en
Feedback
کانالِ شعر کوتاه ِ عاشقانه

کانالِ شعر کوتاه ِ عاشقانه

Open in Telegram
6 398
Subscribers
-824 hours
-607 days
-28130 days
Posts Archive
سبز می پوشی کویر لوت جنگل می شود عاقبت جغرافیا را هم تو عاشق می کنی @mirahma

ای شیخ! حرف حق چه پسندت شود چه نه موی مرا و دین تو را باد برده است @mirahma

‌ نشسته پشت دو پلکم ، هزار اقیانوس رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم @mirahma

ما رقص را از تفنگ و صلح را از جنگ دوست تر داریم دیگران       اگر امانمان بدهند... @mirahma

ما رقص را از تفنگ و صلح را از جنگ دوست تر داریم دیگران       اگر امانمان بدهند... @takbeytinab

قوّتی داد به فرهاد و به مجنون ضعفی هرکه را عشق، ز راهی به سر دار بَرَد حزین_لاهیجی @mirahma

زور خر می خواهد وجانِ سگ و تابِ شتر عاشقی را اشتباهی بار آدم کرده اند... احمد_جم @mirahma

به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید که می‌رویم به داغ بلندبالایی حافظ @mirahma

دیگران در تب و تاب شب عیدند ولی مثل یک سال گذشته به تو مشغولم من ... @mirahma

سبز می پوشی کویر لوت جنگل می شود عاقبت جغرافیا را هم تو عاشق می کنی @mirahma

صبر ایوب مثالیست که مـــا صبر کنیم ورنه آن زجر که من دیده ام ایوب ندیـد @mirahma

عشقِ یوسف چه ستم ها به زلیخا که نکرد ماهرو، سنگدل است گرچه پیمبر باشد @mirahma

مادرت فهمید اگر بوسیدمت فورا بگو در "احادیث" آمده همسایه را "اکرام" کن... @mirahma

من درختی کلاغ بر دوشم، خبرم درد می‌کند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است، تبرم درد می‌کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم، اثرم درد می‌کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم، در قماری که هر دو می‌بازیم پسرم روی دستم افتاده، سپرم درد می‌کند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم، بوی گندم گرفته دنیا را بس‌که حوا، هوایی اش کرده، پدرم درد می‌کند بدجور هرچه کوه بزرگ می‌بینی، همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز، کمرم درد می‌کند بدجور تو فقط صبر می‌کنی تجویز، من فقط صبر می‌کنم یکریز بس که دندان گذاشتم رویش، جگرم درد می‌کند بدجور بستری کن مرا در آغوشت، با دو نخ شعر و این هوا باران مرغ عشقی بدون همزادم، که پرم درد می‌کند بد جور برسان قرص بوسه ـ اورژانسی ـ قرص یک ور سفید و یک ور سرخ برسان نشئه‌ای ز لب‌هایت، که سرم درد می‌کند بدجور @mirahma

دل داشتیم، دادیم؛ جان بود، عرض کردیم چیزی که یار خواهد، صبر است و ما نداریم @mirahma

آغوشِ تو برای زمستان من بس است من زیرِ بار هیچ بهاری نمی روم ... @mirahma

مگر تاریخِ مرگم را «دو چشمانِ تو» می داند که از حالا برایم این چنین مشکی به تن کرده! @ mirahma

تا حواسِ همه ی شهر به برف است بیا گرم کن این بغلِ سردِ زمستانی را ... @mirahma

هر کجا نیست کسی، آنطرفِ میز، منم خسته و غم‌زده با خویش گلاویز، منم هر چه افتاده کناری و نفهمیده کسی هیچ‌کس هم پیِ آن نیست، همان چیز منم خسته، خلقی پیِ ما میل ترحّم دارند شوم، شوریده، حزین، گریه‌ی یکریز منم ... هر که در من وطنی داشته، شد خانه خراب شهر ویران شده از غارت چنگیز منم به تنِ سردِ من اینگونه که داغِ تو نشست شاهِ قاجار تو، مشروطه‌ی تبریز منم ... اول قصّه‌ی سهراب، خوشایند، تویی... آخر قصّه ولی، تلخ و غم انگیز منم ... دل و دین، هوش و هوس،هر چه که بردی بشمر به خیال چه نشستی؟ ته پاییز منم ... بعد یک عمر اگر حالِ مرا میپرسی خنده‌ی زورکیِ از گله لبریز، منم @mirahma

خط نستعلیق مبهوت کش و قوس تنت قوطی عطاری است هر دکمه از پیراهنت هفت شهر عشق را عطار میگردد چرا؟ وقتی از قونیه تا بلخ است چاک دامنت آمدی جانم به قربانت کمی دیر آمدی مولوی را منزوی کردی تو بعد رفتنت دور کن از صحنه جرم آن لب قتاله را تا خدا ناکرده قتل من نیفتد گردنت در جواب دوستت دارم خدا لعنت کند هر که یادت داده این ممنون و مرسی گفتنت... @mirahma

کانالِ شعر کوتاه ِ عاشقانه - Statistics & analytics of Telegram channel @mirahma