1 026
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-330 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+1
in 2 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+10
in 6 channels
Get PRO
January '26
+5
in 0 channels
Get PRO
December '25
+18
in 1 channels
Get PRO
November '25
+14
in 0 channels
Get PRO
October '25
+4
in 1 channels
Get PRO
September '25
+15
in 3 channels
Get PRO
August '25
+20
in 2 channels
Get PRO
July '25
+40
in 8 channels
Get PRO
June '25
+6
in 0 channels
Get PRO
May '25
+22
in 2 channels
Get PRO
April '25
+7
in 0 channels
Get PRO
March '25
+12
in 0 channels
Get PRO
February '25
+35
in 3 channels
Get PRO
January '25
+64
in 4 channels
Get PRO
December '24
+16
in 3 channels
Get PRO
November '24
+28
in 3 channels
Get PRO
October '24
+31
in 5 channels
Get PRO
September '24
+22
in 1 channels
Get PRO
August '24
+15
in 0 channels
Get PRO
July '24
+20
in 3 channels
Get PRO
June '24
+7
in 2 channels
Get PRO
May '24
+29
in 5 channels
Get PRO
April '24
+39
in 8 channels
Get PRO
March '24
+9
in 2 channels
Get PRO
February '24
+42
in 3 channels
Get PRO
January '24
+40
in 2 channels
Get PRO
December '23
+58
in 7 channels
Get PRO
November '23
+33
in 3 channels
Get PRO
October '23
+27
in 1 channels
Get PRO
September '23
+41
in 0 channels
Get PRO
August '23
+20
in 0 channels
Get PRO
July '23
+31
in 0 channels
Get PRO
June '23
+179
in 0 channels
Get PRO
May '23
+11
in 0 channels
Get PRO
April '23
+32
in 0 channels
Get PRO
March '23
+8
in 0 channels
Get PRO
February '23
+18
in 0 channels
Get PRO
January '23
+47
in 0 channels
Get PRO
December '22
+5
in 0 channels
Get PRO
November '22
+3
in 0 channels
Get PRO
October '22
+10
in 0 channels
Get PRO
September '22
+14
in 0 channels
Get PRO
August '22
+7
in 0 channels
Get PRO
July '22
+7
in 0 channels
Get PRO
June '22
+12
in 0 channels
Get PRO
May '22
+18
in 0 channels
Get PRO
April '22
+13
in 0 channels
Get PRO
March '22
+11
in 0 channels
Get PRO
February '22
+7
in 0 channels
Get PRO
January '22
+13
in 0 channels
Get PRO
December '21
+12
in 0 channels
Get PRO
November '21
+21
in 0 channels
Get PRO
October '21
+111
in 0 channels
Get PRO
September '21
+28
in 0 channels
Get PRO
August '21
+13
in 0 channels
Get PRO
July '21
+25
in 0 channels
Get PRO
June '21
+6
in 0 channels
Get PRO
May '21
+8
in 0 channels
Get PRO
April '21
+29
in 0 channels
Get PRO
March '21
+36
in 0 channels
Get PRO
February '21
+8
in 0 channels
Get PRO
January '21
+13
in 0 channels
Get PRO
December '20
+512
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 24 May | 0 | |||
| 23 May | 0 | |||
| 22 May | 0 | |||
| 21 May | 0 | |||
| 20 May | 0 | |||
| 19 May | 0 | |||
| 18 May | 0 | |||
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | 0 | |||
| 15 May | 0 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | 0 | |||
| 12 May | 0 | |||
| 11 May | 0 | |||
| 10 May | 0 | |||
| 09 May | 0 | |||
