en
Feedback
Caravanmag

Caravanmag

Open in Telegram

مجله فرهنگی هنری کاروان مهر

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
282
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بیست و هفتمین شماره کاروان مهر منتشر شد. در این شماره از کاروان زندگی و آثار غزاله علیزاده در مقالاتی از حسن میرعابدینی، جلال ستاری، جمال میرصادقی، محمدعلی سپانلو، رضا براهنی و ... بررسی شده است. دیدار و گفتگو با گلی ترقی و گفتگو با کریسیتن بوبن و ولادیمیر ناباکف از دیگر بخش‎های شماره بیست و هفتم کاروان است که از فردا چهارم مهر در دسترس علاقمندان قرار دارد. با هم مروری می‎کنیم بر فهرست این شمارۀ کاروان:

بیست و هفتمین شماره فصلنامه کاروان مهر
بیست و هفتمین شماره فصلنامه کاروان مهر

سالروز یک عشق

سالروز یک عشق

«منظومه‌ای از پدیده‌های حیاتی» منتشر شد. □ جنگ‌ها و چمدان‌ها جنگ شهرها و ساختمان‌ها و خانواده‌ها را متلاشی می‌کند اما زمان و شیوۀ ساخت داستان‌ها را نیز در هم می‌ریزد. ما انسان‌ها می‌خواهیم که در صلح زندگی کنیم و صلح را برای عزیزانمان فراهم آوریم اما شرایط وادارمان می‌کند تصمیماتی بگیریم که امیدوار بوده‌ایم هرگز مجبور به اتخاذ آنها نباشیم. هرکدام از تراژدی‌های قرن بیستم ــ گولاگ، هولوکاست، قتل‌عام ارامنه، کشتار همگانی کامبوج، جنگ بوسنی و بسیاری فجایع دیگر ــ ویژگی‌ها و خاستگاه‌های تاریخی و فلسفی منحصربه‌خودی دارد که چه‌بسا هرگز دوباره تکرار نشود، اما کردار آدمی در ویرانی و سرکوب و هتک حرمت همنوعانش تکرار خواهد شد. از دوستان و همسایگانمان دشمن می‌سازیم و قربانی‌هایمان را پست و شیطان‌صفت و مستحق تبعید و شکنجه و مرگ می‌دانیم. «منظومه‌ای از پدیده‌های حیاتی» داستان دهکده‌ای دورافتاده در چچن در آخرین روزهای دسامبر ۲۰۰۴ است. حوا، دختربچهٔ هشت‌ساله در جنگل پناه گرفته است. سربازان روس را می‌بیند که پدرش را می‌برند و خانه‌شان را به آتش می‌کشند. احمد، همسایه و دوست دیرین پدرش، او را با خود می‌برد و به بیمارستان بمباران‌شده‌ای پناه می‌برند که سونیا، یگانه پزشک آنجا، به مداوای مجروحان جنگ داخلی مشغول است. و در طی پنج روز پرماجرا سونیا، ناتاشا، احمد، حوا، حسن و رمضان به گذشته‌هایشان برمی‌گردند تا اسرار درهم‌پیچیده‌ای از عشق و خیانت و بخشش را برملا کنند که زندگی آنها را به هم وصل می‌کند و سرنوشتشان را رقم می‌زند. روایت «منظومه‌ای از پدیده‌های حیاتی» به‌طور مستقیم و خطی در برابر آن شیوۀ تکراری و پوچی که شخصیت‌ها روایت آشفته‌شان را سرهم می‌کنند کم می‌آورد. تمام شخصیت‌ها در «منظومه‌ای از پدیده‌های حیاتی» می‌کوشند زندگی‌های تکه‌تکه شده‌شان را کنار هم بگذارند و روایت کنند. همچنان‌که هر شخصیت می‌کوشد تا آنچه را که از دست رفته نجات دهد، رمان نیز داستان‌های فردی آنها را به کلیتی مشترک وصله می‌زند. «منظومه‌ای از پدیده‌های حیاتی» اولین اثر آنتونی مارا است که تا کنون برندۀ جوایز متعددی از جمله جایزۀ جان لئونارد از طرف حلقۀ منتقدان کتاب ملی امریکا، جایزۀ بارنز و نوبل برای بهترین نویسندۀ نوقلم، و جایزۀ ادبی آتن در یونان شده است. ✍️ تحریریهٔ نشر نو □ منظومه‌ای از پدیده‌های حیاتی | آنتونی مارا | ترجمۀ فرزانه قوجلو، محمدرضا جعفری | نشر نو، چاپ اول ۱۴۰۰، قطع رقعی، جلد شومیز، ۴۶۳ صفحه، ۱۳۵,۰۰۰ تومان، #تحریریۀ_نو. تهیۀ این اثر از وب‌سایت نشر نو: yun.ir/lmts1f @nashrenow

