8 377
Subscribers
+624 hours
-107 days
-3230 days
Posts Archive
8 376
فیلمی مستند دربارهی من (فاطمه اختصاری)
به کارگردانی Iveta Grófová
https://youtu.be/hok_g44kyro?is=4Q45fpqNxzNH_HnA
@Fatemeh_Ekhtesari
8 376
Repost from سید مهدی موسوی
شبیه قلبِ پر از اضطراب من هستید!
شبیه خاطرهای دووور از وطن هستید
شبیه دیدن یک گربه در خیاباناید
شبیه یک تن زخمی، شبیه ایراناید
هزار سال تمام است که عزادارید
خلیجِفارسترین چشم شهر را دارید
پر از امید، پر از خشم، گرچه ویرانید
شبیه گریهی مادر، شبیه ایراناید!
نگاه یخزده و قلبِ غرقِ تب دارید
که نروژید! که شش ماه روز و شب دارید!
که نروژید! به قطب شمال چسبیده
میان برف، به مشتی خیال چسبیده
دو چشم غمگین دارید، مثل فکر محال
به روی سینه دو خرگوش قطبی خوشحال
که گریهاید ولی پشت چهرهای خندان
که نروژید و تمامی سال، یخبندان!
شبیه بوسهی ممنوعه گوشهی سالن
شبیه زلزلهای مرگبار در ژاپن
سکوتکردنِ عرفانِ ذن به آهنها!
شبیه یک ساموراییِ تا ابد تنها
قدم زدید مرا سمت یک منِ دیگر
که ژاپناید و پر از باغهای افسونگر
جنونِ غرقِ سکوتید و شرمِ در هیجان
که ژاپناید، که آتشفشانِ در فوران!
حضور وحشی شعرید و معنی شادی
فرانسهاید! پر از انقلاب و آزادی
که جامجام شرابید، وقت هر دیدار
فرانسهاید پر از کافه، قهوه و سیگار
غروب «شانزهلیزه» در تن شما جاریست
فرانسهاید که هر روز غیرتکراریست!
پریدنید! از این زندگی و کابوسِ...
فرانسهاید! پر از عاشقانه و بوسه
شبیه گریه پس از یک وداع طولانی
که کوچههای هلندید، مست و بارانی!
تمام شب میچرخند غرق شادیها
برای دیدنتان آسیاببادیها
تجسم هروئینید در میانِ ورید!
که لالهلاله هلندید! مثل خون شهید
که کوچهکوچه جنونید و با شما شادم
مخدّرید و به آن چشم خسته معتادم
مراکشاید! دو چشم سیاه، مثل شبم
دو لب شبیه دو دیوانه تا فقط بِلَبَم!
مراکشاید شبیه غمی بیابانی
جنون رابطهای بیقرار و پنهانی
مراکشاید دو خرمای تا ابد شیرین
مراکشاید شبیه پرندهای غمگین
مراکشاید پر از رمز و راز و افسانه
شبیه داغیِ خورشیدِ ظهر، دیوانه!...
مرا کشید به آغوش و گفت: حرف نزن!
مرا کشید به آغوش و گفت: حرف نزن!
مرا کشید به آغوش و ناپدید شدم...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
8 376
.
کتاب «نوشتن شب است» مجموعهای از نامههای ردوبدلشده، با موضوع شب، میان عاطفه اسدی و دنیلا دروشر است، که با حمایت انتشارات مستقل سوکولتور منتشر شده است.
کتاب کوچک و جمعوجور است؛ میتوان آن را یکباره خواند، اما از نظر عاطفی سبک نیست. متن آلمانی است و من اگرچه بهسختی و با کمک گوگل ترنسلیت و هوشمصنوعی خواندمش، بسیار با آن درگیر شدم.
شب برای این دو نویسنده ایرانی و آلمانی معنای متفاوتی دارد و بیشتر بهانهای است برای نوشتن از چیزهای دیگر و پرتکردن مخاطب به شعر، تصویر، خاطره و جملههای ماندگار.
عاطفه نامهاش را با زخم شروع میکند؛ با صحنهای تراژیک از ماهمنیر مولایی که شبانه به دنبال یخ میگردد تا پیکر فرزندش، کیان پیرفلک، را در خانه نگه دارد. در طول نامهها هم پیوسته سعی میکند توجه مخاطب را به اعتراضات ایران، کشتهشدگان و شب طولانیای که بر فضای سیاسی ایران حکمفرماست برگرداند. نامهها از مه ۲۰۲۴ آغاز میشوند و تا فوریهٔ ۲۰۲۶ ادامه دارند و حالوهوای اعتراضات ایران تأثیر پررنگی بر آنها دارد.