| 08 May | 0 | |||
| 07 May | 0 | |||
| 06 May | 0 | |||
| 05 May | +1 | |||
| 04 May | 0 | |||
| 03 May | 0 | |||
| 02 May | 0 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
شناعتِ تغییر نامِ بانیانِ موقوفات
#تاریخ_اجتماعی_وقف
اعتراف میکنم که در تمام سالهایی که ویراستار و دستاندکار و داورِ سه مجلهی پژوهشیِ دانشگاه تهران (با عنوان قدیمِ مقالات و بررسیها، پژوهشنامههای دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی) بودم، صرفنظر از یکدو مقالهی آقای جعفر نکونام در علوم قرآنی، هرگز ندیدم یک دانشآموختهی الهیات چنین شجاعانه مقالهای با کاربردی مشخص و ملموس بنویسد. میخواستم چیزی در باب زشتیِ اخلاقی و اجتماعیِ تغییر دادن نام بناها و موسسات وقفی بنویسم که این مقالهی آقای حسن اسلامی اردکانی را دیدم و انصاف باید داد که اسلامیِ اردکانی آنچه باید گفتهمیشد، گفته است. پس به جای نوشتن مطلبی تکراری، لینک مقالهی همایشان را اینجا میآورم:
تغییر نام موقوفات از منظر اخلاق - دینآنلاین https://www.dinonline.com/3780/__trashed-2321/
@AndoneMila
| 2 | رقص داغدارانِ را دیدید، اشکشان را چه؟
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
جماعتی نادان و بیسواد و بیادب، از کفزدن و هلهله و رقصیدن پدرومادران داغدیده و عزاداران حاضر در سوگ جوانانِ بهخونخفته، ظاهراً اظهار تعجب کردهاند و بیشرمانه حرفهایی زدهاند که دل مردم سوگوار ایران را در این روزهای تلخ به درد آوردهاست.
این اظهار تعجبِ آن جماعتِ بیآزرم علاوه بر افشای درون سیاه و تباهِشان، نشان میدهد که این افراد تا چه حد از فرهنگ و ادب و آداب و رسوم این سرزمین پهناور و پرآیین، بیخبرند.
سوگرَقص/ رقص در عزاداری چنانکه دیگرانی از اهل فرهنگ در این چند روز یادآوری کردهاند، در ایران سوابق باستانی هم داشته و علاوهبرآن در بسیاری از فرهنگهای محلی اقوام و نواحی مختلف ایران رایج بوده و هست (بگذریم که اصولاً در سنت عرفانی ایرانی هم در عزای برخی بزرگان به جای نوحه و زاری، مراسم عُرس برگزار میکردند و این هم کموبیش و صرفنظر از محتوای نشانهشناختیِ رازوَرانهاش، بههرروی، عبارت است از بهظهوررساندنِ پدیدار رقص و شادیِ نمادین).
آن جماعت بیسوادِ ایراننَشناسی که از سوگرقصِ عزاداران تعجب کردهاند گویا شعور و عرضهی یک جستوجوی ساده در اینترنت هم ندارند.
شدت درد و استیصال فرد سوگمند از حادثهی فقدان عزیزش گاهی آنچنان است که او را از مرز رفتارهای سوگیِ متعارف فراتر میبرد بهویژه وقتی سوگوار، نوجوان یا جوانی را از دست داده باشد. گواینکه اکنون رقصِ سوگواران علاوه بر معناهای بنیادین عاطفیاش، معناهای سیاسیاجتماعی یافته و نمادی از اعتراضی انسانی بر فاجعهای است که رفتار متعارف سوگی از بیانِ آن ناتوان است.
من نمیدانم آن خُردَکانِ بیخردی که به سوگوارانِ آن جوانانِ سروقد توهین کردهاند، کجای ایران به دنیا آمدهاند که حتی یک بار هم تا پیش از این، رقصیدن مادری جوانازدستداده را بر جنازهی عزیزش ندیدهاند؟
در اغلب استانهای ایران اگر نگوییم در میان همهی اقوام ایرانی چنین رفتار دردمندانهای رایج بوده است. در زیر لینک دو مطلب و یک اثر موسیقی معروف را دربارهی سوگرقص در میان لرهای ایران میآورم ضمن آنکه در مازندران هم شبیهسازی مراسم عروسی، در تشییعجنازهی جوانانِ ازدسترفته از بسیاری پیشترها رواج داشته و این یکی از جگرسوزترین رسوم سوگواری در این منطقه است.
