🔥کورُش دورِکی، لُر تَبار🔥
Open in Telegram
همراه با کوروش دورکی @korosh74doreki جهت ارتباط و انتقاد سروده ناب و واژگان کهن لری https://t.me/doodmaneloor
Show more526
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
#لری نمیرا نوم : #جاویدنام
🔥🔥🔥
نَمیرا نومِ چِل رو نِیده دایه.
زِ داغِس گیلَکا سُهدِن به سایه.
اِبازِن هِی رَو و هِی گُل سَرِ هاک.
بِوینین بازِ سوگه، بازِ وایه.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
نَمیرا نومِ چِل رو نِیده دایه.
چهل روز گذشته، اما نامش نمرده؛ حاویدنامی که از تقویم عبور میکند و وارد حافظهی تاریخ میشود. مادر هنوز باور دارد که زمان نمیتواند نام را خاموش کند.
زِ داغِس گیلَکا سُهدِن به سایه.
لالههای واژگون، نماد جوانان کشتهشده، از سوزِ داغش در سایه سوختهاند؛ اندوه آنقدر عمیق است که پناهی برای خنکشدن ندارد. این سوختن، سوختنِ یک نسل است.
اِبازِن هِی رَو و هِی گُل سَرِ هاک.
بر مزارش «هیرو» و «هیگل» میرقصند؛ رقصی که هم آیینِ عروسیست و هم بدرقهی جوانِ رفته. این رقص، تسلیم نیست؛ اعلامِ حضورِ زندههاست بر خاکِ خاموش.
بِوینین بازِ سوگه، بازِ وایه.
ببینید که این رقص فقط سوگ نیست، امید هم هست. در دلِ عزا، آرزو میچرخد؛ گامهای سنگینِ سوگواری، بذرِ فردای آزادی را در خاک میکارد.
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
#لری #میهن #آزادی
🔥🔥🔥
گُلامون پَرپَر و گیلی گِلامون.
دِلامون پِرپِر و کینه دِلامون.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
مرثیهی یک ملتِ زخمیست؛ گلها ــ جوانان ــ پرپر شدهاند و گلوها از بغض و خفقان بستهاند. دلها بیقرار و لرزاناند، این لرزش فقط اندوه نیست؛ آتشیست که زیر خاکستر مانده. «دِلا» دیگر فقط یک کوه نیست؛ نمادِ کوههای لرنشین است که شیون را از سینهی مردم فریاد میکند. این بیت هم سوگ است، هم خشمِ فروخوردهای که دیر یا زود پژواکش در کوه میپیچد.
💔💔💔💔💔🥀🥀🥀🥀🥀
#پارسی #پادشاهی #میهن
🔥🔥🔥
اَگَر خواهان و خواهَم پادِشاهی.
چو کَردَم بَر گُذَشته ها نِگاهی.
زَمانِ کوروش و شاپور و خُسرو.
بُزُرگی، سَربُلَندی، دِل به خواهی.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
چون به روزگارِ کوروش بزرگ و شاپور و خسروان مینگرم، پادشاهی را نه تاج، که عزّتِ میهن میدانم. در شکوه آنان، داد و دلاوری را میبینم و آرزویم زندهکردن همان سربلندی میهن است. اگر خواهان پادشاهیام، از برای بزرگیِ ایران و بیداریِ دلهای این خاک است.
🔥🔥🔥🔥🔥❤️❤️❤️❤️❤️
#پارسی #پادشاهی #میهن
🔥🔥🔥
اَگَر خواهان و خواهَم پادِشاهی.
چو کَردَم بَر گُذَشته ها نِگاهی.
زَمانِ کوروش و شاپور و خُسرو.
بُزُرگی، سَربُلَندی، دِل به خواهی.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
چون به روزگارِ کوروش بزرگ و شاپور و خسروان مینگرم، پادشاهی را نه تاج، که عزّتِ میهن میدانم. در شکوه آنان، داد و دلاوری را میبینم و آرزویم زندهکردن همان سربلندی میهن است. اگر خواهان پادشاهیام، از برای بزرگیِ ایران و بیداریِ دلهای این خاک است.
🔥🔥🔥🔥🔥❤️❤️❤️❤️❤️
#لری شیرم #میهن #آزادی
#گاگریو
🔥🔥🔥
شیرُمه کِرده اُرُک توره لَگ و تور.
بیشِنه دیلَغ نِهان گُرگ و رُوا کور.
شیرُمه بِم پَس بِدین، لاشِس زَنه چُم.
