مخالف‌‌اند و روی همین جهت است که با تدبر در قرآن مخالف‌‌اند! از صفحه اینستاگرامی سیدمحمد خادم *منبع: یادداشتهای استاد مطهری، جلد ۱۳، ص ۸۹- ۲۶۲ پ.ن: ۱_ منظور از دربار روحانیت به تقلید از فراغنه و سلاطین؛ یحتمل تشکیلات عریض و طویل برخی از مراجع تقلید می باشد (متن قبل از انقلاب و احتمالا سال۱۳۳۸ است) ۲_ عدم توجه به قران در حوزه علمیه مورد نقد جدی علامه طباطبایی نیز بود @MohandesMirHosseinMousavi https://t.me/beshnofekrkon/2492

فایل تصویری بیانات استاد مصطفی ملکیان در دیدار با دکتر عبدالرحیم سلیمانی 16آذر 1404 @azadandish_soleimani

Repost from Sepehr Mohamadi
سخنرانی های آقای دکتر عبدالرحیم سلیمانی در انجمن اسلامی مهندسین تحت عنوان: دینداری خردمندانه در مکتب علوی * جلسه اول : "ضرورت تبیین عقلانی دین در دنیای امروز" * جلسه دوم : "پیام وحی، دعوت به آزاداندیشی" * جلسه سوم : "بعثت و همنوایی قرآن و بُرهان" * جلسه چهارم : "خردگرایی اعتدالی – انتقادی در نظام دینی" * جلسه پنجم : "چیستی محکم و متشابه قرآن مجید و وظیفه راسخان در علم" * جلسه ششم : "رابطه تعقّل، تعبّد و تبعیّت در دینداری" * جلسه هفتم : "جزمیت و تعصّب، دو مانع اصلی آزاداندیشی" * جلسه هشتم : "چرایی و چیستی وحی" * جلسه نهم : "قرآن، کلام روشن خدا خطاب به انسان" * جلسه دهم : "جایگاه ارکان حجّیت در نظام دینی : کتاب، سنّت و عقل" * جلسه یازدهم : دین، معنای زندگی و خودفرمانروایی انسان. * جلسه دوازدهم : جایگاه روحانی و عالم دین در اسلام * جلسه سیزدهم : از خود شنا سی تا خدا شناسی بخش دوم : خدا و انسان. * جلسه چهاردهم : خدا به مثابه حقيقة الحقائق و حقيقت محض * جلسه پانزدهم : خدا به مثابه الگوی اخلاقی * جلسه شانزدهم : زندگی موحدانه * جلسه هفدهم : انسان موجودی دو ساحتی (بودنِ انسان) * جلسه هجدهم : زندگی دو ساحتی انسان (شدنِ انسان) * جلسه نوزدهم : دین و معنویت تحقق ذات انسانی. بخش سوم : رستگاری انسان . * جلسه بیستم : ایمان وکفر، کلیدهای سعادت و شقاوت انسان . * جلسه بیست و یکم : اسلام و استکبار، عوامل عروج و سقوط انسان. * جلسه بيست و دوم : عمل مؤمنان و عمل كافرانه، تحقق ایمان در متن زندگی. * جلسه بیست و سوم : رستگاری شنا سی عادلانه و عاقلانه * جلسه بیست و چهارم :رستگاری و مسئولیت. بخش چهارم : نیازها، امکانات و موانع انسان در راه رستگاری، * جلسه بیست و پنجم : انسان و نیاز به هدایت الهی. * جلسه بیست ششم : انسان و انسانهای راهنما (چرایی هادیان بیرونی) * جلسه بیست و هفتم : تناسب امکانات الهی با مأموریت راهنمایان * جلسه بیست و هشتم : " بررسی برون دینی و درون دینی ویژگیهای راهنمایان الهی" * جلسه بیست و نهم : "راهنمایان آسمانی، شئون ذاتی و شئون عرضی" * جلسه سی ام : " لوازم بشر بودن راهنمایان الهی" * جلسه سی و یکم : "هدایت وحیانی و ختم نبوت" * جلسه سی و دوم : "انسان و هدایت پس از ختم نبوت" * جلسه سی و سوم : "انسان و امامت قرآنی برهانی" * جلسه سی و چهارم : " گوهر تشیع و انتظار از امام " * جلسه سی و پنجم : " غلّو، یا فراتر بردن راهنمایان انسانی از سطح راهنمایی " * جلسه سی و ششم : "گمراهی ها و گمراه کننده ها (گناه ، نفس اما ره و شیطان) بخش پنجم : راه شناسی * جلسه سی و هفتم : " زیست اخلاقی، هدف دیانت " * جلسه سی و هشتم: " شریعت یا احکام مربوط به رابطه انسان با خدا" * جلسه سی و نهم : "تعبد و عبادت حکیمانه و خردمندانه" * جلسه چهلم: "رابطه عادلانه انسانها، هدف هدایت الهی" * جلسه چهل و یکم: "عقل و فطرت، منبع و منشا اصول انسانی" * جلسه چهل و دوم : " زیست عادلانه دینی در زمان و مکان متغیر“ بخش ششم : دنیا و آخرت. * جلسه چهل و سوم: "چیستی دنیا" * جلسه چهل و چهارم: " آباد کردن مزرعه دنیا، یک وظیفه انسانی" * جلسه چهل و پنجم: " زیست معاد باورانه" * جلسه چهل و ششم: " ضرورت معادباوری در انگیزه و اندیشه"