در مازندران رسم بوده است که در سوگ جوانانی که هنوز ازدواج نکرده بودند، لباس نو بپوشند و مجمعههای متعدد آکنده از نقل و شیرینی و کماج و میوه و کلهقندهای تزیینشده با بندهای سرخ بیارایند و دوستان و همسنوسالان آن جوان ازدسترفته آن مجمعهها را روی سرشان در مراسم تشییعجنازه حمل کنند و برقصند و نوازندگان بنشینند و ساز بزنند و ترانه بخوانند...، درست بههمانسان که اگر این مراسم تشییع، مراسم عروسی آن جوان بود چنین میکردند.
حتی نوشتن این جملهها و وصفکردن این رسم دردناک، قلب آدم را به درد میآورد و حیرانم که کجای این مراسم تلخ و دردناک و جگرخراش برای برخی تعجبآور است؟
نک. ۱.
https://share.google/DoITDDkCUeqrQ3svf
۲.
بازخوانی آیین لری «رقص سوگ» /یاداشت - پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد https://share.google/fNgtyvwMFDsLUj2Ih
۳.
دانلود آهنگ ایرج رحمانپور به نام رارا - لرمدیا https://share.google/bD15lVBnNIDFdtptC
@AndoneMila | 3 289 |
| 3 | روحکُشی
#یادداشتهای_زندگی_روزانه #ابراهیم_موسی_پور_بشلی
یک عمر زیستن در کشوری با شدیدوغلیظترین نظامِ دینیِ در آموزش و پرورش که در آن تمام تلاش و برنامهریزی حکومت بر این بوده که آموزههای اسلامی و قرآنی را از کودکستان تا دانشگاه در ذهن کودکان و نوجوانان و جوانان وارد کند و زیستن در فرهنگی که عوام و خواصش یکسره برای اثبات حقانیت سخنشان برای ما آیات قرآن و روایات حدیثی برمیخواندند، باعث شده که تقریباً همهی ایرانیان همنسل من صدها آیه و حدیث بلد باشند که البته امروز دیگر معنا و دلالتشان برای بسیاری از مردم آن چیزهایی نیست که حکومت توقع داشته است.
آن نظریهی البته بدیهیِ فهمِ عصریِ قرآن یا همان فهمِ بافتاریِ مبتنی بر زمانهوزمینه، اکنون دیگر بحثی تخصصی برای هرمنوتیکرها در دانشگاهها نیست و تقریباً همهی مردم ایران، هر آیه و حدیثی را که اهل حکومت برایشان بخوانند در بافتار معاصر خود و از افق تَفَهُّمیِ امروز ایران تفسیر میکنند.
با این مقدمه دربارهی تفسیر دقیق آیهی ۳۲ سورهی مائده:
"مَنْ قَتَلَ نَفْسَا بِغَیرِ نَفْسٍ أو فَسادٍ فِی الأَرضِ فَکانَّما قَتَلَ النَّاسَ جمیعاً ... = هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همهی انسانها را کشتهاست"، زمینهی درکی ژرفتر و دردناکتر پدید آمدهاست:
امروز چهل روز پس از فاجعهی عظیم دیماه ۱۴۰۴، هنوز مردم در شوک و حیرت به سر میبرند؛ جامعهی ایرانی در سوگ و حس عمیق فقدان و بلاتکلیفی و توقف کامل امرِ روزمره قرار گرفته؛ هیچ کاری را نمیتوان آغاز کرد، طرح نویی را نمیتوان در ذهن پروراند، حسوحالی برای دیدوبازدید و گفتنوشنیدن و خندیدن و نوشتن و سرودن و ورزشکردن و حتی کار اجباری و لقمهنانیدرآوردن نیست یا دستکم بسیاری از مردم شورواشتیاقی برای همان زندگی معمولی روزمره ندارند.
