اشعار طنز و نطنز شروین سلیمانی
Open in Telegram
5 121
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
تُف!
ما در این فکر که یک لقمهٔ نان جور کنیم
شیخ فرموده ولی مرثیهخوان جور کنیم
سالِ او یکسره عید است ولی ما باید
همهٔ سال بساطِ رمضان جور کنیم
نیم قرنی شده که توی توالت هستید
وقت کم بوده بگویید زمان جور کنیم!
حافظا دولتِ ما دشت و دمن را خشکاند
چمنی نیست که ما سروِ چمان جور کنیم
دستی آمد همهٔ چشم و زبانها را بست
باید از کلّهپزی چشم و زبان جور کنیم
آرش امروز به قیدِ سند آزاد شده
ما برای چه کسی تیر و کمان جور کنیم؟!
کوروش! از مرز برو تا نگرفتند تو را
وقت هم نیست برایت چمدان جور کنیم!
ای که گفتی که مسلمان شدن اینجوری نیست
تو عمل کن که ببینیم و همانجور کنیم
خواستم تُف کنم اما دهنم خشکیده
دوستان لطف کنید آبِ دهان جور کنیم!
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
جلسه شعر طنز سروخند
پنجشنبه دهم مهر
فرهنگسرای سرو. ساعت چهار عصر.
ورود برای علاقمندان ضروریاست!
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
«اِغما»
چشمی عبور کرد و به اِغما کِشانْدِمان
بی معرفت به آخرِ دنیا کشاندمان
خو کرده بود خاطرمان با خیالِ دشت
پلکی زد و به قُله ی رؤیا کشاندمان
تا مُؤمنانه عابدِ آن چشمها شدیم
تردیدشان به کُفرِ فُرادا کشاندمان
کارم به این کشیده که حاشا کنم تو را
ماهِ شما به کوچه ی حاشا کشاندمان!
با سرنوشتِ خویش کنار آمدیم سخت
آن چشمها دوباره به دعوا کشاندمان
وقتِ غروب بود و تماشای موجها
با قایقی شکسته به دریا کشاندمان
بر سنگِ قبرِ ما بنویسید بعدِ مرگ:
"چشمی عبور کرد و به اغما کشاندمان"..
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
Music: @arya_aghaeii
Lyric: @Shervin_Soleimani
دعوتید به سومین همایش ادبیِ طنز عبید زاکانی
دوشنبه- ۱۷شهریور- ساعت ۶عصر
دانشگاه علوم پزشکی قزوین
ورود برای همه علاقمندان آزاد و رایگان است.
#شروین_سلیمانی
دعوتید به چهارمین جلسه شعر طنز سروخند
پنجشنبه ۱۳شهریور
فرهنگسرای سرو
ساعت۱۶
#شروین_سلیمانی
درباره شوخی آن خانم با شاهنامه:
چندین سال پیش که مهران مدیری در سریال بَرَره افعالِ مندرآوردی و دستور زبان مُضحک و البته خلاقانهای را ساخت و بهکار گرفت، صدای اعتراض عدّهای که دلسوز زبان و ادبیات فارسی بودند بلند شد که: اصطلاحات سخیفِ این سریال بین مردم رواج پیدا کرده و اگر جلویش را نگیریم زبان فارسی چنین و چنان خواهد شد. یادم میآید کسی دربارهاش نوشت:
کاخ زبان فارسی مستحکمتر از آن است که با کُلنگِ برره آسیب ببیند!
همینطور هم شد. گَرد و خاک بَرره خوابید و کاخ زبان فارسی برقرار ماند.
با شنیدن شوخیهای آن خانم با شاهنامه یاد نوشتهٔ همان عزیز افتادم و با خودم تکرار کردم که: کاخِ شاهنامه رفیعتر از آن است که با میخِ زنگزدهای خَش به بُرج و بارویَش بیفتد.
اما اینوسط چند نکته را نمیشود نگفت:
اول اینکه شاهنامه و فردوسی هر دو محترمند اما مقدّس نیستند و هر کسی حق دارد با آنها شوخی کند. اما باید توجه داشته باشیم که طنز با توهین فرق دارد. دیرزمانی است که بسیاری از طنزپردازان با رستم و سهراب و خودِ فردوسی و سایر عناصر شاهنامه شوخی کردهاند و کسی هم معترض نشده. میدانید چرا؟ چون ما ایرانیها فرق طنز و توهین را خوب میفهمیم. ویدئویی که من دیدم پر از حرفهای زننده و جنسی و توهینآمیز بود و با تعاریفِ طنز فرسنگها فاصله داشت. این کار طنز نبود بلکه هَجوِ فردوسی بود. درست مثل اینکه کسی برای خنداندن دیگران به پدرِ خودش فحش بدهد!
دوم اینکه در دهههای اخیر متولیانِ جریانِ معلومالحالی که همه میشناسیمش تمام تلاششان را کردهاند تا فرهنگ و تاریخِ سرزمینمان را محو یا کمرنگ کنند. همانهایی که حتی چشمِ دیدنِ تصاویر شاهنامه را بر دیوارها نداشتند و تندیس فردوسی را نیز بارها تخریب کردند.