تجمیع سخنرانی های آقای دکتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در انجمن اسلامی مهندسین تحت عنوان: دینداری خردمندانه در مکتب علوی (از ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ تا ۱۱ بهمن ۱۳۹۶) * جلسه اول : "ضرورت تبیین عقلانی دین در دنیای امروز" * جلسه دوم : "پیام وحی، دعوت به آزاداندیشی" * جلسه سوم : "بعثت و همنوایی قرآن و بُرهان" * جلسه چهارم : "خردگرایی اعتدالی – انتقادی در نظام دینی" * جلسه پنجم :  "چیستی محکم و متشابه قرآن مجید و وظیفه راسخان در علم" * جلسه ششم : "رابطه تعقّل، تعبّد و تبعیّت در دینداری" * جلسه هفتم : "جزمیت و تعصّب، دو مانع اصلی آزاداندیشی" * جلسه هشتم :  "چرایی و چیستی وحی" * جلسه نهم : "قرآن، کلام روشن خدا خطاب به انسان" * جلسه دهم : "جایگاه ارکان حجّیت در نظام دینی : کتاب، سنّت و عقل" * جلسه یازدهم : دین، معنای زندگی و خودفرمانروایی انسان. * جلسه دوازدهم : جایگاه روحانی و عالم دین در اسلام * جلسه سیزدهم : از خود شنا سی تا خدا شناسی بخش دوم : خدا و انسان. * جلسه چهاردهم : خدا به مثابه حقيقة الحقائق و حقيقت محض * جلسه پانزدهم : خدا به مثابه الگوی اخلاقی * جلسه شانزدهم : زندگی موحدانه * جلسه هفدهم : انسان موجودی دو ساحتی (بودنِ انسان) * جلسه هجدهم : زندگی دو ساحتی انسان (شدنِ انسان) * جلسه نوزدهم : دین و معنویت تحقق ذات انسانی. بخش سوم : رستگاری انسان . * جلسه بیستم : ایمان وکفر، کلیدهای سعادت و شقاوت انسان . * جلسه  بیست و یکم :  اسلام و استکبار، عوامل عروج و سقوط انسان. * جلسه بيست و دوم : عمل مؤمنان و عمل كافرانه، تحقق ایمان در متن زندگی. * جلسه بیست و سوم : رستگاری شنا سی عادلانه و عاقلانه   * جلسه بیست و چهارم :رستگاری و مسئولیت. بخش چهارم : نیازها، امکانات و موانع انسان در راه رستگاری، * جلسه بیست و پنجم  : انسان و نیاز به هدایت الهی. * جلسه بیست ششم : انسان و انسانهای  راهنما  (چرایی هادیان بیرونی)   * جلسه بیست و هفتم : تناسب امکانات الهی با مأموریت راهنمایان * جلسه بیست و هشتم : " بررسی برون دینی و درون دینی ویژگیهای راهنمایان الهی" * جلسه بیست و نهم : "راهنمایان آسمانی، شئون ذاتی و شئون عرضی" * جلسه سی ام : " لوازم بشر بودن راهنمایان الهی" *  جلسه سی و یکم : "هدایت وحیانی و ختم نبوت" * جلسه سی و دوم : "انسان و هدایت پس از ختم نبوت" * جلسه سی و سوم : "انسان و امامت قرآنی برهانی" * جلسه سی و چهارم : " گوهر تشیع و انتظار از امام " * جلسه سی و پنجم : " غلّو، یا فراتر بردن راهنمایان انسانی از سطح راهنمایی " * جلسه سی و ششم : "گمراهی ها و گمراه کننده ها (گناه ، نفس اما ره و شیطان) بخش پنجم : راه شناسی * جلسه سی و هفتم : " زیست اخلاقی، هدف دیانت " * جلسه سی و هشتم: " شریعت یا احکام مربوط به رابطه انسان با خدا" * جلسه سی و نهم : "تعبد و عبادت حکیمانه و خردمندانه" * جلسه چهلم: "رابطه عادلانه انسانها، هدف هدایت الهی" * جلسه چهل و یکم: "عقل و فطرت، منبع و منشا اصول انسانی" * جلسه چهل و دوم : " زیست عادلانه دینی در زمان و مکان متغیر“ بخش ششم : دنیا و آخرت. * جلسه چهل و سوم: "چیستی دنیا" * جلسه چهل و چهارم: " آباد کردن مزرعه دنیا،  یک وظیفه انسانی" * جلسه چهل و پنجم: " زیست معاد باورانه" * جلسه چهل و ششم: " ضرورت معادباوری در انگیزه و اندیشه"

چند کلامی با جناب دکتر آزاد استاد الهیات دانشگاه مشهد در رابطه با مناظره بقول ایشون آشیخ (سلیمانی) قبل از همه، تخصص الهیاتی شما برایم محترم و قابل استفاده است. اما، شاید برخوردها و مواجهه های بسیار زشت و غیر منطقی بعض تریبونهای خصوصی و عمومی، مجالی برای پاسخ نداشت ولی ورود عجولانه، احساسی و هیجانی شما به موضوع مناظره ( https://t.me/beshnofekrkon/2936 )، برایم بسیار بعید و عجیب نمود. و بخاطر همین، چند کلامی در این رابطه( و نه در مورد آنچه برای حضرت فاطمه س و امام جوادع اتفاق افتاده) با شما در میان می گذارم: 1️⃣ متاسفانه آنقدر هیجان زده وارد عرصه پاسخ شده اید که به اصل مطلب استاد سلیمانی توجه نکرده اید و با تقطیع غیر منصفانه سخنان ایشان و بر اساس داوری خود، به آن پرداخته اید. 2️⃣ ایشان صراحتا اعلام می کند که نه من تخصصم تاریخ است و نه قصد ورود به صحت و سقم منابع و یا روایات تاریخی فوق را دارم و بلکه قصدم آنست که #پدیدار_شناسانه آن روایتهایی که در زبان عرف روضه خوانها و نوشتارهای مرتبط شایع است را به داوری عقلانی بگذارم. 