این سطح و حجم از افسردگی ملّی را نمیدانم به جز ما ایرانیان، چه مردمانی در جهان تجربه کردهاند. در گزارشهای غیررسمی گفتهشده حجم تقاضا و مصرف داروهای آرامبخش بسیار بالا رفته و گویی کل جمعیت ایران یا اغلب مردم در اضطراب و آشفتگیِ روحیِ این روزها، همان خورد و خوابی را هم که قبلاً بهسختی داشتند، اکنون ندارند. همهچیز تلخ است، همهجا سرد است، هیچ پیشنهادی دیگر چنگی به دل کسی نمیزند. سرها در گریبان است....
همین معنای واقعی یا عصریِ آن آیه است که نشان میدهد مضمونش یک استعاره نبوده و اتفاقاً روی در واقعیتی سهمناک دارد: اینکه کشتن هزاران بیگناه باعث میشود بخش بزرگی از ملتی که حتی با نداریشان هم وانمود میکردند که شادند، دچار افسردگی و توقف زندگی بشوند و شور زندگی در میان انبوهی از مردم، فروبنشیند. کشتن جمیع مردم در این آیه شاید به کشتن روح جمعیِ مردمان اشاره دارد. چهبسا نتیجهی یک قتل ناحق و بالاتر از آن قتلهای ناحق بسیاری کسان، همین روحکشیِ جمعیای باشد که نشانههای آن را اینک میبینیم. تصویر عجیب و مدهش آن همه کشتگان بهخونخفته در حیاط پزشکی قانونی، با هر تصویر دیگری در زندگی روزانه همراه و ادغام شده و انگار روحِ جمعیِ ملّیِ ما را در کاوری سیاه کشیده و به سردخانه فرستادهاست.
در دهم دیماه و پیش از حادثه گفتم که بهزودی به مرز افسردگی ملی و فرسودگی اجتماعی میرسیم و با تاسف بسیار حالا دیگر این هشدارها هیچ فایدهای ندارد.
@AndoneMila
۲۹ بهمن ۱۴۰۴ | 605 |
| 4 | در جامعهٔ فاسد، دستاورد یعنی فاسد بودن؛ زیرا دستاورد حاصل خوشخدمتی به سیستم است. بنابراین موفقیت در یک سیستم شرور معنایی منفی دارد: هرچه موفقتر، خرابتر. با این حال باید مراقب بود که حسادت ذاتی بشر موجب نگردد تا هر فرد موفقی مورد غضب واقع شود؛ مثلا صدها سال تاجرها مورد نفرت مردم بودند، تا اینکه سرانجام اخلاق سرمایهداری توانست بخش عمدهای از جامعه را قانع کند که موفقیت این افراد نه تنها به ضرر سایرین نیست، بلکه با افزایش حجم تجارت به رفاه آنها کمک هم میکند—البته چنین قاعدهای صرفا در یک بازار آزاد واقعی معنا دارد و طبیعتا تاجری که سودش را از تشکیل مافیا یا زدوبند با قدرت دولتی بهدست میآورد، موجب ضرر جامعه میگردد.
برگردیم به جامعهٔ فاسد. فردی را در نظر بگیریم که حاضر نیست اخلاق فردیاش را فدای همکاری با سیستم کند. این آدم میتواند بهراحتی تبدیل به یک «هیچ» بشود. دلوز میگوید آدمی که برای تجربهٔ حالتهای اسکیزوفرنی رو به مواد مخدر میآورد و معتاد میشود، تبدیل به «هیچ» میگردد و این غمانگیز است. دلوز میگوید هدف کتاب ضد-اودیپاش این بود که اتفاقا آدمها به «هیچ»هایی شیزوفرن در گوشهٔ بیمارستانها تبدیل نشوند. «درس این کتاب این است: تبدیل به چیز بیمصرف ضعیف نشوید.»
