🍁حساسیّت فصلی🍁 آرش شریعتی🍁
Open in Telegram
💜🤎❤ #آرا #ماهانا #ماهورا ✍️ #ادمین @arashshariatii ⏹️ #اینستاگرام 🔽🔽🔽 https://instagram.com/arash.shariatiii?igshid=YmMyMTA2M2Y=
Show more444
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-2430 days
Posts Archive
امروز
درخت "سیب" باغچهمان شکوفه داد!
شک ندارم که دیشب
"تو" از کوچهی ما گذر کردی،
وگرنه، پاییز و شکوفه ..؟!
✍️ #آرش_شریعتی
📝 #کانال @arashshariaty
❤️ #آرا_ماهانا_ماهورا
« ۱۵ آبان »در تقویم ایرانی جشن پاییزانه یا میانه پاییز است.
این روز در گذشته نشان آغاز سرما بود و در کشاورزی و دامپروری کاربرد زیادی داشت.
یکی از سنتهای پاییزانه این است که همه مردم در هر سن و مرتبه اجتماعی در یکجا جمع میشدند با هم سر یک سفره غذا میخوردند.
🌼
از همان کودکی با ترسی همیشگی همراه بودیم، ترسی که نه به تاریکی ربط داشت و نه به "یک سر و دو گوش" معروف...
ترسی که با ما رشد کرد و بالغ شد
" ترس از دست دادن "
از عروسک مورد علاقه دوران کودکی یا خودکار چهار رنگ جادویی دوران مدرسه گرفته تا خونه و ماشین و دارایی دوران میانسالی.
ترس گم کردن مادر در همهمهی زنهای چادر مشکی بازارچه...
ترس از دست دادن توپ، وقتی به حیاط همسایه میافتاد ...
ترس برنگشتن پدر به خونه، وقتی کمی دیرتر از همیشه صدای کلید انداختنش را میشنیدیم ...
بزرگ و بزرگتر شدیم اما چیزی از ترس هامان کم نشد...!!!
ترس از شکستن مدادمان در روز کنکور! همان چیزی که باعث میشد همیشه یک مداد دیگر هم همراه داشته باشیم! مدادی که شاید در آن روز هرگز استفاده نمیکردیم...
ترس از دست دادن یک فرصت خوب کاری...
ترس از دست دادن یک معامله حسابی...
ترس از دست دادن فرزند...
ترس از دست دادن زندگی...
ترس از دست دادن کسی که دوستش داریم...
و در آخر، ترس از دست دادن "خودمون"...
ترس دل کندن از همه چیزهایی که برای داشتن و نگهداشتن شان یک عمر را با ترس گذراندیم...
کاش کسی میبود که به ما لذت بردن را میآموخت ....
لذت داشتن یک عروسک...
لذت داشتن یک خودکار فانتزی...
لذت گرفتن دستان مادرمان در هیاهوی بیوقفه بازارچه...
لذت دویدن به سمت در، برای آرام گرفتن در آغوش پدرمان...
لذت از بزرگتر شدنهایمان...
لذت از به دست آوردن هایمان...
لذت از بودن کنار کسی که دوستش داریم...
کاش کسی باشد که لذت بردن از این " کوتاهِ دوستداشتنی" را یادمان بدهد...
همین...
✍ #آرش_شریعتی
📝 #کانال @arashshariaty
و تو آمدی
تا پاییز بهار شود،
زمستان بهار
و بهار بهارتر ...
✍ #آرش_شریعتی
❤️ #ماهانا_جان_زادروزت_پُرتکرار
📝 #کانال @arashshariaty
شاید بهشت، دخترکی باشد
با ناخنهای لاک زده،
موهای بافته شده
و خندههای بیبهانه...
✍ #آرش_شریعتی
❤️ #روز_دختر_مبارک
📝 #کانال @arashshariaty
❤️ #ماهانا #ماهورا
و اینبار میتوانی آسوده بخوابی،
بدون دغدغهی نان،
بدون غصهی آب،
ای رو سفیدترین
رو سیاهِ دنیا ...
