دورهمی مَجومِرد یزد
Open in Telegram
مَجومِرد ای سرزمین اجدادی نامت تا ابد پاینده باد ترا دوستدارم به سخت کوشی مردمانت به غیرت جوانانت به پینه های دست مردانت که سالها درگرمای طاقت فرسا، برزمینهای کویری ات عرق ریخته اند به نجابت زنانت،که فرزندانی برومند،فهیم و دانشمند؛تحویل ایران عزیزکردند
Show more688
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from صدا و سیمای مَجومِرد یزد
⚫️ آنچه کمتر از علی (ع) شنیدهایم
💠 گفتند: فردی در خانه اش به لهو و لعب و گناه و فحشا مشغول است. نگفت به این مرکز فساد حمله کنید و شلاقشان بزنید... گفت خانه و حریم شخصی خودش است. به شما ربطی ندارد با چشمان بسته وارد شد و بعد از خارج شدن از منزل دوباره چشمانش را باز کرد و گفت من چیزی ندیدم.
💠 وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بی سابقه از او خواستند که حاکم شود گفت: "مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید." اینطور نبود که حکومت را حق خداداد خود بداند و تشکیل آن را تکلیف شرعی خود بشمارد ...
💠 اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت به خانه روید و مطیع باشید. گفت: "در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگاهم دارد”.
💠 بارها در سخنانش انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست...
💠 سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه را بر سرش خراب کرد، نه در خانه حبس اش کرد و نه حتی علیه او سخن گفت.
💠 طلحه و زبیر پیش او آمدند و از او پست و مقام خواستند، نپذیرفت. چند روز بعد مدینه را به قصد مکه و تدارک نمودن جنگ جمل (بر علیه علی) ترک کردند. علی به آن ها گفت کجا می روید؟ دروغ گفتند. علی گفت می دانم برای جنگ با من می روید. با این وجود آن ها را زندانی نکرد. زندانی سیاسی برای علی معنا نداشت.
💠 روز جمل، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند. یارانش گفتند شروع کنیم. او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت: “اللهم اشهد” (خدایا شاهد باش). سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او را کشتند. یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد”. تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند، سر به آسمان بلند کرد و گفت “خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم” آنگاه شمشیر کشید. ماجراجو و جنگ طلب نبود.
💠 بعد از جنگ جمل، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت: “کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم”. حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت. سپس به دیدن عایشه رفت و حالش را پرسید، سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند. با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، اینطور بود.
💠 کسانیکه با او جنگیدند را “محارب و منافق و فتنه گر” نخواند، گفت:“برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!”.
💠 در زمان خلافت تمامی خزانه داری های سرزمین پهناور اسلام را به دست ایرانیان سپرد، گفت ایرانیان قبل از اسلام هم مردمان پاک دستی بودند.
💠 هنگامی که خلیفه شده بود و برای سرکشی به یکی از شهرها رفته بود، مردمانی را که به دنبال اسب او با پای پیاده راه افتاده بودند و او را مشایعت می کردند، با فریاد آن ها را از این کار بر حذر داشت، گفت من هم انسانی مانند شما هستم، بروید به کار و زندگی خود برسید و فقط در برابر خدا تعظیم کنید.
💠 وقتی خلیفه یکی از بزرگترین امپراطوری های جهان در آن عصر بود، با یک فرد مسیحی اختلاف پیدا کرد و کار به قاضی سپرده شد. نخواست به زور حرف خود را به کرسی بنشاند. در دادگاه از این که قاضی او را محترمانه صدا کرده و بیشتر به او نگاه می کرد، خشمگین شد و گفت که من و فرد مسیحی برای تو نباید فرقی داشته باشیم، از خدا بترس و عدالت را رعایت کن... از آنجایی که علی شاهدی برای ادعای خود نداشت، قاضی به نفع مسیحی حکم داد و علی این حکم را پذیرفت.