پس مسئلهٔ ما این است: چطور میتوان نه بهدنبال موفقیتهای سیستمی رفت، و نه تبدیل به فردی منفعل و بیخاصیت شد؟ من فکر میکنم برونرفت از این دوراهی تنها با درک غنی بودن همین تجربهٔ زیستن درون شر ممکن است. ایدههای عظیم حاصل همین برهههای پرتنشاند. مثلا بنگرید به انبوه کتابها و فیلمهایی که بدون تجربهٔ شخصی و بدنی مؤلفان آنها در جنگ جهانی دوم هرگز تولید نمیشدند. نظریاتی که تا دههها دنیای پرآرامشِ بعدی را تغذیه کردند. این آثار فکری توسط معدود آدمهایی خلق شدند که علیرغم از سر گذراندن شر مطلق، بلیعیده نشدند در دهان گشادهٔ جنگ و فلاکت برای هیچ-سازی از آدمیان. آنها جنگ را زیستند و از آن زنده بیرون برگشتند؛ اما تا آخر عمر آثاری تولید کردند برای توضیح دادن آن تجربهٔ موحش. جنگزدهها فقط دو راه داشتند: یا تبدیل به هیچ شوند، یا دربارهٔ آن هیچْ همهچیز بنویسند.
بعد از جنگ دوم، دولتهای رفاه سر برآوردند و سوپرمارکتها پر از جنس شدند و امکان زیستن در کشورهای بهتر فراهم گشت. همهٔ این شکلاتها بناست با محو کردنِ آرشیو گذشته به فرد کمک کنند تا بتواند از نو آغاز کند؛ حتی روانپزشکان نیز با درمان PTSD تلاش میکنند آرشیو حافظهٔ تاریخی را پاک کنند. به یاد آوردن طوفان در دورههای آرامشْ زجرآور است و نیازمند صبر ایوب. پس اکثریت ترجیح میدهند که تجربهٔ مذکور هرچه سریعتر تبدیل به خاطرهای در «گذشته» شود. به این ترتیب تجربهٔ جمعی بدل به هیچ میگردد و به نظریه منتهی نمیشود. با این حال، همواره معدودی از راویان تاریخ سر بر میآورند که کابوسهای هذیانیشان را درمان نمیکنند تا بتوانند آرشیوِ طوفان را طبقهبندی کنند.
چه کسی قادر به تولید چنین نظریهٔ دردناکی است؟ راویای که درون طوفان-بودن را سرنوشت محتوم خویش میداند، سرنوشتی که نه میتواند و نه ممکن است که هرگز از آن خلاص گردد. راوی میداند که آیندهای ندارد، هرگز نداشته است، و هرگز هم نخواهد داشت. تنها دارایی او رنجهایش است؛ رنجهایی که اگر آنها را طبقهبندی نکند، بهکلی هیچ و پوچ خواهند بود. او «شدنِ» رنج را توصیف کند نه «بودنِ» رنج را. بودنِ رنج واضح است و نیازمند تفکر نیست؛ کافی است در زمانی خاص در یک جغرافیای خاص باشید تا حضور رنج را مشاهد کنید. اما سوال اصلی تاریخ این است که رنجها چگونه شکل گرفتهاند، چطور زندگی شدهاند، و چطور به آنها فکر شده است. تنها دلیل زندگی برای راوی غیرِ هیچ، تبدیل کردن گذشته به اکنون است؛ او مدام در حالِ معاصر-سازیِ دورهٔ فلاکت است، او فراموش نمیکند.
