en
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Open in Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Show more
376
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+230 days
Posts Archive
حس ؛ حواس بخش دوم (پایانی) حواس باطنی با یک نظر تفصیلی عبارت‌اند از: 1- حس مشترک تمامی مدرکاتی که حواس ظاهری دریافت کرده‌اند به حس مشترک می‌رسند و در آنجا مرتسم می‌شوند. فلاسفه این حس را به حوضی تشبیه کرده‌اند که از پنج طرف در آن آب ریخته می‌شود و حواس ظاهری مانند جاسوسانی‌اند که از پنج ناحیه برای او خبر می‌آورند. در اینکه چه ادله‌ای باعث شده فلاسفه غیر از حواس پنج‌گانه ظاهری، به وجود حس مشترک نیز قائل شوند، بحث‌های زیادی در کتب فلسفی آمده است که اینجا به یکی از ادله آنها اشاره می‌کنیم و آن اینکه ما هنگام درک محسوسات گوناگون، تمامی آنها را در یک مدرک واحد می‌یابیم، نه در مدرک‌های پراکنده و مختلف؛ برای مثال وقتی با یک شیء سیاه، شیرین و خوشبو مواجه می‌شویم تصور ما از سیاهی، شیرینی و خوشبویی آن شیء در یک‌جا صورت می‌گیرد و چنین نیست هر کدام را در نقطه خاصی حس کنیم، بلکه بالوجدان همه آن محسوسات را به صورت واحد در یک بخش از وجودمان احساس می‌کنیم که حس مشترک نام دارد. 2- قوه خیال کار این قوه ذخیره‌سازی صورت‌هایی است که حس مشترک درک کرده است. حس مشترک تا زمانی که به‌کمک حواس ظاهری با شیء خارجی در ارتباط است تصویری از آن شیء دارد و‌ اندکی بعد از قطع ارتباط با خارج، آن صورت نیز از حس مشترک محو می‌شود، اما اثری از آن صورت در قوه‌ای به نام خیال ذخیره می‌شود تا هر وقت انسان بخواهد، دوباره آن صورت را احضار کند. صورت خیالی شبیه صورت محسوس است با این تفاوت که اولاً: وضوح و روشنی صورت محسوس را ندارد و ثانیاً: صورت محسوس همیشه با وضع خاص، جهت خاص، ‌و مکان خاص احساس می‌شود، اما صورت خیالی بدون وضع، جهت و مکان خاص تصور می‌شود. 3- قوه واهمه (وهم) کار قوه واهمه، درک معانی جزئی است. معنا آن است که بدون شکل و صورت در خارج حضور دارد؛ مانند محبت یک مادر به فرزندش که شکل خاصی ندارد، اما در رابطه میان مادر و فرزند موج می‌زند. 4- قوه حافظه کار قوه حافظه، ذخیره‌سازی معناهایی است که واهمه درک می‌کند. 5- قوه متصرّفه کار این قوه، ترکیب یا جداسازی صورت‌ها و معانی موجود در قوه خیال و حافظه است؛ مثلاً صورت‌های موجود در خیال را ترکیب می‌کند و یک شکل جدید می‌سازد؛ مثل غول دو سر و مانند آن. این قوه اگر تحت تصرف قوه عاقله باشد به آن «متفکر» گویند و اگر تحت تصرف واهمه باشد آن را «متخیّله» نامند. در منطق به قضایایی که حس باطن ادراک می‌کند، وجدانیات می‌گویند؛ مثلاً همه ما بالوجدان احساس می‌کنیم که دارای فکر و‌ اندیشه‌ایم و حالت‌های روانی خوف، درد و رنج، لذت و… داریم. بخش دوم (پایانی) #حس #حواس @lightworkers