دنیلا در نامههای اول سعی میکند از مسیر دیگری وارد شب شود. از گربهاش میگوید و ارتباطش با ماه و شب؛ و عاطفه را به خانهٔ مادرش و زندگی در آلمان میکشاند. اما تلاشش برای تغییر مسیر از تاریکی به نور تقریباً در تمام کتاب بینتیجه میماند و عاطفه دوباره برمیگردد به قبر و موی سیاه شرحهشرحه بر آن.
در بیشتر کتاب، عاطفه موضوعاتی را پیش میکشد و با بیرحمانهترین تصاویر، بیآنکه از شدت خونریزی کم کند، آنها را برای دنیلا و بیشتر برای مخاطب تعریف میکند. او نگران غمگینشدن دنیلا نیست؛ حتی حس میکنم از معذبکردن دنیلا و مخاطب راضی است. من متن خشمگینش را دوست داشتم، اگرچه بیرحمی نوشته از نظر عاطفی رنجم میداد.
دنیلا از جایی به بعد زندگی شخصیاش را کمتر وارد میکند و بیشتر در جایگاه پاسخدادن به نوشتهها و رنجهای عاطفه قرار میگیرد.
نثر دنیلا را هم دوست داشتم. او سعی میکند احساسات و حرفهایش را با تصاویر ساده منتقل کند و خیلی وقتها از نویسندههای موردعلاقهاش کمک میگیرد.
«اغلب سخت است اندوهمان را به زبان بیاوریم و تاب نگهداشتنش را داشته باشیم، بیآنکه فوراً با کلمات رویش را بپوشانیم، تلطیفش کنیم یا حتی ناپدیدش کنیم.»
در شبهای آخر، دنیلا از امیدی میگوید که در اعتراضات هست. او نوشتهاش را با امید پیروزی و نور تمام میکند و عاطفه کتاب را با صحنهٔ دلخراش دیگری؛ تا بگوید شب ادامهٔ همان شب است.
#سمفکف
#ستون_معرفی_فیلم_و_کتاب_فاطمه
8 376
.
پرندهای که قسم خورده بود مال من است
پرید از لب بامم به آسمان خودش
چه بود؟ حس عجیبی که در تنم لرزید
چه ماند؟ سوتین و شورتهای در کمدش
پرید... الکلِ در بطریِ شرابم بود
پرید از وسط چشمهام، خوابم بود
پرید… مستیِ از سر پریدهی من بود
خدای شیطنت و ورپریدهی من بود!
پرید… ترسی از این ارتفاعِ پوچ نداشت
پرید و هیچ مسیری برای کوچ نداشت
پرید از لبهی خاطرات با بویش
چه ماند؟ هر طرفِ خانه تاری از مویش
چگونه؟ هیچ جوابی به این سوال نداشت
پرید… غصهام این است: او که بال نداشت!
اگرچه یک قفسِ ناامیدتر هستم
هنوز منتظرش زل زده به در هستم...
فاطمه اختصاری
از کتاب _زن نیست_
@fateme_ekhtesari
8 376
دهانِ وا شدهی ماهی
که گیر کرده به قلّاب و ↓
بدون دلهره از بیرون
کشیده میشود از آب و ↓
نگاه میکندت، بی جان:
«مرا بلند کن از خواب و ↓
فقط تکان بده! محکمتر!»
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
8 376
.
«بالاخره یه روزی قشنگ حرف میزنم» یا
Me Talk Pretty One Day, David Sedaris
مجموعهای از جستارهای غیرداستانی دیوید سداریس است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.
نسخهی فارسی کتاب بهعنوان مجموعه داستان آمریکایی با ترجمهی پیمان خاکسار توسط نشر چشمه منتشر شده است.
بخش اول کتاب بیشتر به کودکی و خانوادهی سداریس در آمریکا، مدرسه، مشکل گفتاریاش، پدر و خواهر و برادرهایش، شغلهای عجیبوغریبی که داشته و تلاشهای نهچندان موفقش برای هنرمندشدن مربوط میشود. در بخش دوم، با زندگی او در فرانسه، مسئلهی زبان و تجربهی خارجیبودن روبهرو میشویم.
