en
Feedback
ایرانگرد

ایرانگرد

Open in Telegram

ایرانتایزمنت یعنی تبلیغ زیباییهای ایران. تلاش بنده بر این است که خودم به مناطق بکر و زیبای ایران رفته و براتون فیلم و عکس و مطلب تهیه کنم. Admin: @irantizement2 کد شامد: 1-1-69624-61-3-1

Show more
2 926
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-730 days
Posts Archive
تیمچه اکبریان یا یهویان یا سفره خانه سنتی طهرون نحوه کار بانک : اجناسی را که برای گرو می آوردند، از طریق سوراخی در کف طبقه همکف در مجاورت دیوار به صورت مخفیانه و دور از دید مردم به زیر زمین انتقال می دادند. سفره خانه سنتی طهرون قدیم یکی از رستوران های سنتی در محدوه بازار تهران است. با ورود به این سفره خونه بوی دیزی مشام شما را می نوازد.اینجا یک دیزی خوشمزه و خوش رنگ و مدهوش کننده با سنگک تازه و سبزی خوردن تازه و ترشی در انتظار شماست.بعد از خوردن دیزی، یک چای دبش دیشلمه لب سوز و لب دوز در حالی که به پشتی تکیه داده اید لحظات خوشی را برای شما رقم خواهد زد. @irantizement

#تیمچه #اکبریان یا #یهویان یا #سفره_خانه #سنتی #طهرون تیمچه اکبریان با نام جدید سفره خانه سنتی طهرون قدیم یکی از تیمچه های قدیمی تهران است که در بازارچه عودلاجان روبروی کوچه حکیم قرار دارد.ایرانتایزمنت. این بنا با قدمت 260 سال، نخستین بانک و صرافی ایران بوده که به صورت بانک رهنی کار می کرده است. @irantizement

محله عودلاجان طهران در دوره قاجار عودلاجان جزو مناطق اعیان نشین پایتخت به شمار می‌رفته است. قوام الدوله، نصرالدوله، مدرس، موتمن الاطباء، امین نظام، عزت الدوله، ملک الشعرا و نام‌های آشنای دیگری از عصر قاجار با این محله پیوند خورده اند. از بناهای تاریخی و مکان های با قدمت محله ی عولادجان می توان به مسجد خان مروی، مسجد میرزا محمود، امام زاده یحیی، آب انبار مسجد حکیم، سقاخانه سرچشمه، مسجد شاهی، باغ سفارت روسیه، خانه امام جمعه، خانه قوام الدوله، خانه فرمانفرما، حمام خانه، حمام حکیم باشی، ساختمان چاپخانه، خانه موتمن الاطبا، مدرسه خان مروی، مدرسه رضاییه، خانه وثوق و… اشاره کرد. محله عودلاجان تهران بسان یک شهر موزه، چنان که در بسیاری از شهرهای تاریخی اروپایی وجود دارد می باشد. @irantizement

محله #عودلاجان #طهران محله ی عود لاجان در شمار قدیمی ترین محله های تهران است که از شروع تاریخ شهر تهران وجود داشته و البته ابتدا به صورت یک قریه ی بسیار کوچک بوده است. محله ی عودلاجان از غرب به میدان پانزده خرداد می رسد. همین طور از شرق به خیابان سیروس، از شمال به چهار راه سرچشمه و از جنوب به چهار راه مولوی محدود می شود. این محله مساحتی در حدود 150 هکتار داشته و چیزی بیش از 21 هزار نفر در آن سکونت دارند. محله ی عودلاجان تهران قدمتی بیش از چهار صد سال داشته و در کنار محله های سنگلج، چال میدان، ارگ و بازار قرار داشته است. چنان که مورخان می گویند، به احتمال زیاد تهران از همین نقطه شروع شده و گسترش یافته است. @irantizement