💠 فردی نابینا را دید که گدایی می کند. گفت چرا به او نمی رسید و کمکش نمی کنید؟ گفتند مسیحی است. گفت آن زمان که بینا بود و برایتان کار می کرد، از دینش نمی گفتید، حالا او مسیحی شده؟ ... مقرر کرد که از بیت المال مسلمین هر ماه به او پول بدهند تا مجبور به گدایی نباشد...
علی را باید به عملکردش شناخت نه با وهن و خرافات. علی به عدل اش علی بود.
علی خود عین عدل بود.
🌏 اولین و بزرگترین رسانه اجتماعی《مجومردي ها》👇👇👇
1-مجومرد / @majoomerd
2-کودک / @majumerd
3- رضوانشهر/ @rezvanshahryazd
Repost from صدا و سیمای مَجومِرد یزد
لباس مشکی تنم کردم و رفتم سمت مسجد برای مراسم احیا...
نیم ساعتی بود از مراسم گذشته بود....
انقدر شلوغ بود که حتی تو حیاط مسجدم نشسته بودن...
صدای الهی العفو،الهی العفو مردم،صدای خلصنا من النارشون تو کل محل پیچیده بود...
اومدم برم تو مسجد
دیدم یه دختر بچه جلوی در مسجد نشسته،به دیوار تکیه داده و یه بسته آدامس و چند تا فال دستشه....
یه چند دقیقه ای وایسادم و نگاهش کردم
هیچکی ازش حتی یه فالم نمیخرید ...
بی اعتنا از کنارش رد میشدن....
رفتم جلو
گفتم خوبی: گفت مرسی...
گفت عمو یه آدامس ازم میخری؟؟؟
دست کردم تو جیبم
فهمیدم کیف پولم رو تو خونه جا گذاشتم....
گفتم چشم میرم خونه کیفم رو میارم ازت میخرم...
گفت عمو تو میدونی الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب یعنی چی؟؟؟
آخه امشب همه همین جمله رو میگن...
گفتم یعنی خدایا پناهم باش و من رو از آتیش جهنم دور کن...
گفت یعنی جهنم گرمه؟؟؟
گفتم آره خیلی...
گفت یعنی از تو چادر ما هم گرم تره؟؟؟
گفتم چادر؟؟؟
گفت آره من و مادرم و خواهرم تو چادر زندگی میکنیم،ظهرا که آفتاب میزنه میسوزیم خیلی گرمه،خیلی ....
مادرم قلبش درد میکنه،گرمش که میشه بیشتر قلبش دردش میگیره...
سرم رو انداختم پایین...
اشکم دراومد....
گفت عمو یعنی من الان بگم خلصنا من النار
خدا فقط من رو از آتیش جهنم دور میکنه؟؟
از گرما تو چادر دور نمیکنه؟؟؟
آخه من مامانم رو خیلی دوست دارم
چیزیش بشه من میمیرم...
میخواستم داد بزنم آهای ملت بی معرفت
این بچه اینجا نشسته شما یه بسته از آدامس ازش بخرید از گرمای تو چادر خلاص شه
بعد شما قران بالا سرتون گرفتید و خلصنا من النار میگید
آهای ملت بی معرفت...
خلصنا من النار اینجاست،الهی العفو اینجا نشسته..
یه بسته آدامس بهم داد گفت بیا عمو این آدامس رو من بهت میدم چون تنها کسی بودی که حاضر شدی باهام صحبت کنی..
همینجوری اشک ریختم و رفتم سمت خونه و کیف پولم رو برداشتم و دوباره رفتم سمت مسجد....
اما هر چی گشتم دختر بچه نبود...
به آسمون نگاه کردم
چشام پر اشک شد...
گفتم الهی العفو...
الهی العفو...
الهی العفو..
خدایا من بی معرفت رو ببخش....
آدامس رو باز کردم و گذاشتم دهنم...
مزه درد میداد....
مزه بغض میداد....