وا بِگَه هاکِس کُنُم، تَش مَن دِلُم لُم.
تیرِ سُر خَرده کُرُم ، مَهتُک گِریوه.
آسِمون خَرده تَنَه، دی نیبِلیوه.
دُهدَرُم خَرده دوتیر اَشنُم سِداسه.
هِی کُنه بَنگه بَوو، هین مِن تیاسه.
شیرُمه دیدِن به دَو، دَستا پَتی بی.
دُشمِنون دَستا تُفَنگ، ایرون اِکینی.
دُشمِنون بی مِهر و زِک، کُشتِن جَوونه.
لاشِسه نیدِن با داس، اَفتَو زَنونه.
سی دِله وارَستِنِت نومِت نَمیرا.
تا زَمون یاهه رِوه ، مَهنی به ویرا.
اَر زَنِن تیری به سَر بَندُم به سَربَند.
اَر به دِل تیری خُره میرُم به لَوهَند.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
ارک : دربند اسیر
توره : شغال
لگ : خودسر خودکامه
تور : وحشی
دیلغ : آتش همراه دود
چم : شبنم برف، سرمای شدید
بگه : صبح ، خیلی زود
لم : شعله حرارت
مهتک : قطره ی ماه
تنه : دوده
نیبلیوه : نمی درخشد
دَو : میدان
پتی : خالی تهی
اکینی : شیون میکرد
زک : شرم و حیا
وارستنت : آزادی و رهایی ات
نمیرا : جاویدان
ویرا : یادها خاطرات
❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹💔💔💔💔💔
مرثیهی نسلیست که «شیر» نامیده شده؛ نه برای اغراق، که برای شجاعتِ بیسلاحی که در میدان ایستاد. روایتِ جوانانیست که دستهایشان خالی بود و دلهایشان پر از آتشِ آزادی، اما در برابرشان گرگ و شغالِ قدرت کمین کرده بود.
شعر، سوگِ پدریست که جسدِ فرزند را حتی برای خاکسپاری به او نمیدهند؛ زخمی مضاعف بر زخمی دیگر. آسمان در این روایت دیگر نمیدرخشد، ماه قطرهای اشک است، و صبح با تأخیر میآید. «لاشِس نیدن» فقط پنهان کردنِ پیکر نیست؛ تلاش برای خاموش کردنِ نام و صداست.
اما اعلام میکنم که آزادی با کشتن خاموش نمیشود. نامِ کشتهها از زمان عبور میکند و در حافظهی جمعی میماند. این ترانه، هم گاگریوست، هم بیانیه: میگوید جسم را میتوان گرفت، اما «وارستِن» را نه.
این مرثیهی خونِ جوان است و همزمان سوگندِ ماندگاریِ نامشان در تاریخ.
درد را به حرمت خاکم تحمل میکنم. و اگر تیر به دل بخورد، مرگ را نه با آه، که با لبخند میپذیرم؛ چون جان دادن برای میهن را شکست نمیدانم، بلکه وفاداریِ آخرین میدانم.
#پارسی #چهلم #میهن #آزادی
🔥🔥🔥
چِهل روز آسِمان خون و زَمین سَرد.
دِرَختِ زِندِگانی پیر و پَر زَرد.
جَوانان پَرپَر و پیران پَریشان.
زِ سوگِ میهَنَم دِلها پُر اَز دَرد.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
تصویرِ چهل روزِ سوگواریِ یک سرزمین است؛ نه فقط سوگ چند جوان، که سوگ وجدانِ زخمیِ وطن است. آسمانِ خونین و زمینِ سرد، نشانهی قطع پیوندِ طبیعیِ زندگیاند. جوانان پرپر شدهاند و پیران، ستونهای صبر، پریشان گشتهاند. این شعر مرثیهی ملتیست که همزمان داغدار فرزندانش و نگران آیندهی خویش است.
چهل روز آسمان خون و زمین سرد
چهل روز: دورهی کاملِ سوگ در فرهنگ ایرانی
آسمان خون: بیعدالتی و خشونت آشکار
زمین سرد: خاموشی، بیپناهی، قطعِ گرمای حیات
درخت زندگانی پیر و پر زرد
درخت: وطن / حیات جمعی
پیر شدن: فرسودگیِ امید
برگ زرد: پژمردگیِ آرزوها
جوانان پرپر و پیران پریشان
پرپر شدن: جان سپاری مظلومانه جوانان
پیران پریشان: فرو ریختنِ ستونهای صبر و خرد
ز سوگ میهنم دلها پر از درد
میهن: مادرِ جمعی
دلهای پر درد: سوگِ عمومی، اندوهی که فردی نیست، ملی است.