سداریس تا حد زیادی نویسندهای اجرایی است. شهرت عمومی او با رادیو اوج گرفت و بعدها هم خواندن جستارهایش در رادیو و روی صحنه بخش مهمی از کارش شد.
(برنامهی "ملاقات با دیوید سداریس از شبکه رادیو 4 بیبیسی نیز شنیدنیست و اگر دنبال گوش دادن به انگلیسی هستید پیشنهادش میکنم).
نکتهی جالب در کار سداریس این است که از خودش یک «دیوید سداریس» روایی ساخته و دنیا، خانواده و اتفاقات روزمره را از چشم این شخصیت میبینیم. شخصیتی که مطمئنا بر اساس خودش است، اما لزوماً نباید او را عین نویسندهی واقعی بدانیم.
طنزش هم چند ویژگی مشخص دارد. از احمق، بدبخت، خودخواه یا مضحک نشاندادن خودش نمیترسد. از جزئیترین رفتارهای آدمها نکتهٔ کمیک درمیآورد و خاطراتش را با اغراق و دستکاری روایی به چیزی تبدیل میکند که الزاماً گزارش دقیق واقعیت نیست. همین طنز سیاه، اغراق و بیرحمی نسبت به خودش و دیگران را من دوست داشتم و بارها موقع خواندن کتاب با صدای بلند خندیدم.
علاوه بر این چالشهایی که با زندگی در کشور جدید و یادگیری زبان دارد، بسیار به خاطرات من یا احتمالا بیشتر مهاجرها نزدیک است و همین باعث شد که کتاب را دوست داشته باشم.
فکر میکنم نوع کتاب هم در تجربهی خواندنش مهم است. اگر آن را بهعنوان مجموعهداستان بخوانیم، ممکن است از هر قطعه انتظار استقلال روایی بیشتر، شخصیتپردازی کاملتر و ساختاری شبیه داستان کوتاه داشته باشیم. اما اگر آن را مجموعهجستار بخوانیم، شیوهی کارش منطقیتر میشود. لازم نیست در هر متن دوباره «دیوید»، پدر، مادر، خواهرها یا برادرش از صفر ساخته شوند؛ شناخت ما از آنها روی هم جمع میشود. به همین دلیل خود کتاب هم بهتدریج یک جهان و یک خانواده میسازد.
جستارنویسی در ادبیات فارسی چیز تازهای نیست، اما به نظرم جستار شخصی، مخصوصاً مجموعههایی از این جنس که زندگی روزمره، خاطره، طنز و روایت را با هم ترکیب میکنند، هنوز برای خوانندهی عمومی فارسی به اندازهی رمان و مجموعهداستان قالب آشنایی نیست.
از ترجمهی خاکسار راضی بودم، البته احتمال میدهم که کتاب با مشکلات سانسور ج.الف روبرو شده و یکی از جستارها که در آن سداریس به مسئلهی اعتیادش میپردازد نیز بهطور کامل حذف شده است.
کتاب را برای خواندن توصیه میکنم.
#سمفکف
#ستون_معرفی_فیلم_و_کتاب_فاطمه
8 376
مستم
لیوان چندم است؟ نمیدانم
یک بچهام که گم شده در جمع
دست کسیست داخل دستم
یک آدم غریبه که… [- مامانم؟]
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
8 376
Repost from روشنک آرامش
پیوسته است مرز بدنهایمان به هم
با تو نفس کشیدن، عیشِ مداوم است
یک «لحظه» دور بودنِ از تو زیادی و
یک «عمر» عاشقانه به تو زل زدن کم است
#فاطمهاختصاری
8 376
فصل زمستون بود
کوچه پر از خون بود
ولی میدونستیم
نهال آزادی
داره به بار میاد
به کوچه برگشتیم
قویتر از هر روز
که آخر این سوز
بازم بهار میاد
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
8 376
خستهام از زندگی، از قرصهای بی اثر
چشمهایم را ببند و توی خواب خود ببر
وحشیانه با تنم درگیر شو، زخمیم کن
روح پارهپاره را با بوسهات ترمیم کن
...