3️⃣ سپس می گوید؛ از این منظر که به روایتهای منقول مرتبط با برخورد با حضرت فاطمه س نگاه می کنم، آنها را مغایر با عدالت امام علی ع می بینم و در یکی از نقلهای مرتبط با ماجرای امام جواد ع نیز مغایر ارزشمندی شهادت. 4️⃣ متاسفانه جنابعالی، توجهی به این امر نکرده و در ادامه ی خطابهای سبکتان به ایشان، سراغ منابع تاریخی و بقول خودتان رد تاریخی نقل قول ایشان رفته اید و این در حالیست که ایشان اصلا به صحت تاریخی آنها ورود نکرده و صرفا، گزارشات و روایات شایع در سطح جامعه را بررسی عقلانی می کند. 5️⃣ ایشان صریحا در حین نقل قول منتسب به شهادت امام جوادع، می گوید که《من نمیدانم، اگر داستان اینجوری بوده》ولی جنابعالی آن قسمت را تقطیع و هیجان زده و احساسی به او انگ بلد نبودن بیان زده بگونه ایکه انگار آن نقل قول مقبول خودش است. 6️⃣ اتفاقا بهترین شیوه ورود به آسیب شناسی باورهای رایج، در راستای حدیث امام صادق ع که می فرماید: کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا( با سخن و رفتارتان ما را در چشم دیگران زیبا نشان دهید نه آنکه موجب نفرت آنها شوید)، همین شیوه پدیدارشناسی استاد سلیمانی و سپس پالایش آنهاست. چرا که بر خلاف بحث تاریخی و روایی که نقلهای متعدد و بعضا متضاد با هزاران مشکل سندی دارند، این شیوه ورود عقلی و استدلالی به مباحث، فضا را برای نسل جوان و اندیشمند نقاد پذیراتر می کند. 💥بهر حال، نه ایشان آشیخی بیسواد است که آنگونه با بی احترامی خطاب شود و نه سخنانش با ادعای شما می خواند. انشاله خداوند توفیق دهد در هنگام شنیدن و یا نقد کردن یک سخن و یا مطلب، از قالب باورهای خود خارج شده و با ترازوی عقل بدون هرگونه حب و یا بغض، وارد آن شویم. فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب. زمر ۱۸ بشارت خداوند از آن بندگانی است که (بر داشته های اعتقادی خود تعصب نداشته و هر لحظه) بر نظرات دیگران گشوده بوده( و با ترازوی عقل می سنجند) و انتخاب می کنند و اینانند خردورزان هدایت یافته خداوند. محمد صالحی ۱۴/۹/۱۴۰۴ https://t.me/beshnofekrkon/2934

چند کلامی با جناب دکتر آزاد استاد الهیات دانشگاه مشهد در رابطه با مناظره بقول ایشون آشیخ (سلیمانی) قبل از همه، تخصص الهیاتی شما برایم محترم و قابل استفاده است. اما، شاید برخوردها و مواجهه های بسیار زشت و غیر منطقی بعض تریبونهای خصوصی و عمومی، مجالی برای پاسخ نداشت ولی ورود عجولانه، احساسی و هیجانی شما به موضوع مناظره ( https://t.me/beshnofekrkon/2935)، برایم بسیار بعید و عجیب نمود. و بخاطر همین، چند کلامی در این رابطه( و نه در مورد آنچه برای حضرت فاطمه س و امام جوادع اتفاق افتاده) با شما در میان می گذارم: 1️⃣ متاسفانه آنقدر هیجان زده وارد عرصه پاسخ شده اید که به اصل مطلب استاد سلیمانی توجه نکرده اید و با تقطیع غیر منصفانه سخنان ایشان و بر اساس داوری خود، به آن پرداخته اید. 2️⃣ ایشان صراحتا اعلام می کند که نه من تخصصم تاریخ است و نه قصد ورود به صحت و سقم منابع و یا روایات تاریخی فوق را دارم و بلکه قصدم آنست که #پدیدار_شناسانه آن روایتهایی که در زبان عرف روضه خوانها و نوشتارهای مرتبط شایع است را به داوری عقلانی بگذارم. 3️⃣ سپس می گوید؛ از این منظر که به روایتهای منقول مرتبط با برخورد با حضرت فاطمه س نگاه می کنم، آنها را مغایر با عدالت امام علی ع می بینم و در یکی از نقلهای مرتبط با ماجرای امام جواد ع نیز مغایر ارزشمندی شهادت. 