بنابراین برای بلیعده نشدن در هیچِ بزرگِ زمانه، باید خودِ «هیچ» را تبدیل به نقطهٔ عزیمت کنیم و مدام به آن هیچ رجعت کنیم. در قطاری که به سوی آینده میرود، رو به گذشته بنشینیم: ترومای گذشته را وارد آینده کنیم. تنها به این ترتیب است که فلاکتِ گذشته از سکونِ آرشیوی خود تبدیل میشود به مفهومی پویا برای ساختن آینده. شرایط جنگی حاضر فرصتی است برای ساخت روایت، یک بارگذاری مجدد، یک طبقهبندی کاملا نو از جهان، از انسان. تبدیل کردنِ تجربهٔ همگانی به نظریه، دشوارترین جهد فکری است. قصه گفتن از دل هیچ، نیازمند ارادهای عظیم و بلکه نبوغی الهی است. | 519 |
| 5 | آدمهای معمولی یا جلّادانِ آمادهبهخدمت؟
تبیینِ برونینگ یا تبیینِ گولدهاگن؟
#یادداشتهای_زندگی_روزانه
#ابراهیم_موسی_پور_بشلی
چرا بسیاری از آلمانیهای معمولی که نه نازیهای متعصبی بودند، نه از اعضای اساس و نه اصلاً قاتلانی آموزشدیده، ناگهان تبدیل به جلادان آمادهبهخدمتِ هیتلر شدند و دست به اعمالی فجیع دربارهی هزاران قربانی بیدفاع زدند؟
دو محقق معروف در تاریخ خشونتِ جمعی، از دو منظر و به دو روش متفاوت کوشیدهاند که به این پرسش مهم پاسخ دهند:
کریستوفر برونینگ در کتابِ "آدمهای معمولی" و دانیل گولدهاگن در کتابِ "جلّادانِ آمادهبهخدمتِ هیتلر".
برونینگ با استفاده از بازجوییهای دادستانی از ۵۰۰ مرد از گردان ۱۰۱ نیروی ذخیرهی پلیس که در سالهای ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ به حدود ۳۸۰۰۰ نفر تیر خلاص زده بودند، در پی تبیین این مساله است که چرا این نیروهای اغلب شبهنظامی و غیرحرفهای بر خلاف توقع منطقی، به قاتلانی بیرحم تبدیل شدند؟
او شبکهای از علتهای ممکن را در این تبیین مطرح کردهاست:
سرسپردگی این افراد به هویتِ جمعی_گروهی و فشار گروه همقطاران و ترسشان از متهمشدن به بزدلی و ضعف و ترس از طردشدن از گروه در صورت امتناع از کشتار قربانیان، و نیز امید به کسب منافع از جمله ارتقای شغلی در دورهی پس از سرکوب و کشتار و البته نفرت از قربانیان به سبب ذهنیتهای پیشینی و نیز ذهنیت قطبیسازیشدهشان مبنی بر احساس محاصرهشدگی در میان بیگانگانی که آنها را دشمن خود میدانستند.
اما گلدهاگن در کتاب جلادانِ... مشخصاً به نقد و ردِّ تبیینهای برونینگ پرداخته و معتقد است که زمینهی تبدیل آدمهای معمولی به قاتلان حکومتیِ نازی، در یک بستر تاریخی_اجتماعی_فرهنگیِ بلندمدت فراهم شده نه اینکه محصول عاملهای آنی و شرایط خاص جنگ دوم جهانی باشد.
گلدهاگن میگوید هزاران آلمانی معمولی، بسیار پیش از زمان ارتکاب به جنایاتشان از جمله آنچه گردان ۱۰۱ پلیس انجام داد، جلادانِ خودخواستهی نظام نازی بودند و باور ایدئولوژیک بسیاری از آلمانیها در آن دوران همین بود که مخالفان و خاصه یهودیان، دشمنانی هستند که باید حذفشان کرد و از اینرو به گمان گلدهاگن، این جماعت از آلمانیها، بنابر آموختهها و تربیت ذهنی پیشینی، دارای استعداد و انگیزهی جنایت و آدمکشی بودند نه آنکه بر اثر فشار روانیِ جمعی یا عوامل مقطعی دیگری که برونینگ گفته، در یک بازهی کوتاه به جلادانی بیرحم بدل شده باشند.
هر دو نظریهی بالا را مایلز فربرن در کتاب تاریخ اجتماعی: مسائل، راهبردها و روشها، ص۳۴۳_۳۷۶ به تفصیل طرح و ارزیابی کرده و نقاط قوت و ضعف آنها را بهدقت بررسی و تبیینهای این دو محقق را با هم و نیز براساس متدلوژیهای پیشرفتهترِ تاریخ اجتماعی، نقد کرده است.
نک. فربرن، تاریخ اجتماعی: مسائل، راهبردها و روشها، ترجمهی #ابراهیم_موسی_پور_بشلی و محمدابراهیم باسط، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۹۴ش.
