en
Feedback
حسین قاسمی

حسین قاسمی

Open in Telegram
4 174
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2930 days
Posts Archive
۱- در حالت طبیعی سیستم ایمنی بدن وظیفه دارد تا از بدن در برابر مهاجمین خارجی، مثل ویروس‌ها، محافظت کند. یعنی با ورود هر گونه نیروی خارجی سلول‌های دفاعی آماده می‌شوند تا با آن مبارزه کنند. بگذارید اینطور بگوییم که بدن تفاوت بین سلول‌های مفید خودی و مهاجمین را تشخیص می‌دهد. اما در بدن فرد مبتلا به اختلال خود ایمنی همه چیز فرق دارد و بدن او به اشتباه بخشی را به عنوان یک مهاجم غیرخودی شناسایی می‌کند. بنابراین آماده مبارزه با سلول‌های سالم خود می‌شود. شدت و میزان این مبارزه نیز به نوع بیماری بستگی دارد و ممکن است که تنها یک عضو درگیر شود یا اینکه تمام بدن گرفتار این اشتباه شوند. ۲- بخشی از سیستم ایمنی کشور هم که باید در مقابل ویروس ها از کشور و نظام محافظت کنند و در مقابل دشمن بایستند، خودشان به بخش هایی از نظام حمله و مساله سازی می کنند . به جای محافظت از سیستم به سیستم حمله می کنند. https://x.com/hoseinghasemi57/status/1757546985425359280?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA @hosseinghasemi57

۱- برخی اقدامات خرابکارانه مانند ترور ،‌ هک و… به نام یک گروه یا سازمان یا سرویس انجام می شود.بعضا آن گروه هم علیرغم این که نقشی نداشته، ممکن است سکوت کند یا تلویحا گردن بگیرد.لذا شناخت عملیات به نام این گروهها از عملیات اصلی لازم و سخت است. ۲-در برخی کیس ها دیده شده که افراد عمل کننده ، فکر می کرده اند توسط یک گروه یا سرویس خاص هدایت شده یا از رابط این سرویس یا گروه ماموریت دریافت می کنند، ولی بعدها مشخص شده سرویس یا محفل خاصی روی روابط آنها سوار شده و « به نام » آن گروه یا سرویس ماموریت تعریف کرده است. ‏۳- برخی خرابکاری ها و هک ها در یکی دو ساله اخیر ، از این جنس به نظر می آید.برخی عملیات ها به نام‌منافقین و موساد است ‏هم هزینه اقدامات خود را نمی دهند ، هم برای این گروهک ها و سرویس ها تولید سرمایه می کنند. ‏به نام منافقین و‌موساد ، به کام برخی محافل و شبکه های داخلی عملیات می کنند. https://x.com/hoseinghasemi57/status/1757408804914725353?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA @hosseinghasemi57

پس از تحقیر و شکست سنگین اسراییلی هادرعملیات ۷ اکتبر ، برای ترمیم این شکست نیاز دارند که هر اتفاقی درون ایران را گردن بگیرند.
پس از تحقیر و شکست سنگین اسراییلی هادرعملیات ۷ اکتبر ، برای ترمیم این شکست نیاز دارند که هر اتفاقی درون ایران را گردن بگیرند. ادعاهای دروغ مانند توییت این اسراییلی در همین فضا می باشد. به دنبال دستاورد سازی برای ترمیم وجهه خود هستند.مسولین ایرانی در پازل آنها بازی نکنند. https://x.com/hoseinghasemi57/status/1737609649334215167?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA

صادق بوقی را به مساله اول کشور تبدیل نکنید ۱- جانشین فرمانده انتظامی گیلان از تشکیل ۱۲ پرونده قضایی برای انتشار دهندگان کلیپ های صادق بوقی و… در بازار ماهی فروش ها خبر داد .هم چنین از حذف ۹ صفحه منتشر کننده در اینستاگرام خبر داد. اخطاریه پلمب برای ۴ واحد صنفی از دیگر اقدامات انجام شده تا کنون در این زمینه است. آیا مسولین مربوطه به تبعات این حجم از تشکیل پرونده توجه کرده اند؟ این رویه دشمن ساز است. این گونه پرونده سازی ، بازدارندگی ایجاد نمی کند، نفرت ایجاد می کند. این برخوردهای قضایی و انتظامی و امنیتی با یک سری آدم های عادی غیر سیاسی ، با چند ماهی فروش یا شاگرد ماهی فروش یا برخی صفحات در اینستاگرام ، باعث تبدیل آنها به مبارز و در مقابل نظام قرار دادن است. پلمب مغازه و پاساژ و تالار و کافه ، پیامک برای صاحبان خودروها ، توقیف خودروها ، برخورد با صفحات مجازی ،احضار به دستگاه اطلاعاتی و قضایی ، احضار به کمیته تخلفات دانشگاه و… مواظب باشید کارخانه ناراضی و دشمن سازی انبوه نشود . از صادق بوقی و شاگرد ماهی فروش های بازار رشت ، ضد انقلاب و ضد نظام و مبارز و برانداز نسازید. صادق بوقی را به مساله اول کشور و نماد مقابله با نظام تبدیل نکنید . این رفتارهای ناپخته و ناسنجیده، باعث هزینه سازی و مساله سازی و بدنام سازی جمهوری اسلامی ایران است. ۲- چند ماه پیش در گیلان شاهد انتشار فیلم های غیر اخلاقی از برخی مدیران استان بودیم. درباره افتضاح مدیرکل ارشاد گیلان، چند مدیر و مسول عزل شد ؟ برخی سایت ها و کانال ها از مدت ها پیش از انتصاب این فرد مطالبی درباره برخی انحرافات این فرد منتشر کرده بودند، چرا دستگاههای مسول چنین فردی را منصوب کردند؟ چرا بررسی دقیق انجام نشد ؟ در دوران مسولیت ایشان در ارشاد گیلان درباره رفتارهای خلاف شان مدیرکلی ارشاد مطالب متعددی منتشر شد.اما شاهد عزل و برخورد لازم نیستیم. چرا پس از انتصاب ، اشراف و نظارت لازم از سوی مسولین استان و مسولین وزارت ارشاد روی این فرد وجود نداشته است ؟ پس از این اتفاق هم متاسفانه شاهد سکوت کسانی هستیم که صادق بوقی را به مهم ترین موضوع روز ایران تبدیل کردند. این رسوایی حداقل باید چند عزل در سطح ملی و استانی در پی داشت.نباید به این موضوع در حد یک تصادف یا چپ کردن ماشین ، یک دعوای محلی و…نگاه می شد . جمهوری اسلامی را فدای این افراد نکنید. ۳- تیم مدیریت استان گیلان نیاز به تغییر فوری دارد. تیم مدیریتی استان به دلیل اتفاقات یکساله اخیر از سرمایه اجتماعی لازم برای ادامه کار برخوردار نیست . مدیران کنونی در مدت اخیر نشان داده اند توانایی لازم برای مدیریت استان را ندارند. از مدیریت ضعیف در اعتراضات سال گذشته تا برخی رفتارها در حوزه مسولیت شان مانند بحث صادق بوقی و مدیرکل ارشاد گیلان و… https://x.com/hoseinghasemi57/status/1734121519901474948?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA @hosseinghasemi57