حس ؛ حواس بخش اول حس در لغت به معنى حركت، صداى خفيف، صداى چيزى كه از نزديک انسان عبور كند و انسان آن را نبيند، صداى شديد، شر، سرمائى كه به مزرعه زند، زدن با تازيانه، درد زايمان، و لمس كردن زبانه آتش در ابتداى آن است. نزد تمام فیلسوفان حس عبارت است از ادراک توسط يكى از حواس، يا فعلى كه يكى از حواس انجام دهد، يا وظيفه فيزيولوژيكى نفس كه احساسات مختلف را در مى‌يابد. مثلا مى‌گويند حس بساوائى، حس بينائى و ... احساس يك نمود روانى است كه تحت تأثير يكى از حواس ظاهرى به وجود مى‌آيد. بسته به اينكه اين نمود روانى را چگونه تحلیل كنيم و آن را به نحو كلى يا جزئى لحاظ كنيم، داراى معانى مختلفى است. احساس را گاهى به تمام اين نمود اطلاق مى‌كنند و گاهى به جزئى از آن. حس عبارت از نيرو و قوه‌ای‌ است كه عمل احساس توسط آن انجام مى‌شود؛ حواس عبارت است از آلات حس و محسوس عبارت از چيزى است كه توسط احساس درك شده است. انسان دارای دو گونه حواس است: 1- حواس ظاهری حواس ظاهری که عبارت‌اند از: بینایی (باصره)، شنوایی (سامعه)، بویایی (شامه)، لمسایی (لامسه) و چشایی (ذائقه). 2- حواس باطنی حواس باطنی که عبارت‌اند از: حس مشترک، خیال، متصرّفه (متخیّله)، واهمه و حافظه. این حواس، اساس و پایه تمام معارف و معلومات بشری‌اند تا جایی که گفته‌اند: «مَنْ فَقَدَ حِسّاً فَقَدْ فَقَدَ عِلماً؛ کسی که حسی را از دست بدهد، علمی را از دست داده است». حواس باطنی، صور ناشی از حواس ظاهری یا معانی جزئی را می‌گیرند، جمع می‌کنند، نگه می‌دارند و به کار می‌برند. با یک دید کلی، قوه‌ای که صورت‌ها را درک می‌کند، حس مشترک است، و قوه‌ای که آنها را حفظ می‌کند، خیال و قوه‌ای که معانی را درک می‌کند وهم است و قوه‌ای که آنها را حفظ می‌کند ذاکره است و قوه متصرفه، قوه‌ای است که تمام این معانی و صور را نظم و ترتیب می‌دهد. بخش اول #حس #حواس @lightworkers

Russill Paul - Twilight Magic (320).mp340.58 MB

عشق ويرانگر او در دلم اردو زده است هرچه من قلب هدف را نزدم او زده است بيستون بود دلم... عشق چه آورده سرش که به ارگ بمِ ويران
عشق ويرانگر او در دلم اردو زده است هرچه من قلب هدف را نزدم او زده است بيستون بود دلم... عشق چه آورده سرش که به ارگ بمِ ويران شده پهلو زده است؟ مو پريشان به شکار آمد و بعد از آن روز من پريشانم و او گيره به گيسو زده است دامنش دامنه های سبلان است، چقدر طعم شيرين لبش طعنه به کندو زده است مثل مغرورترين کافر دنيا که دلش از کَفَش رفته و حتی به خدا رو زده است ناخدايی شده ام خسته که بعد از طوفان تا دم مرگ دعا خوانده و پارو زده است تا دَم از مرگ زدم گفت:"دعا کن برسی" لعنتی باز فقط حرف دو پهلو زده است #عبدالمهدی_نوری @lightworkers