🍂🍂🍂🍂🍂🍂💔💔💔💔💔💔
#لری #میهن #آزادی
زِ ری شَوگاره بی مَه، شَه تَرِ مال.
زِ دُنداله جَوون هینه وَرِ مال.
مِنه ای شَو که مَه نیبو دیارِس.
تیا به رَه ، بِگَه یاهه دَرِ مال.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
زِ ری شَوگاره بی مَه، شَه تَرِ مال.
از رخ شبِ بیماه، سیاهتر است خانه که در ظلمتی عمیق فرو رفته؛ تاریکی فقط در آسمان نیست، در دلِ سکونتگاه و جانِ آدمی هم لانه کرده است.
زِ دُنداله جَوون هینه وَرِ مال.
آواز سوگِ جوان، چون خون بر سرِ خانه پاشیده؛ ماتم نه زمزمه، که زخمی باز بر دیوارهای زیستن است.
مِنه ای شَو که مَه نیبو دیارِس.
در این شب که ماه رخ نمینماید، امید نیز پنهان است؛ روشنایی انگار قصدِ آشکار شدن ندارد.
تیا به رَه، بِگَه یاهه دَرِ مال.
چشمها به راهِ سحر دوختهاند؛ شاید سپیده از درِ خانه درآید و این سیاهیِ فشرده را اندکی بشکافد.
روایت شبی است که هم آسمانش بیماه است و هم خانهاش بیجوان؛ اما هنوز چشم، امیدِ آمدنِ صبح را رها نکرده است.
🥀🥀🥀🥀🥀❄️❄️❄️❄️❄️
#لری #میهن #آزادی
چِگار و پَرز اِده بو سُهده پِرتَک.
سِتَمگَر رَنگِ زِی وا هینه گیلَک.
زِ وارَستِن بِگُی یا شاه و شادی.
زَنِن وا تیرِ دُش جونِت، تَک و تَک.
کُشِن پیر و جَوون، کَمسالِ ساوا.
به ری جُفنه نَدارا مَنده جا پا.
رَهه وارَستِنه وا تیره بَستِن.
کَلاکه اِشکِنان ، شَو کورِ باوا.
شَوا بی بَوشه، روزا تار و زِی چُم.
رَوونه زِنده ای دیله ، لَم و گُم.
کُر و دُهدَر نَدارِن نونِ خَردِن.
اِسازه فَرنِشین پِردَو زِ گَندُم.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
چگار : سقف
پرز : حصار دیوار
پرتک : شاپرک
گیلک : لاله واژگون
وارستن : رهایی آزادی
دش : دشمنی کینه
ساوا : معصوم تنها
جفنه : سفره
تیره : تاریک، تنه درخت
کلاک : عصا
بی بوش : بی شور و شعف
چم : سرمای شدید، شبنم برف
دیل : فرار وامانده فراری
لم و گم : پایین و بالا
فرنشین : رییس مدیر
پردو : پرتابه موشک
#لری 🔥🔥🔥
وُری وارَه رَهه واره وُریده.
وُری وا رَه به دینه وارَهیده.
دُواره تُو وُرارین سی تُوه تَر.
زِ نُو پا تَش تَوه، شادی تَنیده.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
وُری وارَه رَهه واره وُریده.
برخیز رها و آزاد کن راهِ سرزمینی که به ویرانه بدل شده. از جایی که شکوهش فروپاشیده، رهایی، از تشخیصِ ویرانی آغاز میشود.
۲ وُری وا رَه به دینه وارَهیده.
ایستادن در گذشته، زنجیر است. راهِ راست، ادامهی کورکورانهی دنبالهها نیست؛ رهایی آنجاست که آگاهانه به «دنباله» رهایی برخیزی.
۳ دُواره تُو وُرارین سی تُوه تَر.
دوباره باید سرپناه را بنا کرد، اما نه برای دیروز؛ برای نسل تازه. مسئولیتِ آینده را بر دوش امروز میگذارد.
۴ زِ نُو پا تَش تَوه، شادی تَنیده.
شادی از آسمان نمیافتد؛ کنار آتشِ زندگی، با دستهای خود بافته میشود. مثل نان، مثل تبار: با همیاری، گرما، ایستادگی... شادی، حاصلِ کارِ جمعیست نه انتظارِ معجزه.