یک عده با امکانات بیت المال و با حمایت دستگاههایی که باید حفاظت و حراست از نظام بکنند، با راه اندازی صدها اکانت فیک ، اسراییل
یک عده با امکانات بیت المال و با حمایت دستگاههایی که باید حفاظت و حراست از نظام بکنند، با راه اندازی صدها اکانت فیک ، اسراییل را تطهیر، سید مقاومت و فلسطین را لجن مال و به رهبری توهین می کنند ‏آیا هادی مربوطه تخریب رهبری و تطهیراسراییل راهم به عنوان عملیات موفق خودفاکتور می کند؟ https://x.com/hoseinghasemi57/status/1720540881952903443?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA

دستگاههای مسول به ویژه قوه قضاییه ،وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه باید درباره مصونیت برخی افراد که علیه جبهه مقاومت فعالیت تبلی
دستگاههای مسول به ویژه قوه قضاییه ،وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه باید درباره مصونیت برخی افراد که علیه جبهه مقاومت فعالیت تبلیغی دارند و تطهیرگر اسراییل هستند پاسخ دهند. ‏ به پشتگرمی و حمایت چه شبکه یا جریانی این گونه می تازند ؟ این خیال راحت را چه کسی برای آنها تضمین کرده است ؟ https://x.com/hoseinghasemi57/status/1720103453777707024?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA

‏۱-شبکه نفوذی تحت عنوان منبع و نفوذی یک عده را بکار می گیرد. ‏بعد از ظرفیت آن ها برای ضربه به نظام استفاده می کند.در آخر هم می گوید دنبال نفوذ در اپوزیسیون بودیم. ‏اما وقتی کیس های این شبکه نفوذی را بررسی می کنی،‌ مهم ترین کار آن ها زدن نظام بوده .نفوذی باید برای نظام ثمر داشته باشد. ۲و ۳- چند سال پیش مقام عالیرتبه نظام در جمع تعدادی از مدیران امنیتی فرمودند( منتشر نشده ): «من مواردی را اطلاع پیدا کردم که کسانی علیه جمهوری اسلامی با همه وجود تلاش می کردند، بخشی از[…] گفته این آقا منبع ما هست. من تعجب کردم از این ساده اندیشی، این منبع می تواند باشد؟ کسی که این طور دارد با اعماق و بنیادهای افکار جمهوری اسلامی مبارزه سازمان یافته می کند، سازماندهی شده است، از این طرف قضیه دچار فریب خوردگی شده ، باید به کلی از این ساده اندیشی ها برکنار بود، باید با دشمن مثل دشمن و آن چنان که شایسته و حق دشمن است رفتار کرد.» ۴- کسانی که این روزها در حال تطهیر و تبلیغ اسراییل و فحاشی به جبهه مقاومت در لبنان و فلسطین و یمن هستند را به عنوان نفوذی و منبع نمی توانید حفاظت و حراست کنید.متهم اصلی شما هستید نه این عناصر حقیر و بی مقدار . ‏سکوت نخواهم کرد. https://x.com/hoseinghasemi57/status/1719638586482446411?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA @hosseinghasemi57

‏۱-شبکه نفوذی تحت عنوان منبع و نفوذی یک عده را بکار می گیرد. ‏بعد از ظرفیت آن ها برای ضربه به نظام استفاده می کند.در آخر هم می گوید دنبال نفوذ در اپوزیسیون بودیم. ‏اما وقتی کیس های این شبکه نفوذی را بررسی می کنی،‌ مهم ترین کار آن ها زدن نظام بوده .نفوذی باید برای نظام ثمر داشته باشد. ۲و ۳- چند سال پیش مقام عالیرتبه نظام در جمع تعدادی از مدیران امنیتی فرمودند( منتشر نشده ): «من مواردی را اطلاع پیدا کردم که کسانی علیه جمهوری اسلامی با همه وجود تلاش می کردند، بخشی از[…] گفته این آقا منبع ما هست. من تعجب کردم از این ساده اندیشی، این منبع می تواند باشد؟ کسی که این طور دارد با اعماق و بنیادهای افکار جمهوری اسلامی مبارزه سازمان یافته می کند، سازماندهی شده است، از این طرف قضیه دچار فریب خوردگی شده ، باید به کلی از این ساده اندیشی ها برکنار بود، باید با دشمن مثل دشمن و آن چنان که شایسته و حق دشمن است رفتار کرد.» ۴- کسانی که این روزها در حال تطهیر و تبلیغ اسراییل و فحاشی به جبهه مقاومت در لبنان و فلسطین و یمن هستند را به عنوان نفوذی و منبع نمی توانید حفاظت و حراست کنید.متهم اصلی شما هستید نه این عناصر حقیر و بی مقدار . ‏سکوت نخواهم کرد. https://x.com/hoseinghasemi57/status/1719638586482446411?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA @hosseinghasemi57

این اکانت در طول روزهای اخیر اقدام به تبلیغ و حمایت از رژیم صهیونیستی و فحاشی به جبهه مقابل رژیم نموده ‏دستگاههای مسول چشم شا
این اکانت در طول روزهای اخیر اقدام به تبلیغ و حمایت از رژیم صهیونیستی و فحاشی به جبهه مقابل رژیم نموده ‏دستگاههای مسول چشم شان را روی این موارد بسته اند. ‏اگر منبع و مخبر است ، کدام هادی مجوز به او داده ؟ اگر دچار اختلال حواس است باید تدبیر کرد، اگراختلال ندارد ، باید پاسخگو باشد. https://x.com/hoseinghasemi57/status/1719293447402578034?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA

سلسله مطالبی درباره ترور رازآمیز شهید اسدالله لاجوردی را از اینجا مطالعه بفرمایید

تصمیم نگیران نزدیک به شصت روز پیش ، حسین سلاح ورزی به عنوان رییس اتاق بازرگانی انتخاب شد. پس از انتخاب سلاح ورزی حرف و حدیث هایی درباره رد صلاحیت ایشان توسط دستگاههای اطلاعاتی در فضای مجازی مطرح شد. در شصت روز اخیر بحث ماندن یا رفتن سلاح ورزی در فضای مجازی و …مطرح بوده است . ‏فارغ از این که موافق ماندن یا رفتن سلاح ورزی باشیم، مسولین دولتی که متولی امر بودند ، اگر به هر دلیل سلاح ورزی را فاقد صلاحیت می دانستند باید قبل از انتخابات مانع می شدند. اگر انتخاب او را غیر قانونی می دانند با قدرت و قاطعیت و از طریق مجاری قانونی عزل کنند.تصمیم بگیرند و تمام کنند قصه را . یا بماند یا برود. هزینه را هم بدهند. این وضعیت بلبشو و تصمیم نگرفتن و استخوان لای زخم پیام خوبی ندارد. اگر ماندگار است ، حاشیه سازی را تمام کنند، اگر به صلاح نیست ، برکنار کنند و تمام . متاسفانه ما با دو مشکل جدی روبرو هستیم :تصمیم اشتباه گرفتن و تصمیم نگرفتن. تصمیم نگرفتن در برخی موارد زیانش از تصمیم اشتباه شاید بیشتر باشد. انداختن مسولیت رفتن یا ماندن سلاح ورزی بر گردن مسولین خارج از دولت ، بیش از آن که تخریب آن مسول خارج از دولت باشد ، تخریب دولت و رییس جمهور محترم است. نشان دادن چهره ای ناتوان از رییس جمهور و دولت است که توانایی حل چنین موضوع کوچکی را ندارد. برخی حامیان رییس جمهور به دنبال ارائه یک چهره مظلوم از ایشان هستند که برخی مسولین اجازه کار به ایشان نمی دهند ولی متوجه نیستند که در حال ارائه یک چهره ناتوان از رییس جمهور هستند. با این ادعاها چهره ای ضعیف از رییس جمهور می سازند. مردم از مسولین مظلوم واقع شده حمایت می کنند نه مسولین ناتوان . https://x.com/hoseinghasemi57/status/1692141856866349218?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA @hosseinghasemi57 ارتباط با ادمین @hosseinghasemi1357

مارتین اسمیت: او به شما زنگ زد، چه گفت؟ امرالله صالح: این آخرین گفت‏وگوی تلیفونی ما بود. بعد از آن شخص دیگری مسوولیت‌ها را به عهده گرفت. من گفتم «من جستجو می‌کنم تا ببینم که ما چه چیزی داریم.» بعدا ما برخی معلومات را به‌دست آوردیم. ما واکنش‌های طالبان و القاعده را در ارتباط به یازدهم سپتامبر تحت نظر گرفتیم و آن معلومات را به سرعت انتقال دادیم. امرالله صالح در این گفتگو خواستار حضور طولانی مدت امریکا در افغانستان می شود: مارتین اسمیت: آیا شما از خروج نیروهای امریکایی نگران هستید؟ امرالله صالح: بلی. مارتین اسمیت: چه اتفاقی خواهد افتید؟ امرالله صالح: اگر وضعیت همین طوری که است، ادامه بیابد، نتیجه چیزی جز بدبختی، قتل‌عام، خون‌ریزی و هرج‌و‌مرج نخواهد بود. مارتین اسمیت: چرا باید امریکایی‌ها این‌جا بمانند و قربانی بدهند؟ امرالله صالح: چرا این‌جا آمدند؟ آن‌ها به دنبال سه هدف عمده این‌جا آمدند: شکست القاعده، تضعیف طالبان و ایجاد یک دولت با ثبات برای افغانستان. مگر این اهداف به دست آمده است؟ مارتین اسمیت: رسیدن به این اهداف چه مدتی را در بر خواهد گرفت؟ امرالله صالح: شکست کمونیزم چه مدتی را در بر گرفت؟ مارتین اسمیت: پنجاه سال.(۱) ۲- گری شرون از ماموران ارشد سازمان سیا (CIA) در کتاب مهم :« ماموریت سقوط: چگونه سی.آی.ای ، عملیات براندازی طالبان را در افغانستان رهبری کرد؟» درباره ارتباط امرالله صالح با سیا می گوید: «از مدت ها پیش با امرالله صالح روابط دوستانه ای داشتم . او را از سپتامبر ۱۹۹۶ در جریان سفرم به کابل که به قصد دیدار احمدشاه مسعود انجام شد، می شناختم. صالح از نزدیکان مورد اعتماد مسعود بود و در سال ۱۹۹۷ مسولیت نمایندگی ائتلاف شمال را در دوشنبه بر عهده داشت. در طول سال های بعد سی.آی.ای تماس خود را با مسعود در قدم نخست از طریق دفتر صالح در دوشنبه حفظ کرد. در اواخر اکتبر ۲۰۰۱، صالح که در آن موقع تنها سی سال سن داشت ، به دره ی پنجشیر فراخوانده شد تا معاون ویژه ی مهندس عارف در اداره ی سازمان استخباراتی ائتلاف شمال شود. هنگامی که نیروهای پیروز ائتلاف شمال در چهاردهم نوامبر سال ۲۰۰۱ (آبان ۱۳۸۰) پایتخت افغانستان را اشغال کردند، عارف و‌تیمش کنترل بقایای سازمان قبلی استخبارات ملی را برعهده گرفتند و آن را ریاست امنیت ملی نام نهادند. صالح ریاست اداره ی اول آن را ، که مسولیت ارتباط با سی .آی.ای به دوش آن گذاشته شد، بر عهده گرفت.»(۲) بر اساس آنچه گری شرون در کتاب ماموریت سقوط گفته ، همکاری امرالله صالح از سال ۱۹۹۶ با سیا شروع شده و اولین هادی او در سیا، گری شرون بوده است. هم چنین امرالله صالح در مصاحبه با مارتین اسمیت اظهار داشته در سال ۱۹۹۹ جهت آموزش های پیشرفته اطلاعاتی در سیا به امریکا اعزام می شده است. ضمنا پس از یازده سپتامبر هادی او در سیا تغییر می کند. پس از حمله امریکا به افغانستان و شکست طالبان ، امرالله صالح ریاست مهم ترین بخش دستگاه اطلاعاتی افغانستان یعنی ریاست اداره ی اول امنیت ملی افغانستان که مسولیت ارتباط با سازمان سیا بوده را بر عهده می گیرد. در سال ۲۰۰۴ و با حکم حامد کرزی ، به عنوان ریاست امنیت ملی منصوب می شود. این جایگاه امریکایی ترین دستگاه حکومت افغانستان تحت اشغال بود. ۱- https://8am.media/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7/ ۲-گری شرون ، ماموریت سقوط: چگونه سی.آی.ای ، عملیات براندازی طالبان را در افغانستان رهبری کرد؟، ترجمه اسدالله شفایی،‌ کابل: انتشارات مقصودی، پاییز ۱۳۹۶، صص۳۹۴-۳۹۳