#تاریخ_اجتماعی_خشونت
@AndoneMila
۱۹ بهمن ۱۴۰۴ | 1 847 |
| 6 | سومین کتاب از مجموعه تاریخ و زیست همگانی نشر سنگلج منتشر شد:
عطر، تاریخ فرهنگی بو
بو پدیدهای بهغایت گریزان است. در بسیاری از زبانها، بوها را برخلاف رنگها نمیتوان نامگذاری کرد. هنگام وصف بوی چیزی ناگزیریم به استعاره متوسل شویم و بگوییم «بویی شبیهِ...»، تا تجربه بویایی خود را بیان کنیم.
بوها حامل ارزشهای فرهنگیاند و از سوی جوامع بهمثابه ابزاری برای تعریف جهان و تعامل با آن و نیز الگویی برای درک آن، به کار گرفته میشوند. ماهیت صمیمی و بارِ عاطفی تجربهی بویایی، موجب میشود که بوهای ارزشگذاریشده و به شیوهای عمیقاً شخصی در وجود اعضای جامعه درونی شوند. از اینرو، مطالعۀ تاریخ فرهنگی بو، کاوشی در ماهیت فرهنگ انسانی است.
این کتاب نخستین کاوش جامع در نقش فرهنگی بوها در دورههای گوناگون تاریخ غرب (تا زمان معاصر) و در طیف گستردهای از جوامع غیرغربی به شمار میرود.
نویسندگان کتاب، با نشاندادن اهمیت بو و رمزگان بویایی، میکوشند بو را از ناخودآگاه فرهنگی و دانشگاهی غرب بیرون کشیده و در هوای آزاد گفتمان اجتماعی و فکری جای دهند.
طرح جلد انبیق ایرانی، از سده ۱۳م ساخته شده در تبریز است.
@sanglajpublication | 491 |
| 7 | شاید هم از رودکی باشه... | 623 |
| 8 | دزدان باغ آرزو
از نای سحر نوید را دزدیدند
از خاطرهها امید را دزدیدند
از وحشت انعکاس اخبار سحر
هر ژالهی نوپدید را دزدیدند
بر روزنهی خیال، روبند زدند
محدودهی تنگِ دید را دزدیدند
در باغ سکوت با تبر رقصیدند
آرامش سبزِ بید را دزدیدند
از شانهی کاجِ خسته بالا رفتند
رندانه هلال عید را دزدیدند
نقشی که شفق به یاد مهتاب شبی
بر برگ ِ گلی کشید را دزدیدند
خونی که برای لحظهای از شادی
در گونهی گل دوید را دزدیدند
در چشم بنفشه خاک مرگ افشاندند
نعش سمنِ سپید را دزدیدند
هم بر در ِ باغ ِ آرزو قفل زدند
هم حافظهی کلید را دزدیدند
1388
#زبان_دُزدزَده
#شعرطورهای_ابراهیم_موسی_پور_بشلی | 949 |
| 9 | ⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️
همی زرد گردد گلِ کامگار
همی پرنیان گردد از رنج خار
دو تا گشت آن سرو نازان به باغ
همان تیره گشت آن گرامی چراغ
به کردار مادر بُدی تاکنون
همی ریخت باید ز رنجِ تو خون
هرآنگه که زین تیرگی بگذرم
بگویم جفای تو با داورم
بنالم ز تو پیشِ یزدان پاک
خروشان بهسربَر پراگندهخاک
شاهنامهی فردوسی ⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️ | 663 |
| 10 | 🎙️مصاحبهی کامل نشر حکمت با دکتر موسیپور به بهانهی کتاب #دینپژوهی کتابی از #جان_هینلز
🎓دکتر #موسیپور استاد دانشگاه و ویراستار این کتاب هستن که در گفتگویی که با ایشون داشتیم، به این کتاب پرداختن
🗣️در این گفتگو ما دربارهی دینپژوهی به مثابه یک دانش #مدرن و تفاوت اون با رشتههای دیگهای مثل #الهیات و علم کلام صحبت کردیم و سعی کردیم بیشتر با این مفهوم آشنا بشیم. | 509 |
