مفتی محمدقاسم قاسمی
Open in Telegram
این کانال توسط شاگردان مفتی محمدقاسم اداره می شود. https://t.me/joinchat/AAAAADwzTaeInlyq4z0EzQ
Show more5 448
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-930 days
Posts Archive
5 448
ـ روزها روزه بگیریم و شبها در نماز تراویح شرکت کنیم.
ـ تراویح را پشتسر حافظی بخوانیم که قرآن را صحیح تلاوت میکند.
ـ روزه را از گناه محافظت کنیم.
ـ تهجد را ترک نکنیم.
ـ صدقات نفلی و زکات را بپردازیم.
ـ به کثرت قرآن تلاوت کنیم؛ با تدبر بخوانیم و در جلسات تفسیر شرکت نماییم.
ـ حافظان، قرآن را در نوافل تلاوت کنند.
ـ از عصر تا غروب به دعا مشغول باشیم؛ بهویژه هنگام افطار و سحر که زمان اجابت است.
ـ برای اوضاع کشور و جهان اسلام، برای فرزندان، والدین و گذشتگان دعا کنیم.
▫️امید که این رمضان، منشأ دگرگونیهای اساسی و مثبت در زندگی ما و تحولی مبارک در امت اسلامی باشد.
https://t.me/joinchat/AAAAADwzTaeInlyq4z0EzQ
5 448
#توصیهها
❇️ توصیههای استاد مفتی محمدقاسم قاسمی در باب لزوم قدرددانی و استفادۀ بهینه از فرصت ماه مبارک رمضان
هر رمضانی که میآید، نعمتی بزرگ و فرصتی طلایی است تا انسان در کارزار با نفس امّاره به پیروزی برسد؛ زیرا در این ماه، شیاطین که معاون نفس امّارهاند، در بند میشوند و فرصت گمراهی از آنان گرفته میشود و درهای رحمت الهی بهگونهای ویژه گشوده میگردد. ازاینرو، ماه رمضان بهترین زمان برای تزکیۀ نفس، آمادگی برای آخرت و تحصیل معرفت الهی است. سعادتمند آناناند که این فرصت را غنیمت میشمارند و محروم کسانیاند که آن را از دست میدهند.
برخی از مربیان توصیه میکنند که انسان مسلمان در ابتدا اهداف و برنامههای خود را برای ماه مبارک رمضان مکتوب و کارهایش را اولویتبندی کند تا بتواند امور مهمتر را در این ماه انجام دهد. دیگر اینکه مزاحمها و عوامل اتلاف وقت را شناسایی کند و بکوشد اعمالی را که ذاتاً عبادتاند، بیشتر انجام دهد.
🔹 مهمترین اعمال در ماه مبارک رمضان
۱. تلاوت قرآن مجید
رمضان، ماه قرآن است. الله تعالی بهترین کتاب خود را در بهترین ماه و بهترین شب نازل فرموده است. شایسته است ارتباط ما با قرآن در این ماه مستحکمتر شود؛ قرآن را در نمازها بخوانیم، به کثرت تلاوت کنیم، سورههایی را حفظ نماییم و حتی آنان که روخوانی نمیدانند، در این ماه آن را بیاموزند.
همچنین استماع قرآن نیز در برنامههای رمضانی جای گیرد؛ در جایی که حافظی قرآن را با تجوید و آرامش میخواند حاضر شویم و با اهتمام، ختم قرآن را در نمازها تکمیل کنیم.
۲. ادای نوافل
پاداش نماز نفل در این ماه نزدیک به پاداش فرض است. نوافل وسیلۀ قرب الهیاند. تلاش کنیم دستکم نمازهای فرض، بهویژه صبح و عصر، با جماعت و با درک تکبیر اولی ادا شود و در مجالس صالحین نیز حضور یابیم.
۳. صدقه و انفاق در راه خدا
رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم در این ماه از باد تند نیز سخاوتمندتر بودند. بکوشیم در تهیۀ افطار و سحری روزهداران مشارکت کنیم، خانوادههای نیازمند را شناسایی کرده و یاری رسانیم.
۴. دوری از گناه
با انجام عبادات، نوری در دل حاصل میشود؛ مبادا آن را با گناه از میان ببریم. در این ماه، بهویژه جوانان، از همۀ گناهان دوری کنند تا نور عبادت برای آخرت ذخیره گردد.
۵. غنیمتشمردن دهۀ اخیر
از هماکنون برای بهرهگیری از عشرۀ اخیر، اعتکاف و شبهای قدر آماده شویم. هیچکس نمیداند تا رمضان آینده زنده است یا نه؛ چه بسیار کسانی که سال گذشته در کنار ما بودند و امروز نیستند. این رمضان را آخرین رمضان زندگی خود تصور کنیم.
۶. دعا و تضرع
رمضان، ماه خواستن است. در هنگام سحر و پیش از افطار به کثرت دعا کنیم. زنان خانهدار نیز بکوشند کارهای افطار را زودتر سامان دهند و لحظات پیش از غروب را به دعا اختصاص دهند که زمان قبولیت است. علاوه بر اصلاح خویش، برای حل مشکلات کشورهای اسلامی و برای مسلمانان درگذشته نیز دعا کنیم.
🔹 حکمت روزۀ ماه مبارک رمضان
حکمت روزه، تمرین و تحصیل تقواست؛ یعنی خداترسی و احساس پاسخگویی در برابر الله در هر گفتار و کردار. باور به ثبت و عرضۀ اعمال در پیشگاه الهی نعمتی بزرگ است. زندگی باتقوا، آرامبخش و سعادتمندانه است و خوشبختی در سایۀ تقواست: «وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ». گفتهاند یکی از این دو بهشت، بهشت معنوی دنیاست؛ آرامشی بهدور از اضطراب و دغدغه.
غمهای سیاه نتیجۀ گناهاند، اما غمهای الهی، لذتی خاص دارند:
رنج کی ماند دمی که ذوالمنن
گویدت چونی تو ای رنجور من
گناه، لذتی کوتاه و اندوهی دراز دارد. روزه نسخهای کارآمد برای دستیابی به تقواست. امور حلالی چون خوردن و آشامیدن در این ماه حرام میشود و ترس از خدا انسان را بازمیدارد؛ پس شایسته است از گناهانی که همواره حرام بودهاند نیز بیشتر پرهیز شود. در حدیث آمده است:
«مَنْ لَمْ يَدَعْ قَوْلَ الزُّورِ وَالْعَمَلَ بِهِ، فَلَيْسَ لِلَّهِ حَاجَةٌ فِي أَنْ يَدَعَ طَعَامَهُ وَشَرَابَهُ.»
رمضان، ماه تغییر و تحول است؛ ماه شستوشوی زنگار گناه
هر گناه زنگیست بر مرآت دل
دل شود زین زنگها خوار و خجل
این ماه برای سمزدایی روح، تقویت ارتباط با خدا و جبران غفلتهاست. نیکیها در این ماه اجر مضاعف دارند و رمضان بهار پرهیزگاران است. بزرگان، حاجات خود را مینوشتند و در این ماه از خدا میخواستند؛ و چه دعایی برتر از صالح و خداترس شدن؟
علامه سید ابوالحسن ندوی رحمهالله در «ارکان اربعه» از امام ربانی، مجدد الف ثانی رحمهالله نقل میکند که اگر مؤمن در این ماه به اعمال صالح توفیق یابد، در طول سال نیز موفق خواهد بود و اگر این ماه را با پراکندگی بگذراند، سالش نیز چنین خواهد شد. و نیز فرمودند: «رحمت و برکات سایر ماهها چون قطرهای در برابر رحمتهای رمضان است.»