به بهانه اعتراف تلخ امرالله صالح در واکنش به سخنان اخیر زلمی خلیلزاد نماینده پیشین امریکا در افغانستان ، امرالله صالح معاون اول اشرف غنی رییس جمهور سابق افغانستان در زمان سقوط حکومت پیشین ،‌در توییتی اعتماد و چشم امید داشتن به امریکا را اشتباه راهبردی جبهه تحت رهبری خود خوانده است : «باور به امریکا به‌خصوص برای حوزه مقاومت یک اشتباه راهبردی بود که باعث تضعیف ساختار و پایگاه اجتماعی حوزه مقاومت در افغانستان شد.» به بهانه این اعتراف تلخ ، نگاهی به پیشینه امرالله صالح می اندازیم : ۱- امرالله صالح در گفتگویی با مارتین اسمیت خبرنگار و مجری برنامه « خط مقدم »تلویزیون pbs امریکا در ژانویه ۲۰۱۱ نکاتی را درباره همکاری و ارتباط و آموزش خود در مراکز سازمان جاسوسی امریکا ( سیا) بیان کرده است: مارتین اسمیت: چگونه با احمدشاه مسعود (رهبر جبهه شمال) یک‌جا شدید؟ امرالله صالح: در سال ۱۹۹۰ ـ هنگامی که می‌خواستند مرا به مکلفیت عسکری در اردوی کمونیستی سوق دهند ـ تصمیم گرفتم تا با مجاهدین و مقاومتگران بپیوندم. پس از آن که این‌جا آمدم، برای آموزش به پاکستان فرستاده شدم. وقتی که پس از فراگیری آموزش دوباره برگشتم، هم مانند هزاران جنگجوی عادی دیگر با او (احمدشاه مسعود) دیدار کردم. من با او در موقعیت مختلف کار کردم. ... در جریان کارم با او، یک فرد پایین‌رتبه بودم.   مارتین اسمیت: اما او شما را به‌عنوان یک افسر استخباراتی به‌رسمیت شناخت. امرالله صالح:بلی، این درست. بعدا او (مسعود)مرا در سال ۱۹۹۹ به ایالات متحده امریکا جهت آموزش‌های پیشرفته استخباراتی فرستاد، که البته زمینه‌سازی یک چنین فرصتی برای من، نمایانگر چیزهای زیادی است. مارتین اسمیت: و نزد چه کسی آموزش دیدید؟ امرالله صالح: این زمانی بود که امریکایی‌ها به این نتیجه رسیده بودند که افغانستان به مکان مهمی بدل می‌شود. طالبان و القاعده در حال تبدیل شدن به تهدیدات مستقیمی علیه امنیت امریکا بودند، به همین خاطر آن‌ها مقاومتگران را به‌عنوان متحدان بالقوه خود در نظر داشتند و شرایط این آموزش را فراهم کردند. من در واقع جزو نخستین گروهی بودم که برای آموزش به آن‌جا رفته بود. مارتین اسمیت:از جانب سیا(CIA)؟ امرالله صالح:من نمی‌دانم که آن‌ها کی‌ها بودند. ... بلی آن‌ها امریکایی بودند. حتا من نمی‌دانم که آن‌ها متعلق به ارتش بودند یا سیا، اما آن‌ها مربیان خوبی بودند. مارتین اسمیت: چه آموزش‌هایی را فرا گرفتید و چرا؟ مارتین اسمیت: از شما خواسته شد تا به امریکایی‌ها تلیفون بزنید و آن‌ها را از مرگ احمدشاه مسعود باخبر کنید؟ امرالله صالح: وقتی که به شفاخانه رسیدم، برایم روشن شد که او دیگر زنده نیست. بعدا در یک حلقه بسیار کوچک بر‌سر چگونگی مدیریت اوضاع به‌صورت موقتی گفت‏وگو کردیم؛ این که تا چه زمانی ما می‌توانیم این راز را مخفی نگه‌داریم و نیز اطلاع‌رسانی استراتژیک ما در این زمینه چگونه بایستی باشد. در جریان همین گفت‏وگو به من یک وظیفه مشخص سپرده شد و آن این‌که بایست با ایالات متحده امریکا تماس بگیرم. مارتین اسمیت: با (CIA)؟ امرالله صالح:بله با (CIA) و به آن‌ها بگویم که مقاومت برای افغانستان علیه القاعده و طالبان مشکل شده است؛ چون در مرکز مقاومت یک مرد کاریزماتیک، رهبری که حضورش کمبود منابع را جبران می‌کرد و این که چگونگی مدیریت او باعث شده بود تا ما هنوز وجود داشته باشیم، دیگر حضور ندارد. اگر شما فکر می‌کنید که القاعده یک تهدید است، طالبان یک تهدید است و اگر شما می‌خواهید که این مقاومت ادامه بیابد، پس به ما کمک کنید… ما به کمک نیاز داریم. ما نومید شده‌ایم. این وظیفه‌ای بود که می‌بایست من به ایالات متحده امریکا می‌گفتم و من نیز چنین کردم. مارتین اسمیت: واکنش چه بود؟ امرالله صالح: واکنش این بود: «درست است که این یک خبر ناگوار است. ما نیز اندوهگین هستیم.» فردی که با من صحبت می‌کرد در موقعیت تصمیم‌گیری نبود. مارتین اسمیت: آیا این مرد ریچ نام داشت؟ امرالله صالح: او مرد بسیار خوبی بود و او را ریچ صدا می‌کردیم، او با فرمانده مسعود در چندین ماموریتش در افغانستان ملاقات کرد. او به من گفت: «منتظر باش، ما با تو دوباره تماس خواهیم گرفت». پیش از این‌که آن‌ها تماس بگیرند، یازدهم سپتامبر رخ داد. امرالله صالح: پس از یازدهم سپتامبر از امریکا به ما تلیفون شد. آن‌ها گفتند: «ایالات متحده مورد حمله قرار گرفته است. ما فکر می‌کنیم که این کار القاعده است. آیا شما چیزی در دست دارید که نشان بدهد حملات دیگری نیز در راه باشد و یا هواپیماهای دیگری برای حمله آماده شده باشند؟ آیا چیزی وجود دارد تا به ما بگویید تا ما از وقوع هرگونه حمله دیگر جلوگیری کنیم؟» مارتین اسمیت: کی با شما تماس گرفت؟ امرالله صالح: همان شخص. مارتین اسمیت: ریچ از (CIA)؟ امرالله صالح: بلی. @hosseinghasemi57