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
#لری 🔥🔥🔥
خُدایه بیخُدا، چه کَدخُدایی.
نَدونی چه گُدَرته ، ری نیایی.
سِتَم کِفته به ایرون تا نُمنَها.
که وارَستِن پَرَک خو، زورِ بایی.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
خُدایه بیخُدا، چه کَدخُدایی.
طعنهای سنگین به قدرتی که نام خدا بر خود دارد اما از داد و خرد تهیست؛ خدایی که بیایمان است، شایستهی کدخداییِ هیچ خانه و خاکی نیست.
نَدونی چه گُدَرته، ری نیایی.
خطاب به همان قدرتِ غایب و بیپاسخ است؛ که نه میداند بر مردمش چه میگذرد، نه حضور دارد، نه پاسخ میدهد. هم «نمیآید» و هم «رو نمیآورد»؛ غیبتی آگاهانه و بزدلانه.
سِتَم کِفته به ایرون تا نُمنَها.
ستم چون گرهای کور بر پیکر تاریخ ایران افتاده و این گره باز نخواهد شد؛ نامِ ستمگر نه با افتخار، که با ننگ جاودانه میشود. تاریخ، حافظهی بیرحمِ ظلم است.
که وارَستِن پَرَک خو، زورِ بایی.
رهایی خیال خام نیست؛ آزادی هم فرِ ایزدی میخواهد، هم بازوی استوار. هم آگاهی، هم توان. این بیانیهی نهایی شعر است: آزادی را نمیدهند، باید با خرد و قدرت توأمان گرفت.
🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶🪶
#لری 🔥🔥🔥
به بَردَر پیره پِستِن کاکِلیمه.
گِرِهدِن وا گَلالا رَه گِلیمه.
نُخونُم وُرکَشین وا تیخِ رُنجُک.
تَوَر زِیدِن کَلاک و رِک چِلیمه.
تیامه تِردِنین، زون اَنجِنیدِن.
بِشینُم کِر، نَگُم گُفته دِلیمه.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
به بَردَر پیره پِستِن کاکِلیمه.
گِرِهدِن وا گَلالا رَه گِلیمه.
با سنگِ کهنسالِ آسیاب، نه فقط دندان، که توانِ ایستادگیام را خرد کردند؛ راهِ گلویم را با بستر سنگی بستند تا صدا خفه شود. این تصویر، ستمِ سیستماتیکیست که نان را از دهان میگیرد و فریاد را در نطفه میشکند؛ خردشدنِ تن، استعارهای از خردشدنِ حق است.
نُخونُم وُرکَشین وا تیخِ رُنجُک.
تَوَر زِیدِن کَلاک و رِک چِلیمه.
از ریشه ناخنم را کشیدند و تبر بر عصا و تکیهگاهم زدند؛ یعنی حتی امکانِ مقاومت را هم بریدند. اینجا خشمِ شاعر از زخمیست که فقط درد نیست، «بیپناهی» است؛ وقتی ابزارِ ایستادن را میشکنند، سقوط را تقدیر جلوه میدهند.
تیامه تِردِنین، زون اَنجِنیدِن.
بِشینُم کِر، نَگُم گُفته دِلیمه.
چشم را سوزاندند تا حقیقت دیده نشود و زبان را بریدند تا حقیقت گفته نشود؛ تبعیدی درونِ خویش. این بیت، فلسفهی خاموشسازیست: قدرت، پیش از کشتنِ تن، «شاهد» و «گواه» را میکُشد؛ و شاعر، در سوگِ سخنی مینشیند که اجازهی تولد نیافت.
💔💔💔💔🍁🍁🍁🍁❄️❄️❄️❄️
#لری 🔥🔥🔥
زِنِشتُم بی پَل و کِفتُم چِر و پِر.
نَدارُم توش و پَرتَو، سُه پَرِ فِر.
تُ رَهده زِم زِ رِنج و رَنج زیوَش.
دیه مُردِن کُنه شادُم، شَوه کِر.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
زِنِشتُم بیپَل و کِفتُم چِر و پِر.
دردم حد و مرز ندارد؛ آنقدر انباشته شده که از گردنه و حد جانم شیون و بیقراری میجوشد. رنج، دیگر درونم نمیماند؛ سرریز شده و به صدا درآمده، فریادی که مدتها خاموش مانده بود.
نَدارُم توش و پَرتَو، سُه پَرِ فِر.