🔹 راهکارهایی برای آنکه رمضان، ماه تحول ما باشد
5 448
◽️مهمترین کتابهای چاپ شده از استاد دکتر عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله
1. گلههای یک معلم ـ نشر ندوی زاهدان ـ موجود
2. تلفن ناآشنا ـ نشر ندوی زاهدان ـ موجود ـ نسخۀ الکترونیکی این کتاب هم در اپلیکیشن طاقچه در دسترس است.
3. مائدۀ آسمانی ـ پخش: نشر ندوی زاهدان
4. مقابله با فتنه ـ نشر شکوفههای دانش ـ ناموجود (برای مطالعه در کتابخانۀ مرکزی دارالعلوم زاهدان وجود دارد.)
5. در سرمنزل عنقا ـ نشر شکوفههای دانش ـ ناموجود (برای مطالعه در کتابخانۀ مرکزی دارالعلوم زاهدان وجود دارد.)
https://t.me/joinchat/AAAAADwzTaeInlyq4z0EzQ
5 448
#توصیهـها
#کتاب_خوب
📚 کتابهایی که روی علم و ادب و هنر و اخلاق ما تأثیر میگذارند
به دوستانم توصیه میکنم که کتابهای دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله، بهویژه کتاب «گلههای یک معلم» ایشان را حتماً مطالعه کنند. خیلی کتاب پرنکته و خوشخوانی است.
کتاب دیگری دارد با عنوان «فتنه»؛ این کتاب حاصل غیرت علمی و ایمانی ایشان است. دکتر سجادی رحمهالله این کتاب را علیه سلمان رشدی نوشت. وقتی کتاب سلمان رشدی را به انگلیسی میخوانَد، دکتر در پاسخ به او این کتاب را مینویسد.
مطالعۀ آثار ایشان را به دیگران هم توصیه کنید. این کتابها روی علم و ادب و هنر و اخلاق ما تأثیر خواهند گذاشت.
▫️استاد مفتی محمدقاسم قاسمی ـ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
https://t.me/joinchat/AAAAADwzTaeInlyq4z0EzQ
5 448
#کلامـاستاد
#نکتهها
❇️ مهمترین و قابل تأملترین نکته در زندگی دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله
✍ استاد مفتی محمدقاسم قاسمی
به باور بنده مهمترین و قابل تأملترین نکته در زندگیِ دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله که بنده لازم میدانم بارها روی آن تأکید کنم، این است که میبینیم یک تحصیلکردۀ دانشگاهیِ دارای مدرک دکتری، خود را نیازمند اصلاح و ارتباط با بزرگان دین میداند و برای رسیدن به مطلوبش زحمت سفر به یکی از روستاهای دورافتادۀ بلوچستان را به خود میدهد.
دکتر سجادی رحمهالله در دورانی موفق به اخذ مدرک دکتری در رشتۀ ادیان و عرفان شد که این مدرک هم اعتبار بیشتری داشت و هم أخذ آن کار هرکسی نبود. ایشان میتوانست فقط چند کتاب در باب اصلاح نفس مطالعه کند، اما تشخیص داد که برای اصلاح نفس و ارتقای معنوی و رسیدن به قلههای معنویت و معرفت تنها مطالعۀ کتاب کافی نیست. دکتر سجادی رحمهالله تلاش کرد، جستوجو و تحرّی و مشورت کرد و خدا راه را نشانش داد. با حضرت مولانا عبدالعزیز رحمهالله مشورت کرد و ایشان هم هدایتش کرد که به محضر حضرت مولانا عبدالواحد گشتی رحمهالله برود. دکتر سجادی هم رفت و ارتباط برقرار کرد و تا آخر عمر این ارتباط را حفظ نمود.
درسی که از این فراز میگیریم آن است که اصلاح نفس بسیار مهم است و تلاش برای آن کار هرکس نیست. این توفیق به سادگی نصیب هرکس نمیشود. هر فرد دانشگاهی جرئت نمیکند یا فرصت ندارد و چهبسا احساس نیاز نکند. هر عالِم و تحصیلکردۀ علوم دینی هم این توفیق شامل حالش نمیشود.
یقیناً یکی از اسباب این توفیق برای مرحوم دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله دعاهایی بود که حضرت مولانا عبدالعزیز یا حضرت شیخ مولانا عبدالواحد گشتی و پیش از آنان، پدر بزرگوار دکتر رحمهمالله در حق فرزندش کرده بود.
▫️نشست گرامیداشت یادِ دکتر عبدالمجید حیرتسجادی ـ دارالعلوم زاهدان ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
https://t.me/joinchat/AAAAADwzTaeInlyq4z0EzQ
5 448
#توصیهها
#بازـنشر
❇️نسخۀ سلامت عقل و قلب
«صبحها در راه رفتن به مسجد از فرصت استفاده کنید و دعای «يَا حَيُّ يَا قَيُّوْمُ بِرَحَمَتِكَ أَسْتَغِيْثُ، أَصْلِحْ لِي شَأْنِيْ كُلَّهُ وَلاَ تَكِلْنِيْ إِلَى نَفْسِيْ طَرْفَةَ عَيْنٍ» را 40 مرتبه بخوانید. اگر زمان کم آوردید فقط بخش اول دعا (يَا حَيُّ يَا قَيُّوْمُ بِرَحَمَتِكَ أَسْتَغِيْثُ) را بخوانید.
در پایان روز و پس از غروب آفتاب هم این دعا را سه مرتبه بخوانید.
این نسخۀ سلامت عقل و قلب است که ابنالقیم رحمهالله آن را در کتاب «مدارج السالکین»، در شمار تجربة السالکین آورده است.»
▫️مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی ـ محرم الحرام 1442
https://t.me/joinchat/AAAAADwzTaeInlyq4z0EzQ
5 448
تا این حد ایشان دقتنظر داشت و ذرهنوازی و ریزبینی و احساس و شعور و درک و انسانیت داشت. با این صفات زیبا، فقط انسانهای مهذّب، انسانهای فرهیخته و عالیمقام نزد خدا میتوانند آراسته باشند.
▫️در دورۀ ابتلا که بنده در زندان بودم، برادر بنده مرحوم عبدالقادر رحمهالله آمد و گفت پیشنهاد شده شما تعهدی به مقامات قضایی بدهید و بنویسید که خطایی سرزده و تقاضای بخشش دارم؛ انسان جایزالخطاست و... . با دکتر سجادی مشورت کردم و ماجرا را تعریف کردم. گفتم که این کار خیلی برایم سنگین است. ایشان با صدای بلند گفت: آقا، چرا شما باید بگویید اشتباه کردهام؟! چه اشتباهی کردهاید؟! شما اگر تحت فشار به چنین چیزی تن دهید، خودتان دچار استرس و نگرانی میشوید. شما هیچ اشتباهی نکردهاید و هیچ اقراری لازم نیست.