جاده صاف کن آدم های ناتوان نباید شد. ۱- مدیران و مسولین مثل همه افراد ، فراز و فرود دارند، اشتباه دارند ،جاهایی موفق می شوند، جاهایی شکست می خورند. از زندگی افراد نباید عکسبرداری کرد، باید فیلمبرداری کرد.عکسبرداری واقعیت را به ما نمی دهد. مدیران توانمند را به خاطر برخی اشتباهات و ایرادات نباید نابود کرد. متاسفانه این روالی بوده که این سالها دیدیم و داشتیم. حذف آدم های به درد بخور و توانمند که نقاط ضعف هم دارند، باعث شد که کار کشور در برخی سطوح دست یک مشت آدم ناتوان و ضعیف و عاجز بیفتد. ته حداکثر خواهی و ناب سازی در انتصابات و زدن آدم هایی با برخی ایرادات و دارای توانمندی و خدمات ارزشمند ، شد آنچه می بینیم .جاده صاف کن آدم های ناتوان نباید شد. آدم با ابرو در این کشور نگذاشتند، همه را لت و پار کردند ، تا یک سری آدم ضعیف را بر بکشند. هر کسی را احساس کردند تواناست و می تواند در روند برکشیدن شان اختلال ایجاد کنند لجن مالش کردند. ۲- شهید مدرس با قراداد۱۹۱۹ و وثوق الدوله مخالف بود، اما در مقطعی وثوق الدوله برای وزارت معرفی شد. آقای مدرس حمایت کرد و آقای مصدق مخالفت .شهید مدرس در آنجا گفت: «ما در آینده می خواهیم به وسیله همین اشخاص خدمت های بزرگ به کشورمان انجام دهیم …اگر اسامی تمام رجال كشور را كه درگذشته كارهايی برخلاف میل ما انجام داده اند خط بزنیم. بگويیم وثوق الدوله به درد نمیخورد، اخوی اش (قوام السلطنه) به درد نمیخورد، مدرس به درد نمیخورد، برادر مدرس به درد نمیخورد، پس چه كسی باقی میماند كه مملكت از وجودش استفاده كند؟» در همین نطق شهید مدرس می گوید: « اینها عمل شان بد بوده ولی صلاح آتی مملکت را هم باید در نظر گرفت» جایی دیگر از شهید مدرس خواندم : «آقا شمشير مرصع است که بايد در روزهاي بزم و ايام سلام به کمر بست ولي قوام السلطنه مانند شمشير فولادي و برنده است که در جنگ به کار مي آيد، مملکت در اين روزها احتياج به شمشير برنده فولادي دارد نه شمشير جواهرنشان» نتیجه این حذف ها و حداکثر خواهی ها و ناب سازی ها و …چی شد؟ نه شمشیر فولادی و برنده ماند برای مان ، نه شمشیر مرصع بزم. یک مشت چاقوی پلاستیکی ته این لجن مالی ها ماند برای ما. هیچ کاری با این چاقوهای پلاستیکی نمی شود کرد. نه به درد رزم می خورند نه بزم . در بخشی از این حذف ها و قربانی کردن مدیران توانمند و برکشیدن افراد عاجز و ناتوان حتما شبکه نفوذی موثر بوده است. چهار تا آدم توانمند با تمام ضعف ها و ایرادات برای روز مبادا نگذاشتیم. به اسم ناب سازی و خالص سازی ببینید چه بر سر کشور آورده اید ؟ @hosseinghasemi57 ارتباط با ادمین @hosseinghasemi1357

‏۱- حد یقف « ناب سازی » و « خالص سازی» که برخی در این سال ها پیگیر بوده اند، کجاست؟ ‏ته این داستان چه کسی برای نظام و انقلاب می ماند؟ هر روز فردی یا جمعی به تیغ تیز خالص سازی سپرده خواهد شد. ریزش گرفتن مداوم و مستمر از نظام و انقلاب تحت عنوان خالص سازی و ‏۲-شقه سازی های زنجیره ای باعث فرسودگی نظام خواهدشد سازمان منافقین سالهاست مهم ترین پروژه اش شقه سازی است رجوی می گوید: ‏«رژیم به ثبات نمی رسد و غرقه در انشعابات پایان ناپذیر و شقه های زنجیره ای، هنوز از قبلی نیاسوده، جراحی و شقه بعدی فرا می رسد تا بالکل سر در باتلاق خویش فرو کند» https://t.me/hosseinghasemi57/1258 https://twitter.com/hoseinghasemi57/status/1655821578452574209?s=61&t=EyHwLgUoIS0aI6b2pyNrwA @hosseinghasemi57 ارتباط با ادمین @hosseinghasemi1357