تاب و توان و صبر از من بریده، سوخته پر پروازم، نه نیروی ماندن مانده، نه امیدی برای ایستادن. انگار جانم پیش از تن، خسته و خاکستر شده است.
تُ رَهده زِم زِ رِنج و رَنجِ زیوَش.
از بس با بیماری و رنج زیستهام، خودِ زندگی از من رفته است. نه فقط شادی، که حتی توانِ ادامه دادن هم بدن و روحم را ترک کرده.
دیه مُردِن کُنه شادُم، شَوه کِر.
دیگر مرگ هم برایم تسلّی و شادی آور است؛ آرامشی در شبِ مهآلود. شادمانی من، حالا فقط در تمام شدن است، نه ادامه دادن.
❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹💔💔💔💔
#شوچله شادباد #پارسی
🔥🔥🔥
بیامَد شَب چِله، آغازِ دِی شُد.
خَزان رَفت و زِمِستان خیزِ پِی شُد.
دَر این سَرما شُده خانه تَب و گَرم.
گَمانَم که خُدا هَم مَستِ مِی شُد.
شَبِ چِله شَبِ مَزدا پَرَستان.
شَبِ شوریدَگی شیرینِ مَستان.
شَبِ شَهنامه خوانی، هَمنِشینی.
بِکوبان پا، بِاَفشان بال و دَستان.
#لری 🔥🔥🔥
بِلازه مِهرِ وارِه، گُر زَنه تَش.
اَلازَنگی رَسه دیندایِ زیوَش.
شَوه چِله اَوُرده شَونِشینی.
اِیاهه روشِنایی، کور اِبو رَش.
اَهورایی شَوی وِی وا مَهه دِی.
نِشَسته بالِ تَش وایَک زَنین مِی.
اِیاهه بُنگِ شادینه مِنه مال.
بَوه گُفت ایزَنه، به ری بَچَل لِی.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
بلاز : فروزان برافروخته
زیوش : زیستن عمر
رَش : سیاه مایل به خاکستری
مال : خانه
لِی : روانداز رختخواب
🔥🔥❤️❤️🍷🍷❤️❤️🔥🔥
#زبانزد #لری
🔥🔥🔥
#زبانزد #لری
این زبانزد چه کاربردی دارد ؟؟
چَشمه چو به کِند ! اَو نیدِراره !!
این زبانزد، در ظاهر از طبیعت و تجربهی زیست سخن میگوید، اما در ژرفا نقدی تند بر «انسانِ بیاراده» است.
«چَشمه چو به کِند، اَو نیدِراره» میگوید: سرچشمهای که ذاتاً جوشش ندارد، هرچقدر هم با فشار بیرونی و دخالت دیگران بازش کنی، آبِ زنده و پایدار نخواهد داد. چوبی که در دهانۀ چشمه فرو میکنند، نماد اجبار، توصیه، حمایت مصنوعی و هلدادنهای بیرونیست؛ اما اگر میلِ جوشش از درون نباشد، این حرکتها فقط موقتیاند. این زبانزد انسانهایی را نشانه میگیرد که عادت کردهاند دیگران راه را برایشان باز کنند: بدون تلاش، بدون خطر، بدون خواستن. چنین فردی اگر هم لحظهای «جاری» شود، آبش قرضیست، نه از دلِ خودش. پیام نهفتهاش این است که رشدِ واقعی از اراده میجوشد، نه از فشار. همیاری وقتی معنا دارد که پاسخِ درونی وجود داشته باشد؛ وگرنه کمک، به وابستگی بدل میشود. این زبانزد هشدار میدهد: هر چشمهای شایستهی گشودن نیست. بعضی چشمهها خشک نیستند؛ بیخواستناند. و جامعهای که عادت کند چشمههای بیمیل را به زور جاری کند، خودش تشنهتر میشود.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
💧💧💧💧💧💧💧💧💧
#زبانزد #لری
این زبانزد چه کاربردی دارد ؟؟
چَشمه چو به کِند ! اَو نیدِراره !
@doodmaneloor
آموزش مانک واژگان کهن لری
تِرنیدِن :: بیرون دادن باد معده خودخواسته؛ کاری را اشتباه انجام دادن، خرابکاری از روی عمد
غِرنیدِن :: غریدن و توپیدن، با خشم یا آوای بلند فریاد زدن ؛ صدا و تهدید سگ همراه با حمله.