Video from فرزانه قوجلو

شب چگونه می‌نویسم به مناسبت انتشار جلد هشتم از مجموعه کتابهای «چگونه می‌نویسم» به سرپرستی و مدیریت کاظم رهبر که انتشارات کتاب خورشید منتشر کرده است، مجله بخارا ششصد و دهمین شب از سلسله شبهای بخارا را به رونمایی و بحث درباره مجلدات این مجموعه اختصاص داده است. این مراسم به علت شیوع دوباره کرونا بصورت مجازی برگزار می‌شود. در این مراسم بهروز بهزادی، عباس عبدی، علی‌اکبر زین‌العابدین، فریبا خانی، کاظم رهبر و علی دهباشی سخنرانی خواهند کرد. کتاب‌های «چگونه می‌نویسم» حاصل بیش از یک دهه کار کاظم رهبر، روزنامه‌نگارِ صاحب قلم است که برای تهیۀ این مجموعه، از گفت‌و‌گو با نویسندگان برجسته تا ترجمه و گردآوری مطالب کاربردی در حوزه‌های مختلف نوشتن اقدام کرده است. این مجموعه با آثاری از نویسندگانی مانند: مسعود بهنود، عباس عبدی، احمد محمود، جواد مجابی، محمود دولت‌آبادی، پری صابری، اسماعیل خلج، محمد چرم‌شیر، بهروز غریب‌پور، خسرو سینایی، منوچهر طیّاب، حسن کامشاد، سیروس علی‌نژاد، احمد زیدآبادی، سرگه بارسقیان، فریبا خانی، عیسی امیدوار، محمود زندمقدم، منصور ضابطیان، رضا امیرخانی، مهدی حجوانی و... منتشر شده که هریک تجربه‌های ویژۀ خود را از نوشتن در حوزه‌های روزنامه‏نگاری، داستان‌نویسی، نمایش‌نامه‌نویسی، فیلم‌نامه‌نویسی، نویسـندگی خلاق، زندگی‌نامه‌نویسی و سفرنامه‌نویسی بیان می‌کنند. شب چگونه می‌نویسم در ساعت پنج بعد ازظهر پنجشنبه دهم تیر ۱۴۰۰ در نشانی‌های زیر قابل دسترسی است: Telegram.me/bukharamag Instagram.com/bukharamag www.bukharamag.com facebook.com/bukharamagzine apart.com/bukharamag

photo content

گزین‎گویه‎هایی از اروین یالوم/فرزانه قوجلو • اگر به دنبال لذت رشد هستی، پس باید خودت را برای کمی درد آماده کنی. • هر کس باید تصمیم بگیرد چه اندازه‎ از حقیقت را می‎تواند تحمل کند. • زندگی را در کامل‎ترین شکلش زندگی کن و فقط بعد از آن بمیر. هیچ چیزی را زندگی نکرده پشت سرت باقی نگذار.

اروین یالوم/ کاروان 26
اروین یالوم/ کاروان 26

Photo from فرزانه قوجلو
Photo from فرزانه قوجلو

اروین یالوم در بیست و ششمین شماره فصلنامۀ کاروان مهر شماره بیست و ششم کاروان ویژۀ اروین یالوم در بخش یک نگاه و یک زندگی، با بهره‎گیری از سرمقالۀ دکتر سپیده حبیب و گفتگوهایی منتشر نشده از این روان‎درمانگر اگزیستانسیال روانۀ بازار مطبوعات شد. گفتنی است که در بخش دوم مجله نیز علاوه بر دیگر مطالب خواندنی می‎توانیم خوانندۀ سفر روحانی سعدی به اروپا و امریکا با ترجمۀ دکتر مصطفی حسینی باشیم. کاروان 26 از فردا سه شنبه 25 خرداد 1400 در کتابفروشی‎ها و دکه‎های روزنامه‎فروشی در اختیار علاقه‎مندان قرار دارد.

