کلیسای بین المللی فارس زبان ادونت شهر بیله فلد آلمان(Iranische Advent church Bielefeld Germany )
Open in Telegram
پس #ترسان مباش زیرا من با تو هستم، و #هراسان مباش زیرا من #خدای تو هستم. تو را #تقویت خواهم کرد و #یاری خواهم داد، و به دست راست عدالتِ خویش از تو #حمایت خواهم نمود. (اِشعیا ۴۱: ۱۰)
Show more723
Subscribers
-124 hours
-67 days
+1030 days
Posts Archive
Repost from کلیسای بین المللی فارس زبان ادونت شهر بیله فلد آلمان(Iranische Advent church Bielefeld Germany )
کتاب مقدس کامل. ترجمه قدیم.pdf
به اطلاع تمامی مخاطبان گرامی میرساند که در جهت تسهیل دسترسی به محتوای برنامههای متنوع شبکههای مسیحی فارسیزبان، پلتفرم جدیدی در وبسایت «محبت نیوز» راهاندازی شده است. از این پس، شما میتوانید با مراجعه به لینک زیر، به سادگی و به صورت متمرکز به تمامی این شبکهها دسترسی پیدا کنید.
📺پخش همزمان شبکه های تلویزیونی مسیحی
https://mohabatnews.com/live-streaming/
و حالا ما، ایماندارانِ امروز…
چشمهایمان را به آسمان دوختهایم؛
در انتظار همان روزی که پادشاه ما دوباره بیاید.
روزی که اینبار، نه برای رفتن،
بلکه برای بردنِ ما خواهد آمد…
ما را، و تمام ایماندارانش را،
از هر قوم و زبان و سرزمین، گرد هم خواهد آورد
و با خود به آسمان خواهد برد.
چه روزی خواهد بود…
روزی که انتظارمان تمام میشود،
اشکها خشک میشوند،
دردها پشت سر گذاشته میشوند
و ما، در کنار تمام خانوادهٔ روحانی امان
برای همیشه نزد پادشاهمان خواهیم بود.
پس ای عیسی…
ما هنوز چشم به راهت هستیم.
بیا، ای پادشاه ما. 🤍
ماراناتا عیسی جان
و من نمیدانم دقیقاً در آن لحظه چه گذشت، اما دلم میخواهد تصور کنم که آسمان ساکت نماند…
شاید تمام آسمان سرود میخواند:
«او پیروز شد!»
او بازگشته بود.
نه شکستخورده از صلیب،
بلکه پیروز بر گناه،
پیروز بر مرگ،
پیروز بر جهنم
و زنده برای همیشه.
چه شکوهی بوده آن لحظه…
وقتی پسر، پس از به پایان رساندن مأموریتش، نزد پدر بازگشت؛
وقتی آسمان، پادشاه پیروزمند خود را در جلال پذیرفت؛
وقتی حضور پدر، او را در شکوه آسمان دربرگرفت.
تصور میکنم فرشتگان با شادی پایکوبی میکردند و تمام آسمان از جلال او پر شده بود.
و چه امید بزرگی برای من است که همان عیسایی که روزی با جلال به آسمان صعود کرد، امروز نیز زنده است.
او یک خاطره نیست.
یک داستان قدیمی نیست.
او زنده است.
و امروز، همان پادشاه پیروز، نزد پدر است…
همان دستی که جای میخهای صلیب را بر خود دارد، امروز برای من شفاعت میکند.
پس وقتی احساس میکنم زندگیام شکست خورده، یادم میآید:
من به خدایی ایمان دارم که پایان داستانش قبر نبود.
قبر باز شد.
مرگ شکست خورد.
عیسی برخاست.
و آسمان، پادشاه پیروزمند خود را در جلال استقبال کرد.
و روزی…
من نیز او را خواهم دید. 🤍
چه استقبالی در آسمان برپا شد؟
گاهی به آن لحظه فکر میکنم…
به روزی که عیسی مسیح، پس از آن همه رنج، پس از صلیب، پس از مرگ و پس از پیروزی شگفتانگیزش بر قبر، در برابر چشمان شاگردانش به آسمان صعود کرد.
زمین، رفتن او را تماشا میکرد…
اما آسمان در انتظار بازگشت پادشاهش بود.
او بازمیگشت.
اما نه آنگونه که از آسمان آمده بود؛
این بار، بهعنوان پادشاهی که پیروز شده بود.
او با زخمهای دستهایش بازمیگشت؛ زخمهایی که دیگر نشانه شکست نبودند، بلکه برای تمام ابدیت شهادت میدادند که عشق، از مرگ قویتر است.
و من نمیدانم دقیقاً در آن لحظه چه اتفاقی در آسمان افتاد؛ اما دلم میخواهد تصور کنم که آسمان ساکت نماند…
فرشتگان در انتظار بودند.
دروازههای آسمان گویی برای استقبال گشوده شده بود.
و چه جشنی برپا شده بود برای بازگشت پادشاه!
انگار تمام آسمان از شادی میلرزید؛
سرودها بلند میشدند، فرشتگان به استقبالش میآمدند و جلال خداوند همهجا را پر میکرد.
پادشاه بازگشته بود…
همان پادشاهی که برای نجات انسان، آسمان را ترک کرده بود، اکنون پیروزمندانه به حضور پدر بازمیگشت....
یکشنبه کلیسای کلن ساعت 16 برگزار میشود.
آدرس:
Esser Straße 7
51105 Köln kalk
شنبه ساعت 14 کلیسای بیلفلد برگزار میشود .
فیض پدر آسمانی با شما 🌹🌹🌹
4_5800827081025657876.mp36.21 MB