تیکِنیدِن، دُهدِن : دوشیدن، دوختن
تَکنیدِن : تکاندن ایجاد لرزه و تکان، جداکردن شقه کردن
تُکنیدِن :: قطره قطره چکاندن
تُرتُرو :: چرخان، غلتان چرخ، چرخنده، کنایه از کله کچل
تُربیزِه، تُرتُرو :: سیاه دانه ای که از غلات ریز تر است و از الک رد می شود و محصول اینگونه پاک می شود. نماد بی ارزشی
تُرگِلو :: غلت، چرخ، تاب
بیزه : عقیم، بی بر و بار
بیزَه : ویار زن باردار
چَپِر : گوسفندی که بچه اش مرده است
راپو، پَمبو :: تنبل ، تن پرور
زیوا، زُوا : داخل
زیواله، زُواله : اینسو و آنسوی رپد
زاکون : زمان آرمانی، نهایت هرچیز
کُر زاکون : هفته نشینی فرزند پسر
رِچَک : زمان نابودی کامل، انتهای هرچیز، یخ زدن کامل
سَرتال : سرآغاز
کُِهیگ :: کوه زیست، بز کوهی، صید شکار
سَنار : قسمت کم عمق دریا که کشتی به گل می نشیند.
زُمه :: جلبک
شِرمَست :: سمندر
نَرُم : غرور
نُروچ :: اخمو
بوپِدو : به پرتو و پشتوانه
نِیار :: دلتنگی افسردگی
نی یار : ضعف و بیحالی از انتظار
نیهر : فکر و خیالی شدن، توهم زدن، به نظر آشنا آمدن
نِیر : دلیل بهانه
مَنیستی : مثلِ اینکه
کُرَو : تاول
کورَو، کوراَو : سراب
گورَو، گوراَو :: آبگیر، استخر، آب ساکن
پیک اَو، پوک اَو : حباب
اُزگُر، اَلَنگار، دَنگَلِِدوز، اَنگِلات :: آویزان آویخته
___
کوروش دورکی بختیاری
@doodmaneloor
#خودآفری
#لری 🔥🔥🔥
زَمون مُختار و مِهرِت تُرتُرو بی.
چُنُو چِر زِیدُمه ، زیوَش چُرو بی.
نَمَنده توش و پَرتَو زِنده مَندِن.
سَرینُم هِی خَزون، شَفت و زُرو بی.
زِ بَس تی اَورِلا بی ، نیزِی اَفتَو.
سَرونه ، گاگِریو ایچو سُرو بی.
___
کوروش دورکی بختیاری #خودآفری
@doodmaneloor
زَمون مُختار و مِهرِت تُرتُرو بی.
چُنُو چِر زیدُمه، زیوَش چُرو بی.
زمان در حقم بیمروّتی کرد و مهر تو چنان بیبها شد که از الکِ زمانه ریخت و رفت. بی ارزش شد، آنقدر ناله زدم که ریشهی زیستن در من لرزید و زندگیام پریشان و آشفته شد. گویی عمرم زیر سنگینترین بادهای غربت و بیمهری تو بیپناه مانده است.
نَمَنده توش و پَرتَو زِنده مَندِن.
سَرینُم هِی خَزون، شَفت و زُرو بی.
نه تلاش و توان در تنم مانده، نه صبر و شکیبایی در روحم؛ همه فرسودهی این راهاند. موسم زندگیام همیشه خزان است؛ برگها خشک، امیدها خارزار. هر چه میگذرد انگار پاییزِ بیپایان بر جانم سایه انداخته است.
زِ بَس تی اَورِلا بی، نیزِی اَفتَو.
سَرونه، گاگِریو ایچو سُرو بی.
از بس چشمم ابری و اشکآلود بود، آفتاب شادی بر دلم نتابید. از بدشانسی و بیپشتوانگی، اینجا جایی شد که به جای سرودِ شادی، آوای سوگ و اندوه درونم میپیچد.
🍁🍁🍁🍁🪶🪶🪶🍂🍂🍂🍂
Repost from N/a
رونمایی از فیلم "بی بی مریم"
🎬🎬🎬🎬🎬🎬🎬
همزمان با سالروز شهادت علیمردان خان بختیاری
سه شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ از ساعت ۱۴
با حضور و سخنرانی؛
✅ دکتر عباس قنبری عدیوی
✅ دکتر فرشید خدادادیان
✅ مهندس اسفندیار مهرآیین
✅ عباس شفیعی (کارگردان)
✅ محمود رحمانی( منتقد)
❇️ تهران؛ انتهای خ مطهری، باغ موزه قصر
🎦 ورود برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است
❇️در گروه های عضو بازنشر دهید❇️