آقای رییس شورای عالی امنیت ملی لطفا ورود بفرمایید. ۱- سه ماه پیش از شروع اعتراضات خیابانی شهریور ۱۴۰۱ هشدار داده شد که : «تیرمست کردن اصطلاحی است که در شکار استفاده می شود.شکار زخمی می شود ولی کشته نمی شودوبه هر طرف حمله می‌کند.قدرتش بعضا چند برابر می شود. ‏نباید افراد و گروه‌های مختلف را زخمی و تیرمست کرد.تیرمست کردن ورزشکاران ،هنرمندان و…هزینه سازی برای نظام است. چرا باید کاری کرد که حتی آدم های بی آزار و مرتبط و بعضا همراه تیرمست شوند و چنگ به صورت نظام بزنند؟ ‏گسل سازی،فعال کردن گسل ها و درگیر سازی گروهها و افراد موثر و متنفذ با نظام تبعات دارد.» https://t.me/hosseinghasemi57/1498 و جایی دیگر هشدار داده شد: «در ماههای اخیر با این همه مسائلی که کشور دارد، شاهد مساله‌سازی هایی هستیم که هیچ گونه نمی توان به آن بدبین نبود. نمی‌توان پذیرفت که تصادفی باشد و ناشی از خرابکاری سیاسی و اجتماعی نباشد. همه گسل‌ها را دارند با هم فعال می‌کنند.» https://t.me/hosseinghasemi57/1500 علیرغم تمامی هشدارها ، متولیان امر اقدام شایسته ای انجام ندادند و شد آنچه در ۱۰۰ روز اخیر شاهد بودیم. ۲- در حالی که شاهد کاهش اعتراضات خیابانی در هفته های اخیر هستیم و باید شاهد شروع نوسازی و اصلاح و ترمیم گسل ها و آرام کردن جامعه باشیم، شاهد اقداماتی مشکوک و بحران ساز در حوزه اینترنت هستیم. اینترنت یکی از معدود مواردی است که مورد اشتراک بسیاری از ایرانیان است. مختص طبقه یا گروه خاصی نیست.در تمام تار و‌ پود زندگی روزمره مردم وارد شده است.در هفته های اخیر دسترسی به شبکه های مجازی و سایت ها بسیار سخت شده است. محدودیت های ایجاد شده برای اینترنت ، باعث ایجاد ناراحتی و نارضایتی و عاصی کردن بخش زیادی از جامعه شده است.این درستکاری های نابجا و ناشیانه حس تحقیر شدگی ایجاد کرده و باعث نفرت و خشم بخشی از جامعه شده است.روزانه وقت زیادی از مردم برای دسترسی به شبکه ها و سایت ها تلف می شود. در شرایطی که شاهد رشد سرسام اور قیمت ها هستیم، گرانی بیداد می کند ، جامعه در ۱۰۰ روز اخیر دچار اعتراض و التهاب بوده ، فشارهای خارجی هم از نظر دیپلماتیک و هم رسانه ای را شاهد هستیم، برخی افراد و تریبون ها به نام دفاع از نظام و انقلاب ، بخش هایی از جامعه را تحریک و تحقیر می کنند، بخشی از دستگاهها و مجموعه ها به جای تولید رضایت، تولید نارضایتی می کنند، ادامه این محدودیت ها و فیلترینگ باعث فعال شدن مجدد اعتراضات خیابانی خواهد شد. نمی توان پذیرفت برخی اقدامات دلسوزانه است.عملیات اطلاعاتی شبکه اسراییل فقط ترور، انفجار ،هک و جاسوسی نیست، در حوزه سیاسی و اجتماعی هم خرابکاری می کنند. شناخت و مقابله با خرابکاری سیاسی و اجتماعی شبکه اسراییل نباید زیر صدا و دود بمب و گلوله و انفجار مخفی و مغفول بماند. شبکه اسراییل مشغول ایجاد نارضایتی و بحران سازی است. ۳- ادامه کار تیمی که با تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های خود در حوزه اینترنت در هفته های اخیر باعث ایجاد نارضایتی و خشم و نفرت بخشی از جامعه شده، اشتباه است. ‏اقدامات این تیم تصویر بدی از نظام و انقلاب به نمایش گذاشته و باعث بدنام سازی و هزینه سازی برای کشور شده است. آقای رییس شورای عالی امنیت ملی لطفا ورود بفرمایید.