فاطمه اختصاری
@Fatemeh_ekhtesari
8 376
Repost from سید مهدی موسوی
📚کتابهای مهدی موسوی برای دانلود کاملا رایگان:
۱. در ستایش ناامیدی
https://mehdimousavi.net/1493/
۲. هزار و چند شب (رمان)
https://mehdimousavi.net/1411/
۳. مردی که نرفته است برمیگردد
https://mehdimousavi.net/768/
۴. به روش سامورایی
https://mehdimousavi.net/1168/
۵. دلقکبازی جلوی جوخهی اعدام
https://mehdimousavi.net/636/
۶. گفتگو در تهران (رمان)
https://mehdimousavi.net/621/
۷. آموزش مقدماتی وزن به زبان ساده
https://mehdimousavi.net/612/
۸. پرنده کوچولو، نه پرنده بود، نه کوچولو!
https://mehdimousavi.net/647/
۹. فرشتهها خودکشی کردند
https://mehdimousavi.net/1148/
@seyedmehdimoosavi2
8 376
ندیدن مادر
سیاهی خورشید
گریه میون تخت
با همهی اینا
دلم کنار میاد
صبور میمونیم
تو این روزای سخت
که خوب میدونیم
بازم بهار میاد
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
8 376
یک بغض که تبدیل به باران شده است
سِیلیست که راهیِ خیابان شده است
خاموشیِ ما را بهتر میفهمد
آن شعله که در فندک پنهان شده است
فاطمه اختصاری
@Fateme_Ekhtesari
8 376
تهِ دیوونگی کجاست؟
تهِ از یاد بردنه
لب بوم ایستادن و
لحظهها رو شمردنه
لبُ تر کن فقط! سقوط
مث یه آب خوردنه!
فاطمه اختصاری
@Fateme_Ekhtesari
8 376
Repost from روشنک آرامش
از تختمان بپرس چرا عاشقانه نیست
از ساعتت بپرس چرا دیر کرده است
این چشمهای توست که رنگش عوض شده؟
یا این منم که یکشبه تغییر کرده است
من مالکِ تمامیِ دنیات بودهام
«تنها رفیق آن دلِ تنهات» بودهام
من ماهی شناور دریات بودهام
یا تیغیام که توی گلو گیر کرده است؟!
دریا خلاصه است در آن چشم مست که...
باید اسیر شد وسط آن دو دست که...
عشقت شبیه جانوری وحشی است که...
قلب هزار زن را تسخیر کرده است
#فاطمهاختصاری
8 376
Repost from سید مهدی موسوی
علی
(به یاد علی کریمیکلایه)
شاعر: فاطمه اختصاری
موسیقی: علیرضا بشارتی
8 376
Repost from ✍️ مجله ادبی پیاده رو
🔹 شماره مرداد ماه مجله ادبی پیاده رو را بخوانید؛ با آثاری از:
ابوالقاسم مومنی ، کوروش همه خانی ، مهرنوش قربانعلی ، مهدی موسوی ، سید حمید شریف نیا ، فاطمه اختصاری ، رویا ابراهیمی ، حمیدرضا شکارسری ، شهاب عموئیان ، شاپور احمدی ، حسن فرخی ، حسین فرخی ، رضا روزبهانی ، فرناز جعفرزادگان ، احسان قدیمی ، شیوا فرازمند ، افسانه پورقلی ، فرهنگ روشنی ، محمدعلی حسنلو ، سپیده داداش زاده ، مهدی خدابخش ، مریم میرزاخانی ، فریبرز ایاغی ، امیرحسین آتش ، ابوالفضل پهالی ، سجاد حقیقی ، محبوبه کریمی ، علی سلطانی فر ، سید مرتضی معراجی
جُنگ ادبیات ایران
#سال_هجدهم #شماره_مرداد
☑️ آدرس سایت : 👇
▶️ https://www.piadero.ir
🔘با کانال تلگرام " مجله ادبی پیاده رو" ، معتبرترین و با سابقه ترین سایت ادبی پارسی زبان همراه باشید
https://t.me/+O7eGvAH8YdSS1YkX
🆔 @piaderonews 👈
8 376
Repost from سارا متقی🕊️
نشست نقد و بررسی کتاب «زمزمههای زندانی»، حبسسرودههای سارا متقی
با مدیریتِ #مهدی_موسوی ،
کارشناسیِ #مهدی_موسوی ، #محمدرضا_حاجرستمبگلو ، #بهمن_بنیهاشمی و #فاطمه_اختصاری
و با شعرخوانیِ #سارا_متقی
📆سهشنبه، ششم امرداد ۱۴۰۵
⏳ساعت ۱۹ (به وقت تهران)
📍در گوگل میت:
https://meet.google.com/gak-ikfi-amz
