دلنوازان
Open in Telegram
کانال موسیقی سنتی و ترانه های ماندگار تماس با ما از طریق @Gazalemehr
Show more391
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
391
ترانه : افسون سخن ( تو می گفتی وفا دارم)
آواز: دشتی از متعلقات دستگاه شور
خواننده: غلامحسین بنان
شعر ترانه : نظام فاطمی
@delnavazanchanell
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی زبامی که برخاست مشکل نشیند
تو می گفتی وفادارم
محبت را خریدارم
ولی دیدم نبودی
تو گفتی آن حبیبم من که بر دردت طبیبم من ولی دردم فزودی
تو می گفتی که روز و شب بود نام توام بر لب زعشقت بی شکیبم
ولی دیدم نمی جویی
به لب هرگز نمی گویی به جز نام رقیبم
من از بی خبری زناز و دلستانی تو
شدم فتنه بر آن محبت زبانی تو غم خود
به فسون در دل من چون بنشاندی
زدی بر دل من آتش و در خون بنشاندی
گرچه ای پری زدوریت بی قرار و بی شکیبم
برکنم دل از تو بس بود هر چه داده ای فریبم
من تحمل جفای تو بیش از این نمی توانم
گر فرشته ای دگر تو را از حریم دل براند"یا برانم"
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
آهنگ : شعر و موسیقی
نوازندگان : فرهنگ شریف ( تار) ، همایون خرم( ویلون )، مجید نجاتی( سنتور) و جهانگیر ملک ( تمبک )
دستگاه شور
برگرفته از برگ سبز شماره ۲۹۴
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
تکنوازی زیبای تار
نوازنده تار : استاد رامیز قلی یئف استاد موسیقی و نوازنده چیره دست تار
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
آهنگ : آیین بوسه ( به چشمم ستاره غروبی نداره)
خواننده : مهرداد توکلیان
@delnavazanchanell
به چشمم ستاره غروبی نداره
نیازم به عشقت تمومی نداره
لبای تو بارون لب من بیابون
به آیین بوسه تو تر کن لبامون
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
آهنگ : گناه
خواننده: مرضیه
دستگاه:سه گاه
@delnavazanchanell
دیدی که من غرق گناهم رفتی
مفتون آن چشم سیاهم رفتی
در جمع مهرویان عالم دیدی
بر چشم تو باشد نگاهم رفتی
اکنون که رفتی بی خبر
بر من نیفکندی نظر
باز آ دل بشکسته ام
از این مکن بشکسته تر
دیدی که من غرق گناهم رفتی
مفتون آن چشم سیاهم رفتی
در جمع مهرویان عالم دیدی
بر چشم تو باشد نگاهم رفتی
این دل که بود از غصه خون
از سینه ام آمد برون
پروانه اش پر زد به سویت
من ماندم و عشق و جنون
پروانه اش پر زد به سویت
من ماندم و عشق و جنون
هرگزم یارب از این دیدار مهجوری مباد
این نگاه دور را از روی اون دوری مباد
عاشق نبودی تا بدانی حالت شام سیاهم
مجنون نبودی تا بدانی از جنون باش گناهم
عاشق نبودی تا غم عاشق بدانی
با مهربانان زین سبب نامهربانی
با مهربانان زین سبب نامهربانی
دیدی که من غرق گناهم رفتی
مفتون آن چشم سیاهم رفتی
در جمع مهرویان عالم دیدی
بر چشم تو باشد نگاهم رفتی
رفتی رفتی رفتی
رفتی
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
آهنگ خاطره انگیز" یادت می آد"
خواننده: معین
معین این ترانه را به یاد سوسن خواننده اول این ترانه خوانده است
@delnavazanchanell
یادت میاد یه روز برات دوست دارم می خوندم
با شوق رویت تا سحر چشم انتظار میموندم
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
خسته شدم از بس که با غریبه ها دیدمت
در راه عشق و عاشقی چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود
لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه ی من
خودت سرای دیگرون
اما دیگه تموم شد عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل آه
آروم بگیر تو سینه که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
ساز و آواز
شعر : سعدی
دستگاه : شور
آواز: زنده یاد محمدرضا شجریان
@delnavazanchanell
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
وآن چنان پای گرفتهست که مشکل برود
دلی از سنگ بباید به سر راه وداع
تا تحمل کند آن روز که محمل برود
چشم حسرت به سر اشک فرو میگیرم
که اگر راه دهم قافله بر گل برود
ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست
همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود
موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست
که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود
سهل بود آن که به شمشیر عتابم میکشت
قتل صاحبنظر آن است که قاتل برود
نه عجب گر برود قاعدهٔ صبر و شکیب
پیش هر چشم که آن قد و شمایل برود
کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود
گر همه عمر ندادهست کسی دل به خیال
چون بیاید به سر راه تو بیدل برود
روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری
پرده بردار که هوش از تن عاقل برود
سعدی ار عشق نبازد چه کند ملک وجود
حیف باشد که همه عمر به باطل برود
قیمت وصل نداند مگر آزرده هجر
مانده آسوده بخسبد چو به منزل برود
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
آهنگ : آسمان
آواز : بیات اصفهان
خواننده : نادر گلچین
آهنگساز: عماد رام
@delnavazanchanell
آسمان ..آسمان
آسمان بی ستاره
ابرها ,ابرها
ابرهای پاره پاره
بادها بادها
بادهای بی اشا ره
زخمتان کو؟
سازتان کو ؟ کو ترانه ؟
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
تصنیف : شکوه
غزل : زنده یاد مهرداد اوستا
خواننده : عبدالحسین مختاباد
@delnavazanchanell
وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می گذارند.
دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد.
دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند .
ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود .
تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند...
مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود.
سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود ، زن های شاه از ترس فرح ، هر کدام به کشوری می روند و نامزد اوستا به فرانسه .
در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود .
و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد.
اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید.
وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم
كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم
مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم
چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم
بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم
نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم
جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم
به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم
وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟
اینک تصنیف "شکوه" با صدای عبدالحسین مختاباد و شعر بالا تقدیم یاران همیشه همراه دلنوازان
https://telegram.me/delnavazanchanell
391
محمدرضا رحمانی یاراحمدی با نام هنری مهرداد اوستا(۲۰ بهمن ۱۳۰۸ بروجرد-۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۰ تهران)شاعر و نویسنده
@delnavazanchanell
391
تصنیف قدیمی : از دلم بی خبری
دستگاه: چهارگاه
خواننده: خسرو انصاری
@delnavazanchanell
از دلم بی خبری
کن به حالم نظری
از دلم بی خبری
کن به حالم نظری
چهره خوب تور ا ماه و ندارد صنما
عزيزم چقدر جلوه گري
حبيبم چقدر عشوه گري
روي دلجوي تورا شاه و ندارد صنما
عزيزم چقدر جلوه گري
حبيبم چقدر عشوه گري
آن خال (مشكين تو(2)) شده پسند من
اون زلف( پر چين تو (2) شده كمند من
عزيزم چقدر جلوه گري
حبيبم چقدر عشوه گري
(آه از آن خال (سياهي كه(2) بالاي لبت(2))
عزيزم چقدر جلوه گري
حبيبم چقدر عشوه گري
ماه من چقدر با نمكي
نمكي نمكي نمكي
از دلم بی خبری
کن به حالم نظری
از دلم بی خبری
کن به حالم نظری
چهره خوب تور ا ماه و ندارد صنما
عزيزم چقدر جلوه گري
حبيبم چقدر عشوه گري
روي دلجوي تورا شاه و ندارد صنما
عزيزم چقدر جلوه گري
حبيبم چقدر عشوه گري
آن خال (مشكين تو(2)) شده پسند من
اون زلف(پر چين تو (2)) شده كمند من
عزيزم چقدر جلوه گري
حبيبم چقدر عشوه گري
ماه من چقدر با نمكي
نمكي نمكي نمكي
https://telegram.me/delnavazanchanell
