Empty Echo
Open in Telegram
3 943
Subscribers
-224 hours
+57 days
+9030 days
Posts Archive
3 943
Band : #Hallatar
Country : #Finland
Genre :
#Doom_Death_Metal
#Dark_Metal
Album : No Stars Upon The Bridge(2017)
3 943
اما اون شعری رو که برای یسنین نوشته بود اینجا به صورت خلاصه با ترجمه شهاب آتشکار میارم، چون طولانی هست:
"... نه یسنین،
تمسخري در کار نیست.
گلویم نه سراي قهقهه -
که صخره زار غم است.
می بینم -
بر مچ هاي بریده تو،
تنت چون کیسه اي آونگ تاب می خورد.
- دست نگهدار!
بس کن!
ابلهانه نیست؟
می گذاري
بر آن گونه هاي گلگون
خاك مرده بنشیند؟
تو می توانستی با کلمات چنان کنی،
که کس دیگر بر عرصه خاك نتوانست..."
🖊 Angrboa_s
3 943
بعد از یک سال از این خودکشی، جناب مایاکوفسکی به دستور دولت روسیه میاد یک شعر برای مقابله با آثار منفی خودکشی یسنین مینویسه. اما جالبش اینه که 4 سال بعد خود مایاکوفسکی هم خودکشی میکنه و قبل مرگش روی کاغذ مینویسه:
«برای همه... میمیرم...».
3 943
یسنین و مایاکوفسکی دو شاعر روس بودند.
یسنین در سن سی سالگی رگ دستش رو میزنه و با خونش آخرین شعرش رو مینویسه و در آخر خودش را حلق آویز میکنه:
" بدرود دوست من
بی آن که دستها را بفشاریم و حرفی بزنیم...
غمگین مباش
خم به ابرو نیاور
دراین زندگی، مردن چندان تازگی ندارد
و زیستن نیز دیگر چیز تازه ایی نیست... "
3 943
Adagio in G Minor for Strings and organ by #Pachelbel_Orchestra
Composer : #Tomaso_Giovanni_Albinoni (1671–1751)
Country : #Italy
Genre : #Classic #Neo_Baroque (18th-century)
3 943
بارم سنگین شده و شمع تولد سی سالگیم توی چمدان جا نمیشود. اندکی مانده تا شرحه شرحه شدن در آن آغوشِ آخر جلوی زندان.
خانوادهام از هم گسیختهاند. خواهرم تماسش را قطع کرده که پشت خط نزند زیر گریه.
خودم هم طاقت صدای دوقلوها را پشت تلفن ندارم وقتی که کودکانه میپرسند خاله کی میای؟ و باید بگویم دارم میروم خاله و دیگر نمیآیم و نمیگویم و همین راهِ حلقم را میبندد و خفهام میکند. اندکی مانده تا همه چیز را رها کنم،
#سپیده_رشنو
3 943
قریب به یک ماه است دارم از آدمها، مزهها، کلمهها، چهرهها، لبخندها و موسیقیها توی ذهنم چمدان میبندم. تعداد چمدانهای توی مغزم خیلی زیاد شده. بارم سنگین است. چهرهٔ سرخ و از اشک داغ شدهی مادرم را از چمدانم میاندازم بیرون و آن لپهاش که گل میاندازد و ماچ کردن دارد را داخل چمدان میگذارم.
3 943
• میگویم چند تا ساک دستی میخواهم. میگوید خیلی بزرگ میخوای؟ میگویم بله... اینقدر که خانواده و رفیقها و خونهام توش جا بشن. میخندد. میگوید مگه کجا میخوای بری؟ میگویم زندان میگوید مگه چیکار کردی؟ میگویم: ...
میگوید چند سال؟ میگویم تقریباً چهار سال.
مایعِ داغی توی چشمهام جمع میشود و مردِ روبرو را هی کمرنگتر و تارتر میکند.
#سپیده_رشنو
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