#ایرج_شهبازی #دز_هوشربا #دژ_هوشربا #قلعۀ_ذات_الصوَر @lightworkers

دِزِ هوش‌ربا داستان «دِزِ هوش‌ربا» یا «قلعۀ ذات الصُّوَر» آخرین داستان بلند مثنوی است. مولانا این داستان را در آخرین سال زندگی خود سروده است. بر اساس تحقیقاتی که در کتاب جامعه‌شناسی ادبیات، از اسکارپیت آمده است، غالب شاهکارهای دنیا در فاصلۀ بین ۳۵ تا ۴۰ سالگی پدید آمده‌اند. مولانا داستان دز هوش‌ربا را در شصت و هشت یا شصت و هفت سالگی خود سروده است و این داستان از نظر صورت و معنا در اوج است. به نظر می‌رسد که در این سن، نه تنها از خلاقیت و توانایی ذهنی و روحی مولانا کاسته نشده، بلکه او در این سن تواناتر، عمیق‌تر و دقیق‌تر هم شده است. شور و هیجان عاطفی مولانا از یک سو و عمق اندیشه‌های او از سویی دیگر، این داستان را به یک شاهکار کامل تبدیل کرده است. درک عمیق این داستان باعث می‌شود آشنایی نسبتاً خوبی با مبانی فکری و نیز سبک زبان و بیان مولانا پیدا کنیم. مولانا این داستان را در دفتر ششم، از بیت ۳۵۷۰ تا بیت ۴۸۸۸ آورده و در ضمن آن، بیش از هشتاد مطلب ارزشمند عرفانی، دینی، اخلاقی، فلسفی و روان‌شناختی را شرح و تفسیر کرده و از هر بخش داستان نتایج شگفت‌آوری را استخراج و استنباط کرده است. برخی از مباحثی که مولانا در ضمن داستان دز هوش‌ربا مطرح کرده است. عبارتند از: «نشانه‌های خدا در هستی، دوراندیشی و عاقبت‌نگری، عشق انسان به امور ممنوع، چیرگی خدا بر نظام علیت، صورت و بی‌صورتی، راز جذب شدن انسان‌ها به هم، مرگ پیش از مرگ، ناتوانی انسان‌ در عمل کردن به نصیحت‌های خود، عشق و پاک‌بازی، زبان اشارت در مناسبات عاشقانه، اشراف اولیای حق بر ضمایر دیگران، توبه و عشق، لامکان، خاموشی، معجزۀ همنشینی، تنبلی عارفانه» و نظایر آنها. گذشته از این مباحث،مولانا چند داستان کوتاه و بلند را نیز در ضمن داستان دز هوش‌ربا آورده و دربارۀ آنها داد سخن داده است. شاکلۀ اصلی این داستان، همراه با داستان‌های فرعی و مباحث ضمنی باعث شده است این داستان بسیار مفصل و فربه شود. من ۶۲۷ بیت از این داستان را انتخاب کرده‌‌ام و کوشیده‌ام خط روایی داستان را حفظ کنم و مباحثی را که به طور مستقیم به اصل داستان مربوط‌ اند، نگه داشته‌ام، اما همۀ داستان‌های فرعی و مباحث غیر مستقیم را حذف کرده‌ام. شرح این داستان عمیق و عالی، در بهار و تابستان سال ۱۳۹۷، در هفده جلسه، در مؤسسه لغت‌نامۀ دهخدا انجام شده است. از دوستان ارجمندم، جناب آقای تجلی و جناب آقای افشار که با عشق فراوان این کلاس را برگزار کردند و نیز از همۀ دوستانی که با حضور خالصانه و عاشقانه‌شان فرصتی مناسب برای القای این دروس فراهم آوردند، سپاسگزارم و برای آنها آرزوی تندرستی و شادی و سربلندی دارم. 🔊لطفا برای شنیدن داستان فایل ضمیمه که در ادامه آورده میشود بشنوید ... #ایرج_شهبازی #دز_هوشربا #دژ_هوشربا #قلعۀ_ذات_الصُّوَر @lightworkers

هوشم نه موافقان و خویشان بردند این کج کلهان مو پریشان بردند گویند چرا تو دل بدیشان دادی والله که من ندادم ایشان بردند #ابوسعی
هوشم نه موافقان و خویشان بردند این کج کلهان مو پریشان بردند گویند چرا تو دل بدیشان دادی والله که من ندادم ایشان بردند #ابوسعید_ابوالخیر **رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران ** @lightworkers

+7
Russill Paul - Rudram, From Yajur Veda [Opening Meditation].mp324.62 MB

💽 Album: Shabda Yoga 👤 Artist: Russill Paul 📅 Date: 2007-12-10 🎧 Tracks amount: 8 #Shabda_Yoga @lightworkers
💽 Album: Shabda Yoga 👤 Artist: Russill Paul 📅 Date: 2007-12-10 🎧 Tracks amount: 8 #Shabda_Yoga @lightworkers