4️⃣ متاسفانه جنابعالی، توجهی به این امر نکرده و در ادامه ی خطابهای سبکتان به ایشان، سراغ منابع تاریخی و بقول خودتان رد تاریخی نقل قول ایشان رفته اید و این در حالیست که ایشان اصلا به صحت تاریخی آنها ورود نکرده و صرفا، گزارشات و روایات شایع در سطح جامعه را بررسی عقلانی می کند. 5️⃣ ایشان صریحا در حین نقل قول منتسب به شهادت امام جوادع، می گوید که《من نمیدانم، اگر داستان اینجوری بوده》ولی جنابعالی آن قسمت را تقطیع و هیجان زده و احساسی به او انگ بلد نبودن بیان زده بگونه ایکه انگار آن نقل قول مقبول خودش است. 6️⃣ اتفاقا بهترین شیوه ورود به آسیب شناسی باورهای رایج، در راستای حدیث امام صادق ع که می فرماید: کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا( با سخن و رفتارتان ما را در چشم دیگران زیبا نشان دهید نه آنکه موجب نفرت آنها شوید)، همین شیوه پدیدارشناسی استاد سلیمانی و سپس پالایش آنهاست. چرا که بر خلاف بحث تاریخی و روایی که نقلهای متعدد و بعضا متضاد با هزاران مشکل سندی دارند، این شیوه ورود عقلی و استدلالی به مباحث، فضا را برای نسل جوان و اندیشمند نقاد پذیراتر می کند. 💥بهر حال، نه ایشان آشیخی بیسواد است که آنگونه با بی احترامی خطاب شود و نه سخنانش با ادعای شما می خواند. انشاله خداوند توفیق دهد در هنگام شنیدن و یا نقد کردن یک سخن و یا مطلب، از قالب باورهای خود خارج شده و با ترازوی عقل بدون هرگونه حب و یا بغض، وارد آن شویم. فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب. زمر ۱۸ بشارت خداوند از آن بندگانی است که (بر داشته های اعتقادی خود تعصب نداشته و هر لحظه) بر نظرات دیگران گشوده بوده( و با ترازوی عقل می سنجند) و انتخاب می کنند و اینانند خردورزان هدایت یافته خداوند. محمد صالحی ۱۴/۹/۱۴۰۴ https://t.me/beshnofekrkon/2934

4️⃣ متاسفانه جنابعالی، توجهی به این امر نکرده و در ادامه ی خطابهای سبکتان به ایشان، سراغ منابع تاریخی و بقول خودتان رد تاریخی نقل قول ایشان رفته اید و این در حالیست که ایشان اصلا به صحت تاریخی آنها ورود نکرده و صرفا، گزارشات و روایات شایع در سطح جامعه را بررسی عقلانی می کند. 5️⃣ ایشان صریحا در حین نقل قول منتسب به شهادت امام جوادع، می گوید که《من نمیدانم، اگر داستان اینجوری بوده》ولی جنابعالی آن قسمت را تقطیع و هیجان زده و احساسی به او انگ بلد نبودن بیان زده بگونه ایکه انگار آن نقل قول مقبول خودش است. 6️⃣ اتفاقا بهترین شیوه ورود به آسیب شناسی باورهای رایج، در راستای حدیث امام صادق ع که می فرماید: کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا( با سخن و رفتارتان ما را در چشم دیگران زیبا نشان دهید نه آنکه موجب نفرت آنها شوید)، همین شیوه پدیدارشناسی استاد سلیمانی و سپس پالایش آنهاست. چرا که بر خلاف بحث تاریخی و روایی که نقلهای متعدد و بعضا متضاد با هزاران مشکل سندی دارند، این شیوه ورود عقلی و استدلالی به مباحث، فضا را برای نسل جوان و اندیشمند نقاد پذیراتر می کند. 💥بهر حال، نه ایشان آشیخی بیسواد است که آنگونه با بی احترامی خطاب شود و نه سخنانش با ادعای شما می خواند. انشاله خداوند توفیق دهد در هنگام شنیدن و یا نقد کردن یک سخن و یا مطلب، از قالب باورهای خود خارج شده و با ترازوی عقل بدون هرگونه حب و یا بغض، وارد آن شویم. فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب. زمر ۱۸ بشارت خداوند از آن بندگانی است که (بر داشته های اعتقادی خود تعصب نداشته و هر لحظه) بر نظرات دیگران گشوده بوده( و با ترازوی عقل می سنجند) و انتخاب می کنند و اینانند خردورزان هدایت یافته خداوند. محمد صالحی ۱۴/۹/۱۴۰۴ https://t.me/beshnofekrkon/2934