فرمانده عملیات جاسوس مصر «اوری الاد » جاسوس دوجانبه فرماندهی عملیات های اسرائیلی در مصر بر عهدهٔ یک مأمور اطلاعات نظامی اسرائیل به نام Avraham (Né Adolf) Seidenberg، و نام بعدی اوری الاد Avri Elad بود.(۲۳) تنها فردی که بدون آسیب از مصر خارج شد، آبراهام سیدنبرگ (اوری الاد) بود که پس از آن در اسرائیل به عنوان «مرد سوم» نامیده شد. او به گروه دستور عملیات داده بود . اطلاعات اسرائیل پس از عملیات سوزانا، حتی او را برای مأموریت دیگری به آلمان فرستاد. او به محض ورود به اسرائیل به عنوان قهرمانی که از خطر فرار کرده، مورد استقبال قرار گرفت. اما در سال ۱۹۵۸ زمانی که آلمان بود، این ظن افزایش یافت که او به عنوان یک مأمور دوجانبه عمل کرده و به گروه تحت امرش خیانت کرده است. (۲۴) الاد به اسرائیل فراخوانده شد و پشت درهای بسته محاکمه شد. قاضی بنیامین حلوی او را به ۱۲ سال زندان محکوم کرد. این رأی در دیوان عالی کشور به ۱۰ سال تغییر کرد.(۲۵) در واقع الاد مسئول اسرائیلی عملیات، جاسوس دوجانبه بوده و اطلاعات عملیات را در اختیار مصری‌ها قرار داده بود.(۲۶) روزنامهٔ لس آنجلس تایمز در ۲۳ جولای ۱۹۹۳ نوشت اوری الاد به اتهام جاسوسی و دادن اطلاعات عملیات به مصری ها، ده سال در اسرائیل زندانی بود. هم چنین نوشت: «یک مجله مصری در سال ۱۹۸۸ ادعا کرد که اوری الاد به عنوان یک مأمور دوجانبه برای اسرائیل و مصر عمل کرده است.»(۲۷) منابع : ۱-https://www.jewishvirtuallibrary.org/the-lavon-affair ‏۲-https://www.intelligence.org.il/?module=articles&item_id=16&article_id=8&art_category_id=3 ۳-https://www.jewishvirtuallibrary.org/the-lavon-affair ۴،۵،۶-https://journals.sagepub.com/doi/full/10.1177/0096340213493259 ۷-https://www.jewishpress.com/sections/features/features-on-jewish-world/the-disturbing-legacy-of-operation-susannah-and-the-lavon-affair/2022/03/30/ ۸،۹-https://journals.sagepub.com/doi/full/10.1177/0096340213493259 ۱۰-https://www.jewishvirtuallibrary.org/the-lavon-affair ۱۱،۱۲،۱۳-https://journals.sagepub.com/doi/full/10.1177/0096340213493259 ۱۴،۱۵-https://www.jewishvirtuallibrary.org/the-lavon-affair ۱۶،۱۷-https://he.wikipedia.org/wiki/העסק_הביש ۱۸-https://www-mideastweb-org.translate.goog/lavon.htm?_x_tr_sch=http&_x_tr_sl=en&_x_tr_tl=fa&_x_tr_hl=fa&_x_tr_pto=sc ۱۹-https://journals.sagepub.com/doi/full/10.1177/009634021349325 ۲۰- https://news.walla.co.il/item/3319396 ۲۱-https://www.jewishvirtuallibrary.org/the-lavon-affair ۲۲-https://www.bbc.com/arabic/middleeast-50366874 ۲۳-https://en.wikipedia.org/wiki/Lavon_Affair ۲۴-https://www.jewishvirtuallibrary.org/the-lavon-affair ۲۵-https://www.zeevgalili.com/2004/03/312 ۲۶-https://www-mideastweb-org.translate.goog/lavon.htm?_x_tr_sch=http&_x_tr_sl=en&_x_tr_tl=fa&_x_tr_hl=fa&_x_tr_pto=sc ۲۷-https://www.latimes.com/archives/la-xpm-1993-07-23-mn-15885-story.html

رسوایی بزرگ پس از تشکیل اسرائیل در سال ۱۹۴۸، آبراهام دار، افسر اطلاعاتی اسرائیل، وارد قاهره شد و چندین یهودی مصری را به خدمت گرفت و آن‌ها را به طور مخفیانه برای عملیات‌های سرّی از جمله خرابکاری و...، آموزش داد و واحد ۱۳۱، یک سلول خفتهٔ فوق سری را در مصر تأسیس کرد.(۷) سرهنگ آبراهام دار با هویت پوششی یک تاجر انگلیسی به نام جان دارلینگ فعالیت می‌کرد.(۸) پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸، AMAN (اطلاعات نظامی اسرائیل) «سلول‌های خفته» را در مصر تأسیس کرد. یعنی گروه های کوچکی از وفاداران اسرائیلی که به‌طور مخفیانه آموزش دیده بودند تا ستون پنجمی باشند که در صورت جنگ با اسرائیل در حملات خرابکارانه یا تروریستی علیه مصر شرکت کنند. (۹) این گروه یهودی مصری در سال ۱۹۵۲ به صورت مخفیانه به اسرائیل سفر کرده بودند و آموزش های خرابکاری و اطلاعاتی دیده بودند.(۱۰) در سال ۱۹۵۴، اطلاعات نظامی اسرائیل (AMAN) یک سلول خفته را فعال کرد. این سلول مأموریت داشت مجموعه‌ای از انفجارها و بمب گذاری‌ها و خراب کاری‌ها را در مصر انجام دهد.(۱۱) فرماندهی عملیات به عهدهٔ یک مأمور اطلاعات نظامی اسرائیل بنام Avraham (Né Adolf) Seidenberg، همچنین به نام Avri Elad گذاشته شد.(۱۲) این گروه در ۲ جولای ۱۹۵۴ با نام «عملیات سوزانا» وارد عمل شدند. آن‌ها ابتدا چند دفتر پست و چند روز بعد کتابخانه‌های آمریکا را در قاهره و اسکندریه منفجر کردند. در ادامه بمب‌هایی در دو سینما و پایانه راه‌آهن قاهره منفجر شد.اما دولت مصر توانست این گروه را در حین انجام عملیات بعدی دستگیر کند.(۱۳) لوی، داسا و ناتانسون سه تن از دستگیرشدگان در مراحل اولیهٔ بازجویی اعلام کردند کمونیست‌هایی هستند که می‌خواهند امپریالیست انگلیس از مصر خارج شود. این حتی تحسین و احترام مصری‌ها را برای آن‌ها به همراه داشت، چون مصری‌ها نیز خواهان خروج انگلیسی‌ها بودند. این سه نفر اصرار داشتند که به صورت انفرادی و بدون محرک کار می‌کنند و دلیل آن «عشق آن‌ها به مصر و کمک به آرمان ملی آن است و اینکه انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها بدانند که با زور و تروریسم از مصر اخراج خواهند شد» تا این‌که شموئل آذر اعتراف کرد که آن‌ها یهودی و صهیونیست هستند که از طرف اسرائیل کار می‌کنند.(۱۴) در هر صورت دو‌تن از دستگیرشدگان (یوسف کارمون‌ و‌مایر مکس بینت) در زندان خودکشی کردند.موشه مرزوق و شموئل آذر به اعدام محکوم و به دار آویخته شدند. شش نفر دیگر آن‌ها به حبس محکوم شدند. مایرمیوحاس و ‌مایر زعفران در سال ۱۹۶۲ پس از گذراندن محکومیت هفت ساله از زندان آزاد شدند. آن‌ها به صورت مخفی و خاموش به اسرائیل رفتند. ورود آن‌ها علنی نشد و خبرنگاران اجازهٔ مصاحبه با آن‌ها نداشتند. آن‌ها در سکوت و دور از کانون توجه، زندگی خود را شروع و‌بازسازی کردند. چهار نفر دیگر در زندان ماندند.مارسال نینیو و رابرت داسا هر دو به ۱۵ سال حبس محکوم شدند. ویکتور لوی و فیلیپ ناتانسون به حبس ابد محکوم شدند. اسرائیل پس از تصرف صحرای سینا پنج هزار اسیر مصری در اختیار داشت که همه آن‌ها را با یک خلبان اسرائیلی مبادله کرد. ولی در قبال این پنج‌ هزار اسیر خواستار آزادی این زندانیان در مصر نشد. شاید چنین درخواستی اعتراف به دخالت خود در این ماجرا بود که می‌توانست روابط اسرائیل با امریکا را به خطربیندازد.(۱۵) حتی در سال ۱۹۶۷، یعنی ۱۳ سال پس از این واقعه، دایرةالمعارف عبری این واقعه را با کلماتی مبهم توصیف کرد: «یک عملیات امنیتی، از نظر سیاسی و اخلاقی مشکوک، که در تابستان ۱۹۵۴ در خارج از کشور شکست خورد و به قیمت جان چند یهودی تمام شد و به اسرائیل آسیب سیاسی وارد کرد و به حیثیت آن لطمه زد.»(۱۶) ضمنا مکس بینت که در ۲۱ دسامبر ۱۹۵۴ و‌پس از پنج ماه بازداشت خودکشی کرد و توسط مصری‌ها به عنوان رئیس گروه معرفی شد، در واقع یک افسر اطلاعاتی اسرائیلی بود که جدا از اعضای گروه در مصر فعالیت می‌کرد و از او خواسته شده بود که به اعضای گروه پول منتقل کند.(۱۷) مکس بینت به دلیل آن که نمی‌توانست در مورد افشای هویت خود به عنوان یک مأمور اسرائیلی، خطر کند، اقدام به خودکشی نمود.(۱۸) آن‌هایی که در سال ۱۹۶۸ هنوز در زندان بودند، به عنوان بخشی از تبادل زندانیان پس از جنگ شش روزهٔ ۱۹۶۷ آزاد شدند.(۱۹) نینیو در سال ۱۹۷۱ با الی بوگر ازدواج کرد. ساقدوش عروس در مراسم عروسی او گلدا مایر نخست وزیر اسرائیل بود.(۲۰) و بالاخره در مارس ۲۰۰۵، تقریبا ۴۰ سال پس از آزادی آخرین بازمانده‌های این عملیات یعنی مارسل نینیو، رابرت داسا و مایر زعفران به پاس خدمات این اشخاص به ارتش اسرائیل، به آن‌ها درجات نظامی اعطا شد. داسا این را نقطهٔ اوج آرزوهای رفقای متوفی خود دانست که از بازماندگان می‌خواستند «تا زمانی که دولت اسرائیل همه ما را به رسمیت نشناسد» آرام نگیرند.(۲۱)