در الهیات بسیاری از سنن معنوی خداوند در دو وجه شناخته می شود : 1- وجه بدون شکل 2- وجه با شکل  وجه بدون فرم خداوند یعنی بعدی از خداوند که ورای تمامی اشکال و فرمها و صفات است، یعنی فاقد صفت و والاتر از هرگونه توصیف و تعریف، یا به عبارتی روح بدون شکل و فرم و مطلق ( در هندوئیم و تانترا آن را ، پارا شیوا ، پوروشا ، پارا برهمن، نیرگونا برهمن، و... می نامند ) وجه با فرم یا متجلی خداوند، یعنی بعد متجلی شده خداوند در خلقت و شکل و فرم می باشد. در تمامی سنن معنوی، هستی تجلی قدرت خداوند، و ذات او تعریف می شود. ( در تانترا به آن پراکریتی، شاکتی، ساگونا برهمن، مایا و... می گویند) در اسلام عرفا آن را کلمه الله می نامند که معادل همان لوگوس (کلمه) در مسیحیت و الوهیم در یهودیت می باشد. سیکها آن را اُمکار می نامند و یوگای معروف یا تمرین معنوی معروف آنها که بر اصل مانترا بنا شده : "صورات شبدا یوگا" نامید می شود. مانترای معروف سیکها " اِک اُمکار" است . اِک یعنی یک، و اُمکار یعنی خداوند، پس اک اُمکار یعنی خداوند یکتا. بعدها افرادی اِک اُمکار را تبدیل به اکنکار کردند ، و "صورات شبدا یوگا" را که به معنی یوگای نور و صوت می باشد به "آیین نور و صوت خداوند" ! #صورات_شبدا_یوگا #یوگا #شبدا #Shabda_Yoga @lightworkers

صفات آدمی نمی‌بینی، در خود تأمل می‌کنی، هیچ نمی‌یابی و خود را تهی میدانی ازین صفات... نه آنست که تو از آنچه بوده‌ای متغیر شده‌ای، الا اینها در تو نهانند، بر مثال آبند در دریا. از دریا بیرون نیایند الا بواسطه ابری، و ظاهر نشوند الا به موجی، موج جوششی باشد از اندرون تو. ظاهر شود بی‌واسطۀ بیرونی، ولیکن مادام که دریا ساکن است هیچ نمی بینی، و تن تو بر لب دریاست و جان تو دریاییست... نمی‌بینی درو چندین ماهیان و ماران و مرغان و خلق گوناگون بدر می‌آیند و خود را می نمایند،و باز به دریا می‌روند؟ صفات تو مثل خشم و حسد و شهوت و غیره، ازین دریا سر بر می‌آرند. پس، گویی صفات تو عاشقان حقند لطیف، ایشان را نتوان دیدن الا بواسطه جامۀ زبان، چون برهنه می‌شوند. از لطیفی در نظر نمی‌آیند.... #فیه_ما_فیه #حضرت_مولانا @lightworkers

3-Khashayar_Kakavand_Dordane.mp33.94 MB

گر کسی یابد درین کو خانه‌ای هر دمش واجب بود شکرانه‌ای هر که او بویی ندارد زین حدیث هر بن مویش بود بتخانه‌ای هر که در عقل لجوج
گر کسی یابد درین کو خانه‌ای هر دمش واجب بود شکرانه‌ای هر که او بویی ندارد زین حدیث هر بن مویش بود بتخانه‌ای هر که در عقل لجوج خویش ماند زین سخن خواند مرا دیوانه‌ای هر که اینجا آشنای او نشد باز ماند تا ابد بیگانه‌ای گر چنین خوابت نبردی از غرور این سخن نشنودیی افسانه‌ای زن‌صفت را نیست با این راز کار پر دلی می‌باید و مردانه‌ای مرغ این اسرار را در حوصله از دو عالم می‌بباید دانه‌ای گر ازین مویی چو شانه ره بری شاخ شاخ آید دلت چون شانه‌ای گر برانند از دو عالم باک نیست هست زین هر دو برون ویرانه‌ای زان شرابی کان شراب عاشقانست نیست در هر دو جهان پیمانه‌ای گر جهان آتش بگیرد پیش و پس نیستم آخر کم از پروانه‌ای خویش بر آتش زنم پروانه‌وار یا بسوزم یا شوم فرزانه‌ای شمع جمعم من که هر دم غیب پاک می‌دهد عطار را پروانه‌ای #عطار_نیشابوری @lightworkers

