en
Feedback
Beautiful mind

Beautiful mind

Open in Telegram
1 182
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1230 days
Posts Archive
🔶 مراقب عقده هاتون باشید! تا حالا شده بعد از گوش کردن به یه موزیک خاص دلتنگ، شوخ و شنگ، زود رنج یا حواس پرت بشید؟ بدون هیچ دلیل بیرونی. روانشناسای  یونگی میگن در همچین مواقعی احتمالا پای یه عقده( complex ) در میونه. عقده ها مجموعه ای از انرژی های انباشته شده توی ناخودآگاه ما هستن که نیرو محرکه شون رویدادها و اتفاقات تاریخی و گذشته هستن. خیلی وقتا ما حتی آگاه نیستیم که آون لحظه داشتیم چی گوش می کردیم.  ولی اتفاقی که میافته اینه که یه محرک خاص مثل موسیقی در کسری از ثانیه دکمه یه عقده ای رو در عمق ناخودآگاه ما فشار میده و یه کوانتوم انرژی ایجاد میکنه.اگه خوب به هیجانهایی که در زندگی روزمره تجربه می کنید دقت کنید می بینید که ما خیلی وقتها بطور ناگهانی دست به کارها یا رفتارهایی می زنیم که بعدش کلی خودمونو بابتش سرزنش می کنیم که من چرا این کارو کردم! تو همیچنین مواقعی که از واکنش ها و هیجانات خودمون شاخ درمیاریم و به نوعی از اونا رو دست میخوریم احتمالا تو تله عقده هامون افتادیم .متاسفانه وقتی گرفتار یه عقده میشیم، به ندرت متوجه اش می شیم. اولین کاری که می تونیم انجام بدیم آینه که خودمون رو زیر نظر بگیریم. هر وقت یهویی گرفتار یه هیجان تند و شدید شدیم مکث کنیم و از خودمون بپرسیم که آیا الان این هیجان من متناسب با این موقعیته؟ چون یکی از ویژگیهای اساسی عقده ها اینه که تناسبی با واقعیت فعلی ندارن بلکه بار عاطفیشون رو از گذشته حمل میکنن. همینکه مکث کنید و این سوال رو از خودتون بپرسید  کلی اطلاعات در مورد خودتون دستگیرتون میشه و بعدش مشتاق میشید بیشتر بدونید.هر وقت به اون مرحله اشتیاق رسیدید بهم پیام بدید تا کتاب بهتون معرفی کنم. چطوره؟ ✍️کریم افشاری نیا @Afsharynia

فقر واژگان و ضعف دستور زبان فارسی این ترم بنا بر آیین نامه آموزشی دانشگاه امتحانات دانشجویان بصورت تشریحی برگزار گردید. چند سالی بود که امتحانات را بصورت تستی و کوتاه پاسخ برگزار می کردم. برگزاری امتحان تشریحی به جای تستی و مشاهده پاسخ های تشریحی دانشجویان کارشناسی ارشد و  دکتری، البته تجربه ای نه چندان خوشایند  برایم بود و موجبات نگرانی و سرخوردگی مرا فراهم آورد. نگرانی و سرخوردگی من دو دلیل عمده دارد : دسته ای از دانشجویان بی آنکه حتی نگاهی گذرا به مباحث یک درس داشته باشند با نهایت بی خیالی و مسئولیت ناپذیری به جلسه امتحان آمده و در نهایت، برگه ای سفید و یا برگه ای بی محتوا و  عاری از مطالب مفید و مرتبط ، تحویل دادند و رفتند. اینها دانشجویانی هستند که غالبا تنها هنرشان ارائه دلایل تکراری و توجیهات همیشگی و اعصاب خورد کن در مورد عملکرد ضعیف شان است ( از بیماری یا اتفاقی ناگوار برای خود یا عضوی از خانواده گرفته تا مشکلات شغلی و خانوادگی و... که دقیقا هم شب امتحان برایشان روی می دهد نه در اوقات دیگر). اما نگرانی عمده من نه در این مورد که به آن خو گرفته ام بلکه در مورد سبک نگارش دانشجویان و  دستور زبان ضعیف و فقر واژگان  آنهاست. باور کنید وقتی از شوکه شدن صحبت می کنم اصلا اغراق نکرده ام  که من با مشاهده ادبیات و کلمات استفاده شده، جمله بندی ها و سبک نگارش دانشجویان در پاسخ به سوالات واقعا بارها و بارها شوکه شدم که دانشجویی آن هم در سطح ارشد و دکترا تسلطی بر زبان رسمی کشور خود نداشته و تا بدین حد ضعف داشته باشد.  باور کنید بدون هیچ گونه اغراق، اگه پاسخ های دانشجویان و ادبیات بکار رفته در آنها را به من نشان می دادند و من نمی‌دانستم که آنها دانشجو هستند،. ارزیابیم  این بود که این ادبیات و پاسخ ها  فقط در حد و اندازه دانش آموزان مقطع ابتدایی است!!! ای کاش می توانستم از نمونه ای از این پاسخ ها عکس بگیرم و به اشتراک بگذارم. کلماتی پیش افتاده و به شدت کوچه بازاری ، جملاتی نامفهوم و خنده دار، عدم آشنایی با فعل و فاعل و مفعول... همه را یکجا من در این برگه ها مشاهده کردم و خدا می داند که چقدر آشفته و نگران شدم. برای ممانعت از ریزش خیلی زیاد دانشجویان مجبورم چشمم را ببندم و ارفاق های خارج از اندازه و  غیرعادی داشته باشم. اما عجیب تر آنکه  برخی از همین دانشجویان پیام داده و به نمره خود اعتراض دارند!!!!!!!! یعنی معضلی به مراتب بدتر از آن چیزی که گفته شد. اینکه دانشجو حتی خودش هم  متوجه  عمق فاجعه و عملکردی تا بدین حد ضعیف  نیست!!! چیزی که فلاسفه به آن جهل مرکب می گویند. یعنی من نمی دانم، ولی نمی دانم و نمی پذیرم  که نمی دانم. بدیهی است اولین قدم برای خروج از این وضعیت اسفناک، خروج از جهل مرکب است و اینکه خود را از پشت ماسک دلیل تراشی ها و توجیه ها بیرون آورده و سهم خودتان را در این ماجرا بپذیرید. وقتی پذیرفتید که چقدر نقص دارید می توان امیدوار بود که قدم در مسیر تغییر بردارید. ✍️کریم افشاری /تیر 1404 @afsharinia

