en
Feedback
اشعار طنز و نطنز شروین سلیمانی

اشعار طنز و نطنز شروین سلیمانی

Open in Telegram

🕪 📞 راه تماس با من👇 @Shervin_Soleimani

Show more
5 121
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
آیین پنجمین سالگرد تأسیس پایگاه خبری تحلیلی ترنم شعر #شعر_طنز #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

شاکرانه حالم خراب است، اَلحَمدُلله غم بی‌حساب است، اَلحَمدُلله زیرِ گرانی، مُردیم و دولت گفته حباب است، اَلحَمدُلله ما در مصیبت، غرقیم و مجلس بحثش حجاب است، اَلحَمدُلله گندش درآمد، اما یکی گفت: بوی گلاب است، اَلحَمدُلله هر نعلبندِ، خرفهم حالا عالیجناب است، اَلحَمدُلله آن پول‌شو که، نذری به ما داد اهلِ ثواب است، اَلحَمدُلله رفتم بپرسم، زد در دهانم این هم جواب است، اَلحَمدُلله هرگز به این وضع، بحران نگویید این التهاب است، اَلحَمدُلله #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

"سقوط آزاد" اینکه با کارِ کسی کار نداریم بَد است؟! ذرّه‌ای نیّتِ آزار نداریم بد است؟! شاه دَر رفت ‌و وطن شد پس‌از او مثل‌بهشت دولت و‌ مجلسِ بی‌عار نداریم بد است؟! ترسی از روسِ پدرسوخته و عُمّالَش همچنان دورهٔ قاجار نداریم بد است؟ یکی آمد همه را خوب سرِ کار گذاشت یک نفر آدم بیکار نداریم بد است؟! به هوایِ دوقُلُپ نفت، سرِ سفرهٔ‌مان کرکس‌و کوسه‌و کفتار نداریم بد است؟ رو به رُشدیم و به جز فقر و فساد و تبعیض مشکل عُمده و بسیار نداریم بد است؟! با تمامِ دُوَلِ خارجه سرشاخ شدیم بین کُفّار، هوادار نداریم بد است؟! تا به کج‌فکری‌ِمان هیچ کسی پِی نبَرد رودهٔ راست در اخبار نداریم بد است؟ گُندهٔ معرکه‌گیرانِ جهانیم ولی وسطِ معرکه شلوار نداریم بد است؟! همه در بُرههٔ حساسِ کنونی شادیم از خوشی رنگ‌به‌رُخسار نداریم بد است؟! اینکه در حال سقوطیم ولی خندانیم جز خداوند نگهدار نداریم بد است؟!! #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

#شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani
#شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

گزارش برگزاری جلسه شعر طنز دروازکن از پایگاه تحلیلی خبری ترنم شعر

Repost from هفسین
♨️♨️♨️ ♨️ 《 دلگرمی دی 》 مهربانی دی ماه سلام هفسینی ها! در مهربانی دی ماه، قراره در غالب شش پروژه دستگیر هم نوعانمان باشیم و ب
+7
♨️♨️♨️ ♨️ 《 دلگرمی دی 》 مهربانی دی ماه سلام هفسینی ها! در مهربانی دی ماه، قراره در غالب شش پروژه دستگیر هم نوعانمان باشیم و با کمک هایمان برای اونها دلگرمی ایجاد کنیم تا سختی های زندگی رو به راحتی پشت سر بگذارند. پروژه اول: #بزرگ_مرد_کوچک 🙍‍♂️ مبلغ مورد نیاز : ۲،۵۰۰،۰۰۰ تومان پروژه دوم: #دندان_مصنوعی 🦷 مبلغ مورد نیاز : ۴،۰۰۰،۰۰۰ تومان پروژه سوم: #پدر_قهرمان 💯 مبلغ مورد نیاز : ۵،۰۰۰،۰۰۰ تومان پروژه چهارم: #هوای_تازه 💭 مبلغ مورد نیاز : ۲،۸۰۰،۰۰۰ تومان پروژه پنجم: #دائما_یکسان_نباشد_حال_دوران 💫 مبلغ مورد نیاز : ۳،۵۰۰،۰۰۰ تومان پروژه ششم: #دلگرمی_دی ♨️ مبلغ مورد نیاز : ۵،۵۰۰،۰۰۰ تومان توجه: جزئیات این پروژه ها را 👈اینجا👉 بخوانیدمجموع مبلغ مورد نیاز: ۲۳،۳۰۰،۰۰۰ تومان مهلت واریز: تا ۱۵ دی ماه شماره کارت جهت واریز کمک های نقدی: 5041 7210 9644 2604 سید محمد صالح موشح #دگرمی_دی #مهربانی_دی_ماه ♨️ ♨️♨️♨️ هفسین🌱| #یادآور_مهربانی🌙 @haf_cn @hafcn_group

#شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani
#شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

حلزون   چندیست که اُسطورهٔ من یک حلزون است زیرا که پدرسوخته استادِ فنون است   از هر طرفی تحتِ فشارش بگذارند عکس­‌العملِ رسمیِ ایشان خفه­‌خون است!   با دغدغۀ راست و چپ کار ندارد زیبنده­‌ترین ارزشِ او حفظِ شئون است!   یک شهر کشیده­‌ست سَر از پنجره بیرون این خویش­کِش امّا مُتمایِل به درون است!   وصل است به یک خانۀ مرموز که آن هم نه بند به جایی‌ست نه محتاجِ ستون است!   تا بشنود این خلق چه گفتند و شنفتند همواره دو تا شاخکش از لاک برون است!   همرنگِ جماعت شدنش ویژگی اوست هر چند که این هم صفتِ بوقلمون است تا برگِ درختِ رؤسا در دهنِ اوست از یکصد و دَه نوع بلا نیز مصون است!   حتماً خبری دارد از آن پُشت که اینجور دلبستۀ اوضاعِ هَشَل­هَفتِ کنون است!   با این همه در حالِ صعود است همیشه حالا بگذارید بگویند زبون است!   تا باغچه در چنبرۀ این حلزون­هاست شک نیست که بختِ همه از بیخ نگون است   از هیچ طریقی به ترقّی نرسیدم این است که اسطورۀ من یک حلزون است!   #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

حضور یکایک طنزپردازان و طنزدوستان عزیز را در این دورهمی ارج می‌نهیم🌹 #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani
حضور یکایک طنزپردازان و طنزدوستان عزیز را در این دورهمی ارج می‌نهیم🌹 #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

در سایهٔ دین تکیه به دنیا دادید سرمایهٔ مُلک را به یغما دادید خوردید محلّ و مسجدش را به کنار آن جفت مناره را کجا جا دادید؟! #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

اهل دلاش گوش کنند.. @ShervinSoleimani

Repost from هفسین
🍉🍉🍉 🍉 یلدای همه! پویش اهدای عروسک به کودکان ایتام یا محروم همزمان با شب یلدا در حاشیه ی تهران قیمت هر عروسک: ۵۰ هزارتومان
🍉🍉🍉 🍉 یلدای همه! پویش اهدای عروسک به کودکان ایتام یا محروم همزمان با شب یلدا در حاشیه ی تهران قیمت هر عروسک: ۵۰ هزارتومان لطفا کمک های خود را نهایتا تا ۲۹ آذرماه به این شماره کارت واریز کنید: ۵۸۵۹۸۳۱۲۴۶۵۰۴۵۱۷ عرشیا قاسمی افشار _ بانک تجارت با مهربانی، پاییز را ختمِ به خیر کنیم.😍 هفسین🌱| کارآفرینی🔧 @haf_cn @hafcn_group 🍉 🍉🍉🍉

سرزمین عجایب ایران در این زمان، شاخِ زمانه است در کُلِ کائنات، چیزی یگانه است از اقتدار ما، خَم شد جهان ولی جا پای روس و چین، روی دو شانه است! باید به کی سپرد، این چند سکه را وقتی که پاسبان، دزدِ خزانه است؟! اسباب خانه را، یکجا فروختند چیزی که مانده است، دیوار خانه است در کُلِ مملکت، چیزی که می‌رسد یکسان به مرد و زن، ظلمِ سرانه است! در پاچهٔ همه، یک چیز کرده‌اند من فکر می‌کنم، این منصفانه است دستانمان تُهی‌ست، در سرزمینِ گنج زیر بغل ولی، یک هندوانه است! چندیست مملکت، وارونه در هواست از آخرالزمان، این یک نشانه است! برخیز هموطن، بشکن‌بزن، برقص این مرزِ پُر گهر، دیوانه‌خانه است... #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

#عاشقانه "پیراهنت" پیراهنت، پیراهنت، ای وای تو رفتی و پیراهنت جا ماند مردی که تنها با تو عاشق بود با طرحِ اندام تو تنها ماند لرزیدنِ پیراهنت در باد آرامشم را مُرتعِش می کرد وقتی سراپا تشنه ات بودم عطرِ تنت را پیشکش می کرد پای درختِ نا امیدی ها رؤیای خود را خاک می‌کردم بی اختیار اشکم که می آمد با آستینش پاک می کردم پیراهنت چون استوا تب داشت این عادتِ جغرافیایش بود انگار دنیا مال من می شد وقتی سرم بر شانه هایش بود همراه با آهنگِ دلخواهت چون‌کولیانِ مست رقصیدیم ای کاش می دیدی چه بی پروا هم را بغل کردیم و بوسیدیم در خلوت تاریکِ من آن‌شب مهتاب از پیراهنت تابید با دکمه های باز، روی تخت تا صبح در آغوش من خوابید.. #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