چند کلامی با جناب دکتر آزاد استاد الهیات دانشگاه مشهد در رابطه با مناظره بقول ایشون آشیخ (سلیمانی) قبل از همه، تخصص الهیاتی شما برایم محترم و قابل استفاده است. اما، شاید برخوردها و مواجهه های بسیار زشت و غیر منطقی بعض تریبونهای خصوصی و عمومی، مجالی برای پاسخ نداشت ولی ورود عجولانه، احساسی و هیجانی شما به موضوع مناظره ( چند کلامی با جناب دکتر آزاد استاد الهیات دانشگاه مشهد در رابطه با مناظره بقول ایشون آشیخ (سلیمانی) قبل از همه، تخصص الهیاتی شما برایم محترم و قابل استفاده است. اما، شاید برخوردها و مواجهه های بسیار زشت و غیر منطقی بعض تریبونهای خصوصی و عمومی، مجالی برای پاسخ نداشت ولی ورود عجولانه، احساسی و هیجانی شما به موضوع مناظره ( https://t.me/beshnofekrkon/2935)، برایم بسیار بعید و عجیب نمود. و بخاطر همین، چند کلامی در این رابطه( و نه در مورد آنچه برای حضرت فاطمه س و امام جوادع اتفاق افتاده) با شما در میان می گذارم: 1️⃣ متاسفانه آنقدر هیجان زده وارد عرصه پاسخ شده اید که به اصل مطلب استاد سلیمانی توجه نکرده اید و با تقطیع غیر منصفانه سخنان ایشان و بر اساس داوری خود، به آن پرداخته اید. 2️⃣ ایشان صراحتا اعلام می کند که نه من تخصصم تاریخ است و نه قصد ورود به صحت و سقم منابع و یا روایات تاریخی فوق را دارم و بلکه قصدم آنست که #پدیدار_شناسانه آن روایتهایی که در زبان عرف روضه خوانها و نوشتارهای مرتبط شایع است را به داوری عقلانی بگذارم. 3️⃣ سپس می گوید؛ از این منظر که به روایتهای منقول مرتبط با برخورد با حضرت فاطمه س نگاه می کنم، آنها را مغایر با عدالت امام علی ع می بینم و در یکی از نقلهای مرتبط با ماجرای امام جواد ع نیز مغایر ارزشمندی شهادت. 4️⃣ متاسفانه جنابعالی، توجهی به این امر نکرده و در ادامه ی خطابهای سبکتان به ایشان، سراغ منابع تاریخی و بقول خودتان رد تاریخی نقل قول ایشان رفته اید و این در حالیست که ایشان اصلا به صحت تاریخی آنها ورود نکرده و صرفا، گزارشات و روایات شایع در سطح جامعه را بررسی عقلانی می کند. 5️⃣ ایشان صریحا در حین نقل قول منتسب به شهادت امام جوادع، می گوید که《من نمیدانم، اگر داستان اینجوری بوده》ولی جنابعالی آن قسمت را تقطیع و هیجان زده و احساسی به او انگ بلد نبودن بیان زده بگونه ایکه انگار آن نقل قول مقبول خودش است. 6️⃣ اتفاقا بهترین شیوه ورود به آسیب شناسی باورهای رایج، در راستای حدیث امام صادق ع که می فرماید: کونوا لنا زینا و لاتکونوا علینا شینا( با سخن و رفتارتان ما را در چشم دیگران زیبا نشان دهید نه آنکه موجب نفرت آنها شوید)، همین شیوه پدیدارشناسی استاد سلیمانی و سپس پالایش آنهاست. چرا که بر خلاف بحث تاریخی و روایی که نقلهای متعدد و بعضا متضاد با هزاران مشکل سندی دارند، این شیوه ورود عقلی و استدلالی به مباحث، فضا را برای نسل جوان و اندیشمند نقاد پذیراتر می کند. 💥بهر حال، نه ایشان آشیخی بیسواد است که آنگونه با بی احترامی خطاب شود و نه سخنانش با ادعای شما می خواند. انشاله خداوند توفیق دهد در هنگام شنیدن و یا نقد کردن یک سخن و یا مطلب، از قالب باورهای خود خارج شده و با ترازوی عقل بدون هرگونه حب و یا بغض، وارد آن شویم. فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب. زمر ۱۸ بشارت خداوند از آن بندگانی است که (بر داشته های اعتقادی خود تعصب نداشته و هر لحظه) بر نظرات دیگران گشوده بوده( و با ترازوی عقل می سنجند) و انتخاب می کنند و اینانند خردورزان هدایت یافته خداوند. محمد صالحی ۱۴/۹/۱۴۰۴ https://t.me/beshnofekrkon/2934)، برایم بسیار بعید و عجیب نمود. و بخاطر همین، چند کلامی در این رابطه( و نه در مورد آنچه برای حضرت فاطمه س و امام جوادع اتفاق افتاده) با شما در میان می گذارم: 1️⃣ متاسفانه آنقدر هیجان زده وارد عرصه پاسخ شده اید که به اصل مطلب استاد سلیمانی توجه نکرده اید و با تقطیع غیر منصفانه سخنان ایشان و بر اساس داوری خود، به آن پرداخته اید. 2️⃣ ایشان صراحتا اعلام می کند که نه من تخصصم تاریخ است و نه قصد ورود به صحت و سقم منابع و یا روایات تاریخی فوق را دارم و بلکه قصدم آنست که #پدیدار_شناسانه آن روایتهایی که در زبان عرف روضه خوانها و نوشتارهای مرتبط شایع است را به داوری عقلانی بگذارم. 3️⃣ سپس می گوید؛ از این منظر که به روایتهای منقول مرتبط با برخورد با حضرت فاطمه س نگاه می کنم، آنها را مغایر با عدالت امام علی ع می بینم و در یکی از نقلهای مرتبط با ماجرای امام جواد ع نیز مغایر ارزشمندی شهادت.

ماجرای شهادت امام جواد (سیاست عباسیان یا حسادت زنان) ⭕️ دکتر علی‌رضا آزاد هیأت علمی الهیات دانشگاه فردوسی مشهد - بیان سه دیدگاه تاریخی درباره شهادت - نقد نظرات نامعتبر و بیان دیدگاه معتبر - تحلیل مناظره آقایان سلیمانی و کاشانی - نقدِ منتقدان مناظره ⏰ ۱۵ دقیقه 🗓 آذر ۱۴۰۴ چند کلامی با جناب دکتر آزاد استاد الهیات دانشگاه مشهد در رابطه با مناظره بقول ایشون آشیخ (سلیمانی)👇

شکاف در معماری قدرت قدسی: عبدالرحیم سلیمانی و لرزش در متافیزیک حوزه نویسنده: پیام رسیده از مخاطب ✍️ در حوزهٔ قم، تاریخ نه یک رشتهٔ دانشگاهی است و نه مجموعه‌ای از داده‌های قابل ارزیابی؛ تاریخ، ستون فقرات قدرت است. هر روایتی که«قدسی» شده، به‌تدریج بدل به دستگاه کنترل اجتماعی گشته است. این دستگاه امروز، با طرح پرسش‌هایی نقادانه از درون، یکی از عمیق‌ترین لرزش‌های خود را تجربه می‌کند. ✍️ وقتی از درون سنت، پرسش‌هایی دربارهٔ برخی روایت‌های تاریخی خاص مطرح می‌شود، به متافیزیک قدرت ضربه زده می‌شود، نه ایمان مردم. این پرسش‌ها دیوار میان«امر تاریخی» و «امر مقدس» را نشانه می‌گیرند؛ همان دیواری که حوزه طی قرن‌ها با لایه‌هایی از تفسیر، خطبه و عاطفه برپا کرده است. ✍️ اما پرسش اصلی این است: امر قدسی چگونه ابزار قدرت شد؟ از دورکیم تا اسنبرگ گفته‌اند که جامعهٔدینی، امر قدسی را برای انسجام می‌سازد؛ اما در ایران شیعی، قدسی یک کاربرد اضافی یافته: تبدیل شده به سپر دفاعی نهاد روحانیت. قدسی یعنی از تو حق نقد گرفته شود،و ابزار نقد نیز در اختیارت قرار نگیرد. قدسی یعنی«بی‌حق‌بودگی معرفتی». مشکل حوزه با پرسشگران درونی همین‌جاست:آنان این بی‌حق‌بودگی را می‌شکافند. ✍️ حوزهٔ قم بر سه انحصار استوار است: 1. انحصار تفسیر، این روایت همین است و جز این نیست. 2. انحصار نمایندگی، ما سخنگوی دین و تاریخیم. 3. انحصار مرجعیت اجتماعی ، هر پرسشی باید از فیلتر ما بگذرد.    پرسش‌های نقادانه از درون،هر سه را هم‌زمان می‌شکافد. این پرسش‌ها نشان می‌دهند که روایت رسمی در مواردی می‌تواند نه بازتاب حقیقت محض، بلکه پروژه‌ای برای تولید وفاداری و کنترل ذهنیت باشد. ✍️ فلسفهٔ ماجرا یک نزاع بنیادین است: نزاع میان حقیقت و ساختار. هابرماس می‌گوید نهاد دینی وقتی از نقد فرار کند،از دین بودن خارج شده و وارد قلمرو قدرت می‌شود. پرسش از درون ساختار خطرناک‌ترین پرسش است،چون با برچسب‌های سادهٔ «بی‌دین» و «غرب‌زده» قابل خنثی‌سازی نیست. ✍️ قدرت از کجا می‌لرزد؟ خشم مداحان و تریبون‌داران نشان می‌دهد که مسئله اختلاف تاریخی صرف نیست؛ ترس آن‌ها از آغاز پلورالیسم روایی است. قدرت دینی در ایران با تک‌روایتی زنده است. وقتی صدایی از درون می‌گوید«می‌توان دوباره خواند»، حوزه می‌فهمد که دیگر تنها منبع تولید و تایید تاریخ نیست. ✍️ جامعه‌شناسی این لرزش ساده است: قم وارد دوران «پسااقتدار روایی» شده است. نسل جدید از منابع متعدد تغذیه می‌کند:دانشگاه، شبکه‌های اجتماعی، فلسفهٔ نقاد، تاریخ‌نگاری مدرن. مشروعیت انحصاری حوزه فرسوده شده. پرسشگر درونی علت بحران نیست؛نشانهٔ بحران است. نشانهٔاینکه قم دیگر نمی‌تواند در قالب قدیم بماند. ✍️ حقیقتِ ترس حوزه این است: دین به قلمرو عقل بازمی‌گردد. نقد تاریخی یعنی یک چیز روشن: دین قابل پرسش است،نه فراتر از پرسش. یعنی نهاد روحانیت باید پاسخگو باشد. یعنی تاریخ دیگر ابزار قدرت نیست،ابزار فهم است. ✍️ سخن کلیدی این نبود که چه باید باور کرد؛ سخن این بود که مردم حق دانستن دارند. همین جمله برای ساختاری که مشروعیتش را نه از مردم،بلکه از انحصار بر تقدس می‌گیرد، ویرانگر است. ✍️ این لرزش آغاز چیست؟ آغاز سکولاریزاسیون معرفتی، نه بی‌دینی،بلکه پایان انحصار دینی بر روایت تاریخ. پس از این،هیچ بیانیه‌ای تضمین نمی‌کند که روایت رسمی بی‌چالش بماند. پرسش باز شده و پرسش وقتی باز شود،دیگر بسته نمی‌شود. ✍️ پایان: عصر جدیدی در تاریخ حوزه آغاز شده است. این پرسش‌ها نشانهٔروحانیتِ دوران جدید است: دورانی که در آن حوزه باید از برج‌عاج‌نشینی پایین بیاید و در میدان عمومی، در کنار دانش،تاریخ و عقل، پاسخگو باشد. اگر قم می‌لرزد،دلیلش خطر برای ایمان مردم نیست؛ دلیلش ترک برداشتن ساختار قدرتی است که پشت صحنهٔ این ایمان ساخته شده. این ترک سطحی نیست. این ترک آغاز فروپاشی یک جهان معرفتی است. جهانی که ناگزیر از«قدسیتِ قدرت» به «صداقتِ تاریخ» کوچ خواهد کرد. #حمید_آصفی https://t.me/hamidasefichannel2 صفحه یوتیوب https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo

🔵  تاملی کوتاه در باب یک مناظره سلیمانی اردستانی چه گفت؟ اخیرا مناظره‌ای طولانی میان دو روحانی به نام‌های "عبدالرحیم سلیمانی اردستانی" و "حامد کاشانی" در پلتفرم آزاد برگزار شد و بر روی یوتیوپ در دسترس همگان قرار گرفت. عنوان مناظره این است: مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟ از عنوان مناظره، برمی‌آید که قرار است هر دو شرکت کننده‌ در مناظره، در نهایت به این پرسش پاسخ گویند که: آیا حضرت زهرا شهید شده است و یا به سبب دیگری وفات یافته‌اند؟ به سخن دیگر، بیننده در برابر یک پرسش تاریخی قرار می‌گیرد. اما کسانی این پرسش تاریخی را به یک پرسش ایمانی و الاهیاتی تبدیل نمودند و هرگونه تردید در شهادت حضرت زهرا را به مرزهای خروج از دین نزدیک نمودند. از این رو، پس از انتشار مناظره، مناقشاتی تند و بداخلاقی‌هایی درگرفت و بساط توهین و بد زبانی و حمله‌ی مجازی و حضوری علیه سلیمانی اردستانی شکل گرفت. ❓اما مگر سلیمانی اردستانی چه گفت که به واکنش‌های غیراخلاقی مخالفان او منجر شد؟ آیا او شهادت را انکار کرد؟ و آیا انکار یک رخ‌داد تاریخی مانند شهادت، زیر سوال بردن اصول و بنیادهای دینی می‌شود؟ ✅  همان‌گونه‌که  که سلیمانی بارها در مناظره تکرار کرد، قصد او انکار و نفی شهادت نیست. و هم‌چنان‌که به صراحت می‌گوید:  اساسا شهادت و یا وفات حضرت زهرا مسئله‌ی او نیست. مسئله‌ی اصلی سلیمانی که توسط کاشانی، تعمدا شنیده نمی‌شد این بود:   روایتی که از شهادت حضرت زهرا در لسان بزرگان و کتب پیشین، بیان شده است، با عدالت امام در تضاد است. در حقیقت موضع سلیمانی در این مناظره، موضع "ندانم‌انگار" است. به سخن دیگر نه شهادت را رد می‌کند و نه می‌پذیرد، بلکه می‌گوید کیفیت و چگونگی وفات حضرت زهرا را نمی‌دانم. و نمی‌دانم آیا شهید شده است و یا خیر، او نه موضع اثبات و نه موضع نفی ندارد و اساسا از جدال شهادت و وفات بیرون می‌آید. به تعبیر دیگر، او اصل واقعه را در پرانتز می‌گذارد و در باره‌ی آن اظهار نظر نمی‌کند. ✅  مسئله‌ی سلیمانی در مناظره، نفی شهادت حضرت زهرا نبود، بلکه داستان و روایت مشهور و تاریخی را که رایج است با ‌"عدالت" در ترازو می‌نهد. و در این سنجش، فهم او از روایت (و نه اصل رخ‌داد تاریخی)، چنین است که روایت رایج از شهادت نمی‌تواند با عدالت علی، جمع شود و این دو در تضاد و ناسازگاری است. طرف دیگر مناظره اما تمام تلاش خود را بر این نکته متمرکز کرده بود که اثبات کند حضرت زهرا، شهید شده است. این مناظره، بین دو نفری برگزار شد که در یک افق