مزه اشک میداد
🆔 @doctorrafiei 🌹
@majoomerd
Repost from توفان یزد
اتش و شعر و شب مهتابی و دیدار و صحبت با رسولی هنرمند شاعر و نقاش گمنام و شناخته نشده شاهدیه در جشن لتیر مجومرد
در این باره بیشتر خواهیم نوشت
محمدرضا شوق الشعراء
۱۴۰۳/۱/۷
✅توفان یزد
@Toofaneyazd
Repost from میراث یزد
🎥فیلم
📌بزرگداشت شهرستان اشکذر با حضور پرشور مردم در مسجد ریگ مجومرد
🔸️شب گذشته همزمان با پنجم فروردین رویداد فرهنگی بزرگداشت شهرستان اشکذر در قالب برنامههای متنوعی شامل جشنواره نان لتیر مجومرد، جشنواره نوروزی پاتوق شمسی در مجموعه حاج حسن صفی و طرح بزرگ پیش چشم به راهیم در محل پارک اشکی اشکذر به اجرا درآمد.
📝لینک خبر:
www.chtn.ir/x3VpR
#عید_آمد_عید_آمد
#ایران_ببین
#یزد_زیبای_من
#نوروز_۱۴۰۳ً
🔸 اینستاگرام:
www.instagram.com/yazd_cthh
🔸 تلگرام:
t.me/yazd_chto
🔸ایتا:
eitaa.com/mirasyazd_chto
🔸روبیکا:
https://rubika.ir/visit_yazd
Repost from توفان یزد
پخت لتیر
لتیر پیازی داغ را با پنیر همراه با چای داغ اتشی قدم زنان در بین جمعیت راه رفتیم و خوردیم و عجب خوشمزه بود و چسبید
هنوز شولی و سوروک و بامیه مانده
✅توفان یزد
@Toofaneyazd
Repost from توفان یزد
بوی خاطره لتیر ما را کشاند به مسجد ریگ مجومرد
جشن شهرداری با همراهی خودجوش مردمی
کلکی برای پخت نان کماچ که در ورودی محوطه به بازدید کنندگان گرمی و حس خوبی می بخشد
جمعیتی زیادی، پیر و جوان و زن و مرد و کودک، از لحظه افطار در مسجد ریگ جمع شده اند
شب مهتابی و فضایی گرم و خوب و شاد و صمیمی و گیتار و موسیقی و ...
نان تافتون تنوری داغ
پنیر
نان لتیر پیازی
چای اتشی
سوروک
بامیه
شولی
و اینها همه بصورت رایگان و داغ، به مردم داده می شود
✅توفان یزد
@Toofaneyazd
Repost from توفان یزد
دیدگاه
بله لتیر وبوی نان تازه و تزیینی که مادر بایک استکان کوچک چند ضربه روی ان میزد و گاهی زمزمه ای نیز سرمیداد لتیر کت کتو روغن توطاسو خدا قسمت کنه بریم خراسون
و چه خاطرهای شادی درعین نداشتنها وشب نشینیها و رقص وپایکوبی مابچه ها ،هرچه بود ونبود باشادمانی بود ،جشن نوروزمان بوی نوروز داشت وبهار بوی بهار و نان بوی نان هرچه بود اصل بود خصوصامحبت ومهربانی بزرگترها چه کرده اید با ماکه شصت سال پیشمان ارزوست
اکبر یزدانی
✅توفان یزد
@Toofaneyazd
Repost from توفان یزد
جشنواره لتیر (نان سنتی) شهر مجومرد
از تاريخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۲ تا ۱۴۰۳/۰۱/۱۳
بعد از نماز مغرب و عشاء- مسجد ریگ شهر مجومرد
تبصره اول: امشب فرصتی شود سری به این جشنواره خواهیم زد
تبصره دوم:
بوی عطر نان لتیر خانه مادر بزرگ
خیلی خیلی سال پیش، گاهی مادربزرگمان کنار حیاط خانه شان با هیزم و یک تابه، بساط پخت نان لتیر راه می انداخت، و می پیچید بوی عطر لتیر در خانه و کوچه و هر وقت که داشت لتیر می پخت و سر می رسیدیم یک لتیر کوچک هم برایمان می پخت، با آردی که خود در تغاری کوچک خمیر کرده بود.