آیا رَواست در این روزگاری که هر بیوطنی از راه رسیده به این سرمایهٔ ملی لگدی زده شما هم که خودت را منتقدِ آن جریان میدانی بیایی لگدِ محکمتری بزنی؟!
سوم اینکه: گیریم که ایشان برای تولید محتوا این ویدئو را ساخته و متوجهِ توهینآمیز بودنش نبوده. اما بعدش که با بازخوردهای منفی و گسترده در جامعه مواجه شده و فهمیده شوخیهایش به خیلی از هموطنان برخورده، جا داشت که میآمد و عذرخواهی میکرد یا مثل برخی مسئولین ماستمالیاش میکرد! نه اینکه بر خطایش پافشاری کند و خودش را آماجِ حملهٔ خُرد و کَلان کند!
و آخر اینکه به نظر بنده سقفِ هنرنمایی ایشان زیر همان چادر گُلگلی در نقش امپراتور کوزکو بود و خارج از آن ترکیب، چیز چشمگیری برای ارائه به مخاطب ایرانی ندارد.
با احترام: #شروین_سلیمانی
دوستان آقا هادی جوشقانی که پدر سه فرزند هستند، با داشتن ضایعه نخاعی از ناحیه گردن، با مشکلات متعددی مواجه هستند و متأسفانه توی این شرایط مجبور به جابجایی منزل استیجاری شدند.
امیدوارم بتونیم با همت شما عزیزان قسمتی از هزینههاشون رو تأمین کنیم.
شماره کارت خودشون بهنام هادی جوشقانی
5859831172967621
عُمریست به حالِ خود رهاییم رفیق
افتاده به گردابِ بلاییم رفیق
این قصه به هر جا برسد باختهایم
ما مرغِ عروسی و عزاییم رفیق..
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
خَرتولوژی!
میشود آیا کسی خر باشد؟ آری میشود
دائماً در حالِ عرعر باشد؟ آری میشود
هم دهانش صاف باشد از لگدهای ستم
هم طرفدارِ ستمگر باشد؟ آری میشود
با دو چشم خود چپاول را ببیند، مُنتها
بیتفاوت چون چغندر باشد؟ آری میشود
چرخهای اعتقادش لِه کند ما را ولی
صاحبِ یک مغزِ پنچر باشد؟ آری میشود
روی هر موجی که از هر ور به هر ور میرود
مثل دمپایی شناور باشد؟آری میشود
میشود یارو پیِ دوشیدنِ یک سطل شیر
در پیِ گاوِ مذکّر باشد؟ آری میشود
میشود با این همه خر، بختِ مرزِ پُر گُهر
تیره مثلِ شامِ محشر باشد؟ آری میشود!
خر که معلوم است تکلیفش ولی آیا کسی
میشود از خر فراتر باشد؟ آری میشود...
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
خوشحال که بود، بیصدا میخندید
میزد سند و زیرِ عبا میخندید
ما گریهٔ شیخِ شهر را میدیدیم
او داشت ولی به ریشِ ما میخندید!
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
داستانک طنز: به خاطر یک مشت توت
روزنامه هفت صبح
دوشنبه ۱۹خرداد ۱۴۰۴
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
داستانک طنز بنده در روزنامه هفتصبح
دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
داستانک طنز بنده در روزنامه هفت صبح
۵خرداد۱۴۰۴
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
تنها هنرش نَکیر و مُنکَربازیست
ما زنده و او به مُردنِ ما راضیست
دیگر چه توقعِ بهشتی داری
از آنکه تخصُصش جهنمسازیست؟!
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
اَعراب و رَدایِ عافیتپوشی را
در بزمِ ترامپ، مصلحتنوشی را
دیدیم و به این خوشیم که دولتمان
اعلام کند جدولِ خاموشی را!
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
چهارمین محفل شعر طنز دروازکن
دوستان عزیز شاعر، طنزپرداز،
شعرگرایان، طنزطلبان،
اینوریها، اونوریها،
به محفل خودتون تشریف بیارید
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
محفل شعر طنز در نمایشگاه کتاب
پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
آپشنِ مخفی!
بس که برخوردِ فشاری با مسلمان کردهاید
ملّتی را از مسلمانی پشیمان کردهاید
تا تبر دستِ شما افتاد در بُتخانهها
جای بُتها کعبه را با خاک یکسان کردهاید
دکّهٔ شیطان بِحمدالله غرقِ مشتریست
تا شما دین را در این بازار دُکّان کردهاید
هر سفر اموالِ ما را بُردهاید از مرزها
این سفر ایمانِ ما را بارِ نیسان کردهاید
من دو دستی سفت چسبیدم به شلوارِ خودم
تا شنیدم راهزنها را نگهبان کردهاید
سالِ تولید است و هرچه پولمول از در رسید
صرفِ راهاندازی و تولیدِ بحران کردهاید
شیخ گفتا ما به جز قرآن عمل کِی کردهایم؟
ما شهادت میدهیم از دم، به قرآن کردهاید
شک ندارم جنّتالمأویٰ به جز حور و شراب
آپشنی دارد که از ما نیز پنهان کردهاید!
#شروین_سلیمانی
@ShervinSoleimani