و یک جهت قرار نداشتند و مسئله‌شان یکی نبود. از این رو فقدان مسئله‌ی مشترک، مناظره را به گفتاری بریده بریده تبدیل کرد. کاشانی یا تعمدا مسئله‌ی سلیمانی را نادیده می‌گرفت و او را به موضوع رد و انکار می‌کشاند و یا درک نادرستی از مسئله‌ی او داشت. او تا پایان مناظره با روشی نه‌چندان پسندیده، بر مدار خویش بود و به گفتار طرف مقابل توجهی نمی‌کرد. به گمانم میان سلیمانی و کاشانی، مناظره‌ای شکل نگرفت، بلکه تک‌گویی‌هایی بود که هر یک از شرکت‌کنندگان، به نوبت، ایده‌ی خود را بیان می‌کردند. کاشانی می‌خواست اثبات کند حضرت زهرا شهید شده است. و سلیمانی دریافت خودش را مبتنی بر ناسازگار بودن روایت شهادت را با عدالت علی بیان می‌کرد. و حالا سلیمانی مورد تهاجم و حمله قرار می‌گیرد که چرا روایت شهادت را با عدالت امام علی در تضاد می‌بیند. رگ گردن برخی بیرون زده است که او دریافت خودش را چرا بیان کرده که: روایت نقل شده‌ی تاریخی و مشهور از شهادت حضرت زهرا با عدالت امام علی در تنافر و تضاد است. واکنش‌های بسیار تند و زننده و غیراخلاقی علیه سلیمانی نشان می‌دهد که چقدر به فقر "گفت‌وگو"، "آزادی بیان"، "مدارا" و "اخلاق" گرفتار شده‌ایم. و تردید در روایت‌های رسمی، چقدر می‌تواند پرمخاطره شود. ✔️ همین خطرات و هزینه‌های سنگین است که چرخ اندیشه و تفکر را از حرکت بازمی‌دارد و جامعه را به سکون و انجماد می‌کشاند. جامعه‌ای چنین، آینده‌ای نخواهد داشت. ✍️ علی زمانیان ... ۱۲ / ۰۹ / ۱۴۰۴ @kherade_montaghed https://t.me/beshnofekrkon

چرا رسما ادعای خدایی نمی کنید؟ 2 زیرنویسها: 1- آفه الدین ثلاثه: فقیه فاجر و امام جائر و مجتهد جاهل- كنز العمّال 28954 2- قل هذه سبيلي ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشرکين یوسف، آیه 108 3- فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب – زمر 17 و 18 4- و عباد الرحمن ... الذین اذا ذکروا بآیات ربهم لم یخروا علیها صما و عمیانا - فرقان ۷۳ 5- فَإِن كُنتَ فِي شَكّٖ مِّمَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ فَسۡـَٔلِ ٱلَّذِينَ يَقۡرَءُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكَۚ لَقَدۡ جَآءَكَ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡمُمۡتَرِينَ یونس 94 6- و اذ قال ابراهيم رب ارني كيف تحي الموتي قال ا و لم تؤمن قال بلي و لكن ليطمئن قلبی بقره 260 7- فلما ذهب عن ابراهيم الروع و جاءته البشري يجادلنا في قوم لوط ، ان ابراهيم لحليم اواه منيب ، يا ابراهيم اعرض عن هذا انه قد جاء امر ربك و انهم آتيهم عذاب غير مردود هود 74 تا 76 8- و الذين يرمون المحصنات ثم لم ياتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانين جلدة و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئك هم الفاسقون نور 5 9- و الذين يرمون ازواجهم و لم يكن لهم شهداء الا انفسهم فشهادة احدهم اربع شهادات بالله انه لمن الصادقين و الخامسة ان لعنت الله عليه ان كان من الكاذبين و يدرؤا عنها العذاب ان تشهد اربع شهادات بالله انه لمن الكاذبين نور 6 و 7 و 8 10- قد سمع الله قول التي تجادلك في زوجها و تشتكي الي الله و الله يسمع تحاوركما ... الذين يظاهرون منكم من نسائهم ما هن امهاتهم ... مجادله 1 11- و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم في الدنيا و الآخرة و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون سوره بقره آیه 217 12- و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر - ملک 10 محمد صالحی