▫️در دوران زندان، بنده مدتی دچار ناراحتی قلبی شدم. به ایشان گفتم: جناب دکتر، برایم دعا بفرمایید. فرمود: من همیشه به فکر شما هستم و همواره دعا میکنم. و بعد حکایتی کرد که خیلی تکانم داد و موجب قوت قلب بسیار برایم شد. فرمود: من باری سوار اتوبوس بودم و به یاد شما داشتم برایتان دعا میکردم. ناگهان به خواب رفتم و در خواب شخصی را دیدم که از من پرسید: تو چرا نگران هستی؟! گفتم: چرا نگران نباشم در حالی که دوست من، استاد من و... بیمار است. آن مرد در خواب به من گفت: نه، او بیمار نیست. او بهبود یافته است.
این خواب را که دکتر سجادی رحمهالله برایم تعریف کرد، قوت قلب گرفتم و گفتم: انشاءالله خواب خوبی است و من بهبود مییابم. گفت: نه، شما اصلاً مریض نیستید. من خواب دیدم. بیماری شما رفت. و الحمدلله واقعاً رفت و دیگر عود نکرد. فضل الله بود. این از کرامات ایشان بود. همیشه به ما امید میداد. میگفت: ببینید، من هیچوقت ناامید نمیشوم و کسی را هم ناامید نمیکنم از خودم.
https://t.me/joinchat/AAAAADwzTaeInlyq4z0EzQ
5 448
خاطرۀ دوم دربارۀ ادب دکتر سجادی رحمهالله بدین شرح است که بنده در دوران ابتلا و زندان در مشهد، مدتی مرخصی استعلاجی گرفتم و به تهران رفتم. حدود دو ماه در تهران بودیم. به دکتر سجادی رحمهالله اطلاع دادم. دکتر چندین بار آمد. آمدن افراد پیش ما چهبسا برایشان عوارض داشت، اما ایشان باکی نداشت و همیشه میآمد و با ما مینشست و دلداری و تسلیام میداد. همدردیشان عجیب بود. قوت قلب عجیبی به انسان میداد. برایم دعا میکرد و میگفت: برای شما زیاد دعا میکنم.
برادرم عبدالواحد همراهم بود. من از جریان چگونه رفتن دکتر سجادی رحمهالله به محضر مولانا سید عبدالواحد گشتی رحمهالله باخبر بودم. میخواستم ایشان ماجرا را با زبان خودشان برای برادرم هم روایت کنند. گفتم: این برادرم همنام مرشد شما مولانا سید عبدالواحد گشتی است. شما ماجرا را برای برادرم هم تعریف کنید.
فرمود: بله، حتماً. بعد مکثی کرد و دو زانو نشست. در آن هتلِ وسطِ شهر بزرگ تهران، نه مولانا عبدالواحد حضور داشت و نه مولانا عبدالعزیز رحمهالله؛ اما دکتر سجادی رحمهالله خودش را جمعوجور کرد و دو زانو نشست و با حوصله و نشاط تمام، ماجرا را از الف تا یا برای ما با جزئیات تعریف کرد و ما حظ فراوان بردیم.
قبلاً هم تعریف کرده بود و هر بار که تعریف میکرد با شور و نشاط سخن میگفت. فرمود: مولانا سید عبدالواحد گشتی چنان توجهی به من کردند که من از حال رفتم. فرمود: من از وقتی که با مولانا سید عبدالواحد بیعت کردهام، اول اینکه گناه نکردهام و دوم اینکه از ساعت دو بامداد به بعد بیدارم. این دقیقاً تعبیر ایشان است. توفیق دارم که بلند شوم، الله را عبادت کنم و با آن ذات والامرتبه راز و نیاز کنم. این را خودش میگفت که الحمدلله من عهدی را که با مولانا عبدالواحد گشتی بستهام، نشکستهام.
▫️دربارۀ مروّت ایشان بگویم که بنده پسری به نام عاصم داشتم که بیمار بود و وفات کرد. دقیقاً سال ۱۳۷۰ بود. برای معالجۀ بیمار به تهران رفتیم و خبر به دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رسید. حالا شما مروّت ایشان را ببینید، بلندیهای اخلاق یک انسان تربیتیافته در محضر بزرگان را ببینید. دکتر به بیمارستان آمد و از عاصم عیادت کرد و خیلی برای او دعای خیر کرد. قرار بود عاصم از ناحیۀ سر تحت عمل جراحی قرار بگیرد. دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی از بنده زمان دقیق عمل جراحی را جویا شد. با خود گفتم حتماً میخواهد آن روز دعای ویژهای بکند. گفتم فلان روز به اتاق عمل میرود انشاءالله.
روز و ساعت موعود دیدم دکتر سجادی ناگهان مقابل اتاق عمل ظاهر شد. هیچ انتظار و توقعی نداشتم. گفتم: شما چرا به خودتان زحمت دادهاید؟ فرمود: نخواستم شما در این لحظات سخت که فرزند دلبندتان در اتاق عمل است، تنها باشید.
آنجا ایشان مبلغ ده هزار تومان از جیب درآورد و به بنده داد. ده هزار تومان در آن وقت مبلغ کلانی بود و چند میلیون حالا ارزش داشت. هرچه اصرار کردم و گفتم جناب دکتر، ما به اندازۀ کافی پول همراهمان هست و... فرمود: نه، این مبلغ حسابش جداست. بردارید.
ایشان وفاداری عجیبی داشت. بعد از رحلت حضرت مولانا عبدالواحد گشتی، چند بار به آدرس ما پول میفرستاد تا بنده آن را به خانوادۀ جناب مولانا برسانم. وفای عجیبی داشت. همدردی و وفا از ویژگیهای والای انسانی است.
▫️دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی وقتی از وفات فرزندم اویس و پس از آن انس باخبر شده بود، میتوانست زنگ بزند یا پیامی بفرستد، اما ایشان در آن سنوسال باحوصله و خط خوش تسلیتنامهای مفصل پس از هر حادثه برای بنده نوشت. نامههای عجیبی مینوشت. با حوصله مینوشت. هر کارش را باحوصله انجام میداد. مطالعهاش باحوصله بود و غذا خوردنش هم باحوصله بود. این که گفته بود شما گلستان سعدی را بجوید، ببلعید و هضم کنید، این توصیهاش مربوط به مطالعه بود. مطالعۀ سرسری را قبول نداشت.
همیشه نامههایش را با خط خوش و با درنگ مینوشت و هیچ عجلهای هم نمیکرد.
امروز صبح فهمیدم که ایشان پس از وفات اویس، غیر از نامهای که برای بنده نوشته، برای مادر اویس هم تسلیتنامۀ جداگانهای نوشته است. من آن زمان دقت نکرده بودم و این نکته را به یاد نداشتم.
▫️احسانشناسی این مرد هم بسیار عجیب بود. یک مرتبه بنده مقداری خرما برای ایشان فرستادم. خرما در منطقۀ ما تحفهای عادی است، اما ایشان با اهتمام بسیار بلافاصله زنگ زد و چنان کلماتی را برای شکرگزاری به کار برد که من حیران شدم. یک مرتبه مقداری شیرۀ خرما فرستادیم و ایشان به همین نحو با اهتمام زیاد تشکر کرد.
