389
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
389
حواسپرتی، به عملکرد اغلب جنبههای فرهنگ امروزی یاری میرساند: نمیگذارد مردم در مورد خودشان و دنیایشان تامل کنند.
ــ تئودور آدورنو.
389
گاهی تقلا کردن وقتی که زیر آوار روزگار ماندهای نتیجه که ندارد، حتی زودتر از پا در میآوردت. باید زیر آوار صبور بود، انرژی جمع کرد و ناگهان تکانی خورد تا راه هوایی باز شود یا دستی بیرون آورد تا شاید یکنفر آن حوالی دستت را بگیرد.
389
بعد از سه ماه مجدد چیزی منتشر کردم. یک ماجرایی که برای خودم جالب بود را اینجا تعریف کردهام.
389
رمان خواندن را جدی بگیرید.
برخلاف تصور رایج رمان خواندن امر تفننی نیست.
پ.ن: فکر کنید بعد از چند قرن از پیدایش رمان، تازه باید درباره اهمیت خواندن رمان حرف بزنیم.
389
اگر سوژه این ماجرا دست هالیوود بود چه فیلم خوبی ازش در میآمد.
سوژهای مستند و حماسی از گروهی مقنی یزدی که در جنگ هشت ساله کار بزرگی کردند که باعث تحیر همگان شد.
کتاب خوشخوان بود و تلفیق واقعیت تاریخی با داستانپردازی جذابیت آن را بیشتر هم کرده بود.
389
دنیای سیاست عجب دنیای پیچیده و رازآلودی است.
انگلیسیها بعد از شهریور ۲۰ فضلالله زاهدی را به جرم همکاری با آلمانها بازداشت و تبعید میکنند و کمی بیشتر از یک دهه بعد همین زاهدی میشود گزینه مطلوب انگلیس و آمریکا برای تصدی دولت کودتا!!!
پ.ن: زاهدی در عکس پشت محمدرضا پهلوی ایستاده است. اینجا فرودگاه مهرآباد پس از موفقیت کودتا و بازگشت شاه به ایران است.
389
تاریخ را که بخوانیم نه برای «تاریخمالی» کردن امروز بلکه برای اینکه چشممون باز بشه، میبینیم ما فضیلتی بر گذشتگان نداریم حتی در مواردی از اسلاف خودمون عقبتر و بیاهمیتتریم.
اینطور شاید کمتر مثل اسپند روی آتش بالا و پایین بپریم!
389
نظر نامحبوبم این است که خیلی با جلال آلاحمد ارتباط برقرار نمیکنم.
ولی به نظرتون علت حملات رسانهای اخیر گروهی به جلال آلاحمد که دامنهاش گسترده هم هست، چیه؟
389
کاهنان را بیرون کنید
کاهنان معبد هنر (برخی منتقدان، روشنفکران و خودخاصپنداران) همواره از اینکه مردم بیواسطه با معبد مرتبط شوند هراس دارند. آنها میترسند که مبادا خدای خیالی برساختهشان، فرو بریزد. برای همین از لفظ «مردم» بیزارند. آنها دلشان میخواهد همیشه خودشان مفسر هنر باشند و مردم گلهوار از آنها تبعیت کنند. آنها بهجای اینکه رسالتشان را که عمقبخشی و افق دید ایجاد کردن در مردم است، انجام دهند، ترجیح میدهند مردم را چشم بسته به سوی هر جایی ببرند. وعده چشمه و سیراب شدن میدهند ولی آنها را تشنهتر میکنند.
این در حالی است که اگر مردم خودشان پا درون معبد بگذارند، دکان بسیاری از آنها برچیده میشود. آنها از این ناراحتاند و برای مقابله با آن تلاش میکنند. تلاش میکنند (در مسیر تلاش کردن گاهی توهین هم میکنند) تا مردم را به این باور برسانند که خودشان چیزی از هنر نمیفهمند و نیاز به مترجمی دارند که واسطه آنها با اثر هنری باشد. نمیخواهند قبول کنند مردم اگر اثر هنری را ببینند ولو از آن چیزی متوجه نشوند به مرور ذوق و سلیقهشان ترتیب میشود و خودشان راه را از بیراه تشخیص میدهند.
در این ارتباط مردم با هنر و اثر هنری است که کار آنها هم رونق میگیرد و کارکرد اصلیشان آشکار میشود. ولی ترجیح میدهند برج عاجنشین باشند و مردم را مشتی عامی گوهرنشناس معرفی کنند. آنها آنقدر این گزاره را تکرار میکنند تا مردم هم باورشان شود که چیزی از هنر نمیفهمند ولی نتیجه این رویکرد، رجوع به کاهنان نیست، بلکه رویگردانی از معبد است.
