en
Feedback
گمشده در باد

گمشده در باد

Open in Telegram

شعرهایی برای ماندن...

Show more
495
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
دیروز حزین از می وصلش دل و جان سوخت امروز ز محرومی دیدار خرابم [حزین لاهیجی]

بی‌مهر رخت روز مرا نور نماندست وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست [حافظ]

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت خون از رخم بشوی، که تیر از پرم گذشت [فریدون مشیری]

Repost from خوشه‌گاه
دل از جفای که نالد؟ شکایت از که کند؟ به شهرِ طفلان افتاده مرغِ بی پَرِ ما دگر چه بخیه؟ چه مرهم؟ ز هر دو کار گذشت که زخم هم‌چو قفس گشت جزوِ پیکرِ ما (ابوطالب #کلیم_همدانی. دیوان. «غزلیات». مقدمه، تصحیح و تعلیقات از #محمد_قهرمان. مشهد: آستانِ قدسِ رضوی. ١٣٧۵. چاپِ ٢. صفحه‌ی ٢٣١.) خوشه‌گاه

از همان جا که رسد درد همان جاست دوا... [مولانا]

چگونه می‌طلبی هوشیاری از من سرمست که رفته‌ایم ز خود پیش چشم هوش‌ربایت [حسین منزوی]

تابستان سپری شد و کتیبه‌ی یادبودی بر جای نگذاشت خورشید کماکان گرم بود اما این نیز کافی نبود حقایق را توان تحقق بود چونان کرک نرم گیسوانت محصور شده در کف دستانم اما این نیز کافی نبود اهریمنی از بین نرفت اما در آینده‌ای نیک انجام جهان در شور می‌درخشید ما این نیز کافی نبود زندگانی جاودان پنهان بود و این مرا به خنده وامی‌داشت و من سرمست خوش اقبالی بودم اما این نیز کافی نبود برگی هرگز پژمرده نشد شاخه‌ای هرگز نشکست و روز، چون آینه‌ای درخشانشان می‌نمود اما این نیز کافی نبود [آندری تارکوفسکی - فیلم استاکر]

گمان می‌رود به همین شیب که از کنار خانه تا فراز تپه و آن چند درخت می‌رود. چه نزدیکند! من هیچ نمی‌گویم. من هیچ نمی‌گویم.ــ تنها، فشار ملایمی که مشت تو می‌آرد برین خوشه‌ی زرین تلالوی تاریک.ــ و این که با یک نگاه گاه چشم اندازْ کامل است. تنها توان کشیدن نفسی بلند در فضای سفید ــ و خُفتن در تمامی‌ی آنچه به یاد می‌آید از دیروز، پس از رگبار... [بیژن الهی]

درازنای شب از چشم دردمندان پرس عزیز من که شبی یا هزار سال است این [سعدی]

چنان به دام عزیز تو بسته است دلم که خود نه پای گریزش بود نه میل گریز [حسین منزوی]

بر آستان تو دل پایمال صد دردست ببین که دست غمت بر سرم چه آوردست [ه.الف سایه]

کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت [حافظ]

گر دست رسد در سر زلفین تو بازم چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم [حافظ]

عشق در دل ماند و یار از دست رفت [سعدی]

دست‌ها ۳/۳
دست‌ها ۳/۳

دست‌ها ۲/۳
دست‌ها ۲/۳

20230804_002402.jpg0.19 KB

دست‌ها ۱/۳
دست‌ها ۱/۳

در ستایش دست‌ها...

به تماشای تو از خویش برون تاختم، اما زودم از دیده چنان شادی ایام گذشتی! [حسین منزوی]