یک بار یکی از طلاب به ایشان گفته بود من از فلان بیماری رنج میبرم. طلاب میآمدند پیش ایشان و در زمینههای مختلف مشورت میکردند. دکتر سجادی گفت: شما ملاس چغندر بخورید. طلبه پرسید: از کجا میتوانم تهیه کنم؟ چیزی نگفت. بعد از مدتی به خانۀ ما مقداری ملاس (شیره) چغندر فرستاد و گفت: این را به همان طلبۀ خاشی برسانید.
5 448
❇️ مرور خاطراتِ دوستی و ارتباط با انسانی از تبار ادب و اخلاق
🔹گزیدۀ سخنان استاد مفتی محمدقاسم قاسمی در نشست گرامیداشت یاد دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله
شب گذشته (۱۵ بهمن ۱۴۰۴) نشست گرامیداشت یادِ دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی که دوشنبه ششم بهمن ۱۴۰۴ دار فانی را وداع گفت، در کتابخانۀ مرکزی دارالعلوم زاهدان برگزار شد. در این نشست حضرت شیخالاسلام مولانا عبدالحمید نکتههایی مهم درباۀ شخصیت استاد حیرتسجادی بیان کرد. پس از ایشان، استاد مفتی محمدقاسم قاسمی که ارتباطی دیرینه با آن استاد همام داشته است، سخنانی تأثیرگذار و مهم دربارۀ شخصیت و اخلاق و منش آن دانشمند فرزانه ایراد کرد. آنچه در ادامه میآید مهمترین فرازهای سخنان ایشان است.
▫️بنده از دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله دنیایی از خاطرات دارم؛ آنقدر که به یکی از دوستان گفتم اگر بخواهم همهشان را بیان کنم، حاصل کار یک کتاب میشود. عجیب بود که پس از دریافت خبر وفات ایشان، خیلی تمرکز کردم روی دیدارهایی که با دکتر سجادی رحمهالله داشتم و از ایشان استفادهها کردم. دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله در دهۀ شصت شمسی دبیر دبیرستانهای زاهدان بود. ایشان وقتی میشنود که منطقۀ بلوچستان با کمبود معلم و دبیر مواجه است، تهران و امکاناتش را ترک میکند و به این منطقه میآید تا به مردم این خطه خدمت بکند. ایشان بر مردمان بلوچ و تحصیلکردگان و فرهیختگان این دیار، احسان و منت بزرگی دارد. دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله فرزند «رکنالاسلام» بود. رکنالاسلام یک مقام مذهبی برجسته و لقب علمی و دینیای بوده که حکومت آن زمان به علمای برجسته داده است. دکتر سجادی رحمهالله میگفت که پدرم اهل تقوا بود. تصویر پدر ایشان هست که محاسن دارد. میگفت حقگو بود، شجاع بود، متقی بود.
▫️آشنایی و ارتباط بنده با دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله در مجلس حضرت مولانا عبدالعزیز رحمهالله آغاز شد که حکایتش را در یادداشتی قبلاً بیان کردهام و اینجا از تکرار آن صرفنظر میکنم. پس از آنکه با ایشان آشنا شدم، روزی به منزل دعوتشان کردم تا بیشتر و بهتر از ایشان استفاده کنم. دکتر رحمهالله هم به منزل ما تشریف آورد و تمام ماجرای آمدن خود به بلوچستان را برایم تعریف کرد. در آن دیدار از ایشان پرسیدم: چکار کنم که بتوانم بهتر بنویسم؟ و ایشان نهتنها تأکید به مطالعۀ عمیق و باحوصله کرد، بلکه چند کتاب خوب هم برایم آورد. تأکید کرد که حتماً آن چند کتاب را با دقت مطالعه کنم. آنجا هم ایشان روی توجه به گلستان سعدی و آثار بزرگان گذشته مثل مولانا، حافظ و فردوسی تأکید کرد. گفتم جناب دکتر، من میخواهم به فارسی روز مسلط شوم و مثل امروزیها بنویسم. راهی نشانم دهید که نوشتههایم بهروز شوند. دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله مکث کرد و چیزی نگفت. دریافتم که سخن من به مذاقش خوش نیامده است. به قول بعضیها حالت جلالی به خود گرفت و با چهرهای خیلی جدی گفت: «ببینید جناب مولوی، اینهایی که خود را دکتر میپندارند، اینها که خود را نویسندۀ فرهیخته میدانند و قلم به دست گرفتهاند، اگر منهای حافظ و سعدی باشند، هیچ نیستند و به هیچجایی نمیرسند. همۀ نوشتههای معیار فارسی امروز از آنجا سرچشمه میگیرند.»
▫️پس از آنکه ما با هم آشنا شدیم و ایشان پیش بنده میآمد، زبانم نمیآید که بگویم مثل شاگرد، ولی ایشان از یک شاگرد هم فروتنی بیشتری نشان میداد. رحمهالله و تعالی.
دربارۀ ادب ایشان خاطرهای بیان کنم که هیچگاه آن را از یاد نمیبرم. زمان مذاکرۀ درسی بنده و مرحوم دکتر سجادی مشخص شده بود و ایشان هر روز پیش از عصر میآمد منزل ما. رأس ساعت مشخصی من میرفتم در را باز میکردم و دکتر سر وقت حاضر میشد. خودروی شخصی نداشت و با اتوبوس یا تاکسیهای عبوری خودش را به خیام و منزل ما که کنار مسجد مکی بود، میرساند.
▫️روزی من خیلی اتفاقی برای انجام کاری درِ حیاط را باز کردم و دیدم ایشان کنار دیوار منتظر ایستاده است. تعجب کردم و پرسیدم: شما کی تشریف آوردهاید جناب دکتر و چرا اینجا منتظرید؟ گفت: همین چند لحظه پیش رسیدم. گفتم: خب در را میزدید. چرا در نزدید؟ شما هر زمان که میآیید در بزنید، ما در خدمت شما هستیم. فرمود: «نه! این خلاف ادب است که من زودتر از وقت مقرر بیایم و در هم بزنم و مزاحم بشوم. باید سر موعد در بزنم.» بنده هم متأثر و هم شرمنده شدم. پس از آن، داستان آن مرد یادم آمد که رفت پیش حضرت ابنعباس رضیالله عنه و در نزَد و ایستاد. با خود گفتم جای خوشحالی است که امروز هم در میان ما چنین انسانهایی زندگی میکنند.
5 448
#توصیه_ها
#بازـنشر
❇️ توصیهٔ ویژهٔ استاد مفتی محمدقاسم قاسمی، استاد فقه و حدیث دارالعلوم زاهدان به عموم مسلمانان دربارهٔ قدردانستن روزها و شبهای ماه شعبان المعظم، بهویژه شب پانزدهم شعبان
شب پانزدهم شعبان بسیار شب بافضیلتی است. این شب در بعضی کتابها و نزد بعضی علما، شب برائت نامیده شده است؛ شب نیمۀ شعبان که طبق تحقیق استاد، علامه مفتی محمدتقی عثمانی حفظهالله دربارۀ آن احادیث زیادی آمده است. گرچه بعضی احادیث از نظر فنی دراینباره ضعف دارند، اما احادیث صحیحی هم وجود دارد و در مجموع روایتها، همدیگر را تقویت میکنند. ایشان میفرمایند که از ۱۷ صحابی، فضیلت این شب روایت شده است.