عملیات پرچم دروغین شکست خورده اسراییل در اوایل دهه ۱۹۵۰، جنبش ناسیونالیستی و ضداستعماری علیه حضور انگلیس، در مصر و به ویژه در منطقه کانال سوئز پررنگ و قوی شده بود. در این فضا و تحت تاثیر این جنبش، انگلیس آشکارا در مورد خروج از مصر صحبت می‌کرد، همان طور که از خروج از فلسطین در سال ۱۹۴۸ صحبت کرده بود. سربازان بریتانیایی در منطقهٔ کانال سوئز در شرایط مشابهی با فلسطین، تا پایان دورهٔ قیمومت زندگی می‌کردند، پشت سیم خاردار در مناطق حفاظت شده.(۱) در ژوئن ۱۹۵۴، ‌مذاکرات بین انگلیس و مصر برای تخلیهٔ کانال سوئز به پایان رسید. انگلیسی‌ها بیش از ۷۰ سال این گذرگاه حیاتی را کنترل کردند و تخلیهٔ آخرین پاسگاه نظامی آن‌ها در مصر، پایان‌دادن به چند دهه استعمار انگلیس بود. مقرر شده بود پس از خروج آنها، ‌ارتش مصر، اردوگاه‌ها و فرودگاه های نظامی و... را در اختیار بگیرد.(۲) در این میان، اسرائیلی‌ها نمی‌خواستند انگلیسی‌ها کانال سوئز و مصر را ترک کنند. حضور انگلیس نوعی حائل برای حملهٔ مصر به اسرائیل ایجاد می‌کرد. با رفتن انگلیسی‌ها، جز زمین های بایر وسیع سینا چیزی بین مصر و اسرائیل وجود نداشت.(۳) هم چنین رهبران اسرائیل از تقویت موقعیت سیاسی جمال عبدالناصر در منطقه و معاملهٔ احتمالی تسلیحاتی آمریکا و مصر که آن را تهدیدی جدی برای اسرائیل می‌دانستند، هراس داشتند. برخی از رهبران اسرائیل احساس کردند که اگر اعتماد به ثبات مصر در زمان جمال عبدالناصر تضعیف شود، احتمال فروش اسلحه به ناصر یا ترک پایگاه سوئز توسط ایالات متحده و انگلیس کاهش خواهد یافت.(۴) اسرائیل برای مقابله با خروج انگلیس از مصر و بهبود رابطه آمریکا و مصر، اقداماتی را طراحی کرد و تصمیم گرفت سلسله اقدامات تروریستی و انفجاری را در مصر علیه منافع و مجموعه‌های آمریکایی و انگلیسی و ‌مصری انجام دهد. این حملات باید به گردن اخوان‌المسلمین، کمونیست‌های مصری، ناراضی ‌های نامشخص یا ناسیونالیست‌های محلی انداخته می‌شد. باید نشان داده می‌شد که جمال عبدالناصر تسلط لازم را ندارد و با مخالفت‌های داخلی قدرتمند روبه‌روست و در نتیجه ارزش این را ندارد که به عنوان یک متحد قابل اعتماد روی او حساب شود.(۵) اسرائیلی‌ها امیدوار بودند که هرج‌ومرج متعاقب این عملیات‌ها، دولت‌های غربی را متقاعد کند که حکومت جمال عبدالناصر بی‌ثبات است و نباید مورد حمایت مالی و تسلیحاتی قرار گیرد. اما این عملیات پرچم دروغین، به شکل شرم‌آوری، نتوانست به هدف خود یعنی تضعیف ناصر دست یابد و شکست خورد و باعث رسوایی بزرگی برای اسرائیل شد.(۶)