photo content

photo content

برشی از کارگاه تخصصی هیپنوتراپی مقدماتی / مختص درمانگران و دانشجویان روانشناسی و مشاوره

photo content

برشی از کارگاه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت)/ مختص درمانگران

بعد از کلی رانندگی و دنبال جای پارک گشتن بالاخره جایی پیدا کردم و ماشینم را پارک کردم. به محض پیاده شدن از ماشین پیرزن فرتوتی ناله کنان در حالی که قوربون صدقه ام می رفت تقاضای کمک کرد. به چشمان پر از اندوه و قامت خمیده اش که رخنه بی رحم سرما را در آن به وضوح می شد دید، نگاهی انداختم. بلافاصله و بدون اندک تاملی کیف پولم را درآوردم و با اشتیاق مبلغی در کف دستهای چروکیده و نحیفش گذاشتم. با مشاهده رضایت خاطرش و دستانی که به نشانه سپاس به دعا برداشته شده بود خرسند و شاد گشتم.احساسم عوض شد و سرشار از انرژی به مسیرم ادامه دادم. هر یک از ما در زیر پوست شهر و در گذر از پیچ و خم کوچه ها و خیابانهای شهرمان، با افراد نیازمند زیادی برخورد می کنیم که هر یک به سبکی و شیوه ای، خود را به آب و آتش می زنند تا همنوعان خود را برای دریافت کمک متقاعد سازند . گرچه با دیدن چهره و چشمان آنها و با گوش دادن به ندای درون خود تا حدودی می توانیم پی ببریم که کدامیک از آنها واقعا درمانده و نیازمند هستند و کدامیک ماسکی دروغین  بر چهره می زنند، مساله این است که بسیاری از ما با این پیش زمینه که همه دروغ می گویند ، با تنفر دست رد به سینه هر کسی می زنیم که به امید دریافت کمک به سمت مان می آید. قصدم نه ارایه درس اخلاق است و نه بحث در این مورد که چه کسی واقعا نیازمند است و چه کسی شیاد و فریبکار. بعنوان یک روانشناس تاکیدم بر احساسی است که بدنبال انجام رفتارهای نوعدوستانه به سراغمان می آید. هر بار که به ندای درونمان گوش داده و فرصت را برای شاد کردن دیگری مغتنم می شمریم با دیدن چهره شادمان یک انسان ، پر می شویم از احساس ناب و اصیل انسانی  و حالمان دگرگون می شود. واقعیت این است همانطور که آدلر بزرگ گفته علاقه اجتماعی در ذات بشر نهفته است. ولی این احساس ناب انسانی همچون ویژگیهای دیگر می تواند رنگ غبار به خود گیرد و در زیر انبوهی از اتفافات ناخوشایند و بغرنج مدفون گردد و کارمان به جایی برسد که خشک و تر را با هم بسوزانیم. سرپوش گذاشتن بر این احساسات اصیل و ناب، مثله کردن تمام ویژگی‌هایی است که ما را اشرف مخلوقات کرده است.(کریم افشاری نیا/زمستان94) @Afsharynia