در روایت صحیح هم آمده است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم در ماه شعبان بیش از هر ماه دیگری به جز ماه مبارک رمضان روزه میگرفتند. بنابراین روزه در این ماه ثواب زیادی دارد.
اما مهمترین اعمالی که در این شب پانزدهم شعبان باید انجام بدهیم:
مهمترین عمل این است که نمازهای مغرب و عشا و فجر را با جماعت ادا کنیم تا ثواب قیاماللیل نصیبمان شود؛ نمازهای نفل با قرائتهای طولانی و سجدههای طولانی و دعا و استغفار به کثرت؛ اگر قبرستان نزدیک است به زیارت قبور رفتن؛ تلاوت قرآن؛ صدقهدادن، چراکه صدقه در شبهای خاص فضیلت بسیار دارد.
به تعبیر استاد، شیخالاسلام علامه عثمانی این شب فرصتی است که انسان رابطهاش را با الله صحیح کند.
خود الله به بعضی از شبهای سال فضیلت اختصاصی عنایت کرده و دلیلش این است که غفلت از ما دور شود و ما به طور خصوصی به خدا توجه کنیم. بیشک شعبان مقدمهای است برای رمضان. دربارۀ بزرگان گذشته آمده است که قرآن خود را باز میکردند و بهکثرت تلاوت میکردند و صدقه و زکات مالشان را میدادند تا به فقرا هم چیزی برسد و آنها نسبت به افطار و سحریشان خاطرجمع باشند.
و در پایان توصیه میشود که باتوجه به اوضاع مسلمانان جهان و خود کشور ما و کشورهای مجاور، و مخصوصاً مردم فلسطین و سرزمین غزه و کودکان و زنان بیدفاعی که موردتهاجم دشمنان سنگدل قرار گرفتهاند، ما مسلمانان در این شب دستِ دعا و تضرع به سمت خدا دراز کرده و برای آنها دعا کنیم. وقتی ما توان کمک دیگری را نداریم، توان دعاکردن که داریم، این را دریغ نکنیم.
دستها را به دعا برداریم و نماز حاجت بخوانیم و حاجتها و حل مشکلات و گرههای زندگیمان را از خدا بخواهیم.
امیدواریم همۀ مسلمانان خصوصاً جوانان، این شب را قدر بدانند و آن را با مشغولشدن در گناه و معصیت و فضاهای مجازی ضایع نکنند.
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
https://t.me/joinchat/AAAAADwzTaeInlyq4z0EzQ
5 448
دکتر حیرتسجادی تنها یک نویسندۀ محض نیست؛ او نویسندهایست که زیر سایۀ پدری فاضل، نجیب و شریف تربیت شده و پرورش یافته است. شخصیتی است که هرگز به علم و دانش و فضل و فرهیختگیاش نبالیده است.
او پیکرۀ تواضع و فروتنی است. تکیه کلامش همیشه این است که: «آن ذره که به حساب ناید ماییم».
چنین تربیتی باعث شد او با وجود علم و دانش و قدرت قلم و مهارتی که در نویسندگی داشت، خود را تشنه بداند و برای رفع عطش معنوی خویش خدمت حضرت مولانا عبدالعزیز رحمه الله برسد و از ایشان درخواست بیعت و اصلاح کند. مولانا وقتی طلب صادقانۀ دکتر را میبیند او را به برجستهترین شیخ و عارف زمان در بلوچستانزمین، حضرت علامه سید عبدالواحد سیدزاده گشتی رحمهالله معرفی می کند. دکتر سجادی بر بال شوق و دلدادگی خویش را به محضر حضرت مولانا سید عبدالواحد میرساند و از توجهات عارفانۀ ایشان فیض مییابد. به راستی که داستان آن دیدار از زبان دکتر سجادی انسان را به یاد دیدار شمس و مولانا میاندازد. داستانی که چه بسیار لذتبخش و روح پرور است.
باری از ایشان شنیدم که فرمود: «حالا دیگر مدتهاست که شبها از ساعت 2 به بعد خواب به چشمانم راه نمییابد و به توفیق الهی به نماز و نیایش مشغولم.» باری نیز فرمود: «از وقتی با حضرت شیخ عبدالواحد بیعت کردهام از گناه دوری گزیدهام.»
این است رمزِ تاثیر شگرف نوشتهها و گفتههای دکتر سید عبدالمجید حیرتسجادی. کسی که هم مرد «قال» است و هم مرد «حال». کسی که معتقد و عامل است به این سخن:
قال را بگذار و مرد حال شو/ پیش مرد کاملی پامال شو
کیمیا پیدا کن از مشت گلی/ بوسه زن بر آستان کاملی
یا این سخن اقبال که میگوید:
صحبت از علم کتابی خوش تر است/ صحبت مردان حق آدم گر است
بازنشر شده به مناسبت وفات استاد دکتر عبدالمجید حیرتسجادی رحمهالله در روز دوشنبه ششم بهمن ۱۴۰۴/ ششم شعبانالمعظم ۱۴۴۷
https://telegram.me/Qasemqasemi
5 448
#به_قلم_استاد
#حیرتسجادی
◾️دکتر سید عبدالمجید حیرت سجادی؛
مرد فاضل و فرهيختۀ مهذّب
✍ مولانا مفتی محمدقاسم بنیکمال قاسمی
دو سال آخر حیات حضرت مولانا عبدالعزیز رحمهالله، سعادت حضور مکرر در مجلس ایشان نصیب ما شد. هر روز يا یک روز در ميان، پس از نماز عصر به اتفاق مولانا مفتی خدانظر رحمهالله و مولانا نذیراحمد سلامی در مجلس حضرت مولانا شرکت میکردیم و از شنیدن سخنان نغز و چشم دوختن به سیما و جمال ایشان بهرهها میبرديم. مجلس محدود به حضور علما نبود، افراد مختلفی میآمدند و استفاده میبردند. آن فرصت بهاری بود كه زود گذشت و تاکنون مانند آن در زاهدان برایمان تكرار نشده است. حضرت مولانا عبدالعزيز رحمهالله باوقار در صدر مجلس مینشست. دمی سکوت بر مجلس حکفرما بود تا اینکه يكی از حاضران سخنی میگفت یا سؤالی میپرسید. آنگاه طبع حضرت مولانا روان میشد و خوش میگفت و دُرّ میسفت. سخن اگر از استادان و مشايخ ایشان در هند به ميان میآمد، سخنان مولانا رنگوبوی دیگری بهخود میگرفت، انگار تاريخ رجال آن زمانِ هند در سينهاش محفوظ بود. هرگاه سخن از بزرگانی چون مولانا سید حسيناحمد مدنی، علامه مفتی كفايتالله دهلوی، مولانا عبيدالله سندی، حكيمالامت مولانا اشرفعلی تهانوی، مولانا احمدعلی لاهوری و مولانا محمدالياس رحمهمالله بهميان میآمد، مولانا عبدالعزيز چنان خاطرات شيرين و آموزندهای نقل میكرد كه ما از شنيدن آنها سیر نمیشدیم. درسها میآموختیم و لذتها میبردیم. حيف كه آن مجالس ضبط و ثبت نشد و آن خاطرات خوش به زيور قلم آراسته نگشت؛ إنا لله و إنا اليه راجعون.