#آرامگاه #داریوش #بزرگ #هخامنشی آرامگاه داریوش بزرگ هخامنشی در #نقش_رستم استان فارس از لحاظ قدمت، اولین آرامگاه و به لحاظ دقت ساخت، شكیل‌ترین و بزرگیرين آرامگاه در مجموعه‌هاى تاریخى #نقش #رستم و #تخت_جمشید است. در بدو ورود به دالانى (به موازات سطح بیرونى آرامگاه) به طول حدود ١٨ متر وارد می‌شود كه شامل سه اتاقک است و در هر كدام از اين اتاقک‌ها، سه گور (جمعا ٩ عدد) تعبيه شده است. یكى از اين گورها براساس كتيبه متعلق است به داریوش بزرگ هخامنشى و در مورد مابقی اطلاع دقیقی در دست نيست (احتمالا تعلق دارند به والدین، خواهران و برادران یا همسران و فرزندان داریوش بزرگ). همه گورها ظاهرا كاملا خالى از آثار و بقایاى انسانى از جمله استخوان هستند كه با به دليل غارت مهاجمین از جمله حمله اسكندر بوده یا به دلیل گذر زمان از بين رفته‌اند. @irantizement

#آرامگاه #داریوش #بزرگ #هخامنشی آرامگاه داریوش بزرگ هخامنشی در #نقش_رستم استان فارس از لحاظ قدمت، اولین آرامگاه و به لحاظ دقت ساخت، شكیل‌ترین و بزرگیرين آرامگاه در مجموعه‌هاى تاریخى #نقش #رستم و #تخت_جمشید است. در بدو ورود به دالانى (به موازات سطح بیرونى آرامگاه) به طول حدود ١٨ متر وارد می‌شود كه شامل سه اتاقک است و در هر كدام از اين اتاقک‌ها، سه گور (جمعا ٩ عدد) تعبيه شده است. یكى از اين گورها براساس كتيبه متعلق است به داریوش بزرگ هخامنشى و در مورد مابقی اطلاع دقیقی در دست نيست (احتمالا تعلق دارند به والدین، خواهران و برادران یا همسران و فرزندان داریوش بزرگ). همه گورها ظاهرا كاملا خالى از آثار و بقایاى انسانى از جمله استخوان هستند كه با به دليل غارت مهاجمین از جمله حمله اسكندر بوده یا به دلیل گذر زمان از بين رفته‌اند. @irantizement

درود بر دوستان گرامی برای هفته آینده 4-6 شهریور برای گرجستان پرواز داریم دو نفر از همراهانمان دقیقه نود کنسل کردند . اگر کسی دوست داره با ما همراه باشه ، پیام بدند تا جزئیات سفر را توضیح بدم

فیلم محشر تهران ۱۹۴۴ که از دفتر ملی بایگانی و مدارک آمریکا درآمده و مرمت شده. با فیلمبرداری افسر آمریکایی از روی لکوموتیو بخار آغاز می‌شود و تردد سربازان متفقین. رستوران تگزاس. رنگرزی و لباسشویی هولیوود. بار آستارا و بلک‌کت بار که پاتوق فاتحان جنگ است. درشکه و گاری اسبی و چرخ‌های دستی را می‌بینی. با کامیون‌های فورد ساده و مربعی. کامیون‌های کوچک‌تر بریتیش لیلاند و اتوبوس لیلاند تایگر. همچنین ترمز کامیون نظامی برای گذر کاروان‌ شتر با شتربان خندان. هتل ریتز در تهران مدرن و خلوت، یکه‌سالار میدان فردوسی است. (پس منابع فارسی درباره احداث هتل در سال ۱۳۲۷ اشتباه می‌کنند) شورولت‌های دهه ۳۰ میلادی. سواری‌های فورد مشکی مدل B و مدل وی ۸ آمریکایی، و موریس انگلیسی، به سلطه چارپایان در معابر پایتخت پایان داده‌اند. مجسمه شاه، با ساختمان عظیم قماش و قند و شکر میدان راه آهن که مارسل دوبرل فرانسوی طراحی کرد و رضا شاه ساخت تا با درآمد همان اداره، راه آهن سراسری را توسعه دهد. باورش سخت که هنوز ۲۰ سال هم از انقراض قاجار نگذشته و این همه پیشرفت! @irantizement