photo content

من به تجربه پی برده ام که تمام روان درمانی ها در یک چیز خلاصه می شود : رفع بدتنظیمی مغزی که طی سالها و بدلایل متعدد ایجاد شده و گریبان مغز را گرفته است. به عبارت دیگر درمان یعنی تلاش درمانگر و مراجع برای انسجام و هماهنگ کردن کارکردهای نیمکره چپ و راست مغز با هدف تنظیم مجدد فعالیت های مغزی.  درمانگر ابتدا باید با مشاهدات دقیق و ارزیابی های درست، مشخص کند که کدامیک از نیمکره های مغز دستخوش ناهنجاری و بدکارکردی شده اند و سپس متناسب با آن نقص، رویه های درمانی مناسب را در پیش گیرد. بدیهی است متدهای درمانی مبتنی بر تنظیم کارکرد های نیمکره چپ با نیمکره راست متفاوت است ولی هر دو نوع مداخله با هم همپوشانی داشته و روی همه کارکردهای هیجانی و رفتاری فرد اثر می گذارد. ✍️ کریم افشاری نیا / تراپیست. @Afsharynia

دقایقی از کارگاه خودهیپنوتیزم. ویژه عموم

📒 «شهر و دیوارهای نامطمئنش»، رمانی از نویسنده سرشناس ژاپنی هاروکی موراکامی است که موضوعات همیشگی‌اش مانند بیگانگی، درون‌نگری، حافظه و عناصر سوررئال را به تصویر می‌کشد. این اثر که در سال 2023 منتشر شده، نسخه بازنگری‌شده‌ای از داستانی است که او در دهه 1980 نوشته بود. موراکامی این بازگشت به دنیای قدیمی را تلاشی برای بازنگری و بازآفرینی داستانی می‌داند که در گذشته کاملا به آن دست نیافته بود. اکنون، او این جهان را با دیدگاهی تازه و عمیق‌تر به کاوش می‌پردازد و با در هم آمیختن رئالیسم جادویی و پرسش‌های فلسفی، داستانی جدید خلق می‌کند. رمان درباره قهرمانی بی‌نام است که به شهری مرموز کشیده می‌شود، شهری محصور در دیوارهایی غیرقابل نفوذ. این مکان، با منطق عجیب و قوانین مخصوص به خود، قلمرویی است که به دنیای بیرون بی‌ارتباط به نظر می‌رسد، اما در عین حال، منعکس‌کننده سفرهای درونی و مبارزات روانی قهرمان داستان است. شهر، مانند یک هزارتوی خاطرات و امیال ناخودآگاه، او را به دل عمیق‌ترین ترس‌ها و آرزوهایش می‌کشاند. قهرمان داستان در طی پرسه‌زنی در این شهر ناشناخته، با شخصیت‌هایی مواجه می‌شود که هرکدام نمودی از عناصر روان او هستند. این برخوردها او را به کاوش عمیق‌تر در گذشته و روانش سوق می‌دهد و خاطرات سرکوب‌شده و آسیب‌های قدیمی را دوباره زنده می‌کند. فضای مبهم شهر و حضور شخصیت‌های نامأنوس، او را وادار می‌کند تا با خود، با گذشته‌اش و با مفهوم عشق و ارزش واقعی زندگی روبرو شود. @Afsharynia

📒 کتاب «ساعت دل» نوشته‌ی اروین دی. یالوم و بنجامین یالوم، اثری عمیق، انسانی و الهام‌بخش است که در دل خود تجربه‌های سال‌های پایانی زندگی یکی از تأثیرگذارترین روان‌درمانگران معاصر را جای داده است. این کتاب نتیجه‌ی همکاری پدر و پسری است که هر دو در عرصه‌ی روان‌شناسی دستی بر آتش دارند: پدری که عمری را صرف شنیدن و فهمیدن دردهای انسانی کرده و پسری که با نگاهی تازه و همدلانه، روایت او را به زندگی بازمی‌گرداند. یالوم در این دوران از زندگی، که با پیری، فقدان همسر، و محدودیت‌های ناشی از همه‌گیری کرونا همراه بوده، به جای ادامه‌ی جلسات بلندمدت درمانی، به سراغ گفت‌وگوهای کوتاه، یک‌ساعته و تک‌جلسه‌ای می‌رود. در این گفت‌وگوهای فشرده اما سرشار از معنا، او با تکیه بر اصل «اینجا و اکنون»، به عمق روان بیمارانش نفوذ می‌کند و لحظاتی از صداقت، آسیب‌پذیری، و پیوند واقعی را رقم می‌زند. تجربه‌هایی که نشان می‌دهند حتی یک ساعت، اگر با حضور کامل و بدون قضاوت سپری شود، می‌تواند دریچه‌ای به سوی شفای درونی بگشاید. @Afsharynia