به عزيزان اهل قلمِ معاصر توصيه میكنم كه اشتباه و غفلت ما را تكرار نكنند، آن بزرگان ديگر برنمیگردند. آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت. بزرگان موجود را قدر بدانید و یقین كنید كه آيندگان بر شما حقی دارند. شما باید تاريخ را برای آنها ثبت و محفوظ كنيد.
باری، در یکی از آن روزها مردی در مجلس حضرت مولانا حاضر شد که خیلی با فضل و ادب بود. آمد و آرام گوشهای نشست. حضرت مولانا طبق عادت مباركش به همۀ اهل مجلس التفات مینمود و از هركس مطابق مقام و شأنش احوال میپرسید. وقتی نوبت به آن مرد تازهوارد رسيد، التفات مولانا مزيد گشت و او هم در پاسخ به سؤال ایشان خيلی دلنشین سخن گفت. هر سخنش آراسته به شعر و ادب بود. آن روز سخنان آن مرد به دلم نشست. كنجكاو شدم و پرسیدم او كيست و اهل كجاست؟ يكي از عزيزان حاضر در مجلس فرمود: «ايشان دكتر سيد عبدالمجيد حیرتسجادی است، دكترای اديان و عرفان دارد و در دانشگاه بلوچستان و دبيرستانهای شهر زاهدان تدريس میکند.»
با دكتر سید عبدالمجید حیرتسجادی دیدار كردم. دیدار ما گرم و صمیمی بود، گويی چندين سال است با هم آشناييم. او را به منزل دعوت كردم و در باب نویسندگی راهنمایی خواستم. امر کرد چیزی بنویسم. بنده رقیمهای دربارۀ «مادر» نگاشتم. خوشحال شد و تشويقم نمود و بعدها در تصحيح چند مقاله یاریام کرد. ارتباط و دوستیام با دکتر سجادی قطع نشد و چند سال بعد ایشان دو كتاب مرا هم ويرايش كرد.
در همين دوران بود که دکتر یکی از آثارش، یعنی كتاب «گلههای يك معلم» را به بنده هدیه كرد. كتاب را با ذوقوشوق خواندم و چنان مجذوبش شدم كه تا تمامش نکردم كتاب ديگری برای مطالعه بهدست نگرفتم.
حقیقت آن است که حكايتها و اشعار نغزی که در این كتاب آمده است، دلوجان از آدمی میرباید. دردها و مشکلاتی را که جناب دکتر سجادی در این کتاب بهعنوان یک معلم دردآشنا بیان میکند تنها به معلمان و کارمندان آموزش و پرورش محدود نیست. او در لابهلای بیان مشکلات معلمان و آموزگاران، از آداب اجتماعی، مشکلات فکری و مسائل متعدد بشری نیز سخن میگوید. گاه میخنداند و گاه میگریاند. گاه پند میدهد و گاه به شگفتی وامیدارد. گاه به گذشته میبرد و گاه نسبت به آینده بیمناک یا امیدوارمان میکند. کتاب او یکی از شاهکارهای قلم است. حقا که نویسندۀ موفق و هنرمند گاه از یک تصویرگر هم گوی سبقت میرباید. در بسیاری از صفحات کتاب «گلههای یک معلم» خواننده در کنار نویسنده قرار میگیرد، منظرهها را میبیند و از دیدن آنها لذت میبرد یا عبرت میگیرد.
شما خوانندگان عزیز پس از خواندن این کتاب ان شاءالله تأثرات و برداشتهای مرا تصدیق خواهید کرد. اجازه دهید در پایان رمز تأثیر شگرف این کتاب بر خواننده را ناگفته نگذارم و به بیان آن بپردازم.
نویسندۀ کتاب سید و مردی از سلالۀ پاک رسول اکرم صلّیاللهعلیهوسلّم است. او فرزند برومند جناب مستطاب سید محمدباقر حیرتسجادی ملقب به «رکن الاسلام» است که به علم و تقوا و شجاعت و نجابت در دیار کردستان شهره بوده است.
5 448
#توصیه_ها
❇️ پنج نکته که پس از رحلت علمای بزرگ باید مورد توجه قرار گیرند
🔹گزیدهای از بیانات و نصایح گرانبهای استاد مفتی محمدقاسم قاسمی در جمع گروهی از علما و طلاب در دارالعلوم زاهدان که دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ ایراد شد:
در روزها و هفتههای اخیر، برخی از علمای شاخص از این جهان فانی کوچ کردهاند. علمای ربانی، محسنِ ما و امتاند؛ سپر بلا و فتنهاند و فکر و ذکر و آرزوهایشان برای ما رحمت است. به تعبیر دکتر سروش که برگرفته از تعابیر مولانا رومی است، برخی «خزاین بزرگ، گنج و مصادیق بخشش بیعلت و بیتوقع خداوندی» هستند؛ بیغرض لطف و خیرخواهی میکنند. وقتی انسانهای صالحی مانند علمای دین که محسن ما و امت هستند از جهان رحلت میکنند، بر ما لازم است چند نکته را مورد توجه قرار دهیم:
۱. برای این بزرگان دعای خیر کنیم، ایصالِ ثواب کنیم. حتی صدقه بدهیم و ثوابش را به علمایی که رحلت کردهاند اهدا کنیم. دعا برای محسنین امت، حق آنان بر گردن ماست. وقتی به دیدار علامه ابوالحسن ندوی رحمهالله رفتم، از اطرافیان شنیدم که میگفتند مولانا ندوی این روزها برای فلان عالم که تازه رحلت کرده، دعا میکنند. ایشان مرتباً برای علما دعای خیر میکردند. این دعا برای خود ما نیز مفید خواهد بود.
۲. در صفات خوب صالحان تأمل کنیم و از صفات و عادات نیک آنان، مانند زهد، تقوا، محبت بیغرض با انسانها، سخاوت و… تأسی کنیم و الگو بگیریم. مولانا دینمحمد رحمهالله بسیار سخاوتمند و مهماننواز بود.
۳. زندگینامههای این بزرگان را بخوانیم و مطالعه کنیم تا بدانیم عوامل شکلدهندهٔ شخصیت آنان چه بوده است؛ مانند صحبت صالحین، زهد و تقوا، یکسویی در فعالیت دینی و… عناصر سازندهٔ این شخصیتهای موفق را بررسی کنیم.
۴. شخصیتهای موجود را دریابیم؛ علمایی را که در قید حیاتند و انسانهای خوب را تحرّی و جستوجو کنیم تا به تعبیر علامه ابوالحسن، نزد آنان برویم و کمبودهای خود را احساس کنیم. ایشان متواضعانه میفرمودند: برای ما همین هم غنیمت است که جایی برویم و کمبودهای خود را احساس کنیم. گاهی انسان شاگردی یا فردی کوچکتر را میبیند و به کمبودهای خود متوجه میشود. مهم این است که تلاش کنیم؛ اینکه نتیجه بگیریم یا نگیریم، سخن دیگری است.
به قول شاعر:
سایهٔ حق بر سر بنده بود
عاقبت جویندهیابنده بود
جستوجویی میکنم، حاصل آید یا نیاید
باری آنچه شرطِ کوشش است، از من بیاید
انسانهای خوب وجود دارند؛ وگرنه، به قول بزرگان، مانند مولانا اشرفعلی تهانوی رحمهالله، خداوند دستور نمیداد: «کونوا مع الصادقین؛ با نیکان همراه باشید.» خداوند ما را به امر محال و خارج از توان، مکلّف نمیگرداند.
۵. خود را دریابیم؛ موت را از یاد نبریم و آمادگی داشته باشیم تا مبادا روزی با ایمانی ناقص، خضوع و یقین کمرنگ و اخلاص ناتمام از دنیا برویم. با کولهبار گناهان رخت سفر نبندیم، بلکه برای کمال تلاش کنیم.
✍🏻تهیه و تنظیم: عبدالحکیم شهبخش
☘☘☘☘☘
https://telegram.me/Qasemqasemi
5 448
▫️موفقیت در این مسیر، نیازمند حکمت، بصیرت، زهد، اخلاص و ابتکار است؛ زیرا مقصود صِرفِ دعوت کردن نیست، بلکه باید دانست در چه زمانی، کجا و چگونه، چه برنامهای لازم است. با تدبر در قرآن و سیره پیامبر میتوان این صفات را کسب کرد.
«آب باران، باغ صد رنگ آورد
ناودان همسایه، در جنگ آورد»
▫️سپس حضرت شیخالاسلام - حفظهالله - در ادامهٔ دیدار با فضلای دارالعلوم به ایراد سخن پرداختند و فرمودند:
▫️هر عملی باید برای کسب رضایت الهی و همراه با مجاهده باشد. و خداوند در مجاهدت، پیروزی میبخشد. خداوند میفرماید: «وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ»(و در راه او جهاد کنید). (مائده:۳۵)
▫️سعادت ما اهل دین، در آسایش و استراحت نیست؛ بلکه در تلاش و تکاپو و همت والاست. و آنچه درهای بسته را میگشاید، همین تلاش است.
▫️پس از مجاهده، نوبت اصلاح درون است. باید با نفس فرعونصفت جنگید؛ چرا که نفس بسیار خطرناک است. پیامبر مهربانیها فرمودند:
«المُجَاهِدُ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ فِی طَاعَةِ اللَّهِ، وَالْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ مَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ»
(مجاهد کسی است که با نفس خود در راه اطاعت خدا جهاد کند، و مهاجر کسی است که آنچه خدا نهی کرده، ترک کند.)
این حدیث نشان میدهد که رسول خدا به حقیقت و باطن امور میپرداخت، نه ظواهر و تکلفها.
«نفس ما کمتر از فرعون نیست/ لکن او را عون و ما را عون نیست»
▫️با بیداری دل، نفس سرکوب میشود و در انسان، فروتنی و تواضع پدید میآید. با نماز، روزه و دیگر اعمال نیک میتوان نفس را کنترل و تربیت کرد. جهاد اکبر، همان جهاد با نفس اماره به سوء است و قطعاً با این جهاد میتوان نفس را رام کرد. و بزرگترین فاتح هم، کسی است که بر نفس خویش چیره شود.
▫️خداوند این اعمال متعدد را در اسلام قرار داده تا انسان ساخته و به وارستگی برسد. و در هر عمل، تنوعی ویژه نهاده شده است و روشن میشود که در مسیر دین، تنها کسی موفق است که از همه این تنوعات بهره گیرد. از سیره رسول اکرم نیز درمییابیم که ایشان به تمام اعمال توجه داشت و تنها به یک عمل اکتفا نمیکرد. لذا با انجام همه اعمال، تغییر و تحول حاصل میشود.
▫️دعا و تضرع، بهترین عبادت و مغز عبادات است؛ عبادتی که پروردگار آن را میپسندد. از اینرو سعی شود به این عبادت زیبا اهمیت داده شود.
▫️بکوشیم سیرهٔ پیامبر در زندگیمان جاری شود و خود را به فطرت انسانی نزدیک کنیم؛ چرا که سیرهٔ زیبای آنحضرت، عین فطرت است. مولانا عبدالعزیز - رحمهالله - میگفت: من در تمام زندگی از مسواک چوبی و سرمه استفاده کردم و هیچگاه از مسواک صنعتی بهره نبردم؛ به همین دلیل تا آخر عمر، دندانهای ایشان سالم و درخشان و بینایی چشمانش نیز قوی بود. امروز زندگی ما از سنت و فطرت فاصله گرفته و نتیجهاش بیماریهای متعدد و نگرانیهای بیش از حد است.
▫️باید بر دو امر بسیار تلاش کرد: نخست، نشر علم با تلاش واقعی و برنامهریزی درست؛ و دوم، داعی بودن و دعوت جامعه به سوی حق و اصلاح خود و جامعه.
▫️کشت خشخاش و رویآوردن جامعه - بهویژه نوجوانان - به خشخاش و شغل سوختبری، از آفتهای بزرگ جامعه است، و این موضوع، آیندهٔ جامعه ما را تهدید میکند. همچنین در جامعه کنونی، بیدینی در میان مردان و زنان در حال گسترش است که امری خطرناک است و لازم است برای اصلاح جامعه گامی جدی برداشت و کوشید.
▫️خداوند کسانی را که تلاش میکنند و تکاپو دارند، قطعاً یاری میکند، و نصرتش را شامل حالشان میسازد، راههای بسته را برایشان میگشاید و مسیر را هموار مینماید.
▫️فضای مجازی امروز بیداد میکند و بسیاری از علمای جوان میتوانند در این فضا فعالیتهای مثبت و تأثیرگذاری داشته باشند. لذا میطلبد از این فضا، برای فعالیتهای دینی و فرهنگی استفاده کرد.
☘☘☘☘☘
https://telegram.me/Qasemqasemi
5 448
#بهـقلمـشاگردان
❇️ فرازهای از سخنان استاد مفتی محمدقاسم قاسمی در جلسهٔ دیدار با فضلا و فیضیافتگان دارالعلوم زاهدان در ایرانشهر، بمپور، فنوج، بزمان و دلگان
✍ مولوی زبیر حسینزئی
در روز دوم دیماه ۱۴۰۴، به لطف خداوند، توفیق یافتم در محضر حضرت شیخالاسلام و استاد مفتی محمد قاسم قاسمی - حفظهماالله - حاضر شوم. با شنیدن سخنان ناب ایشان، قلبم تکانی خورد و به خود آمدم. واقعاً در مجالس و همراهی بزرگان دین میتوان درسهای زندگیساز آموخت و دگرگون شد. نکات نغزی از بیانات ایشان را یادداشت کردم تا راهنمای راه زندگیمان باشد.
▫️استاد قاسمی - حفظهالله - در دیدار با فضلا و فیضیافتگان دارالعلوم زاهدان در ایرانشهر، بمپور، فنوج، بزمان و دلگان فرمودند:
▫️خداوند در کلام خود میفرماید:
«اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ» (خداوند از میان فرشتگان و مردم، رسولان را برمیگزیند).(حج:۷۵)
▫️این از نشانهها و قدرت الهی است که هر کس را بخواهد برمیگزیند. همانگونه که بر فراز کوه، درختی میرویاند و انسان در شگفت میماند که این درخت از کجا و چگونه آبیاری شده و زنده مانده است.