تابه را روی اتش داغ می کرد، خمیر سرد را می انداخت روی تابه و با دست های پر از چروکش ان را پهن می کرد، صدای جز جز داغ شدن خمیر با بوی لتیر و مزه ان همچنان یادمان است
محمدرضا شوق الشعراء
۱۴۰۳/۱/۷
✅توفان یزد
@Toofaneyazd
Repost from آینده سازان رضوانشهر یزد
کدوم صدا به نظرتون حرومه؟
نظرتون در مورد این کلیپ؟
🕊❤️❤️🕊
@majumerd
کوه ریگ یکی از اماکن تفریحی شهرستان مهریز به شمار می رود که در بخش مرکزی مهریز و در محله بغدادآباد واقع شده است.
این کوه، تلی از ماسه های تمیز و بدون خاک است که به صورت تپه بسیار بزرگی در نزدیکی یکی از کوه های شهر مهریز قرار دارد.
ریگ های این کوه به دلیل تابش مستقیم نور خورشید، داغ می شود و به دلیل ریگ بودن تپه، کوهنوردان را اغلب تا نیمی از پا در ریگهای داغ فرو می برد به همین دلیل بسیاری از مردم معتقدند، داغی ریگها می تواند دردهای عضلانی پا و کمر را از بین ببرد.
همین امر سبب شده سالانه تعداد زیادی از گردشگران از این منطقه به عنوان یک منطقه گردشگری درمانی استفاده کنند.
کوه ریگ در طول سالیان طولانی و در چند صد سال پیش بر اثر وزش باد و جمع شدن توده های عظیمی از شن کنار یک کوه به وجود آمده و اکنون به یک منطقه تفریحی و ورزشی برای جوانان و خانواده ها تبدیل شده است. 🔷 کوه ریگ واقعی در مهریز هست.💯 🔺 به تل ریگی که در جاهای دیگر کویر هست تل ریگ می گویند نه کوه ریگ.
✨
یکی بود یکی نبود،
غیر از خدا هیچکس نبود...
این کل داستان آفرینش است!!
این داستان را جدی بگیرید
غیر از خدا هیچکس نیست
هر چه هست؛
برای او و به خاطر اوست
خدایی که همه چیز برای اوست
ماهم برای او هستیم
پس با خیالی آرام
خودت را رها کن از هرفکر و خیالی
و آرام باش
که همه چیز دست اوست.
🆔 @doctorrafiei 🌹
❤️ مَجومِرد مهد دانش و تكاپو و تفكر 🌹
❤️اولین و آخرین خبرهای مَجومِردیزد در اینجاست❤️
https://eitaa.com/joinchat/4123787669C8187c686ef
آنكه رفت از خانه ي دنيا به آساني
روح پاكش شاد "حاج حسين خراساني"
بادرود و ارادت
مرحوم "حاج حسين خراساني" غريب نبود. ما اهالی مجومرد، هرگز یار خراسانی مان را تنها نگذاشتيم؛ چون نمي خواستيم در شهرمان احساس غریبی و غربت بکند.
همه ما از زمانی که مرحوم از خراسان به مجومرد آمدند، سعي كرديم رفتاري محترمانه با ايشان و خانواده گرانقدرشان داشته باشيم تا هرگز دلتنگ وطن نشوند و حس تنهايي نداشته باشند.
او براي همه ما عزيز و گرانقدر بود و تا ابد در خاطرمان مانا خواهد ماند.
خداوند متعال روح پاکش را با مولایش علی(ع) محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید.
#دکتررفیعی_مجومرد
📲 رسانه مَجومِرد یزد 👈 رسانه مردمی
🆔 @doctorrafiei 🌹
❤️ مَجومِرد مهد دانش و تكاپو و تفكر 🌹
❤️اولین و آخرین خبرهای مَجومِردیزد در اینجاست❤️
https://eitaa.com/joinchat/4123787669C8187c686ef
الهی!
