👓 صادق هدايت 📝
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
3 407
Subscribers
+124 hours
+117 days
+3430 days
Posts Archive
3 407
ما اگر یک روز کار نکنیم، باید سر بی شام زمین بگذاریم. اون ها اگر یک شب تفریح نکنند، دنیا را به هم میزنند.
فردا
صادق هدایت
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
چون آرتیست بیشتر از سایر مردم درد می کشد و همین یکجور ناخوشی است، آدم طبیعی، آدم سالم باید خوب بخورد، خوب بنوشد و خوب عشق ورزی بکند. خواندن، نوشتن و فکر کردن همه اینها بدبختی است، نکبت می آورد.
س.گ.ل.ل
صادق هدایت
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
چون آرتیست بیشتر از سایر مردم درد می کشد و همین یکجور ناخوشی است، آدم طبیعی، آدم سالم باید خوب بخورد، خوب بنوشد و خوب عشق ورزی بکند. خواندن، نوشتن و فکر کردن همه اینها بدبختی است، نکبت می آورد.
س.گ.ل.ل
صادق هدایت
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است
بی زمزمه نای عراقی هیچ است
هرچند در احوال جهان مینگرم
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است
ترانههای خیام
صادق هدایت
سال نو مبارک
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
یک روز غروب که سرمان به بازی گرم بود، دو نفر کاراگاه وارد شدند و طبق رسم آن زمان، از تمام مشتریان ورقهی هویت خواستند. ما سه نفر محصل، مقیم پاریس بودیم و برگ اقامت خودمان را که روی آن قید شده بود "محصل" ارائه دادیم. - هدایت گذرنامه اش را از جیب در آورد. کاراگاه آنرا به دقت بررسی کرد و شغلش را پرسید.
صورت هدایت سرخ شد، مدتی به صورت ما سه نفر نگاه کرد و بعد مثل کسی که گناهی را مرتکب شده باشد زیر لب گفت :
écrivain [نویسنده] -
وقتی از ذکاء و هاکوبیان جدا شدیم علت شرمندگیش را پرسیدم. جواب داد :
- من برای خودم نویسنده ام، وگرنه در باشبورتم قید شده بود...
صادق هدایت
نقل از مصطفى فرزانه
آشنایی با صادق هدایت
م.ف.فرزانه
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
شب آخری که مثل هر شب بگردش رفتم هوا گرفته و بارانی بود و مه غلیظی در اطراف پیچیده بود - در هوای بارانی که از زنندگی رنگها و بی حیائی خطوط اشیاء میکاهد من یکنوع آزادی و راحتی حس میکردم و مثل این بود که باران افکار تاریک مرا میشست
بوف کور
هوا دوباره ابر و باران خفیفی شروع شده بود ، از اطاقم بیرون رفتم تا شاید کسی را پیدا بکنم که چمدان را همراه من بیاورد.
بوف کور
نزدیک غروب بود ، نم نم باران میامد ، من بی اراده رد چرخ کالسکه نعش کش را گرفتم و راه افتادم.
بوف کور
از پشت ابر ستاره ها مثل حدقه چشمهای براقی که از میان خون دلمه شده سیاه بیرون آمده باشد روی زمین را نگاه میکردند.
بوف کور
روی آسمان را ابرهای زرد غلیظ مرگ آلود گرفته بود بطوریکه روی همه شهر سنگینی میکرد - یک هوای وحشتناک و پر از کیف بود
بوف کور
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
من میترسم از پنجرهی اطاقم به بیرون نگاه بکنم، در آینه بخودم نگاه بکنم، چون همهجا سایههای مضاعف خودم را میبینم - اما برای اینکه بتوانم زندگی خودم را برای سایهی خمیدهام شرح بدهم باید یک حکایت نقل بکنم - اوه، چقدر حکایتهائی راجع به ایام طفولیت، راجع به عشق، جماع، عروسی و مرگ وجود دارد و هیچکدام حقیقت ندارند - من از قصهها و عبارتپردازی خسته شدهام.
بوف کور
صادق هدایت
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
این رمان شاهکار ادبیات تخیلی قرن بیستم است.
بی شک لازم است یاد آوری شود که کتابهای
Illuminations[ اشراق ها اثر آرتور رمبو ]
و
Chants de maldoror
[سروده های مالدورور اثر لوتره آمون]
و شاهکارهای ادبی قرن نوزدهم از قبیل
Fleur du mal
[ گلهای رنج (یا بدی یا شر) اثر بودلر]
(اگر آثار ویکتور هوگو را کنار بگذاریم ) نمونه های برجسته ای است از آنچه آرتور رمبو در هم ریختگی همه مدرکات می نامید ، بوف کور از زمرهٔ این شاهکارهاست.
