مردی که...
Open in Telegram
تر واژه های من ... آغشته به عشق / آلوده به غم بودن و لاجرم از تنهایی ... زاویه، گوشه ی من دست سازه ها و چیزهای دیگرم: @zavievt . #وطن_تبار م
Show more2 136
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
2 136
لابه لای بخار اسید گاهی انقدر غلیظ که هیچ نمیدیدم. یادم رفته بود که قله کوه های گم شده در مه رو دوست داشتم.
عکس برداری از زنای اسید و خاک ممنوع بود
اگرچه قوانین خودم رو دارم اما هیچوقت توی اون فضا ی مسموم گوشی دستم نبود.
خاک شکسته میشد و مادرش میومد جلوی چشماش
آب، آب زیرزمینی بود !
کی مجوز داده بود به چاه های کیلومتری
به نفود به آب لایه های زیری که ابتدایی خونده بودم برای آیندگانه ...
2 136
هرطور شده برای ادامه زور زدم
فکرم و قلمم رو نفروختم
کارگری شرکت روی رو کردم
گفتن خودکشی میکنی همینجوری که تو، اینجایی!
پای مخزن های تناژی اسید سولفریک
ماسک چرا نمیزنی؟
دهنم پر بود از نون و پنیر و آهک جوابی نداشتم!
2 136
با هرحرف تازه ای که اینجا شکل میگیره
ده نفر ول میکنن میرن که انگار سکوت مردیکه بهتر بود. ولی خودم که میدونم بهتر نبود.
2 136
که کم، میتونه به معنی بیشتر باشه
که حرکت های یک مورچه هم حرکته
که هر چیز کوچیکی ارزشمنده.
2 136
که هر چقدر دویدم؛ اما نرسیدم
که هر چقدر چرخیدم؛ گیج، ننشستم
که هر چقدر نشستم؛ استراحت نشد.
2 136
جمع و جور کردنم خیلی سخته
با اینحال تا همین جا هم آسون جمع نشدم.
اصن آسون به ما نرسید!
:))))))
زندگی همینه و هی تو، ناله کن ...
2 136
وودی آلن میگه موفقیت هشتاد درصد حضور داشتنه.
بیست درصد باقی در من کامل موجوده :))
در واقع به دندون دارم کسی که میخواستم باشم رو
همین هشتاد درصد حضور رو اگه گره بزنم به وجود موفق میشم :))