Photo from فرزانه قوجلو
Photo from فرزانه قوجلو

یکصدسالگی سیمین دانشور فردا (سه‌شنبه هفتم اردیبهشت‌ ۱۴۰۰) سالروز تولد دکتر سیمین دانشور است. اگر می‌بود فردا جشن صدسالگی‌اش را برپا می‌کردیم. اکنون او نیست اما یاد و خاطره‌اش با ما هست. او نیست اما در کتابخانه‌های کوچک خانه‌های ما و کتابخانه‌های بزرگ ایران آثارش هست. در کتابخانه‌های جهان ترجمه‌های آثارش به بیش از هشت زبان وجود دارد. بخش مهمی از زندگی دانشور به سال‌های زندگی با همسرش جلال آل‌احمد مربوط می‌شود. یادآوری می‌کنم به چهار جلد مفصل نامه‌های این دو به یکدیگر. از نوجوانی پایم به خانه سیمین و جلال باز شد و تا آخرین روزها مورد مهر و محبت ایشان قرار داشتم. به جوان‌ها توجه داشت و آینده را متعلق به آنان می‌دانست. این افتخار را داشتم که به مناسبت هشتادسالگی‌ سیمین دانشور، کتاب «بر ساحل جزیره سرگردانی»‌ را که درواقع جشن‌نامه‌ایی برای ایشان بود در ۱۲۴۶ صفحه منتشر کنم. و پس از خاموشی‌ سیمین دانشور، یک شماره بخارا را به عنوان یادنامه ایشان منتشر کردم. اینک در یکصدمین سالگرد تولد او یادش را گرامی می‌داریم. #سیمین_دانشور #جلال_آل_احمد #مجله_بخارا #علی_دهباشی

ای عشق!... به فریدون مشیری ای عشق! جوانه کن، بهار است هر شاخ کهن، جوانه‎بار است شد غرق شکوفه سیب و دل نیز حوّای همیشه بیقرار است سرسبزی نیم‎لحظۀ من سبزینۀ هفت سبزه‎زار است ای عشق! شکفتنم بیاموز دل، غنچۀ باغ انتظار است بیهوده مگوی: «کیست معشوق؟» او چشم و چراغ روزگار است شهر تن و شهر جان ما را بسپار به او که شهریار است تا دیده بر او فتاد کاین کیست دل گفت که: «یار، یار، یار است» ای عشق! بدین مجال کوتاه زین بیش، مرا چه اعتبار است؟ برخیز و کمند خود رها کن دریاب! که آخرین شکار است ای عشق! بسوز هستیم را با یک نگهش که شعله‎وار است خاکستر من به راه او ریز برگوی که بر مَنَش گذار است برگو که:«به دولت قدم‎هات از منّت هر چه هست وارست.» سیمین بهبهانی / فروردین 54