فیلم محشر تهران ۱۹۴۴ که از دفتر ملی بایگانی و مدارک آمریکا درآمده و مرمت شده. با فیلمبرداری افسر آمریکایی از روی لکوموتیو بخار آغاز می‌شود و تردد سربازان متفقین. رستوران تگزاس. رنگرزی و لباسشویی هولیوود. بار آستارا و بلک‌کت بار که پاتوق فاتحان جنگ است. درشکه و گاری اسبی و چرخ‌های دستی را می‌بینی. با کامیون‌های فورد ساده و مربعی. کامیون‌های کوچک‌تر بریتیش لیلاند و اتوبوس لیلاند تایگر. همچنین ترمز کامیون نظامی برای گذر کاروان‌ شتر با شتربان خندان. هتل ریتز در تهران مدرن و خلوت، یکه‌سالار میدان فردوسی است. (پس منابع فارسی درباره احداث هتل در سال ۱۳۲۷ اشتباه می‌کنند) شورولت‌های دهه ۳۰ میلادی. سواری‌های فورد مشکی مدل B و مدل وی ۸ آمریکایی، و موریس انگلیسی، به سلطه چارپایان در معابر پایتخت پایان داده‌اند. مجسمه شاه، با ساختمان عظیم قماش و قند و شکر میدان راه آهن که مارسل دوبرل فرانسوی طراحی کرد و رضا شاه ساخت تا با درآمد همان اداره، راه آهن سراسری را توسعه دهد. باورش سخت که هنوز ۲۰ سال هم از انقراض قاجار نگذشته و این همه پیشرفت! @irantizement

#Road of #Opert #جاده #اوپرت

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور پایان یک سفر هیجان انگیز دیگر صبح بعد از خوردن صبحانه و گشت و گذارمان تا ساعت 10 منتظر ماشین ماندیم تا بیاد و بالاخر آمد و همه ماها رو سوار کرد و با خودش تا روستا رساند و از اونجا هم سوار بر ماشینهایمان شدیم و برگشتیم به تهران . @irantizement

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور آشپزخانه دوبلکس ما همه این بارون و بادهایی که شب از سرما گذشت خوبیش در این بود که صبح وقتی از خواب پاشدیم و اومدیم بیرون صحنه بسیار زیبایی رو دیدیم اثری از مه نبود و آسمان صاف صاف بود. یک مورد که خیلی جالب بود میخواستم بهتون بگم شاید بدرد شما هم بخوره این بود که وقتی روی دوتا چادرمون رو پوش سوم گذاشتیم بین دو چادر فاصله دادیم و شب بین این فضا رو برای آشپزخانه مان استفاده کردیم و بدون اینکه مشکلی پیش بیاد در حالی که در بیرون باد و بارون می آمد. حتی همسایه ما هم که میخواست توی چادرش آشپزی کنه به پیشنهاد ما آمد و از این فضای آشپزخانه ما استفاده کرد. این رو خدمتتون گفتم که تا میتونین سعی کنید توی چادر آشپزی نکنین چون جنس چادر خیلی خطرناکه و زود شعله ور میشه. من خودم دوتا تجربه سوزوندن چادر داشتم توی سفرهایم. مخصوصا این روزها که قیمت چادرها خیلی گرون هم هست. @irantizement

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور قدرت نمایی تیشتر و وای در ارزور چادرهایمان رو زدیم. پوش سوم که شب قبل زیر بارون خیلی بدردمون خورده بود رو باز هم انداختیم و چون بالای کوه و ارتفاعات بودیم علاوه براینکه میخهای بیشتری زدیم روی همه میخها هم سنگهای سنگینی گذاشتیم که توی باد در نیاد و چقدر کار خوبی کردم چون نیمه شب بعد از باران شدیدی که اومد بعدش تا صبح باد و طوفان شروع به وزیدن کرد و نزدیک بود همه چادرهایمان رو با خودش ببره @irantizement

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور پیش به سوی ستیغ ارزور بعد از چونه زدن قرار شد ما چهار نفر رو برسونه اوپرت و فردا ساعت 10 صبح با ده نفر دیگر برگردونه و نفری 700 ازمون بگیر . ما ماشینهایمون رو کنار خونه آقای شمس گذاشتیم و راهی اوپرت شدیم. هنوز از رودخانه ای که براتون تعریف کردم زیاد دور نشده بودیم که افتادیم توی مه و تا خود اوپرت هیچی نمیدیدیم و بلاخره بعد از حدود یک ساعت رسیدیم به اوپرت و توی مه که اصلا نمیدونستیم چی به چیه و کی به کیه. @irantizement