در این ماه به قلب هایمان عشق و ایمان، به قدم هایِ مان استواری در مسیرِ راستی و به تفکر و اندیشه هایِ مان؛ نور و روشنایی و جسارتِ تغییری راستین و آگاهانه و ایمانی زلال و خالصانه عطا فرما؛
تا در این ماه و ماه ها؛ در بهار و بهاران؛ تیک تاکِ لحظه ها را؛ با قلبی سرشار از عشق و آرامش، بگذرانیم، عاشقانه زندگی کنیم و سرخوشانه جشن بگیریم؛ جشن حضوری شاد؛ مردمانی شاد؛ سرزمینی شاد و جهانی شاد ...
و عارفانه و از سر اخلاص عبادت
کنیم...
عشق از ایمان می زاید و ایمان از عشق... و این هر دو از شادی ...
و شادی از آرامش.....
الهی به ما شادی و آرامش عطا فرما.....
و ما را زیر چترِ آغوشِ پرمهرت،
پناه باش.....
🌹🌺🌷🌸🌹🌺🌷🌸
🌸🌷🌺🌹🌸🌷
🌷🌸🌹🌺
🌸🌹
💐
#آمار
🌕🌕آمار افطاری مساجد یزد🌕🌕
🌓 سه شنبه مورخ 1402/12/22 🌓
1.مسجد حظیره:تخم مرغ
2.مسجد ریگ : نون و پنیر و سبزی
3.مسجد قبا : آش آبادانی
4.مسجد جواد الائمه خیابان مدنی: قیمه
5.مسجد امام خمینی حسن آباد : آش رشته
6.مسجد حضرت امیر : سبزی پلو
7.مسجد النوار چاه ملکی : عدسی
8.مسجد شاه طهماسب : ابگوشت
9.مسجد امام حسن مهریز.بغداد آباد : عدس پلو
10.مسجد برخوردار : تخم مرغ و گوجه
11.مسجد امیرچخماق : نان خشک و پنیر و خرما
12.مسجد امام حسن امامشهر : نون و پنیر و خیارسبز
13.مسجد محمدیه : کیک و ساندیس
14.مسجد صاحب الزمان کوچه زیبا : اش گندم
15.مسجد حضرت فاطمه فضای سبز : نون و پنیر و خرما
16.مسجد شاه نعمت الله : ابگوشت
17.مسجد اعظم امامزاده جعفر : کیک یا کلوچه
18.مسجد امیرالمؤمنین بلوار دشتی : ابگوشت
19.مسجد جامع رحمت اباد : نون و تخم مرغ جوشیده
20.مسجد قائمیه : نان و خرما
21.مسجد فهادان : آش آبادانی
22.مسجد امیرالمؤمنین دولخ اباد : خورشت سبزی
23.مسجد جامع شرف اباد : چلو مرغ
24.مسجد چهارده معصوم امامشهر :ساندویچ الویه
25.مسجد بتول ازادشهر : نان و خوراک ماهی
26.مسجد موسی بن جعفر بلوار دهه فجر : عدس پلو
27.حسینیه خیر آباد : نان و پنیر سبزی
28.مسجد بلوری زاده سه راه حکیمیان : عدسی
29.مهدیه یزد : آش گندم
30.مسجد چهارده معصوم بلوار پاکنژاد : کیک و ساندیس
🌔🌔تمامی آمارهای فوق به احتمال 99% صحیح میباشد🌔🌔
💐
یادش به خیر چه ایامی داشتیم. قدر ندانستیم. تا سال 1398 خوش بودیم.
🆔 @doctorrafiei 🌹
@rezvanshahryazd
Repost from دورهمی مَجومِرد یزد
فقط اون جمله آخرش😂
هرکس تو ماه رمضان روزه نگیره...
مطالب زیبا👈@majoomerd