فیلیپ سوپو
عکس :
از راست فیلیپ سوپو ، جیمز جویس ۱۹۳۱
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
عرض ادب. اگر انرژی مانده باشد فعالیت را در کانال هدایت دوباره شروع میکنم.
البته کانالهای زیادی هم هستند که اکثریتشان مرجع متنهایشان همین کانال است. و از همین کانال کپی میکنند.
3 407
نه، ترس از مرگ گریبان مرا ول نمیکرد - کسانیکه درد نکشیدهاند این کلمات را نمیفهمند - بقدری حس زندگی در من زیاد شده بود که کوچکترین لحظه خوشی جبران ساعتهای دراز خفقان و اضطراب را میکرد.
بوف کور
صادق هدایت
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
آسمان زندگیات همیشه صاف و روشن و لبخند شیرینت پیوسته شاد باشد و به خاطر آن یک لحظه شادی و سعادتی که به دلی دیگر، دلی تنها اما حق شناس دادی، تا ابد سعادتمند باشی!
خدای مهربان! یک لحظه شادی! آیا برای تمام عمر کافی نیست؟
شبهای سفید
داستایوفسکی
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
تسلیت عرض میکنم تاسوعا و عاشورای حسینی را خدمت دوستداران ایشان.
به رسم ادب و احترام به تمامی شهدای کشورم، امشب یادی میکنم از سردار حاج قاسم سلیمانی.
3 407
مثل یک جانور درنده و گرسنه به او حمله کردم و در ته دلم از او اکراه داشتم، به نظرم میآمد که حس عشق و کینه با هم توام بود. تن مهتابی و خنک او، تن زنم مانند مارناگ که دور شکار خودش میپیچد از هم باز شد و مرا میان خودش محبوس کرد. عطر سینهاش مست کننده بود. گوشت بازویش که دور گردنم پیچید گرمای لطیفی داشت، در این لحظه آرزو میکردم که زندگیم قطع بشود، چون در این دقیقه همهی کینه و بُغضی که نسبت به او داشتم از بین رفت و سعی می کردم که جلو گریهی خودم را بگیرم.
بوف کور
صادق هدایت
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
پاتریا او موئرته! یا مرگ یا وطن !
با همهی شور انقلابیام تو را در آغوش میکشم.
چه
چه گوارا
نامه خداحافظی با فیدل
@sadegh_hedayat_foundation
3 407
در پاسخ به حملات بیرحمانهی ایالات متحده به ویتنام و کنگو باید برای آن کشورهای برادر وسایل و ادوات دفاعی مناسب را تدارک دید و بدون هیچ شرط و شروطی حمایت کامل خود را از آنها اعلام میکنیم.
ــ
آمريکايی ها ادعا می کنند سازمان ملل بايد قلمرو ما را بازرسی نمايد، ما اين را قاطعانه رد کرده ايم و رد خواهيم کرد، زيرا کوبا حق ايالات متحده و يا هيچکس ديگری در جهان نمیداند که بخواهد تعيين کند کوبا چه نوع سلاحهايی را در داخل مرزهای خود ممکن است نگهدارد.
ـــ
دلم نمیخواهد حرفهایم را با این جمله مشهور تمام کنم که کوبا تنها کشور در امریکای لاتین نیست، غیر از ما هم هستند، فقط میخواهم بگویم تنها کشوری از آن قاره است که حالا در حضور شما حرف میزند. مردم سایر کشورهای دیگر از جان خود میگذرند که مثل ما به حقوق خود دست یابند. زمانیکه از اینجا و از همه گردهمآییهایی که در جهان برگزار میشود به مردم قهرمان ویتنام، لائوس، گینه به اصطلاح پرتغال، آفریقای جنوبی یا #فلسطین و همه مردم مبارزی که برای حق خود مبارزه میکنند درود میفرستیم، باید دست دوستی و ندای حمایت خود را بلند کنیم و به برادرانمان برسانیم که در #ونزوئلا ، گواتمالا و کلمبیا سلاح در دست در مقابل امپریالیسم "نه" میگویند.
چه گوارا
بخشی از سخنرانی چه گوارا در کنفرانس آسیایی - آفریقایی
@sadegh_hedayat_foundation