photo content

🔷 پانصد شب و بیست و دو سال 🔸امراله نصرالهی درست می گویند که علی دهباشی یک تنه کار یک وزارتخانه ی فرهنگ می کند. اما آیا دهباشی در روال و روند کارش بی همتاست؟ آنان که کار فرهنگی می کنند، می دانند استاد ایرج افشار کیست. مرد ایرانگردی که از سفینه تا مشروطه تا شرطه ها و شریطه های فرهنگ کهن و نو ایران را بر رسید و از هر دیدارش، تاریخ گوشه ای از این خاک ورجاوند را از حاشیه و نسیان بیرون کشید. کاری که دهباشی در خانه ی «گفتمان شهر» و یا «خانه ی اندیشمندان علوم انسانی» و یا هر مکان دیگری انجام می دهد، پیش از آن ایرج افشار در روستاها و اقصا جای ایران در دل خانه هایی پر از صمیمیت و دیدار و تاریخ انجام داده است. سند شاهد خاموش من، دفترچه ی یادداشت ها و خاطراتی است که آن یگانه ی دوران برای ایران و ایرانیان به یادگار نهاد. دفترچه ای پر از گمنامان و فرو پوشیدگان دانش و حیا و یا «بزرگی و عز و نعمت و جاه.» آن مرد و آن دفتر البته شاهد های زنده و خموش دیگری هم دارد. استاد شفیعی کدکنی و زنده یاد استاد منوچهر ستوده دو سترگ گواه دیگر اند بر کارهای این مرد و آن دفتر ایام. غرض آن بود بگویم پای افزاری که دهباشی بر پای کرده و جامه ای که بر قامت کشیده، از که به ارث رسیده است. و اگر اعترافی به او بدهکار باشیم این خواهد بود که به میراث داری و پاسبانی شایست و بشایست این مرد مقر شویم. و روزانه ها و شبانه های بخارا را در تداوم کار آن بزرگ مرد نامه و اوراق و اسناد بدانیم. دهباشی البته خود مرد ویژه ای هم هست. اهل راه و رفتار است، مقدمات کار را خوب می چیند، مشکلات را به روش خود حل می کند، فنون ساربانی کاروان فرهنگ را به درستی آموخته و به درازای عمر بخارا و در همنشینی بزرگانی چون ایرج افشار و دیگر صاحب نامان، تجربت اندوخته است. ذهنیت او ذهنیتی موزه ای است. ثبت آثار و اشخاص و رویدادها ست و نگارش آنها در صفحات بی گزند فرهنگ. بی قیاسی، دهباشی و مجله اش در غیاب مردانی چون بهار، نظام وفا، گلچین گیلانی، ناتل خانلری، وحید دستگردی، حبیب یغمایی و این اواخر پرویز شهریاری و در نبود مجلاتی چون «دانشکده»، «وفا»، «سخن»، «ارمغان»، «آینده»، «یغما» و «چیستا» و در این وانفسای کشتگاه خشک فرهنگ، نیستانی است شکرین و یا بحری است گوهرین. دهباشی همزمان با این بحرگوهرین و شب های بخارا به گفته ی دکتر تورج دریایی «رم را به تهران و تبریز را به پاریس و بلوچستان را به کانادا و شیراز را به توکیو» نزدیک کرده است. آری، بخارای دهباشی به شهری بی مرز، و هویتی «چهل تکه» و «تفکری سیار» و ریشه هایی ریزوم وار بدل شده است. چنگ این بخارا در همه جای جهان نواخته می شود. از ایران تا تاجیکستان، از «پاریز تا پاریس»، از کدکن تا پکن. تمامی روزها و شب های بخارا پر از «وقایع اتفاقیه» است. پر از میل به حکمت و معرفت است. شیخ و شوخ نمی شناسد. سنت و تجدد نیز. شعر و فلسفه، تاریخ و جغرافیا، عکس و فیلم، ترجمه و تالیف، همه را بر می رسد. اکنون که بخارا به سن بیست و دو سالگی رسیده و عمر شب هایش به پانصد کشیده، قدر هر دو را بدانیم و بر دو دیده، عزیزشان داریم و این شعر را با هم، به پاسداشت این پانصد شب و آن بیست و دو سال، برای او و مجله ی او بخوانیم. ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس چه سفرها کرده ایم ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه سفرها کرده ایم ما برای آن که ایران خانه ی خوبان شود رنج دوران برده ایم ما برای آن که ایران گوهر تابان شود رنج دوران برده ایم، خون دلها خورده ایم ما برای بوییدن بوی گل نسترن چه سفرها کرده ایم ما برای نوشیدن شورآبه های کویر چه خطرها کرده ایم ما برای خواندن این قطعه ی عشق پاک رنج دوران برده ایم ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک خون دلها خورده ایم ما برای آن که ایران خانه ی خوبان شود ما برای آن که ایران گوهر تابان شود چه سفرها کرده ایم رنج دوران برده ایم چه خطرها کرده ایم خون دلها خورده ایم t.me/kotahneveshtha

photo content