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور نیسان آقای شمس در همین حین یک ماشین سواری از سمت روستای سرخده اومد و من رفتم جلوش رو گرفتم و در مورد نیسان و هزینه صحبت کردم اون هم شماره دامادشان رو داد و گفت ماشین نیسان داره و قرار شد بعد از ناهار بهش زنگ بزنم. بعد از خوردن ناهارمان یک ماشین سواری دیگه اومد و از ما مسیر اوپرت رو سوال کرد و ما هم قضیه رو گفتیم و قرار شد با ما بیاید تا هزینه نیسان برای همه ما کمتر بشه . هرچی زنگ زدیم گوشی رو بر نمیداشت راننده نیسان و مجبور شدیم با ماشین دوست جدیدمان که اسمشون عطا بود بریم روستای سرخده و خودشو رو ببینیم . توی روستا یک نیسان بیشتر نبود و رفتیم و اتفاقا همون راننده مورد نظر ما بود که اسمشون آقای شمس بود. @irantizement

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور روستای سرخده اوپرت پرسان پرسان حوالی ساعت 3 رسیدیم به ملا ده. از هر کسی میپرسیدیم میگفت با پراید نمی
+1
سفر به اوپرت، ستیغ ارزور روستای سرخده اوپرت پرسان پرسان حوالی ساعت 3 رسیدیم به ملا ده. از هر کسی میپرسیدیم میگفت با پراید نمیدونید برید اوپرت و ما قصد داشتیم ماشین رو ملاده بذاریم و با نیسان بریم. از اخرین نفر پرسیدیم گفت میتونین با پراید برین ولی باید بلد باشین . همین حرفش بهمون قوت داد که با پراید بریم به سمت اوپرت اما وقتی 5 کیلومتر رفتیم و به دوراهی روستای سرخده و اوپرت رسیدیم و اولین سرازیری و رودخانه رو دیدم همونجا ایستادم و گفتم از این جلوتر با پراید نمیام. برفرض که با پراید همه این مسیر رو رد بشم اونوقت چی از ماشین میمانه برام و باید کلی خرجش کنم . همونجا زیر یک تالار (آلاچیق) ماندیم و آتش روشن کردیم و جوجه کبابمان رو درست کردیم که بیشتر از این اگر نگهش میداشتیم خراب میشد. @irantizement

ادامه دارد ...

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور کل و بزهای مردم آزار بعد از خوردن صبحانه، خورشید از لای مه و ابرها یواش یواش سروکله اش پیدا شد و ما روکشهای چادرهایمان را که خیس آب شده بودند رو برداشتیم و روی سنگها پهن کردیم تا خشک بشه. و بعد از یک ساعت استراحت و لشینگ، وسایلمان رو جمع کردیم و به راهمان ادامه دادیم و رفتیم به سمت چاشم و سپس شهمیرزاد . توی این جاده آنقدر کامیونهای سنگین تردد میکنند که حدود 10 کیلومتر آن کاملا آسفالتش از بین رفته بود و جاده شنی شده بود اما میشد با هر وسیله ای براحتی عبور کرد. @irantizement

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور کل و بزهای مردم آزار همانطور که داشتیم صبحانه میخوردیم دیدیم که از بالای کوه، سنگ به سمت پایین پرتاب میشه. چند بار اول زیاد محل نذاشتیم و گفتیم خوب طبیعیه ولی از جایی به بعد دیدیم که نخیر غیر طبیعیه. بلند شدم و به کوه خیره شدم ببینم کدوم آدم مردم آزاری هست که داره سنگ پرتاب میکنه و بهش بگم آهای آقا، مواظب باشین آدم اینجا نشسته. دیدم یک گله کل و بز وحشی بالای سر ما دارند ورجه وورجه میکنند. وجود کل بز خوبه ولی باید این رو هم بدونین که وجود شکار در این منطقه حتما وجود حیوانات شکارچی رو هم بدنبال داره و تازه یادم افتاد که روز قبل توی جاده تابلوی پلنگ رو دیده بودم. البته پلنگها خطر نمیکنند و از کوهها پایین نمیان تا لب جاده. من حسرت خوردم که چرا دوربین شکاریم رو با خودم نیاوردم تا بالای کوهها رو ببینم چون مطمئن بودم که حتما یک پلنگی اون بالاها داره مثل ما به این گله نگاه میکنه. @irantizement

سفر به اوپرت، ستیغ ارزور صبحانه در دل طبیعت با بیدار شدن ما، کامیونهای جاده هم شروع به تردد کردند و خالی میرفتند و با بار لاشه های سنگ بر میگشتند . ما هم کم کم بساط چای و صبحانه مان را برپا کردیم. @irantizement