| 11 | حکمت نو رسیده منتشر شد📣📣📣
📚دینپژوهی
ویراسته✏ جان هینلز
ترجمه📝 علیرضا رضایت
قطع📕 رقعی
نوع جلد📓 شومیز
تعداد صفحه🗒 ۵۱۲
در کتاب حاضر، ادیان از چشماندازهای بسیاری بررسی شده است. سخن با بررسی پاسخهای مختلفی آغاز میگردد که به این پرسش داده شده است: «چرا مطالعۀ دین؟». سپس به نحوۀ بسط مطالعۀ دین (ادیان) پرداخته شده است. در فصولی مستقل نظامها یا رهیافتهای متعدد در مطالعۀ ادیان بررسی شده، از جمله دو روش الهیات و دینپژوهی، که در خصوص ارتباط بین این دو، حرف و حدیث فراوان است. در هر فصل، نویسندگان متخصص و واجد بینش در حوزۀ فعالیت خود شیوههای علمی و / یا اجتماعی گوناگونی برای مطالعه و بررسی ادیان را معرفی کردهاند، مانند بررسی جامعهشناختی دین، بررسی مردمشناختی دین یا نگاه فلسفی به دین از طریق پدیدارشناسی دین، و روانشناسی دین که خود اصطلاحی عام برای شماری از رویکردها است. در پایان دینشناسی مقایسهای بهعنوان شیوهای مستقل در شناخت ادیان معرفی شده است.
📌نشانی سایت حکمت:
🖇 https://www.hekmat-ins.com/
#دینپژوهی
#لذت_اندیشیدن_با_حکمت
🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨🌱✨
@HekmatPub | 475 |
| 12 | روز شکار پیرزنی با قباد...، آخ:
دندان شکست و هیچ مجال سخن نیافت
میخواست زان میانه یکی کودکی یتیم
پرسد چرا؟ که زود دهان و لبش شکافت
دنبالهی حکایتشان ناتمام ماند
شاعر، شکست و قافیهها را بههم نبافت...
#شعرطورهای_ابراهیم_موسی_پور_بشلی
@AndoneMila | 553 |
| 13 | @AndoneMila | 392 |
| 14 | گفتار در
اثباتِ قدرت استدلالِ تخممرغ
چند سال پیش ما داشتیم خودمان را هلاک میکردیم که با صد من استدلال و بحث تئوریک و تحلیل و ارائهی شواهد ثابت کنیم که در ایران چیزی به عنوان حکومت وجود ندارد و حالا یک تخممرغ فسقلی بدون حتی یک کلمه حرف، این حقیقت را که در ایران حکومتی وجود ندارد، ثابت کرده است!
قاعدتاً اگر حکومتی وجود میداشت، یک تخممرغ نمیتوانست تا این حد خودمختار باشد.
رفتم بقالی، تخممرغ خریدم، پولم تمام شد.
و من الله التوفیق!
#خنگ_دزوی_حکیم #فلسفهیسیاسی | 600 |
| 15 | نامه گیوک خان به پاپ اینوسنت چهارم - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد https://share.google/hKQIjuLA4KOUvalKb
https://www.instagram.com/reel/DTIrm7mkVJC/?igsh=emtoc215b2t4ZWR2 | 401 |
| 16 | No text... | 313 |
| 17 | سفره_ایران؛_دانشی_که_باید_زنده_بماند.pdf | 287 |
| 18 | رادیو حستازگی | فرهنگ غذایی و آشپزی ایران https://share.google/kGhV8AD2LNlgRQmcV | 449 |
| 19 | https://hesetazegi.ir/fa | 463 |
| 20 | خب حالا که مادورو هم به باشگاه جوجههای یکروزه پیوسته و به رفقا ملحق شده، یادی کنیم از قهرمان اسبق صداوسیما در حوالی امریکای لاتین، مرحوم مغفور جنتمکان مانوئل آنتونیو نورییهگا!
https://t.me/AndoneMila/3507 | 627 |