معلمان و اساتید واقعی آنهایی هستند که رد افکار و گفتار و کردارشان هیچگاه از قلب شاگردان و مخاطبانشان پاک نمی شود. سر تعطیم فرود میارم در برابر برخی از اساتید برجسته ای که در محصرشان تلمذ کرده ام و تاثیری ژرف بر اندیشه ها و جهان بینیم بر جای گذارده اند. دکتر محمد رصا سرگلزایی : روانپزشک و اندیشمند حوزه فلسفه و اسطوره @drsargolzaei دکتر مجید محمود علیلو: پروفسور دپارتمان روانشناسی بالینی دانشگاه تبریز @Majid__alilo دکتر عباس بخشی پور رودسری: پروفسور دپارتمان روانشناسی بالینی دانشگاه تبریز @dr.abbas_bakhipour دکتر مصطفی ملکیان : استاد نابغه و برجسته و یکی از مفاخر فلسفه ایران و جهان @mostafamalekian_official مرحوم دکتر آذردخت مفیدی : روانپزشک و روانکاو برجسته و باسوادی که فقدانش به شدت احساس میشه  (متاسفانه  در سال 1393 و در سن 53 سالگی از دستشون دادیم).

photo content

پدر عزیزم تبریک. شما توی هر نقشی نمونه و بی همتا هستی. در نقش فرزند همه میدونن که تو پسری نمونه بودی و چقدر برای مادر بزرگ و
پدر عزیزم تبریک. شما توی هر نقشی نمونه و بی همتا هستی. در نقش فرزند همه میدونن که تو پسری نمونه بودی و چقدر برای مادر بزرگ و پدربزرگ که الان بین ما نیستن، سنگ تموم گذاشتی. بی شک همونجوری که خودت همیشه میگی، دعای خیر اونا مهمترین سرمایه زندگی ماست. در نقش یک همسر و پدر مهربان و دلسوز که همه خانواده و اطرافیان  مسئولیت پذیری و تعهدتون رو تحسین میکنن. در مقام یک روانشناس و درمانگر توانمند که همیشه در حال آبدیت کردن خودت هستی. و اکنون در مقام یک استاد فرهیخته و باسواد که  من هم مثل خیلیای دیگه بهت افتخار میکنم. هزاران بار تبریک پدر عزیز و مهربانم. همیشه و در همه جا بدرخشی دخترت گلت کیانا😍😍🙂🙂🌺🌺🌺🌺

photo content

بخشی از جلسات عملی کارگاه هیپنوتراپی/ ویژه درمانگران

بازخورد یکی از شرکت کنندگان عزیز کارگاه هیپنوتراپی جناب دکترافشارنیا ،استادعزیزم دریغا که واژه‌ها قاصرند از ادای دِین، آن‌گاه
بازخورد یکی از شرکت کنندگان عزیز کارگاه هیپنوتراپی جناب دکترافشارنیا ،استادعزیزم دریغا که واژه‌ها قاصرند از ادای دِین،  آن‌گاه که دانش، چون رودی زلال،  از لب‌های تو جاری شد و جان‌ها را سیراب کرد.  در مکتبِ حکمتِ تو، هیپنوتیزم نه فن بود، نه بازی،  بلکه کلیدی بود به سوی هزارتوی ناخودآگاه.  چه زیبا شکافتی پرده‌های ابهام را،  و در هر شرح، گویی چراغی افروختی در تاریک‌خانه‌های ذهن.  سخن‌های تو نه گفتار که اکسیری بود،  که زنگارِ شک را زدود و راهِ شناخت را هموار کرد.  ما شنوندگانِ سحرآمیزِ تو،  اینک در آستانه‌ی دریایی ایستاده‌ایم که تو نشانمان دادی،  و می‌دانیم که هر موجش رمزی دارد، هر ژرفایش رازی.  پس سپاس‌مان بپذیر، ای آموزگارِ روشن‌ضمیر،  که دل‌ها را به نورِ آگاهی روشن کردی و زبان‌ها را به شکرانه گشودی.  بابت برگزاری کلاس امروزبینهایت سپاس مندم. ✍️ دکتر سهیلا همتی/ دکترای هنر و دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی

photo content