+6
Karunesh - Horizon (320).mp319.05 MB

+6
Karunesh - Horizon (320).mp319.05 MB

+6
Karunesh - Horizon (320).mp319.05 MB

💽 Album: Heart Chakra Meditation II - Coming Home 👤 Artist: Karunesh 📅 Date: 2009-05-01 🎧 Tracks amount: 7
💽 Album: Heart Chakra Meditation II - Coming Home 👤 Artist: Karunesh 📅 Date: 2009-05-01 🎧 Tracks amount: 7

ترفند ساده‌ای به شما یاد می‌دهم. هر وقت که از چیزی رها شوید، خوشحال می‌شوید. فرض کنید که همسایه‌تان آخرین مدل مرسدس بنز را دارد و همسرتان در این رابطه شما را به دردسر انداخته است. شما با خودتان فکر می‌کنید که: "من باید آخرین مدلش را بخرم." شما به هر طریقی شده از بانک یا صندوق سرمایه‌گذاری وام می‌گیرید و حالا ماشین جلوی در خانه شما پارک شده است. شما خوشحالید این‌طور نیست؟ بله حتماً خوشحالید. همسرتان نیز خوشحال است، بچه‌ها هم خوشحالند، دوستانتان نیز خوشحالند. کسی که ماشین را فروخته نیز خوشحال است که از دست ماشین خلاص شده؛ و شما هم خوشحالید که ماشین را دارید. حالا علت این شادی از کجاست؟ این میل و خواسته که "من یک ماشین می‌خواهم"موجب دردسر شما شده بود. با خرید ماشین این میل و خواسته، شما را ترک کرد. با داشتن ماشین دیگر میلی برای داشتن ماشین وجود ندارد و این (نبود میل و خواسته) به شما شادی می‌دهد. درست به همین طریق هر زمان که میلی از بین می‌رود شما شاد می‌شوید و نه زمانی که چیزی به دست می‌آید... #پاپاجی @lightworkers

وقتی شما یک ماشین یا یک آپارتمان می‌خرید یا دوستی را ملاقات می‌کنید خوشحال هستید. چرا این چیزها برای شما شادی می‌آورند؟ شما به یک فرد خاص، یا یک ماشین یا آپارتمان خاصی که از آجر و سیمان ساخته شده جذب می‌شوید. این آهن و لاستیک و بنزین نیستند که با داشتن ماشین برایتان شادی به همراه می‌آورند، همچنین این گوشت و پوست و مغز و استخوان یک شخص نیست که برای شما شادی به ارمغان می‌آورد.... هنگامی که شما شاد هستید خویش را در خودتان تشخیص می‌دهید و از امیال و خواسته‌ رها هستید. هنگامی‌که یک ماشین می‌خرید آرزوی شما برای داشتن ماشین از بین می‌رود، میل و خواسته شما برای داشتن ماشین شما را ترک می‌کند. هنگامی‌که با دوستی ملاقات می‌کنید میل شما برای دیدار با او از بین می‌رود. هنگامی‌که آپارتمانی می‌خرید دیگر میل شما برای داشتن آپارتمان وجود ندارد. این خالی بودن از میل و آرزوست که به شما شادی می‌دهد. اگر بدانید که این خالی بودن از میل و آرزو است که به شما شادی می‌بخشد آنگاه می‌توانید همیشه ذهنتان را خالی نگه‌دارید. آنگاه در هر کجا که هستید می‌توانید شاد باشید، هنگام راه رفتن، حرف زدن، نشستن، ایستادن، خوابیدن در هر وضعیتی می‌توانید شاد باشید.... #پاپاجی @lightworkers

انسان معمولی نمی‌داند عشق چیست. وقتی کسی به شما لذت می‌دهد، این‌طور فکر می‌کنید که شما عاشق آن شخص هستید؛ اما در حقیقت اینجا
انسان معمولی نمی‌داند عشق چیست. وقتی کسی به شما لذت می‌دهد، این‌طور فکر می‌کنید که شما عاشق آن شخص هستید؛ اما در حقیقت اینجا شما عاشق خودتان هستید، ماجرا ازاین‌قرار است که این ایگوی شماست که بواسطه توجه یک نفر دیگر خوشحال شده است، همش همین است. آیا اگر آن فرد لذتی که به شما می‌دهد را متوقف کند باز هم عاشقش خواهید بود؟ عشق می‌بخشد بدون آنکه انتظاری در ازای آن داشته باشد. @lightworkers