✍ #آرش_شریعتی
📝 #کانال @arashshariaty
⚫️ #تسلیّت
و تو بهانهای میشوی
برای تمام عاشقانههای پائیزیام ...
✍ #آرش_شریعتی
📝 #کانال @arashshariaty
❤️ #آرا_جان_زادروزت_پرمهر
عطرِ آغوشِ تو میگیرد سرا پای مرا
مثل آن شهریوری که بوی پاییز میدهد
✍ #آرش_شریعتی
📝 #کانال @arashshariaty
❤️ #آرا #ماهانا #ماهورا
از خانه بیرون میزنم، اما کجا امشب؟
شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سایهها، روی درخت شب
میجویم اما نیستی در هیچ جا امشب
میدانم آری نیستی، اما نمیدانم
بیهوده میگردم بدنبالت چرا امشب؟
هرشب تو را بیجستجو مییافتم اما
نگذاشت بیخوابی بدست آرم تورا امشب
ها سایهای دیدم، شبیهت نیست، اما حیف
ایکاش میدیدم به چشمانم خطا امشب
هرشب صدای پای تو میآمد از هرچیز
حتی ز برگی هم نمیآید صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را، ماه من بیرون بیا امشب
گشتم تمام کوچهها را،یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
طاقت نمیآرم، تو که میدانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم، بی تو، تا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنونم
آخر چگونه سرکنم بیماجرا امشب
✍ #محمدعلی_بهمنی
💚 #آغاز_۲۷_فروردین_۱۳۲۱
🖤 #پرواز_۹_شهریور_۱۴۰۳
از خانه بیرون میزنم، اما کجا امشب؟
شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سایهها، روی درخت شب
میجویم اما نیستی در هیچ جا امشب
میدانم آری نیستی، اما نمیدانم
بیهوده میگردم بدنبالت چرا امشب؟
هرشب تو را بیجستجو مییافتم اما
نگذاشت بیخوابی بدست آرم تو را امشب
ها ... سایهای دیدم، شبیهت نیست، اما حیف
ایکاش میدیدم به چشمانم خطا امشب
هرشب صدای پای تو میآمد از هرچیز
حتی ز برگی هم نمیآید صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را، ماه من بیرون بیا امشب
گشتم تمام کوچهها را، یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
طاقت نمیآرم، تو که میدانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم، بی تو، تا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنونم
آخر چگونه سرکنم بیماجرا امشب
✍ #محمدعلی_بهمنی
💚 #آغاز_۲۷_فروردین_۱۳۲۱
🖤 #پرواز_۹_شهریور_۱۴۰۳
از خانه بیرون میزنم، اما کجا امشب؟
شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سایهها، روی درخت شب
میجویم اما نیستی در هیچ جا امشب
میدانم آری نیستی، اما نمیدانم
بیهوده میگردم بدنبالت چرا امشب؟
هرشب تو را بیجستجو مییافتم اما
نگذاشت بیخوابی بدست آرم تو را امشب
ها ... سایهای دیدم، شبیهت نیست، اما حیف
ایکاش میدیدم به چشمانم خطا امشب
هرشب صدای پای تو میآمد از هرچیز
حتی ز برگی هم نمیآید صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را، ماه من بیرون بیا امشب
گشتم تمام کوچهها را، یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
طاقت نمیآرم، تو که میدانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم، بی تو، تا امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنونم
آخر چگونه سرکنم بیماجرا امشب
✍ #محمدعلی_بهمنی
💚 #آغاز_۲۷_فروردین_۱۳۲۱
🖤 #پرواز_۹_شهریور_۱۴۰۳
آنها آدمها را جوری بار میآوردند که خیال کنی تغییر، غیرممکن است. جوری بارت میآوردند تا از تغییر بترسی و همیشه به آن بدگمان باشی چون در مغزت فرو کردهاند که هر تغییری، فقط وضع را بدتر میکند.
اما با تمام آن استبداد و آن کشتار و آن همه ناامیدی که حتی بیشتر از اکسیژن در هوا بود، آنها رفتند، ما ماندیم و حتی خندیدیم.
✍ #اسلاونکا_دراکولیچ
📝 #کانال @arashshariaty