Repost from هفسین
☂️☂️☂️ ☂️ « باران مهربانی » #مهربانی_آذر زندگی آدم ها گاهی مثل پاييز سخت می شود... سوز و سرما می آيد و شب چيرگی پيدا می کند.
+6
☂️☂️☂️ ☂️ « باران مهربانی » #مهربانی_آذر زندگی آدم ها گاهی مثل پاييز سخت می شود... سوز و سرما می آيد و شب چيرگی پيدا می کند. ناگهان همان حوالی قطرات باران شروع به باريدن می کند و وقتی بر گونه آدم می نشيند، گویی ناملايمات پاييز را قابل تحمل و رنگارنگ می کند. در مهربانی آذر می خواهيم دست به دست هم بدهيم و برای پاييز سخت چند نفر از هم نوعانمان، باران بشويم. بارانی از مهربانی... 🌧❤ 1️⃣ پروژه اول: برای نفس کشیدن 👦 😮‍💨 مبلغ مورد نیاز ⬅️ ۴،۳۰۰،۰۰۰ تومان 2️⃣ پروژه دوم: پاییز نجات بخش 🩺 مبلغ مورد نیاز ⬅️ ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان 3️⃣ پروژه سوم: خانواده ما 👨‍👩‍👧‍👦 مبلغ مورد نیاز ⬅️ ۶،۲۰۰،۰۰۰ تومان 4️⃣ پروژه چهارم: درخت گردو 🌳 مبلغ مورد نیاز ⬅️ ۴،۰۰۰،۰۰۰ تومان ➕جزئیات پروژه های این ماه را 👈اینجا👉 بخوانید 💠 مجموع مبلغ مورد نیاز: ۲۴،۵۰۰،۰۰۰ تومان مهلت واریز: تا ۱۵ آذر ماه 💳شماره کارت جهت واریز کمک های نقدی: 5041 7210 9644 2604 سید محمد صالح موشح ⭕توجه: کمک هایی که بعد از تامین مبلغ مورد نیاز واریز شوند، به پروژه «تهیه بخاری برای سه خانواده نیازمند» اختصاص خواهد یافت. ☔ ☔☔☔ هفسین🌱 | #یادآور_مهربانی🌙 @haf_cn @hafcn_group

پیک شادی! "شرابی تلخ می‌خواهم که مرداَفکن بُوَد زورش" از آنهایی که مالِ ارمنستان است انگورش! از آنهایی که حافظ خورده و‌ در شعر آورده ولی یک عده می‌گویند عرفانی‌ست منظورش! از آنهایی که می‌گویی به ساقی زود جورش کن و ساقی نیز در عرضِ دو ساعت می‌کند جورش! از آنهایی که وقتی می‌روی بالا دو پِیکش را به زانویِ چپت هم نیست مُلک و امپراطورش! از آنهایی که می‌اُفتی به یادِ رازی و کشفش و گویی نور بر قبرش ببارد، قبر بر نورش! از آنها که اگر غَسّال با آن مُرده را شویَد لبِ کارونِ آغاسی بخوانَد مُرده در گورش! اگر شیخی بفرماید حرام است این که می‌نوشی بنوشی پیکِ بعدی را به عشقِ شیخ و دستورش! اگر گوید کسی در آتشِ دوزخ بسوزی تو بنوشی تا بسوزد هم دل و هم جای مذکورش! نپرس از من چرا در کوچه‌ها با دَبّه می‌گردی شرابی تلخ می‌خواهم که مردافکن بُوَد زورش! #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

بگذار به عشقِ خالی‌ات خوش باشم با داشتنِ خیالی‌ات خوش باشم چون پنجرهٔ اتاق خوابت بگذار بی‌دغدغه در حوالی‌ات خوش باشم.. #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

#شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani
#شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

سراب مثل عبورِ چلچله‌ها از مِه عشقت فقط طنین و هیاهو داشت آن‌ آسمان که دل به شبَش بستم تنها دوتا ستارهٔ کم‌سو داشت موجت رسید و قایق قلبم رفت اما به صخره‌های فریبت خورد وقتی شکست و خواست که برگردد دیگر نه بادبان و نه پارو داشت مؤمن شدم به کفر تو وقتی که جادوگرانه عشقِ مرا کُشتی تبدیلِ آن یقین به دوجین تردید بی‌شک فقط نیاز به جادو داشت یک شب برای رهگذرِ بعدی در کوچه‌های شهر نوشتم که: یک باتلاقِ کهنهٔ عاشق‌کُش پنهان میانِ جنگلِ گیسو داشت یک روز در خلالِ همین پاییز خواهی‌شنید از لبِ کولی‌ها کُنج اتاقِ خاطره‌ات جان داد مردی که سر به روی دو زانو داشت... #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani