|مَتی🖤جآنآ|
Open in Telegram
آدمارو تو رابطهها نمیشه بزورنگه داشت اونوقت انتظار دارید مابزور تو کانال نگهتون داریم؟:) متن.عکس.فیلم.آهنگ واسه شخص من نفرستید که تو کانال بذارم لطفا که شرمندتون نشیم:) شهرِ نمدارِ من
Show more8 915
Subscribers
-224 hours
-227 days
-5430 days
Posts Archive
8 916
من فقط یکبار زندگی میکنم و فکر میکنی آن را هدر میدهم تا به تو ثابت کنم آدم خوبی هستم؟ خیر! من شیطانم، دور بمان.
8 916
عزیز من، فکر به اینکه چه بود، چه میتوانست شود و چه شد، نبردی دائمی و خونین است. امید دارم که از این نبرد زنده بیرون آیی.
8 916
بعضی وقتا با خودم میگم حالا واقعا لازم بود یه سری رنجها رو تحمل کنم؟ نه از من آدم قویتری ساخت و نه من رو تغییر داد، صرفا خستهتر و فرسودهتر شدم.
8 916
من دوام آوردم.
باز هم دوام میآورم.
ولی دلم میخواست معنی زندگیام
چیزی بیشتر از دوام آوردن باشد.
8 916
بزرگسالی هم مسأله ی عجیبیه. مثلا داشتم پیاز خورد میکردم و چشمم میسوخت و میخواست اشکم در بیاد که با خودم گفتم چرا از همین فرصت استفاده نکنم و یکم گریه نکنم که دلم وا بشه؟ این شد که همونو گریه کردم و بعد فلفل دلمهمو خورد کردم
8 916
بزرگسالی به آدم «پذیرش» رو یاد میده. اینطور که مثلاً میبینی تو این بازهی زمانی سخت، هیچکسو کنارت نداری ولی مثل قبلترها، خون گریه نمیکنی واسه این تنها بودنه. پذیرفتهای که زندگی و سطح روابط همینه که هست، و خودت پا میشی خودتو نجات میدی.
8 916
واقعا ممنونم که آپشنی به عنوان خواب وجود داره. چشاتو میبندی. نه میبینی. نه میشنوی. نه حرف میزنی. راحت.
8 916
زن بودن واقعا چیز عجیبیه.
شما یا پریودی، یا پیاماسی، یا تخمکگذاریته، یا یکی از مردهای زندگیت گند زده تو اعصابت.
8 916
نمیدونم چجوری بگم ولی من اون حس علاقمو از دست دادم، اون حس تمایل، اون حس اشتیاق، اون حس که به یچیزی کشش داری…
8 916
انقد از لحاظ احساسی خاموشم که انگار واقعا توی وجود من یه چیزی خراب شده. یا شایدم کلا خراب شدم.
8 916
آدم میتواند بلند بخندد، از امید و روزهای بهتر سخن بگوید و با اینحال از درون ویران باشد.
8 916
یه فرقی هست بین دونستن با دیدن
یعنی اینکه تو یه چیزیو کاملا میدونی و پذیرفتیش
بعد ولی وقتی با واقعیت رو به رو میشی
میبینی
و علنا بهت ثابت میشه
تازه میفهمی نه هنوز نپذیرفتی، در حقیقت هیچوقت نپذیرفتی، فقط باهاش رو به رو نشده بودی
8 916
افسرده بود.
سالها رفت تراپی.
و حالا؛
خیلی دقیق و علمی میدونه که چرا حالش اینقدر خرابه.
همین!
8 916
بزرگسالی اینجوریه که ...
ی روزایی ظاهرا داری کار میکنی ، ورزش میکنی ، آشپزی میکنی، خونه تمیز میکنی، ظرف میشوری یا میرقصی
ولی در واقع داری تلاش میکنی از فروپاشی روانی جلوگیری کنی ... :))
8 916
یه مرحلهم هست به اسم سر شدگی
یعنی نه ناراحت میشی،
نه بحث میکنی،
نه گله و شکایت میکنی،
نه برات اهمیت داره دیگه،
فقط انگار بدون سروصدا یه گوشهای برای خودت پیدا میکنی و از همونجا میری…
8 916
دارم به خودم یاد میدم
وقتی فهمیدم کجای زندگی ادما وایسادم دیگه نقش پررنگ تری بازی نکنم؛
فرقی هم نمیکنه اونا چقدر برام عزیزن،
دارم یاد میگیرم که گاهی وقتا تو برای بقیه اونقد ارزش نداری که اونا برای تو دارن
و اشکالی هم نداره.