▫️خداوند چنان تواناست که در زمانهٔ ما، علامه عبدالعزیز رحمهالله را از دل کوهها بیرون آورد و به مکه برد و سپس از مکه به بلوچستان - زاهدان - فرستاد که ثمره آن، تأسیس دارالعلوم زاهدان شد.
▫️برای قدردانی از نعمتهای بیکران الهی، نیاز به «شعور نعمت»، «شناخت نعمت» و «شکر نعمت» است. به همین سبب خدای متعال میفرماید:
«وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِینَ» (و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،قطعاً از زیانکاران بودید). (بقره: ۶۴)
▫️امام ندوی رحمهالله میگوید: با انسانهایی بنشینید تا به ضعفها و کاستیهای خود پی ببرید. مولانا دینمحمد درکانی - رحمهالله - که به تازگی از دستش دادیم، از همین شخصیتها بود. اکنون نمیدانیم با چه کسی و در کنار چه کسی بنشینیم تا به نقصهای خود آگاه شویم. بیتردید، رفتن چنین بزرگانی، برای امت اسلام نوعی ابتلا و آزمایش است.
«ای دریغا اشک من دریا بدی/ تا نثار دل بر زیبا بدی»
▫️علم، جایگاهی بس بلند دارد. دانشمندان دین، پاسداران کیان اسلامند. امام ندوی در کتاب «رجال الفکر و الدعوه» مینویسد: برای جهانیان جای شگفتی است، دین اسلام چگونه با وجود طوفانهای سهمگین باقی مانده و نابود نشده است؟ در حالی که مذاهب و ادیان دیگر در برابر کوچکترین طوفانها از هم پاشیدهاند.
ایشان در پاسخ مینویسد: نخست آنکه اسلام خود، نسخه جهانی و ابدی و سعادت بشر و دینی والاست؛ چنانکه پیامبر مهربانیها فرمودند: «الإسلامُ یَعْلُو وَلَا یُعْلَى عَلَیْهِ» (اسلام برتر است و بر آن برتریجویی نمیشود).
دوم آنکه در هر عصر و زمانی، خداوند انسانهای مجدد و شایستهای را برمیگزیند تا پرچم دینش را برافرازند از آن پاسداری کنند.
▫️علمای سلف نیز از جمله کسانی بودند که از دین الهی پاسداری کردند. بهعنوان نمونه، سید شاه عطاءالله بخاری - رحمهالله - روزهای زندانش بیش از روزهای آزادیش بود. او در آن دوران با تمام توان در برابر فتنه قادیانیها ایستاد و از حریم دین دفاع کرد.
▫️در این مسیر، داشتن نیتهای خالص، ضروری است. نیتهای نیکو داشته باشیم تا ببینیم خداوند چگونه آنها را میپذیرد. به نیت همسر عمران بنگرید:
«إِذْقَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»
([یاد کن] هنگامی را که همسر عمران گفت: پروردگارا، من آنچه در رحم دارم، برای تو نذر کردم تا [نوزادم] آزاد [و مخلص] برای تو باشد؛ پس از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی).
(آلعمران:۳۵)
نتیجه این نیت چنین شد:
«فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ»
(پس پروردگارش او را به خوبی پذیرفت).(آلعمران: ۳۷)
و ثمرهٔ این نیت، حضرت مریم و سپس حضرت عیسی و یحیی شد.
لذا هر استعداد و کمالی که در وجود ماست، باید با نیت خالص در راه اسلام وقف شود. از پروردگار بخواهیم: پروردگارا! مقتضای زمان چیست؟ جامعه به چه خدمتی نیاز دارد؟ آن استعداد را به ما بیاموز و زمینهاش را فراهم کن.
«میستاند قطرهای چند ز اشک میدهد کوثر که آرد قند رشک»
▫️میگویند دوران کودکی امام ندوی عجیب بود. مادرش با تمام وجود دست به دعا برمیداشت و گریه میکرد تا نبوغ فرزندش در راه اسلام رشد کند و مقبول درگاه حق شود. اطرافیان به او میگفتند: چرا اینقدر دعا میکنی؟ مگر انتظار داری پیامبر شود؟ پاسخ میداد: دوست دارم فرزندم به صفات صحابه آراسته شود.
5 448
استاد فرمود: این سخن درباره دهات قدیم بوده که در آنها علم و دانش نبوده است. شما اینجا را آباد کردهاید. روستای شورشادی مصداق سخن مولانا نیست. هرچند من عادتی دارم که اسامی را تغییر میدهد. اگر به من بود اسم روستای شما را "دینآباد" میگذاشتم.» دکتر نصیر احمد سیدزاده این نامگذاری را تأیید کرد و گفت: «در این نام آرایه ایهام وجود دارد. روستایی که با دین آباد شده / روستایی که دینمحمد سبب آبادیاش شده.
استاد قاسمی در آغاز و پایان این دیدار پر خیر و برکت، دعای «نسئل الله العظیم رب العرش العظیم أن یشفیک» را زمزمه کرد. در پایان هم برای فرزندشان، حافظ محمد، و «جمیع مقاصد حسنه» از مولانا دینمحمد طلب دعا کرد.
نماز مغرب را در دوراهی کورین به امامت استاد قاسمی خواندیم. بعد از نماز مردی پیش استاد آمد و گفت: «من یارمحمد هستم، داماد رفیق شما، مرحوم نظر.» استاد تا او را شناخت، به گرمی از او استقبال کرد و حال فرزندان نظرمحمد و همسرش را پرسید و برایشان سلام فرستاد. دریافتیم که مرحوم نظرمحمد میربلوچزهی اولین معلم ایشان بوده است. همان مردی که در نوبندیان تا کلاس ششم معلم استاد بوده است. ایشان همواره از معلم خود به نیکی و احترام یاد میکند.
۵۰ کیلومتری شهر بنزین تمام کردیم؛ اما لطف خدا شامل حال بود که اصلاً معطل نشدیم. بلافاصله بنده خدایی توقف کرد و چهار لیتر بنزین به ما داد. ماشین ما زمانی بر اثر بیبنزینی متوقف شد که دکتر نصیراحمد سیدزاده مشغول بیان بعد از مغرب بود و نکتهها میگفت. در سفرها ما نیت تشکیل میکنیم و استاد از ما میخواهد تمام اعمال مربوط به تشکیل در جماعت را انجام دهیم. پس از بیان مولانا دکتر سیدزاده، استاد دعا کرد و پس از آن در نزدیکی شهر خاطرهای از مولانا دینمحمد بیان کرد: «وقتی برای اولین بار عازم سفر حج تمتع بودم، مولانا دینمحمد شعری از یک شاعر عرب نوشت و به من داد تا در کنار روضه مبارک بخوانم و من خواندم.»
در ادامه استاد مثل همیشه از همراهان خواست دربارهٔ این سفر کوتاه نظرشان را بیان کنند. استاد از حسامالدین هم خواست که نظرش را بیان کند؛ چه سود که او خواب بود.
وارد شهر که شدیم، استاد ابیاتی از مولانا را با آواز میخواند. دکتر نصیر احمد سیدزاده هم میخواند. فضای دلنشینی ایجاد شده بود.»
✍ یعقوب شهبخش
https://telegram.me/Qasemqasemi
